شنبه, 24 تیر 1396 ساعت 04:11

اطلاعات تکميلي

  • بالاترین سطح شفاف سازی در تخصیص منابع در دوران جنگ اتفاق افتاد :

دولت احمدی نژاد با مشعل های صنعتی ، اقتصاد ایران را آتش زد

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

مهنوش نعیمی-آناهیتایاوری

عصراقتصاد: دوازدهمین سالگرد درگذشت پرچمدار تولید ملی، با عنوان "دیدبانی اقتصاد ملی" همزمان با رونمایی از چاپ دوم کتاب میرنامیرا از سوی موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد که دکترفرشاد مومنی، مهندس بهزاد نبوی، مهندس سید محمد بحرینیان و دکتر محمدحسین فاضل زرندی از سخنرانان این مراسم بودند.

فرشاد مومنی اقتصاددان و رئیس" موسسه مطالعات دین و اقتصاد" که به ابتکار و حمایت مالی و معنوی استاد فقید تاسیس شده است،  در ابتدای این مراسم به عنوان سخنران اول گفت: از نظر من بزرگداشت میرمصطفی عالی نسب در درجه اول بزرگداشت یک اندیشه، یک منش، یک تجربه زیسته موفق، یک کارنامه فردی و جمعی پر افتخار است و از همه مهمتر ذکر عالی نسب و خدمات و اندیشه های او جلوه ای از امید عالمانه به آینده کشورمان هم محسوب می شود. تصور ما این است که تجربه سالهای 1368 تا امروز یعنی تجربه ای که در آن اندیشه عالی نسب مانند اندیشه بهشتی و مانند اندیشه امام خمینی آرام آرام کنار گذاشته شد و در حیطه سیاست گذاری اقتصادی اندیشه عالی نسب با آموزه تعدیل ساختاری جایگزین شد، مسیری طی شده که الان با گذشت بالغ بر ربع قرن از این مسیر طی شده، این امکان برای ما فراهم است که این دو تجربه یعنی تجربه 10 سال اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با همه محدودیت ها و فرصت ها و تجربه دوران تعدیل ساختاری که شکسته و بسته و افتان و خیزان تا به امروز هم گریبان اقتصاد سیاسی ایران را رها نکرد، را مقایسه کنیم.

مومنی ادامه داد: وقتی ما این دو تجربه عینیت یافته را مقایسه می کنیم، زاویه های بی شماری وجود دارد که به گمان من نیازمند واکاوی و رمزگشایی است و برداشت شخصی خودم بر اساس تجربه های عملی حکایت از آن دارد که از هر زاویه ای که ما این دو تجربه را نگاه می کنیم اگر انصاف و علم مبناو فصل الخطاب باشد در این مقایسه ما می توانیم بفهمیم که در کجاها چه خطاهایی کرده ایم و از طریق بازگشت به مسیر اصلی دوباره شاهد این باشیم که کشورمان رو به ارتقا و اعتلا می گذارد و کیفیت زندکی مردمان هم بهبود پیدا می کند.

وی افزود: این یک مسئله سرنوشت ساز است و شاید جدی ترین کارکرد انتظاری از واکاوی این اندیشه ها و بزرگداشت شخصیت هایی در اندازه های آقای عالی نسب می تواند برای ما راهگشا باشد. به دلیل دیدگاه های متفاوت و متعارضی که در زمینه شیوه اداره کشور پیدا شده می توانیم این افق را به روی نظام تصمیم گیری کشور باز کنیم که شاید بزرگترین خدمت آقای عالی نسب  این بود که نظام تصمیم کشور را متقاعد کرد در انتخاب جهت گیری ها و سیاست ها بر اینکه میان ملاحظات امنیت ملی و ملاحظات توسعه ملی همراستایی ایجاد کند.

مومنی خاطرنشان کرد: ما بعدها در مطالعات خودمان دیدیم که هیچ تجربه ی موفق توسعه در آن جا وجود ندارد که مسیری غیر از این را طی کرده باشد و آن پیر دیر با کوشش های بسیار عمیق فکری و تجربه های منحصر به فرد عملی که داشت این مسیر را انتخاب کرده بود.

وی با اشاره به کتابی که در سال 1387 توسط واحد تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با عنوان "اقتصاد ایران در دوران جنگ تحمیلی" انتشار پیدا کرده گفت: ببینید این همراستاسازی چگونه بود و برای امروز چگونه می توانیم از آن رمز گشایی کنیم به گونه ای که هم فکری و همراهی و همکاری را جایگزین غوغاسالاری و حذف و برخوردهای خشونت آمیز کنیم و هم اینکه بتوانیمن بهترین انتخاب را برای امروز و فردای کشورمان داشته باشیم. در این کتاب نکته های تحلیلی بسیار ناچیزی وجود دارد اما امتیاز بزرگ این کتاب این است که تقریبا از تمام مراجع رسمی انتشار آمار و اطلاعات کشور داده های آماری را یکجا جمع آوری کرده و آنچه که من مطرح می کنم پردازش آن داده هایی است که در کتاب انتخاب شده است.

این اقتصادددان تصریح کرد: تلقی و آموزه ای که ایستاد فقید درباره امنیت ملی ارائه و آن را دنبال کرده بودند، مردم سالاری و مردم محوری هم در زمینه جهت گیری های راهبردی و هم در قائده گذاری های عادی و هم در زاویه اقتصاد سیاسی یعنی نظام توزیع منافع بود.

مومنی بیان کرد: من امیدوارم همه آنهایی که دلسوز کشور هستند این مسئله را بسط دهند چرا که امروز هم بخش بزرگی از مناقشه های فرصت سوزی که در نظام اجرایی کشور قرار دارد ناشی از عدم توجه کافی به این ملاحظات راهبردی است. در این کتاب می گوید که علی رغم شرایط جنگی در دورانی که حرف شنوی از مرحوم عالی نسب وجود داشته رمز اصلی همراستایی ملاحظات امنیت ملی با ملاحظات توسعه این بوده که مردم نسبت سخت افزارها و تجهیزات و تسهیلات اولویت داشته باشند.

وی برای روشن سازی نماد و نمود عینی این مسئله در این کتاب گفت: این کتاب می گوید سهم امور اجتماعی، یعنی همه اموری که به ارتقا ظرفیت های سرمایه انسانی و به ارتقا حمایت های ظرفیت های اجتماعی از منابع انسانی مربوط می شود، در حالی که سهم امور اجتماعی به کل امور هزینه بودجه دولت در دوره 1352 تا 1357 چیزی حدود 18.4 درصد بوده، این سهم به طور متوسط در دوره جنگ سهم امور اجتماعی به کل امور هزینه ای دولت به 39.5 درصد افزایش پیدا کرده است. یعنی هیچ امری در دوره جنگ هیچ امری به اندازه سلامت، آموزش و اعمال حمایت های اجتماعی نبوده است. وقتی امنیت ملی انسان محور تعریف شده، اثر عملی آن این بوده که سهم امور دفاعی که به طور متوسط در دوره 52 تا 57، 23.3 درصد از کل هزینه های دولت بوده در دوره سال های جنگ به 12و7 درصد سقوط کرده است.

مومنی در ادامه اذعان داشت: امیدوارم آنهایی که صاحب صلاحیت هستند از این پدیده رمزگشایی کنند. ما توجه عینی عملی و عملی مان را به عزت نفس، رفاه و مشارکت انسان ها در سرنوشت خودشان در 8 ساله جنگ دوبرابر کرده ایم، هزینه های جنگی کشور در دوران جنگ نسبت به دوران صلح حدود 50 درصد کاهش پیدا کرده است. من فکر می کنم این یک معجزه در اداره کشور است. اگر بخواهیم این معجزه را بیشتر رمز گشایی کنیم، فرمول بندی این طرز تلقی همراستا ساز امنیت ملی و توسعه ملی این است که از منظر رویه ها و اصول و مبانی بر روی یه عنصر شفافیت، مشارکت و عدالت اجتماعی استوار بود.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد اظهار داشت: بالاترین سطح شفاف سازی در تخصیص منابع در 100 ساله اخیر تاریخ مکتوب ایران در دوره جنگ اتفاق افتاده است. یعنی دوره ای که برای پنهان کاری توجیهات زیادی وجود داشت و برجسته ترین نمود و نماد این شفاف سازی این است که برای اولین بار تا امروز برای آخرین بار، نحوه تخصیص دلارهای نفتی فقط در آن دوره شفاف شده و شفافیتش هم این بوده که به تقاضای مهندس موسوی تصمیم گیری در این زمینه با تقاضای شخصی آقای نخست وزیر به کانال مجلس ارجاع داده شد. نه در دوره بعد از ایشان چنین چیزی وجود داشت و نه در دوره بعد از ایشان و وقتی که کانون اصلی رانت در این اقتصاد سیاسی شفاق شد، هزینه فرصت رانت جویی بالا رفت، بسترهای برخورداری های بی ضابطه یا آن چیزی که اسمیت در کتاب ثروت و ملل برای معادل سازی مفهوم رانت استفاده کرده است که رانت و مناسبات رانتی یعنی شرایطی که مردم می خواهند نکاشته هایشان را برداشت کنند، با چنین امکاناتی بستر برای مفتخوارگی و برداشتن نکاشته ها به طرز بی سابقه ای در تاریخ اقتصادی ایران محدود شد.

وی گفت: تقریبا تمام ناهنجاری های بحران ساز و تهدیدآمیز کنونی اجتماعی در ایران به برخورد سهل انگارانه یا دفاع بد از عدالت اجتماعی مربوط می شود. در ده ساله اول انقلاب اسلامی عدالت اجتماعی بر محور عزت نفس و مشارکت مردم و بر محور فعالیت های مولد تعریف شده بود در حالی که الان در رقابت های ریاست جمهوری دیدیم که مسابقه ها بر محور توضیح رانت و دعوت مردم به برداشت از نکاشته ها به بهای عزت نفس راه حل ارائه می کردند. این یک تغییر نگرش بنیادی در زمینه های شفافیت و مشارکت است. همین الان بر اساس گزارش های رسمی چیزی حدود 61.5 درصد کل جمعیت فعال قادر با مایل به مشارکت در سرنوشت اقتصادی خود نیستند در حالی که پایین ترین سطح این رقم در دوره جنگ اتفاق افتاده است.

وی با اشاره به کتاب "فساد و دولت" سوزان روزاکرمن گفت: فرد شماره یک دنیا از نظر کیفیت بحث ها در زمینه فساد و رابطه اش با توسعه نیافتگی ایشان است که در این کتاب به شکل بدیعی نشان داده که فساد تجلی یک ساختار نهادی ناموفق در پشتیبانی از تولید است. اگر می بینید ایران در آن دوره از نظر پاکدامنی اقتصادی منحصر به فرد بود به دلیل این بود که ساختار نهادی را مشوق تولید کرده بود، بستر را برای فساد به حداقل رسانده بود و البته در این مسیر لوازمش را هم کردند که یکی از آن لوازم مسئله شفاف سازی کانون اصلی رانت در کشور بود.

مومنی یادآور شد: الان که گستره و عمق فساد مالی در ایران صدای همه را درآورده و از بال تا پایین به عمق این پدیده منحوس اذعان می کنند، با مددگیری از اندیشه های والای استاد فقید، من می گویم راه حل این نیست که شما در تریبون ها بگویید که دانه درشت ها را تنبیه کنید و به اشد مجازات برسانید تا مایه عبرت دیگران شود. از علی موسوی قمی تا شهرام جزایری و بابک زنجانی دانه درشت ها را تنبیه می کنند اما به موازات گستره و عمق فساد بیشتر می شود. به نظر من به جای چنین شیوه ای ما باید علم را در مبارزه با فساد فصل الخطاب کنیم و علم به ما می گوید که منشا های اصلی فساد عبارتند از سیاست های نادرست، چارچوب های حقوقی ضعیف، تخصص گریزی و نادیده گرفتن آزادی های مدنی و نظارت های ضعیف و نادرست است. برخورد شخص محور با مسئله فساد رد هیچ جای دنیا به تنهایی قدر به حل بحران فساد گسترده نبوده است.

این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی اظهار داشت: در هیچ دوره ای به اندازهه دوران جنگ تمکین به نظر کارشناسی وجود نداشته است. در چارچوب آن مناسباتی که عدم شفافیت در آن بیداد می کند،  مشارکت سیاسی در حداقل خود قرار گرفته و بی سابقه ترین سهل انگاری ها به مسئله عدالت اجتماعی مشاهده میشود، فساد و ناکارآمدی نتیجه چنین مناسباتی است.

وی در مقایسه دوره آقای خاتمی با دوره آقای احمدی نژاد گفت: در دوره احمدی نژاد برای دستیابی به هر یک رشد اقتصادی در مقایسه با دوره خاتمی 5 برابر دلار نفتی بیشتر هزینه شده است و این سطح از ناکارآمدی و فساد در تاریخ انقلاب اسلامی بی سابقه است. وقتی رمز گشایی می کنید و می بینید که در دوره اوج مناسبات رانتی آن ها از شفافیت غفلت کرده اند و از عدالت هم به بدترین شکل ممکن دفاع کردند و اثر تخریبی بد دفاع کردن، به مراتب بیشتر است. تولید محوری برای مبارزه با فساد را کسانی که از یاران مرحوم عالی نسب بودند یادشان است که ایشان همیشه می گفتند راه نجات اقتصاد ایران و عزت نفس مردم و ارتقا کیفیت زندگی آن ها این است که باید تولید را نسبت به فعالیت های غیرمولد شیرین تر کنیم. یعنی قاعده گذاری و پاداش دهی باید بیشتر مشوق تولید باشد تا تشویق رانت و ربا و فساد.

مومنی ادامه داد: سهم بخش صنعت و معدن از مانده تسهیلات سیستم بانکی، از 31.6 درصد در سال 1384 به 21.5 درصد در 1391 رسیده است. سهم کشاورزی از مانده تسهیلات از 15.5 درصد در 1384 به 10.3 درصد در 1391 رسیده است. یعنی فشارها از همه ناحیه ها به بخش های غیرمولد آورده شده و میدان برای رانت جویی باز شده است.

وی با تشریح انعکاس آن در گزارشات رسمی اظهار کرد: سهم بخش خدمات و متفرقه از کل مانده تسهیلات از 27.5 درصد در سال 1384 به 36.5 درصد در سال 91 رسیده و سهم ساختمان و مسکن از 23.4 درصد در سال 84 به 30.7 درصد در سال 91 رسیده است. آن چیزی که در این ماجرا کانون اصلی فساد و بحران را نشان می دهد. تحول تکان دهنده ای است که از زاویه جایگاه و منزلت بانک های خصوصی در نظام پولی کشور اتفاق افتاده است.

این اقتصاددان بیان کرد: افزایش در مانده تسهیلات اعتایی بانک های خصوصی که بخش اعظم وام های اعتایی بانک خصوصی به فعالیت های غیرمولد بوده و کمترین سهم را برای تولید کننده ها در نظر گرفته بودند اما زور آن ها این گونه بوده که از 16 درصد در 1380 به 74 درصد در سال 1386 و 60 درصد در 1391 رسیده است. هم منطق های رفتاری و بنبیان های اندیشه ای اداره افتخار آمیز کشور در شرایط جنگی تکلیفش روشن است و هم کارنامه ای که در دوره تعدیل ساختاری بر سر کشور ما آمده تکلیفش روشن است. بنابراین بازگشت به همان مبانی راه نجات ماست. برای اینکه این افتخار ملی دوباره ما را به فکر فرو ببرد من از همان کتابی که سپاه پاسداران تهیه کرده آخرین نکته را عرض می کنم.

وی گفت: این کتاب می گوید که در آن سال ها جمعیت ایران تقریبا سه برابر جمعیت عراق بود اما صادرات نفت برای عراق در سال جنگ 26 میلیارد دلار و برای ایران 11.6 میلیارد دلار بود. یعنی درامد ارزی ما با جمعیت 3 برابری تقریبا 3/1 بود. ذخایر ارزی عراق در شروع جنگ 35 میلیارد دلار بود و ایران 5و6 میلیارد دلار، در سال پایانی جنگ عراق تمام ذخایر ارزی خود را خرج کرده بود و ذخیره ارزی ایران در همان استاندارد باقی مانده بود. عراق یک بدهی خارجی 80 میلیارد دلاری ثبت شده رسمی داشت و ایران بدهی اش صفر بود. ماجرای تفاوت این کارنامه ها، ماجرایی است که تمام اسناد رسمی ما آن را گواهی می دهد. عضو ارشد اقتصادی دولتهای اول انقلاب تا پایان جنگ که 8سال نیز وزیر صنایع سنگین بود تصریح کرد: الان وضع اقتصاد ایران از سال آخر جنگ هم بدتر است و حتی از سال 1392 هم بدتر است. نمی خواهم بگویم روحانی در 4سال گذشته کاری نکرده است اما دستش بسته بوده است و من میدانم که فشار برروحانی بیشتر از فشار بر رییس دولت اصلاحات است.

اکنون ما از سال 92 بدتر است

بهزادنبوی معاون اجرایی شهید رجایی دردوران نخست وزیری ، اولین رییس ستاد بسیج اقتصادی و بعدا وزیر صنایع سنگین دوران دفاع مقدس، که همکاری های نزدیک و تنگاتنگ با استاد فقید در همان دوران داشت، با اشاره به این که  آن زمان تصور و واندیشه ما این بود که قبول ورود سرمایه خارجی به اقتصاد ایران همراهی با امپریالیسم است اما حالا با قاطعیت می گویم بدون سرمایه گذاری خارجی ها اقتصاد ایران بدتر از وضع موجود خواهدشد . چون دیگر درآمد واقعیت این  است که دولت از فروش نفت مازاد برمخارج جاری ندارد که بخواهد سرمایه گذاری کند و حتی دولت دیگر ریال مازاد هم ندارد . بنابر این برای اینکه اقتصاد ایران نابود نشود باید بخش خصوصی سرمایه گذاری کند که این بخش هم مازاد سرمایه ندارد و چند نفری هم که ممکن است مازاد سرمایه داشته باشند دل و جرات ندارند.

بنبوی تاکید کرد: در 8سال فعالیت دولتهای قبل از دولت روحانی با مشعل های صنعتی اقتصاد ایران را آتش می زدند، آقای روحانی در این 4 سال فقط موفق شده است مشعل ها را کنار بگذارد اما اقتصاد ایران در حال سوختن است. تنها چیزی که این آتش افتاده به جان اقتصاد ایران راخاموش می کند سرمایه گذاری است. اقتصاد ایران بدون سرمایه گذاری شتابان می سوزد و به خاکستر تبدیل می شود.

این عضو ارشد اقتصادی دولت های اول انقلاب تا پایان جنگ که 8سال نیز وزیر صنایع سنگین بود تصریح کرد: الان وضع اقتصاد ایران از سال آخر جنگ هم بدتر است و حتی از سال 1392 هم بدتر است. نمی خواهم بگویم روحانی در 4سال گذشته کاری نکرده است اما دستش بسته بوده است و من میدانم که فشار برروحانی بیشتر از فشار بر رییس دولت اصلاحات است.

نبوی ادامه داد: درحال حاضر تندروهای ایرانی و تندروهای آمریکایی باهم همنوایی پیداکرده اند و انگار به هم پاس آبشار می دهند تا توپ در زمین روحانی بخوابد. من به آقای روحانی همان توصیه شروع به کارش در سال 1392 را تکرار می کنم: دنبال این باشید که راه رفته شده منتهی به برجام را ادامه دهید و نجات اقتصاد ایران را در اولویت قراردهید و توجه داشته باشید که این دومقوله درراستای هم هستند و همدیگر را تکمیل می کنند. آقای روحانی نباید از فشارهایی که وارد می شود به ناامیدی گرایش پیدا کند.  آقای روحانی در سال 1392 و در شرایطی که حتی ما درزندان باور نمی کردیم رای بالایی آورد و تفاوت رای او با نفربعدی بسیار بیشتر از تفاوت برنده انتخابات دوم خرداد1376 با آقای ناطق بود. وقتی مردم برای بار دوم به روحانی رای دادن یعنی می خواهند او همان راهی را برود که در 4سال دولت نخست رفته است و ما می دانیم روحانی برای نجات اقتصاد سیاست خارجی را در اولویت قرار داد. می دانیم که پس از برجام صدهاشرکت و هیات خارجی به ایران آمدند تا شرایط سرمایه گذاری را بررسی کنند و اگر شرایط مناسب بود آنها بر می گشتند.

این فعال سیاسی ایران گفت : در دولت اصلاحات سقف درآمد ارزی و سقف واردات به ترتیب 18 و 12میلیارد دلاربود در دولتهای قبل از دولت روحانی سقف و میانگین واردات به 50 میلیارد دلاررسید و درحقیقت معده مصرف را بزرگ کردند. دردولتهای پس از دولت اصلاحات استراتژی این بود که درآمد نفت را به جای سرمایه گذاری به اموری مثل طرح مسکن مهر و پرداخت یارانه اختصاص دهند و می گفتند سرمایه گذاری فعلا لازم نیست. در آن دوره به جای اینکه باکشورهای صاحب تکنولوژی داد و ستد کنیم باکشورهای ضعیف اقتصادی مثل بورکینا فاسو داد و ستد شد. در آن سالها انگار می خواستیم به عصر حجر برگردیم و به دلیل تحریم ها قراربود همه چیز در داخل تولید شود.

 

خواندن 1484 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395