شنبه, 07 مرداد 1396 ساعت 03:24

اطلاعات تکميلي

  • علی رضاقلی در رونمایی از کتاب فهم فرایند تحول اقتصادی بیان کرد :

عدم اطمینان به جهان امروزی مختل کننده تولید

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

مهنوش نعیمی

عصراقتصاد: آخرین نشست موسسه مطالعات دین و اقتصاد با رونمایی از کتاب "فهم فرایند تحول اقتصادی" و با حضور میر سعید مهاجرانی، استاد دانشگاه  ومترجم کتاب، علی رضا قلی پژوهشگر برجسته مکتب نهادگرایی، حسین راغفر استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه فقر و نابرابری و فرشاد مومنی استاد دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی برگزار شد.

 داگلاس نورث که یکی از برجسته ترین اقتصاد دانان بزرگ فقید نهادگرایی است در کتاب فهم فرایند تحول اقتصادی بر این مساله تصریح دارد که تحول اقتصادی تابعی از سه مجموعه بنیادی غیر اقتصادی که عبارتند از : تحول در کمیت و کیفیت جمعیت، تغییر در ذخیره دانایی و بالاخره تغییر در چارچوب نهادی که تعیین کننده یک ساختار تحول یافته انگیزشی در جامعه است و در واقع او می کوشد با رمز گشایی از معمای تداوم توسعه نیافتگی و گشودن افق معرفتی به توسعه به این سوال ها پاسخ گوید.

 علی رضاقلی درباره این کتاب به عنوان سخنران اول اظهار داشت: این کتاب حاصل کار آقای نورث است که شخصی نهادگراست. تلاش وی در فهمیدن این است که این تحولات اقتصادی چگونه صورت می گیرد و موانع سر راه و عوامل محرک تحول اقتصادی چیست و معتقد است که اگر کسی این موارد را نداند حداقل در سطح نظری نمی تواند راجع به اصلاحات صحبت کند. در سطح عملی هم توضیح می دهد که در چه شرایطی افراد می توانند در تغییر و تحول موثر باشند و بتوانند اصلاحات به وجود بیاورند که شرایط آن را هم توضیح می دهد.

رضاقلی ادامه داد: دغدغه اصلی کتاب، همان دغدغه همیشگی نورث است یعنی همیشه ذهنش روی اسن متمرکز بود که چرا نظام های اقتصادی ما متوقف می شوند، توسعه و بسط پیدا کرده و پیشرفت می کنند و چرا واگرا می شوند. شاید این موضوع از زمان دانشجویی برحسب آنچه در خاطراتش نوشته است، مشغله ذهنی اش بوده است.

عدم اطمینان به جهان امروزی مختل کننده تولید

این پژوهشگر مکتب نهادگرایی افزود: نورث در کتاب های دیگرش به تمام مطالبی که در این کتاب است کم و بیش پرداخته است اما در این کتاب از زاویه دیگری متمرکز است. به طور مثال همین فرآیند تحول اقتصادی در دوسرفصل در کتاب ساختار و عملکرد اقتصادی به عنوان ثبات و تغییر آمده است و جایی نیست که مطالب عنوان شده در این کتاب را در آن پیدا نکنید اما در این کتاب به شکل دیگری چیدمان کرده است و روی بعضی از نقاط فشار آورده و کارهای تحقیقی نو انجام داده که در کتاب های دیگر نیست. به عنوان مثال در این کتاب وارد عصب شناسی انسان شده که ببیند فرایند یادگیری انسان به چه شکل است و نکته دیگری که روی آن متمرکز شده ، میراث فرهنگی یعنی وابستگی به مسیر است که در این کتاب کمتر نامی از آن می برد. در مجموع کتاب نکات بسیار ارزنده ای دارد.

وی خاطرنشان کرد: تنها هنر فوق العاده مهم نورث این است که تمام این موارد را نظریه پردازی و چیدمان نظری کرده است و آن ها را در چارچوب نظری نشانده که این چارچوب نظری به ویژه برای ما فوق العاده مهم است. زمانی که ما می خواهیم از شناخت، اقتصاد و اصلاحات ( که یکی از مشکلات فعلی ما است) آگاهی پیدا کنیم، نورث می گوید که کجا را باید دقیق بررسی کرد. این کتاب در انتها شامل سه فصل نظم و بی نظمی، برآمدن و فرو افتادن شوروی، بهبود عملکرد اقتصادی و نتیجه گیری نهایی است که بسیار به کار خواننده ایرانی که می خواهد مسائل ایران را فهم کند، می آید. در فصل برآمدن و فروافتادن شوروی، دانش ایدئولوژیک و غیرمنطبق با واقع بلکه آرمانگرایانه نهادها و سازمان هایی را چیدمان کند و زمان اصلاحات همین نهاد و چیدمان ها جلوی راهش را می گیرند و اجازه نمی دهند و در واقع نظام را به فرو پاشی می کشانند، چون اجازه رقابت، اصلاح و سعی و خطا را در نظام نمی دهند و چیزی را طراحی کرده اند و می گویند همین است که هست. در واقع به نفع شان بوده که اصلاحات صورت نگیرد و از رانت ها بهره مند شوند و این موانع سر راهشان ماند تا فروپاشی پیدا کرد.

رضاقلی با اشاره به فرضیه اصلی نورث در این کتاب تصریح کرد: فرضیه اصلی در این کتاب عدم اطمینان به جهان امروزی ما است. یعنی یک بی نظمی ذاتی زندگی ما باعث عدم اطمینان می شود. عدم اطمینان با ریسک تفاوت دارد. عدم اطمینان و بی نظمی در واقع مخل حقوق مالکیت کارآمد و اجرای کارآمد است و در نتیجه مختل کننده فعالیت های اقتصادی به ویژه تولید است. کشور ما  بی نظمی نزدیک به هرج و مرج دارد.

وی گفت: آنچه در این کتاب به آن توجه نشده و البته شاید لازم نبوده که بگوید این است که جاهایی از خاورمیانه دچار هرج و مرج است. دچار بی نظمی ناشی از پویایی اقتصادی نیست.در نتیجه ضمن اینکه گذاشتن این عدم اطمینان به عنوان پایه کار فوق العاده مهم است اما اینان که می خواهند به اشتغال دست پیدا کنند و با این ابزار نظری می خواهند قفل اطمینان را باز کنند، باید یادشان باشد که این کلید با آن هرج و مرج تفاوت دارد. این هرج و مرج ها باید سامان بگیرد تا به عدم اطمینان برسیم. برای جبران عدم اطمینان باید نهادسازی کرد.

رضاقلی بیان کرد: تمام این نهادسازی ها که جا نیفتاده و به دوران ما منتقل شده برای این است که رفتار سیاسی حاکمان را از قالب شیوه های شخصی و علائق شخصی و نفسانیات آن ها دور کنیم و در قالب قانون بریزیم که در این چارچوب رفتار کنند؛ چیزی که هزاران سال نداشتیم. در واقع ناامنی هایی که در سطح سیاسی دیده می شد را متوقف کرده ایم. فرض دیگر این کتاب این است که می گوید امر سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ایران در هم تنیده اند. یعنی قوه سیاسی باید بتواند از به وجودآمن این مشکل جلوگیری کند و اگر با این دو در داد و ستد داشته باشد، نمی تواند. نکته پنجم این است که این نهادهایی که می سازیم از جهتی محور انگیزشی یا ضد انگیزشی فعالیت های ما در جامعه می شود. همچنین نکته ای در مفروضات وی هست که می گوید انسان یک موجود تکاملی در کاهش عدم اطمینان است. نورث تقریبا در تمام کتاب هایش دنبال این نظریه هست. نورث در این کتاب می گوید که در جهان اسلام، در پویایی که اسلام به خود گرفت در قرن 12، متوقف  و افراطی شد و در مقابل تغییر استقامت کرد.

وی در انتها با اشاره به پیش زمینه نورث در این کتاب گفت: ناکامی جهان اسلام در تداوم بخشیدن به گسترش پویایش پس از قرن 12 بدون تردید منعکس کننده انعطاف ناپذیری هایی بود که در تقابل با تحولات پویا در اروپای غربی در آن وقت گسترش یافت. (صفحه 87).

حسین راغفر به عنوان سخنران دوم در این نشست با اشاره به نهادها که تعاملات سیاسی و اجتماعی را شکل می دهند، اظهار داشت: نهادها به سه بخش تقسیم می شوند؛ قواید رسمی، قواید غیر رسمی و قیود اجرایی که این مجموعه را مجموعه نهادها می نامند و در آن قواید رسمی بحث قوانین رسمی و در غیر رسمی قواید عرفی و رفتارهای اجتماعی و در قیود اجرایی هم ظرفیت های اجرایی دو بند اول را داریم.

راغفر ادامه داد: بحث نهاد ها همزمان محصول انتخاب و رفتار انسانی هستند. هدف و کارکرد نهاد، کنترل رفتار فردی است که در یک جهت معین ساختاری را برای فعالیت های روزمره فراهم می کند که هدف اصلی آن کنترل  یا کاهش نااطمینانی هایی است که در روابط انسانی وجود دارد و ایجاد یک نظام انگیزشی است برای فراهم آوردن امکان تصمیم گیری ها به صورت ساده تر و کاهش هزینه های هماهنگی.

این اقتصاددان با بیان اینکه "مفاهیم کلیدی در این کتاب عنوان کتاب یعنی شناخت فرایند تحول اقتصادی است" گفت: معنای شناخت فرایند به معنای شناخت نظریه تحول اقتصادی نیست اما شناخت فرایند تحول اقتصادی پیش شرط اساسی برای بهبود عملکرد اقتصادی است چون آنچه که نورث اشاره می کند این است که ما اصلا تئوری برای تحول اقتصادی به این معنا نداریم بلکه حداکثر این است که بتوانیم فرایندهایش را بشناسیم.

این پژوهشگر حوزه فقر و نابرابری علت آنچه که مطرح می کند، این است که ما در یک دنیایی به سر می بریم که تحولات اقتصادی پویا هستند اما نظریه ای که برای شناخت و کنترل این جهان به کار می بریم، نظریه های ایستا و ناکافی برای شناخت تحول اند. شناخت شامل بازاندیشی انسان از فرایند تحول است و نه صرفا سرهم بندی کردن الگوهای ایستا.

این استاد دانشگاه گفت: تحولات اقتصادی خود محصول تغییرات است و یک نظریه کامل تحول اقتصادی شامل سه بخش می شود؛ تغییر در کیفیت و کمیت موجودات انسانی (نکته کلیدی است)، تغییر در ذخیره دانایی بشر به ویژه دانشی که در مورد کنترل طبیعت توسط انسان وجود دارد و از طریق رشد علم و تکنولوژی میسر شده و مورد دیگر نیز تغییر در قالب های نهادی است که ساختارهای انگیزه ای جامعه را تعریف می کند یعنی تحول علم و تکنولوژی نهادهای متناسب با خود را به ارمغان می آورد و آن نهادها طبق تاکید نورث فهم ما را از مسئله تغییر می دهند بنابراین ما دائما در حال فهم مجدد از مسئله تحول هستیم.

راغفر افزود: توجه اصلی فعالیت انسانی تلاش برای کسب کنترل بیشتر بر حیات از طریق توسعه ساختاری برای نظم بخشی به رابطه انسان برای محیطش است. هدف همیشگی نهادها کاهش نا اطمینانی است که نا اطمینانی مشخصه اصلی محیطی است که انسان در آن به سر می برد. در واقع نکته کلیدی در نهادگرایی مسئله سازه های فکری، ذهنی و معرفت انسان است. بنابراین تمام عواملی که بر روی معرفت ما اثر می گذارند، عواملی هستند که سبب می شوند ما چگونه رفتار کنیم. بنابراین دلیل رفتارهای متفاوت یک جامعه با جامعه دیگر این است که مجموعه نظام تصمیم گیری هایشان باهم متفاوت است.

وی خاطرنشان کرد: منظور از نظام تصمیم گیری در این جا تصمیمات سیاست گذاران است، بنابراین آنچه که ذخیره اصلی سیاست گذاری در بین سیاست گذاران است مجموعه معرفت آن ها نسبت به جامعه است و سیاست هایی که اتخاذ می کنند. این سیاست ها خود نهادهایی را شکل می دهد که این نهادها در عمل مسئله را تغییر می دهند. عوامل شناختی بسیار متعددند و ظرفیت ما برای شناخت پدیده ها محدود است. به همین دلیل است که ما نهایتا متوسل به حدس و گمان می شویم.

راغفر یادآور شد: یکی از اتفاقاتی که نورث به آن اشاره می کند و در کشور ما نیز وجود دارد، مسئله فهم از بازار آزاد رها است. یعنی بازاری که هیچ دولتی در آن دخالتی ندارد. اما باید این موضوع که بازار آزاد رها در دنیا آیا مورد موفق بوده که ما بتوانیم مورد دوم آن باشیم یا خیر. اما بحث این است که بر اساس این نگرش سیاست های بعد از جنگ تحمیلی در ایران تنظیم می شود و خیلی از نهادها به بخش خصوصی واگذار می شود ازجمله بانک های خصوصی و بعد تصور این است که اگر ما بانک را به بخش خصوصی بسپاریم همه چیز به تعادل می رسد از جمله نگاه به قیمت ارز.

وی ادامه داد: قیمت ارز ما بعد از جنگ از 7 هزارتومان به 4 هزار تومان رسید و تعادل اقتصادی حاصل نشدو بنابراین معنای دیگرش این است که بین فهم سیاست گذار و واقعیت های اجتماع تفاوت های فاحشی وجود دارد واینکه این ها به هم منطبق نمی شوند و پیامد های جدی از جمله اینکه با خصوصی سازی یک جامعه فرادست را در جامعه فربه کردیم که می توانند روی سیاست گذاری های بعدی تاثیر بگذارند، دارد.

این استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه فقر و نابرابری تصریح کرد: بنابراین نهادهایی بر اساس این تفکر اشتباه سبب می شود که ما با نابرابری هایی فاحشی در جامعه روبه رو می شویم که این نابرابری ها همان هایی هستند که سیاست گذاری می کنند و منافع مردم اصلی ترین قربانی است در حالی که شعار اول انقلاب شعار مردمی است. بحثی که نورث می کند تفاوت بین فهم ما و واقعیت است. اگر این موارد به هم منطبق شدند سیاست ها، سیاست های موفق است.

همچنین میر سعید مهاجرانی، استاد دانشگاه و مترجم این کتاب، گفت: کتاب هایی از این دست مبتنی بر یک روش شناختی متفاوت از سایر کتب اقتصادی است. نورث می گوید باورهای افراد اساس کنش فرد را شکل می دهد و باور آن الگوی ذهنی است که در اثر تجارب قبلی فرد شکل گرفته است.

مهاجرانی با اشاره به عملکرد اقتصاد کشور بیان کرد: با توجه به این باور فرقی نمی کند که عمومی باشد یا فردی، آیا باورهای دهه 60 با باورهای دهه 90 چقدر تفاوت داشتیم، از نظام ارزشی حاکم بر رفتار کنشگرانه اقتصادی چقدر فرق کرده ایم؟ آیا ما در جمهوری اسلامی در حال حاضر از لحاظ نهادها چیزی اضافه بر سایر جوامع نداریم؟

پژوهشگر حوزه فقر و نابرابری در انتها اظهار داشت: این نشان می دهد با وجود اینکه ما چیزهایی اضافه داریم اما نهادهای ما دچار مشکل هستند که خروجی چیز دیگری می شود. انسان در اندیشه نورث ذهن دارد و بر اساس آن عمل می کند. در دوره قاجاریه منابع را به افراد اجاره می دادند و این بستگی به میزان منفعت آن فرد برای نظام داشت. یکی از نقط ضعف مطالعات نورث محدود بودن آن به اروپا و آمریکاست.

خواندن 1333 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395