یکشنبه, 11 تیر 1396 ساعت 09:37

جای خالی بهشتی در چالش های عدالت، آزاداندیشی ، اعتدال و اخلاق سیاسی

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

سمیرا بابایی ، پروانه میرزایی،ریحانه سادات تهامی

عصراقتصاد: با نزدیک شدن به واقعه هفتم تیر و برای مرور خاطرات آن روزها ، برآن شدیم تا با حجه الاسلام مسیح مهاجری؛ روحانی، روزنامه‌نگار و سیاست‌مدار ایرانی که یار دیرین این شهید بزرگواراست  مرور کنیم.  

در شروع صحبت اشاره ای کردیم به توجه صمیمانه شهید بهشتی به افراد ولو کم سن و سال و جوان ، که مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی به صرافت موضوعی افتاد و گفت ، اجازه بدهید اصلا گفت و گو را از همین جا شروع کنیم و بعد از خاطرات خود با شهید بهشتی گفت: در همان سال های 58 , 59 و اوایل سال 60 قبل از شهادت شهید بهشتی بارها اتفاق افتاده بود که من مورد مراجعه از طرف کودکان 10 ساله از فامیل و بستگان قرار گرفتم  که دونفر از این جوانان هم بعدا شهید شدند که علاقه مند به گرفتن عکس یادگاری با این شهید بزرگوار بودند .آقای بهشتی در دفتر دبیرکلی حزب جمهوری اسلامی بودند و من  پیش ایشان رفتم و گفتم با وجود آنکه که مشغول کار هستید بچه ها آمده اند و می خواهند با شما عکس بگیرند. ایشان بلافاصله کار را تعطیل کردند و اجازه دادند بچه هایی که حتی آنها را نمی شناخت عکس بگیرند و آنها را بغل می کرد و می بوسید و در کنار آنها عکس می گرفتند ، که الان برای بسیاری از این ها که مردان بزرگی هم شده اند،و یکی از نوجوانانی که با شهید بهشتی عکس گرفته بودند بعد از شهادت شهید بهشتی با تغییر شناسنامه خود و با بزرگ کردن سنش به جبهه رفت و شهید شد ، این عکس یادگاری در منزل این شهید است که یکی از بهترین یادگارهای این خانواده شهید است.این نوع روحیات شهید بهشتی مختص یک عده خاص نبود بلکه با همه به همین صورت عمل می کردند.
آشتی شهید محمد منتظری و شهید بهشتی
وی ادامه داد : ما در ساختمان روزنامه جمهوری اسلامی آن زمان طبقه هفتم را آقای مهندس موسوی که دبیر دفتر سیاسی حزب جمهوری بود به دفتر سیاسی اختصاص داده بود .بنده هم که در عین حال  مسئول سازمان شهرستان های حزب و عضو شورای مرکزی حزب بودم ،عضو دفتر سیاسی هم بودم و کار می کردم .اعضای این دفتر سیاسی ،آقای مهندس موسوی،آقای سیدمحمدرضا بهشتی،آقای زورق،آقای میرمحمدی و بنده و تعدادی از اعضای شورای مرکزی حزب بودند.آقای بهشتی هم که دبیر کل حزب بودند شرکت می کردند..ایشان بسیار منظم و سرثانیه ای به وعده خود عمل می کردند .یک بار در جلسه شورای دفتر سیاسی حزب که در محل روزنامه جمهوری تشکیل می شد ، یک ،دو دقیقه ای منتظرشان بودیم اما نیامدند .برای آقای بهشتی دودقیقه خیلی زمان بود که ایشون نیامده بودند.تا ده دقیقه این زمان طول کشید ولی ایشان نیامدند.ما خیلی تعجب کردیم و نگران شده بودیم. بعد ازیک ربع ایشان آمدند و با همان صدای بلندشان سلام علیک کردند و گفتند ببخشید ،از شما معذرت می خواهم وعلت تاخیرش را این گونه توصیف کرد  که آماده شده بودم با محاسبه وقتی از دفترم (در میدان ارگ)بیایم و در آن هنگام به من اعلام کردند محمد آقا امده است ومی خواهد شما را ببیند. ما پرسیدیم محمد آقا کیست ؟ایشان گفتند محمد منتظری.
مهاجری ادامه داد: محمد منتظری دو سال با شهید بهشتی برخورد نامناسبی داشت ، قبلا عضو شورای مرکزی حزب بود ولی از آنجا بیرونش کردند چراکه موضع گیرای تندی علیه آقای بهشتی داشتند .اما بهشتی همچنان تحمل می کرد و به هرگونه اهانت او پاسخ نمی داد. در حالیکه آقای منتظری هرگونه اهانتی را به آقای بهشتی در نشریه خود کرده بودند، شهید بهشتی افزود اگر می خواستم اورا بپذیرم دیدارم با شما به تاخیر می افتاد.و اگر نمی پذیرفتم او فکر می کرد بخاطر رفتارهایی که داشته است  به او بی اعتنایی می کنم. اما در نهایت ترجیج دادم او را بپذیرم و از شما عذرخواهی کنم. زمانی که منتظری وارد اتاق من شد من او را در آغوش گرفتم ،گفتم محمد آقا خوش آمدید و محمد آقا گفت آقا من آمده ام از شما عذرخواهی کنم ،اشتباه کردم و هر چیزی که در مورد شما گفته ام عذرخواهی می کنم. منتظری بابت گذشته عذرخواهی کرد که  من پاسخ دادم  شما را از روز اول بخشیده بودم.
مهاجری که با نگاهی معنادار خاطرات دکتر بهشتی را بیان می کرد، ادامه داد: این اتفاق 3 الی چهار روز قبل از واقعه هفت تیر افتاد که این شهادت پیش آمد و نکته مهم این است که محمد منتظری در این جلسه دعوت شد و با آقای بهشتی در آن جلسه باهم شهید شدند.آقای بهشتی در واقع اخلاق بهشتی داشتند .دو نکته برای من در این ماجرا خیلی مهم است یکی اینکه آن همه فحاشی به آقای بهشتی اما ایشان هیچ عکس الملی نشان ندادند.و نکته دوم اینکه آشتی که توسط آقای منتظری و پذیرشی که توسط بهشتی منجر شد دو خون مجاهد و مبارز به هم پیوند بخورد و به بهشت روند.
نحوه شروع همکاری مسیح مهاجری با شهید بهشتی
وی در خصوص نحوه شروع همکاری با شهید بهشتی گفت: در اواخر دهه چهل از طرف آقای بهشتی به من مراجعه شد و گفتند آقای بهشتی که ازآلمان به کشور بازگشته بودند ،قصد دارند در قم تعدادی از فضلاء را جمع کرده تا کار علمی تبلیغی را شروع کنند چند مبلغ حوزه را آماده تا برای اسلام در سراسر جهان تبلیغ کنند. مثل خودشان که در هامبورگ 5 سالی زندگی کردند و مرکز اسلامی هامبورگ را تاسیس کردند.دراین میان من و سه نفر دیگر را انتخاب وطی جلسه ای درس های از جمله ادیان، جامعه شناسی، روان شناسی را تدریس کردند که در آن زمان در حوزه متداول نبود و همچنین زبان عربی و زبان انگلیسی تاکید داشت که به صورت محاوره ای  و نوشتاری تدریس شود. و من آموزش این  زبان را آغاز کردم واین شروع  یک کار ده ساله با ایشان بود که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد.
مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی که دردفتر روزنامه اش با ما سخن می گفت، با حسرت خاصی ادامه داد: در سال 57 به توصیه آقای بهشتی به تهران آمدم ،تا لحظه شهادت همراه شهید بهشتی بودم و در نهایت رفیق نیمه راه بهشتی شدم .
ویژگی های شهید بهشتی
مهاجری در مورد ویژگی های شخصیتی شهید بهشتی چنین گفت: سه ویژگی شهید بهشتی من را شیفته خود کرد ؛ ازجمله جامعیت علمی ایشان بود، این شهید بزرگوار علاوه بر علوم حوزوی به سراغ علوم جهانی نیز رفته و در سطح دنیا به جست و جو پرداخته بود . ایشان در 18 علم صاحب نظر و علاوه براین  علوم در حوزه که البته علومی مانند فلسفه در غربت بود و علامه طباطبایی هم خانه نشین شده بودند که اقای بهشتی شاگرد ایشان هم بودند به تفسیر در حوزه که آن زمان متداول نبود نیز مسلط بودند .درآن زمان شناخت تاریخ در حد معمول بود و این شهید بزرگوارتاکید فراوان برخواندن تاریخ داشتند و در آن دوره ده ساله تاکید بر خواندن تاریخ داشتند..
علم اقتصاد درآن زمان در سطح  دانشگاه بود اما شهید بهشتی به مطالعه و بررسی علم اقتصاد جهانی پرداخت و حتی کتابهای مارکس و انگلس را از منبع اصلی خوانده بود و حاشیه هم نوشته بود.
این از کارهایی است که در حوزه پیدا نمی شود. در بخش علمی علاوه بر زبان عربی که زبان حوزه بود به دو زبان انگلیسی و آلمانی مسلط بودند و در جلسات تاکید بر صحبت به زبان انگلیسی داشتند .چنین شخصی در حوزه پیدا نمی شد و این برای ما جاذبه داشت. جامعیتی که ایشون داشتند .
وی افزود: از دیگر ویژگی دیگر این شهید بزرگوار تاکید بر مسئله روشن بینی و آزاد اندیشی بود.آقای بهشتی با خیلی از آدمها در حوزه در مورد تفکر خود تفاوت داشت . حتی در مبارزه هم برای مردم اصالت بالایی قائل بودند ،همین الان هم با این بحث مکافات داریم .و کسانی آرای مردم را قبول ندارند.
ایشان خیلی برای تربیت انسانها ارزش قائل بود و در مباحث حوزوی هم به دنبال این مسایل می گشت ، به همین سبب اداره مدرسه آقای گلپایگانی را به عهده گرفت ، که دکتر حسن روحانی ( رئیس جمهور حال حاضر ) یکی از طلبه های این مدرسه بودند. اخیراً نیز عکسی از خود و شهید بهشتی منتشر کردند که مربوط به آن زمان است. بعد ازآن مدرسه حقانی را تاسیس کردند که مرحوم شهید قدوسی مدیر وآقای بهشتی برنامه ریز آن بودند.
مسیح مهاجری یاردیرین این عالم شهید درمرور خاطراتش از شهید بهشتی این گونه  ادامه داد:" در زمانی که بسیاری برای  جدایی دین و دانش تلاش می کردند، شهید بهشتی فراتر از حوزه، دبیرستان« دین و دانش »را تآسیس کرد .
در زمان شاه ،سعی داشتند بین دین و دانش جدایی بیندازند .در این دبیرستان شاگردان او که همگی  طلبه بودند مشغول به  تدریس شدند  و خود ایشان  آموزش  به زبان انگلیسی را به عهده گرفت که ما بعدها از ایشان در مورد چرایی تدریس زبان انگلیسی پرسیدیم ، پاسخ دادند که با اینکار می خواستم به جوانان بگویم تصویری که از روحانیت که مخالف تمدن،مخالف علم روز و زبان است ،در ذهن دارند اشتباه است. و من روحانی هستم و مسلط به زبان انگلیسی هستم و کلاس زبان انگلیسی شما را به عهده گرفتم. این تفکر آقای بهشتی بود که انسانی روشن بین و آزا اندیش بودند.
وی ادامه داد:ویژگی سوم  کمالات معنونی ایشان بود.آقای بهشتی از جنس اخلاق کثیف سیاسی امروز ما نبود.
اخلاق بهشتی کاملاً اسلامی بوده و بعد از پیروزی انقلاب سمت هایی مانند ریاست شورای انقلاب، قوه قضایه، دبیرکل حزب جمهوری داشتند که این سمت ها هیچ تغییری در اخلاق و تواضع ایشان نگذاشت.
مهاجری دیگر ویژگی شخصیتی این فقید بزرگوار را این طور برشمرد: ایشان زمانی که مشغول کار بودند و زمانی که صدای اذان می آمد ،کار را فورا تعطیل می کردند و  نماز خود را بدون مستحبات می خواند و نماز عصر را به بعد از فراغت از کار موکول نموده  تا کار مردم را انجام دهد . یک بار پرسیدم :ممکن است نماز عصر را فراموش کنید؟ خیلی جدی و عادی گفت:امکان ندارد! و من با جواب ایشان به این موضوع پی بردم که تسلطی بر نفس خود دارد و این نشان از کمالات معنوی ایشان است.
ایشان نظم را ملکه درونی خودش کرده بود، به عنوان  مثال؛ یک بار به من گفت :من ده دقیقه میخوابم ، مرا بعد از آن بیدار کنید ، درست ده دقیقه بعد نزد ایشان رفتم خودشان بیداربودند. پرسیدم :نخوابدید؟ گفت: سر وقت خودم بیدار شدم.
 به طورکلی می توان گفت وجود ایشان ساعتی معنوی بود.که وقتی اراده کند سر ده دقیقه بیدار شود.

این روزنامه نگار یاد آور شد: یک روز نزد بهشتی رفته و خواستم از بیانات معنوی ایشان  استفاده کنم . ایشان اعلام کردند در ابتدا باید خود را مقید به نماز اول وقت کنید. ومن این عادت نماز سروقت خواندن را مدیون شهید بهشتی هستم. بارها این شهید بزرگوار را در حال قنوت دیده و ارتباط اش در درجه ای بود ، که انگار خدا را می بیند و با خدا حرف می زند.و این معنویات آقای بهشتی هم از ویژگی هایی بود که ما را مجذوب خودش کرده بود.
حادثه هفتم تیر چگونه اتفاق افتاد
مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی در پاسخ به پرسش ما در خصوص واقعه هفتم تیر که منجر به شهیدشدن بهشتی و 72 تن از یارانش گفت: سالنی واقع در دفتر حزب جمهوری اسلامی بود که در آن جا هر یک شنبه جلساتی بعد از نماز مغرب و عشا برگزار می شد. در آن روز بهشتی خود به عنوان یک صاحب نظر، بحث اقتصادی را  کنار گذاشته و صحبت های خود را به بحث ریاست جمهوری اختصاص دادند . زیرا در آن زمان تازه بنی صدر با امضاء امام از سمت ریاست جمهوری برکنار شده، و 30 خرداد هم شورش مسلحانه منافقین در تهران وهم صحبت فرار بنی صدر مطرح بود و در این زمان حزب جمهوری اسلامی باید احساس وظیفه کرده و شخصی را برای ریاست جمهوری جدید مطرح می کرد که در آن شب جلسه به همین موضوع ریاست جمهوری اختصاص پیدا کرد.
مسیح مهاجری که باتصویرکشیدن  واقعه هفتم تیر خاطرات ان واقعه را با ما مرور می کرد ،اضافه کرد: در آن زمان ، بهشتی ، هاشمی رفسنجانی و صادق اسلامی در جبهه های جنگ رفته و برای رزمندگان سخنرانی می کردند .در این میان چند نفر از بچه های سپاه آمدند تا اقای باهنر(شهید) را راضی کنند به جبهه رود و برای بچه ها سخنرانی کند.به من هم گفتند آقای باهنر را راضی کنیم. ما به اتاقی رفتیم مشغول صحبت بودیم که دیدیم آقای بهشتی نماز را تمام کردند.ما به آقای باهنر گفتیم شما نماز را اقامه کنید وما به شما اقتدا کنیم.و آن پیشنهاد هم قبول کردند.
روز حادثه زمانی  که وارد حیاط شدیم آقای علی درخشان که مسئول مالی حزب بودند از سالن آمد ودستشان را روی سینه آقای  باهنر گذاشتند و  گفتند : شما بروید و استراحت کنید تا برای  جلسه صبح زود فردا حضور داشته باشیدآقای باهنر را راضی کردند که برگردند. بعد از ان ما وارد جلسه شدیم ،و هنوز آقای باهنر از دفتر حزب بیرون نرفته بودند که انفجار صورت گرفت.
موقع ورودم به سالن جواد سرافراز که مسئول آموزش حزب ،روی  صندلی کنار دیوار نشسته بود و بلند شده و جای خودرا به من داد و زمانی که به جای من نشست صندلی منفجر و سرافراز به درجه شهادت نائل شدند.

مهاجری که با دقت ،صحبت های خود را بیان می کرد ، ادامه داد : دراین میان ترکش هایی نیز به من خورد و زیرآوار مانده بودم وتا زمان زیادی  بیهوش ماندم.  البته صداهایی را از اطراف می شنیدم که مردم می خواستند من را از زیرآوار نجات دهند و عده ای نیز قرآن و زیارت عاشورا می خواندند. بلافاصله بعد از اینکه از زیر آوار بیرون آمدم اولین سوالی که کردم این بود که بهشتی کجاست

و از آن ها خواستم تا من را رها کرده و به دنبال بهشتی بروند .سپس صدای آقای دکتر شیبانی را شنیدم که به آمبولانس گفت : من را به بیمارستان فیروزگر ببرند و زمانی که در بیمارستان به هوش آمدم خبرشهادت شهید بهشتی را به من نمی دادند..
مهاجری که با بغض و اشک از روز حادثه هفتم تیر باما صحبت می کرد ، ادامه داد : دکتر ولایتی به دیدن من آمده و زمانی که حال دکتر بهشتی را جویا شدم  گفت ، این چند روز را که به دیدن شما نیامدم کار دکتر بهشتی را سامان می دادیم.و من تصور میکردم آقای بهشتی را معالجه می کنند تا اینکه روزی با ویلچر من را به سرویس بهداشتی بردند و موقع برگشت وقتی من را که به اتاق میبردند که پاسداری دم در اتاق بود و روزنامه ای میخوند که صفحه اول روزنامه را دیدم که نوشته بود از تعبیر شهید بهشتی استفاده کرده بود ، که فهمیدم ایشان شهید شده است.
جای خالی بهشتی در چالش های امروز جامعه
شهادت دکتر بهشتی ضربه بزرگی به نظام بود. بعدها آقای موسوی اردبیلی در نماز جمعه در جواب شعاری که مردم میگفتند" آمریکا در چه فکریه.ایران پر از بهشتیه" گفتند این شعار اشتباه است .ایران پراز بهشتی نیست. آقای موسوی اردبیلی خیلی به آقای بهشتی علاقه داشت.
این رفیق دیرین بهشتی که خود سمت مدیرمسئولی روزنامه را دارد ،در پاسخ به پرسش ما این روزها چه مسایلی یاد و خلاء ایشان را برای شمازنده می کند گفت: زمانی که موضوع عدالت، آزاداندیشی ، اعتدال و اخلاق سیاسی مطرح می شود، شهید بهشتی یک الگو است.
عدالت این شهید بزرگوار فقط سیاسی نبود. بلکه اخلاقی و فرهنگی بود و ایشان اعتقاد به آزادی عمل داشت.
این روزها گفته می شود :«اگر حرف ولی فقیه را نپذیرید مشرک هستید». یا« اگر بگویید ولی فقیه معصوم نیست ،سر از مخالفت با انبیا برداشتید»
در این میان  جای شهید بهشتی برای سخنرانی خالی است .تا با سخنرانی غرای خود همه کسانی که این مسایل را مطرح می کنند سر جای خودشان بنشاند. من ایشان را در عالم بیداری و رویا می بینیم و بارها به خواب من آمدند و گفتند: سرمقاله امشب را نوشته ای .که گفتم بله نوشته ام. خدارا شاکرهستم ،که نفس گرم شهید بهشتی  به من خورده و توانستم خودم را از خیلی از انحرافات حفظ کنم و دعا می کنم به برکت روح بلند او عاقبت بخیر شویم .
وی در ادامه صحبت های خود این گونه بیان کرد :تعداد افراد هم منش بهشتی در جامعه فعلی کم نیستند، اما با همه این احوال کسی نتوانسته جای شهید بهشتی را پر کند.
مهاجری که پرسش های ما راهم چنان  با حوصله  فراوان پاسخ می داد، در خصوص آثار شهید بهشتی گفت:  زحمت تنظیم کتاب های شهید بهشتی را من و آقای جواد اژه ای و محمدرضا بهشتی کشیدیم .کتاب خدا از دیدگاه قرآن تالیف ایشان است ، .این کتاب خدا را از دیدگاه قرانی تعریف می کند.این کتاب خیلی زمان برد تا منتشر شود. من یکبار به ایشان گفتم چرا چند سال این کتاب دست شماست و منتشر نمی کنید،ایشان گفتند :من معتقدم انسان باید پنج هزار کلمه بخواند تا پنج کلمه بنویسد.و وقتی انسان کتابی می نویسد و منتشر می کند نباید دو سال بعد تجدید نظر باشد.آنقدر باید متقن باشد که برای همیشه بماند.
وی درادامه گفت: هم چنین تالیفاتی دیگرازجمله "بایدها ونبایدها" ،"پیامبری ازنگاه دیگر"، ربا و بانکداری در اسلام"و..رادارد که اکثرا محصول سخنرانی ها و جلسات مختلف ایشان است ، اما "کتاب خدا از دیدگاه قرآن" از متاب هایی است که مشخصا به قصد تالیف توسط ایشان نوشته شدهداست و نشان می دهد که این شهید بزرگوارنگاه خاصی به پروردگارداشته وباتوجه به هوش واستعدادایشان ،نمونه دکتربهشتی درجامعه ما کم است.

اجاره دار تابع اخلاق و منش شهید بهشتی به شمار می آمد
مدیرمسئول روزنامه عصراقتصاد که در انجام این مصاحبه شخصا حضور داشت، با اشاره به این که شهید حسن اجاره دار در دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه ملی سابق(شهید بهشتی فعلی) بزرگتر و هدایتگر ما درفالیت های مبارزات اسلمی بود و عامل آشنایی من با شهید بهشتی هم ایشان بود، که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی عضو شورای مرکزی و مسئول واحد هماهنگی خزب جمهوری اسلامی ایران بود و در همان هفتم تیر با مراد خود شهید شد، از مهاجری خواست که اگر در مورد ایشان هم خاطره و نظری دارد مطرح کند ، که وی گفت: ان شهید بزرگوار که با نام "حسنی" در دوران مبارزات صدایش میکردم و بعداز انقلاب هم همین نام برایش ماند، از نوادر نسل خود بود و بنده از ارادتمندان این شهید بزرگوار هستم و هر زمانی که بر سر مزار شهدا ی هفتم تیر می روم با خواندن فاتحه ای از ایشان یاد می کنم. زیرا ایشان را تابع اخلاق و رفتار و سیره شهید بهشتی می دیدم .و شهید اجاره دار بازوی اجرایی شهید بهشتی در دفتر حزب بود.

وی در پایان گفت : اجاره دار تابع اخلاق و منش شهید بهشتی به شمار می آمد و همیشه به عنوان امانت دار این شهید ، حسنات زیادی از خود به یادگار گذاشت. و خیلی زود شهید شدند.با اینکه من در آن زمان دوسال از ایشون بزرگتر بودم اما همیشه شیفته اخلاق و پیروی ایشان بودم.

خواندن 2508 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395