یکشنبه, 22 مرداد 1396 ساعت 10:21

سیستم عصبی اجتماعی برای حفظ میراث معماری ایران فعال شده است

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

مهنوش نعیمی-محمد ارفع

عصراقتصاد: سید محمد بهشتی شیرازی (متولد 1330، تهران) رئیس ایکوم ایران است. او پیش از این رییس سازمان میراث فرهنگی، مدیر جشنواره فجر و مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی و مشاور ارشد سازمان میراث فرهنگی بوده‌است. در کارنامه فعالیت‌های اجرایی او معاونت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز قرار دارد. وی دارای کارشناسی ارشد مهندسی معماری از دانشکده معماری وشهرسازی دانشگاه شهید بهشتی و عضو پیوسته فرهنگستان هنر است.

وی  در دولت هفتم و از سال 1376 قدم به سازمان میراث فرهنگی گذاشت و با عنوان معاونِ وزیر و رییس سازمان، خدمت در عرصه فرهنگ را تداوم بخشید.

 تأسیس پژوهشگاه میراث، آغاز روند ثبت جهانی آثار و ایجاد تغییر نگرش نسبت به مقوله میراث فرهنگی مهمترین تبعات دوران هفت ساله حضور بهشتی در آن بخش بود.

 سید محمد بهشتی عضو پیوسته فرهنگستان هنر است و از سال 1385 در قالب مدیریت دانشنامه تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌زمین توانش را صرف تدوین اثری جامع درباره سنت معماری و شهرسازی کشور کرده است.

بهشتی طی یک دهه اخیر در دانشگاه‌های مختلف به تدریس مشغول بوده و کلاس‌هایش در باب "تاریخ فرهنگی ایران" مشتاقان فراوانی داشته است.

از جمله آثار وی می‌توان به تاویل معماری مسجد به عنوان مکان معراج مومنین، کنگره اول تاریخ معماری و شهرسازی ایران -ظاهر و باطن معماری، کنگره دوم تاریخ معماری و شهرسازی ایران -معماری چیست - شهر از منظر حیات مدنی -غزل باغ ایرانی -هنر باز زنده سازی -دین از منظر فرهنگ ایرانی -ما باید دوباره "اهل" سرزمین مان بشویم، اشاره کرد.

بهشتی اکنون به عنوان رئیس پژوهشگاه میراث در حال خدمت به فرهنگ این مرز و بوم است که چندی پیش در مراسمی با حضور چهره های سیاسی و فرهنگی از تلاش های وی در زمینه اجتماعی و ارتقا فرهنگ ایرانی در این سال ها تجلیل به عمل آمد.

با توجه به سوابق درخشان سید محمد بهشتی شیرازی به سراغ وی رفته و مشکل این روزهای معماری ایران را با وی درمیان گذاشتیم

این پیش کسوت عرصه هنر و معماری در مورد کنش های مردمی در تخریب آثار معماری به خصوص باغ های شهر تهران به خبرنگار عصر اقتصاد گفت:در حال حاضر بنده فکر می کنم که آهسته آهسته جامعه و اهالی تهران به ارزش این باغ ها توجه پیدا کرده اند، اما متاسفانه این توجه زمانی بروز کرده است که تعداد بسیاری ازاین آثار گران بها از بین رفته اند و فقط اینک افسوس گذشته را می خوریم.

بهشتی با یادآوری اینکه تعداد زیادی از این خانه باغ ها باقی نمانده است گفت: این خانه باغ های باقی مانده به چند دسته تقسیم می شوند که در برخی از آن ها سفارت خانه های خارجی مستقر هستند که پراکندگیشان از شمال تا مرکز شهر را در بر می گیرد و تعدادی هم در واقع خانه باغ هایی بوده اند که شاید به دلایل مختلف از جمله اختلافات حقوقی حفظ شده اند. همچنین تعداد معدودی از آن ها را نیز شهرداری تهران در سال های اخیر اقدام به خرید کرد که از میان می توان به خانه اتحادیه که یکی از شاخص ترین خانه باغ هایموجود بود اشاره کرد البته تملک این خانه باغ در واقع حاصل یک تلاش گسترده جمعی از رسانه ها گرفته تا مدیریت عالی کشور بود تا نهایت به تملک ملک مذکور و مرمت آن انجامید.

استاد دانشگاه معماری دانشگاه شهید بهشتی در مورد قصور جامعه معمار و شهرساز و تخریب های سازمان یافته در دهه های گذشته گفت: مصداق بارز قصور معماران و شهرسازان این بیت است که گر حکم شود که مست گیرند، در شهر هر آنکه هست گیرند. نه تنها این جامعه بلکه کسی نیست که در این موضوع مقصر نباشد؛ اهالی شهر، جامعه تخصصی، جامعه مدیریتی و غیره و باید گفت تقریبا کسی نیست که مقصر نباشد. اما باید دید که وقتی تقصیر عمومی می شود یک نکته رخ می نماید و آن هم به نظر می رسد یک شرایط زیست محیطی اتفاق افتاده و این شرایط زیست محیطی در شهرهای ما است که گویی شهرهای ما طی دهه های متمادی رفته رفته تاریک شدند و کم کم اهل شهر سیستم عصبیشان مختل شد و گویی قطع نخاع شده اند و دیگر نه می دیدند، نه می بوییدند و نه می چشیدند. این شهر را گویی لمس نمی کردند.

وی افزود: اگر دقت کنید متوجه می شوید که از نیمه دوم دهه چهل به بعد کم کم شهرهای ما وارد یک وضعیتی می شوند که اوج آن  را در دهه شصت تا نیمه اول دهه 70 می بینیم  که عملا همه شهر تبدیل به ناکجا می شود و در آن روزگاران بود که در شهر هیچ نقطه ای نبوده که تعریف درستی داشته باشد. در این شرایط است که خیابان ها تبدیل به جاده می شوند، میدان ها تبدیل به فلکه و عملا شهر به یک گره ترافیکی مبدل می شود و رفته رفته همه چیز شهر به نازلترین مراتب کمی تقلیل پیدا می کند و این ها هستند که اجازه می دهند خیلی چیزها اتفاق بیافتد.

وی با ابراز خوشحالی از اینکه چند سالی است که شرایط زیست محیطی شهری ایران در حال تغییر است ادامه داد: از آن روزگاران سیاه به بعد آهسته اما پیوسته سیستم عصبی اهل شهر فعال می شود و وقتی این رویداد اتفاق افتاد آن زمان چشمانش می بینند که منظر زشتی روبه رویش قرار گرفته است، گوش هایش می شنوند که چه صدای ناهنجاری در حال پژواک است، شامه اش استشمام می کند که چه بوی بدی در فضا پخش می شود. البته فراموش نکنید که این افتضاحاتی که در شهر اتفاق افتاده فقط در حد باغات نیست و شامل موارد بسیاری است. این ها در آن دوره تاریکی که در شهر ایجاد شده، دوره ای که زندگی به فضای خصوصی پناه برده و فقط در شهر زنده بودن موضوعیت پیدا کرده در آن دوران این اتفاقات افتاده است.

بهشتی در این خصوص می افزاید: در حال حاضر کم کم حال اهل شهر رو به بهبود تغییر پیدا کرده است و برای همین زشتی ها را می بیند و همین موضوع امیدوار کننده است به خاطر اینکه وقتی سیستم عصبی مردم فعال می شود دیگر به این راحتی اجازه نمی دهد که از این قبیل اتفاقات تکرار شود.

وی در بخش دیگری از سخنان خود  با طرح یک مثال گفت: چند سال پیش اتفاق بدی برای ما افتاد و آن این بود که مادرم دچار سکته مغزی شد. همه ناراحت بودیم و ایشان را به بیمارستان بردیم، پزشک متخصص آمد و در معاینه سوزن به پای مادرم می زد. وقتی چهره مادرم در هم میرفت چهره دکتر باز شد و خوشحال گفت خیلی صدمه زیادی ندیده است. موضوع این بحث مرا یاد آن حادثه انداخت. اکنون درباره موضوع دردناکی صحبت می کنیم؛ مجموعه حوادث ناگواری که در شهر ها اتفاق افتاده، زشتی هایی که پدید آمده و زیبایی های از دست رفته است. بیست سال پیش چنین موضوعی مورد بحث نبود و این شبیه آن سوزن است.

بهشتی با تاکید بر اینکه این وضعیت کنونی یک قصه طولانی دارد افزود: ما به مرور دچار این وضعیت شدیم. از زمانی که اولین قوانین برای ساخت و ساز شهری تدوین شد تا امروز که قوانین را نگاه میکنیم راجع به نازلترین مصداق های کمی است، برو و کف، تراکم، تعداد طبقات همه کمی و متریک است. چیزی که یک بچه دبستانی هم متوجه می شود و درک زیادی برای فهم قوانین لازم ندارد. هرچه جلو تر می رویم شهر ها نازلتر و کمی تر شده و فضا را برای چیزی که امروز دیگر نمی دانیم چیست کیفیت، تنگ تر کرده است.

رئیس پژوهشگاه میراث با اشاره به اینکه ما دیگر نمی دانیم کیفیت چیست افزود:آنجایی که زبان ساخت و ساز را شکل می دهد و مفاهیم را می سازد بنگاه ها هستند، دانشگاه ها را جدی نگیرید آنها نمی توانند زبان ساخت و ساز را تعیین کنند جایی که فعل و انفعالات را شکل می دهد و شهر را هدایت می کند بنگاه املاک است. از یک بنگاه دار بپرسید ساختمان خوب را توصیف کنید او در پاسخ مکان ساختمان یعنی منطقه جغرافیایی را ملاک قرار می دهد. معلوم است که از نظر مکانی یک هرم منزلتی وجود دارد در راس این هرم جاهایی چون الهیه، فرمانیه، سعات آباد ودر کف هرم دولت آباد، باقر آباد و عبدل آباد قرار دارند. فرق زیادی بین راس و کف هرم است؛ زمین در راس یک قیمت دارد و در کف قیمت دیگری. این معیار در داخل هر محدوده نیز کمی سازی می شود؛ مثلا ساختمان خوب در الهیه بر اساس ویلایی و برج بودن، متراژ و طبقه و … تعیین می شود.

وی با تاکید بر اینکه در واقع شهرهای ما در کریدور سوداگرانه قرار دارند گفت: ملاک تعیین خوب و بد بودن سود آوری است. زمانی برای ما معیار تعیین خانه خوب و بد، دلگیر و دلباز بودن آن بود. مادرم میگفت خانه ای که در آن نشود آسمان را دید دلگیر است. در ادبیات معاملات ملکی آسمان وجود ندارد. اینها باعث می شود ما دچار خلا ادراک کیفیت شویم نمی دانیم کیفیت را با چه اندازه بگیریم و در سنگ ترازویمان واحدی برای آن نداریم. امروز در سکانسی از حیات در شهرها بسر می بریم که آرام آرام سیستم عصبی مان فعال می شود؛ گوش ها صدا را می شنود، چشم ها چیزها را می بیند. اخیرا متوجه شده ایم که بالکن ها باید دیده شود و از وضعیت پستو شدگی خارج شود و مانند بالکن غربی ها شاداب شود. این ها همه شبیه سوزن آن پزشک است شهر دیده می شود.

بهشتی با طرح موضوع اینکه شهر پس گرفته می شود و زندگی از فضای خصوصی دارد به فضای عمومی بر می گرد افزود: پل طبیعت و پارک قیطریه نماد این عرصه عمومی هستند. شهرداری سال ۸۹ به سفارش شورای شهر پیمایشی در تهران انجام داد و از شهروندان پرسید متقاضی چه چیزی هستند؟ عجایب روزگار همه خواهان کیفیت بودند.

وی گریزی به افتتاح سینما آزادی همزمان با افتتاح تونل توحید زد و افزود: از قضا من در یکی از این دو مراسم بودم، آقای قالیباف شاکی بود چرا مردم از افتتاح تونل شاد نیستند ولی برای سینما خوشحالی می کنند من به ایشان گفتم: شهرداری که متوجه پیام این رفتار مردم نباشد باخته است.

بهشتی با تاکید بر اینکه تقاضای مردم، تقاضای کیفیت است، افزود: این چیزی است که در شهرها اتفاق می افتد. اگر مدیریت شهری متوجه این مطلب شود این زایمان با درد کمتر و زحمت کمتر انجام می شود و هر چه کمتر و دیرتر متوجه این تقاضا شود زحمت بیشتری ایجاد میکند تا جایی که سامانه زیستی شهر آنها را از گردونه خارج می کند.

وی در پایان با اشاره به اینکه نسل هایی از معماران و مدیران شهری باید پدید آیند تا پاسخگوی تقاضای کیفیت در شهر باشند گفت: مشکل سر راه این نسل جدید، نصب ترازویی دقیق برای اندازه گیری کیفیت است. سیطره کمیت باید از بین برود، همیشه برای ایرانی ها کیفیت اولویت بوده است ما متخصص کیفیت هستیم. مهمترین جایی از وجود ما که ترازوی کیفیت در آن نصب است دل است. به فرهنگ دهخدا نگاه کنید چند واژه از ترکیب با دل داریم، دلربا، دلفریب، دلگشا و … تا این دل راضی نشود مشکل حل نمی شود. خانه های جدید یک آسایشی برای ما ایجاد میکند ولی مشکلاتی نیز دارد ما از خانه توقع دو چیز داریم؛ آسایش و آرامش، اولی کمی و دومی کیفی است.معماری جدید آرامش ندارند دانشکده ها آرامش را آموزش نمی دهند، بنگاه ها آرامش را تبلیغ نمی کنند و مردم گیج هستند. در مورد معماری کمتر از واژه دل استفاده می کنند ما باید این ترازو را در دل ها نصب کنیم کار سختی است ولی انسان ها فی النفسه صاحب دل اند. الان زمان آن است ما ترازو را نصب کنیم. یک دهه دیگر کسی حرف ما را گوش نمیکند، دیگران می آیند و در آباد کردن خرابی هایی که به بار آورده ایم سهمی به ما نمی دهند.

خواندن 260 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395