دوشنبه, 08 آبان 1396 ساعت 07:30

تورم؛ مهمترین عامل فقر در تاریخ ایران

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

فاطمه مقدم

بخش سوم

عصراقتصاد:
در ادامه نشست روز پنج شنبه موسسه دین و اقتصاد با موضوع «فقر و فقر زدایی نقد رویکردهای متعارف و اقدامات جاری» که به مناسبت روز جهانی فقر با حضور دکتر فرشاد مومنی، دکتر علی دینی ترکمانی و دکتر محمدرضا واعظ مهدوی برگزار شد. دکتر واعظ مهدوی با بیان اینکه در این جلسه به اسناد و سیاستهای بالادستی و سلسله مراتب سیاستگذاری فقرزدای در این حوزه خواهد پرداخت ابراز داشت: صحبتم را با کلامی از امیرالمومنین علی (ع) آغاز میکنم که فرموده اند: " چهار چیز باعث سقوط دولتها خواهد شد:

  • واگذاشتن کارهای اصلی و پرداختن به کارهای فرعی

خانه از پای بست ویران است خواجه در فکر نقش ایوان است. اخیرا مطلبی را دیدم که درباره سندروم پارکینگ دوچرخه در انگلیس، مطالعه ای در یکی از مراکز انرژی اتمی صورت گرفته و نتایج حاصل نشان میدهد که مدیران سرجمع وقتی که برای تصمیم گیری برای پارکینگ دوچرخه صرف میکنند بیشتر از وقتی است که برای راکتور و سیاستهای تنظیم آن صرف میکنند و بررسی کرده که متاسفانه تمایل بیشتر متفکرین و برنامه ریزان و دستگاهها به چرندیات است.

همه ما تجربه داریم که در جلساتی که بحثهای خیلی داغ مطرح میشود مسائل بسیار جزیی است. اما از بحثهای اصلی به سرعت فرار میکنیم.

  • جلو راندن فرومایگان و به حاشیه راندن اهل فضل

امیرالمومنین علی (ع) میفرمایند: "به خدا قسم اگر شب را روی خارهای سعدان بیدار به سر ببرم و غلها و زنجیرها بسته باشم برایم محبوبتر از این است که روز قیامت خدا و رسولش (ص) را در حالی ملاقات کنم که ظلم کرده باشم. و سوءاستفاده ای کرده باشم از اموال دنیا به ناحق و ناعادلانه".

شاید بهترین بحثی که بتوانیم داشته باشیم و بهترین کلام، کلام امام صادق (ع) است که میفرمایند: " بین فقر و عدالت رابطه تنگاتنگی است. اگر عدالت باشد فقر وجود نخواهد داشت. درواقع هرجا فقر هست یعنی عدالت نیست و هرجا عدالت نیست توحید نخواهد بود. و دین هم یعنی خداپرستی که به شایستگی وجود ندارد".

ما نمیتوانیم فکر کنیم حاکمیت دینی داریم ولی گرفتاریهایی که آقای دکتر ذکر کردند وجود دارد. تحقق عدالت جز با حمایت از حقوق محرومان و فراموش شدگان میسر نمیشود. امیرالمومنین علی (ع) میفرمایند: "اگر عدالت باشد استغنا ایجاد خواهد شد". همچنین میفرمایند: "عدل توازن است". یعنی هرچیزی جای خودش را داشته باشد و توازن وجود داشته باشد عدل است.

بطور کلی عدالت یک امر فطری است. همه پیامبران در فطرت انسان وجود دارد. پیامبران منادی عدل بودند برای اینکه این فطرت که گاهی ساکت میشود را بیدار کنند. اما به جز پیامبران مصلحین فکری دیگری هم بوده اند "اسپارتاکوس" د ریونان باستان، "مزدک"، "مانی" برای عدالت قیام کرده اند.  کوروش در الواحش افتخار میکند که من به ملل تحت پوششم آزادی داده ام و ظلم نکردم.

منشا عدالت اجتماعی، عدالت الهی است. یعنی از عدل خداوند عدل انسانی و جامعه آغاز میشود. درواقع عدالت طبق آموزه های ما تکوینی است. عدالت آن چیزی است که آسمانها و زمین بر آن شکل میگیرند. عدالت تشریحی است، کتاب، میزان و پیامبران برای عدالت است. جوهره دین دستور داده که عدالت در بین مردم پیاده شود.

خداوند در قرآن کریم میفرماید: " وقتی شعیب محبوس شد گفت خدا بپرستید و کم فروشی نکنید و بر سر مال مردم نزنید و تحقیر نکنید.... هدف بعثت پیامبران قسط و عدل است.

درواقع در بیان قیام حضرت صاحب الزمان (عج) عدالت عملی، عدالت نظری، عدالت آفاقی و عدالت انفسی معتقدیم که در ایشان هست.

عدالت عامل رشد است و بین عدالت و رشد تناقضی وجود ندارد. نظریاتی که آقای دکتر دینی قید کردند و آموزه های ما نیز همین را میگوید. امیرالمومنین علی (ع) میفرمایند: " هیچ چیز مثل عدالت باعث عمران سرزمینها نمیشود". به چه دلیل؟ برای رشد سلامت روان لازم است. انسانها وقتی بی عدالتی میبینند دچار اضطراب و ناامیدی میشوند و نمیتوانند تحرک لازم را داشته باشند و سرمایه اجتماعی کاهش پیدا میکند. هرکسی در این مراتب برود دچار کاهش امید میشود. زمانی خود ما مختصرا در حوزه کارتن خوابها فعالیت میکردیم. شبها به مناطق تجمع آنها میرفتیم و از آژانسها سوال میکردیم اینها کجا هستند بیرون می آمدند و میخواستند دست ما را ببوسند که آقا ما ناراحیتم وجدان ما ناراحت است. درواقع سرمایه اجتماعی افزایش پیدا میکند و احساس بی عدالتی تعارض ایجاد میکند و همه اینها تحرک اقتصادی و اجتماعی را کاهش میدهد. مشارکت اجتماعی و نیروهایی که با این شرایط در حال اعتیاد و آسیب هستند در پیشرفت جامعه نقشی نمیتوانند داشته باشند. نشاط و خوش بینی در عرصه ای که عدالت باشد ایجاد خواهد شد. امروزه  یکی از عناصر توسعه پایدار، کاهش فاصله طبقاتی و برابری در جامعه است.

در عسلویه دیدم روی دیوار نوشته “Safety First” سوال کردم این عبارت یعنی چه؟ مدیر آنجا گفت: یعنی مراقب بهداشت کار باشید. اگر بالای تیر چراغ برق میروید کمربند ببندید. پرسیم که سیفتی اجتماعیتان کجاست؟ فکری کرد و گفت: اتفاقا برنامه ریزی داریم که کمپرسور که می آید و زمانبندی که داریم یک دفعه عده ای آمدند و تظاهرات کردند و کل سیستم ما دو ماه تعطیل بود.

در اثر بی ثباتی اجتماعی و اعتراضات نابرابری در بسیاری مناطق، با همه سرمایه گذاری های که شده مردم احساس رضایت نمیکنند و همه اینها مختل کننده رشد و توسعه است. بنابراین کسانی یا مکاتب و دیدگاههایی که خیلی هم گرفتارشان هستیم و میگویند که عدالت توزیع برضد رشد است و توجه به فقرا باعث حرام کردن منابع میشود و پول دور ریختن است و این نظریات کلاسیک را مطرح میکنند در حقیقت این مفاهیم با واقعیت موجود جور در نمی آید. اتفاقا در کشورهایی که توسعه یافته هستند شاهد عدالت و همگنی اجتماعی بیشتری هستیم. هرچقدر توسعه نیافتگی بیشتر باشد نابرابری بیشتر خواهد بود. اگر قرار بود رشد و انباشت منجر به پیشرفت شود بایستی نامیبیا کشور پیشرفته ای باشد.

راه دسترسی به عدالت نابودی تکاثر و فقر است. یعنی اختلافات طبقاتی خیلی شدید کمتر شود و فقر کاهش پیدا کند. جامعه قرآنی منهای فقر است. تقریبا به تعبیر دیگری مشابه آنچه دکتر دینی بیان داشتند فقر هم عواملی شامل عوامل فردی، اجتماعی و سیستمی دارد.

تنبلی، اسراف و بی تحرکی میتواند عوامل فردی باشد. یک کارگری در یک کارخانه خیلی زیاد کار میکند و کارگر دیگری خیلی کم کار میکند. حتی در عوامل فردی میتوانیم عوامل ژنتیک و اپی ژنتیک را داشته  باشیم. یعنی شرایط محیطی کد ژنتیکی و انتقال بین نسلی پیدا میکند. کسانی که نمیتوانند خوب شرایط را ارزیابی کنند. نشان داده شده کسانی که در کودکی در معرض استرسهای اجتماعی بوده اند در بزرگسالی توان کار جمعی کمتری خواهند داشت.

هرکدام از ما میتوانیم در ایجاد فقر موثر باشیم. کارخانه ای  داریم و به دیگران ظلم میکنیم. معلم هستیم خوب درس نمیدهیم و به دانش آموز پیشنهاد کلاس خصوصی و حق التدریس میدهیم.

عدم توجه به حقوق دیگران یکی از مباحث مهمی است که امروز روی آن کار میشود. نپرداختن مالیات و زکات یکی از این بی  عدالتی هاست. بخشی از درآمد هر فردی به عنوان شهروند متعلق به دیگران است. ما چقدر فرار میکنیم و زیر بار نمیرویم.

گروه سوم عوامل سیستمی و حکومتی هستند. رانتها، سوءسیاستگذاری ها و سیاستهایی که باعث میشود منافع به گروه های برخوردار برسد. توزیع ناعادلانه منابع مثل برج میلاد و بام کتاب و ...  که در تهران است داریم ولی کسی که در سیستان و بلوچستان یا جنوب کرمان است هیچیک از اینها را ندارد. در کل استان سیستان و بلوچستان یک سینما وجود ندارد. برای جنوب کرمان جاده حیات است و آزادره شمال برای ما تفنن است.

ضعف در نظام حقوق مالکیت و حمایت از ظالمان و مناسباتی که به نفع ثروتمندان عمل میکند و این مناسبات بسیار مهم است در بسیاری از موارد این مناسبات و قوانین را ما شناسایی نکرده ایم.

گزارشی را اخیرا دیدم که دولت آمریکا به آقای استیولیس که از برندگان جایزه نوبل است؛ سفارش داده است که بررسی کند که کدامیک از مناسبات، رشد نابرابری را ایجاد میکند. کدامیک از قوانین منجر به وال استریت شده است. این مطالعه سه سال به طول انجامیده و گزارشی تحت عنوان "Ruls Of Low" منتشر کرده است و فهرستی از این مناسبات را ارائه نموده است.

در ایران نیز من مواردی از این قوانین را استخراج کردم درواقع قوانینی که ظاهر خیلی خوبی دارد ولی باطن آنها منابع را به سمت دیگری میبرد. به عنوان مثال اعدام قاچاقچیان مواد مخدر یعنی ایجاد خانواده های بی سرپرست. یا سود سپرده گذاری که بصورت یکسان اعمال کردیم و به این منجر میشود که هیچ بانکی سرمایه گذاری در تسهیلات در کرمان یا یک منطقه محروم صرف نکند.

بنابراین سیاستها عبارتند از آن مجموعه پکیجها و اقداماتی هستند که کمک میکنند تا ما بتوانیم بر این عوامل غلبه کنیم و به اهداف مورد نظر برسیم. در حقیقت هرم تفکیک سیاست را داریم که شامل سیاستهای کلان، مایکروپالیسی ها، گراندپالیسی ها که ترکیب میشود از متاپالیسی ها و مزوپالیسی ها، و سیاستهای اجرایی با شاخه بندی میکروپالیسی ها برای ما شکل میگیرد.

بنابراین سیاست لغتی است که در سطوح مختلف کارکردهای خاص خودش را دارد. درواقع طبقه بندی براساس نظام قانونگذاری و نظام اداری و اجرایی ایران، که متاپالیسی ها در حوزه قانون اساسی و رهبری و اصل 110 قانون اساسی و مجمع تشخیص مصلحت نظام، و حوزه مجلس و مقننه در چارچوب مزوپالیسی ها کار انجام میدهد. یعنی جز حوزه سیاستگذاری کلان است. این پالیسی توسط دولت باید اجرایی شود به همین دلیل مصوبات دولت اسم قانون ندارد. که در ادامه توسط وزارتخانه ها تبدیل به دستورالعمل ها میشوند که درواقع سیاستگذاری است یعنی وقتی بهزیستی دستورالعمل پرداخت سرانه نگهداری از جانبازان قطع نخاعی به همسرانشان را میدهد یعنی سیاستگذاری میکند.

در این سلسله مراتب سیاستگذاری بالاترین سند، سند چشم انداز است که اهداف و مولفه ها را مشخص میکند و سطوح پایین تر، سطوح سیاستهای کلی است و در ادامه برنامه هاست و قوانین که درواقع هرم سیاستگذاری را شکل میدهد و باید عملکرد سیاستهای فقرزدایی را در غالب این هرم جستجو کنیم.

تحت تاثیر آموزه های اقتصادی نئولیبرال مرتب گفته میشود که دولت بزرگ است، هزینه دولت زیاد است، دولت را باید کوچک کنیم و تحت همین راهبرد کوچک سازی مرتبا ابلاغ میشود. اتفاقا در سطوح بالای سیاستگذاری ما کمی هوشمندانه هیچگاه گفته نشده کوچک سازی دولت؛ گفته شده متناسب سازی اما عملا کوچک سازی را در پیش گرفته ایم.

شاخصی که با استفاده از اطلاعات بانک جهانی آورده ایم تا بررسی کنیم که میزان بزرگی دولتها چگونه است. یعنی نسبت G به GDP طبق همان تعاریف بین المللی و بانک جهانی در کشورهای مختلف از کشورهای آسیایی گرفته تا کشورهای اروپایی و توسعه یافته، مثلا در هلند این نسبت 26درصد است و در آمریکا 16درصد در اسپانیا 20درصد یعنی هزینه های دولت 20درصد GDP را تشکیل میدهد. و این نسب در ایران 11درصد است.

نسبت مالیات T به GDP مثلا در آمریکا 10درصد و در کانادا 12درصد و در چین 20درصد است. این نسبت در ایران 6درصد است. یعنی درآمدمان کم و هزینه هایمان نیز خیلی بالا نیست. اگر بخواهیم هزینه را کاهش بدهیم یعنی خصوصی سازی آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و دانشگاهها. یعنی 50درصد کسانی که در دانشگاههای دولتی میتوانند پذیرفته شوند از دهکهای بالای جامعه هستند. منطق سهمیه بندی برابرسازی است. درواقع سیاستگذاری ها و اقدامات عملا به زیام فقرا و به نفع اغنیاست.

مالیات نمیگیریم سازمان مالیاتی شروع کرده به اینکه تراکنشهای مالی را کنترل کند چه جوی ایجاد شده است. چه کسی میخواهد تراکنشهای مالیش افشا نشود. در بعضی موارد وقتی تراکنش کنترل و ارائه شده فرد اظهارنامه اش را پس گرفته و اظهارنامه با پنج برابر درآمد زده است. زیرا درصورت افشا دیگر امکان مخفی کردن درآمدها مختلف وجود ندارد. این موضوع در دنیای توسعه یافته جا افتاده است. که در ازای دریافت مالیات خدمات ارائه میشود. کسی که مالیات را میبخشد یعنی از جیب فقرا به پردرآمدها میبخشد. چهل هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی داریم.

فقر انعکاسی از مجموعه تراکنشها و اقدامات فعالیتها و سیاستگذاری ها کلی دولتهاست و قبل از اینکه فرد فقیر را پیدا کنیم باید سیاستهای “Resource Allocation” و “Income Distribution” را اصلاح کنیم. اکثر مواقع وقتی صحبت از سیاستها میکنیم همه سراغ “Income Distribution” میروند در حالیکه این دو بخش خیلی تعیین کننده تر است.

مهمترین عامل فقیر شدن فقرا در تاریخ ما تورم است. تورم مالیاتی است که ثروتمندان از فقرا میگیرند. در تورم کسانیکه درآمدهای ثابت دارند زیان می کنند. کسانیکه اموال دارند قدرت اموالشان افزایش پیدا میکند و مهمترین کاری که شده درواقع شاخص فلاکت که جمع شاخص تورم و بیکاری است از سال 84 تا سالهای 90 به بعد شاخص فلاکت را به عدد بسیار بالایی رسانده است. مهار تورم شاید مهمترین سیاست فقرزدایی دولت بوده است. ملاحظه میفرمایید که ترند بیکاری ثابت مانده است منتهی در همین انتخابات ریاست جمهوری دیدیم که تمرکزها روی بحث بیکاری بود. زیرا وقتی تورم کاهش یافته بیکاری بارز شده است. درحالیکه در سال 92 که تورم خیلی بالا بود هه توجه ها به تورم بود خب بالاخره این به عنوان یک کارکرد مثبت در جهت حمایت از فقرا و کاهش نابرابری درآمدی از سیاست فقرزدایی معرفی میکنم. اثر این سیاست در درآمد و هزینه خانوار چگونه بوده است. روی این موضوع اجماع وجود دارد که خانوارها اولین نیاز خودشان را به غذا اختصاص میدهند و تا وقتی غذا را تامین نکنند به هزینه های دیگر نمیپردازند. به همین دلیل سهم هزینه های غیرخوراکی شاخصی برای کیفیت زندگی تلقی میشود.هرقدر سهم هزینه های غیرخوراکی افزایش پیدا کند یعنی کیفیت زندگی خانوار قدرت پرداخت بیشتری دارد. در خانواده های روستایی 53درصد هزینه ها غیرخوراکی بوده است. در سالهای 89 تا 91کاهش یافته و سال 92 به 56درصد رسیده است. یعنی در سال 92 در خانوار روستایی حتی از سال 80 عقبتر افتاده ایم و از سال 93 آرام آرام دوباره افزایش داشته ایم که اثر تورم و اثرات ضدکیفیت زندگی در خانوارهای روستایی است.

در خانوار شهری هم همین اتفاق افتاده باتوجه به اینکه سهم هزینه های غیرخوراکی خانواده های شهری از روستایی بیشتر است که نشان میدهد رفاه خانواده های روستایی از خانواده های شهری کمتر است. اما در طول سالهای مختلف رفته رفته افزایش پیدا کرده تا سال 90 کاهش شروع شده و تا سال 92 ادامه یافته و درسالهای 93 به بعد شروع به افزایش کرده است. این دره، دره عدم کیفیت در این سالهاست که ناشی از افزایش قیمت ارز، کاهش ارزش پول ملی، افزایش تورم، عملکرد هدفمندی یارانه ها و دستکاری قیمت حاملهای انرژی و سیاستهای فقرزایی بوده که در سالهای 89 و 90 شروع شده و اثرات خودش را در این بازه زمانی گذاشته است.

وضعیت هزینه ها در اقلام مختلف در دهکهای مختلف چیست. درواقع یک صحبتی را آقای سارکوزی در سال 2008 یا 2005 مطرح میکند که از محققین فرانسوی سوال میکنم که چرا شاخصهای رشد، توسعه کشور رشد و بهبود نشان میدهد اما مردم معترض هستند؟ تیمی تشکیل شد از آمارتیاسن، استیولیز و 28 نفر از محققین بزرگ سه سال کار کردند و گزارشی تهیه کردند که چرا شاخصهای رشد در کیفیت زندگی مردم نمایان نیست. این گزارش 24 ارجاع دارد که 18تای آن میگوید به هزینه خانوار مراجعه کن و من به سهم خودم دوستان را دعوت میکنم که روی این موضوع دقت بیشتری داشته باشند.

سرجمع گزارشها نشان میدهد نابرابری ها روبه کاهش بوده است و تا حدودی به سمت درجه همگنی پیش میرویم. در متغیرهای دیگری هم میتوانیم ورود کنیم که در واقع روندها را نمایش بدهند.

آیا این کاهش ها و بهبودها درهمه جا اتفاق افتاده است؟ متاسفانه خیر. یعنی بهبود در میانگین رخ داده است. در بعضی از مناطق و در استانهای مختلف تعداد بیمه شدگان نسبت به جمعیت کاملا متفاوت است و کل نظام بیمه ای ما یکسان عمل نکرده است. تقریبا 60درصد جمعیت بیمه شده اند که در برخی از استانها مانند سمنان 85درصد و یزد حدود 90درصد است. اما سیستان و بلوچستان 35درصد بیمه شده هستند. یعنی حد توزیع رفاه اجتماعی ما نابرابر است. و این نابرابری از آنجایی ناشی میشود که توزیع کارگاههای صنعتی ما در مناطق کشور بسیار ناهمگن است. مناطقی که پوشش بیمه کم داشتند تعداد کارگاهها خیلی کم است. یعنی بخش خصوصی به این استانها نرفته است. زیرا بخش خصوصی جایی میرود که سود بیشتری داشته باشد و سیاستهایی که بتواند سود بخش خصوصی را در این مناطق بهینه کند اعمال نشده است.

پس بسته سیاستی که باید مشوق باشد و باید بتواند این نابرابری ها را کاهش دهد و به این مناطق ورود کند. بالاخره جوانان این مناطق نیز دچار بیکاری میشوند. در حقیقت سیاستهای ما در بهبود کیفیت زندگی کارکردهایی داشته که در عمدتا در سطح میانگین بوده اما در این میانگین باید به توزیع شاخصها توجه کنیم یعنی توزیع مناطق، توزیع جنسیتی، توزیع دهکی مورد بررسی قرار بگیرد. یعنی بایستی روی عناصر و عرصه های پیدایش نابرابری کار شود و نشان داده شده که وقتی این منحنی را میبینند کمی تحریک میشوند.

در ادامه این نشست دکتر فرشاد مومنی ضمن تشکر از دکتر واعظ مهدوی ابراز داشت که به علت کمبود وقت از ارائه مطالب تکمیلی صرف نظر شده و منتخبی از سوالات حضار مطرح خواهد شد.

خواندن 860 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395