شنبه, 24 شهریور 1397 ساعت 00:05

اطلاعات تکميلي

  • فرشاد مومنی مطرح کرد؛

68 درصد شاغلین سه دهک پایین گرفتار در مدار بسته فقر

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

مصطفی کمالو

بخش اول

عصر اقتصاد: رئیس موسسه دین و اقتصاد تاکید کرد: نگاه رانتی به مسئله فقرزدایی که یک رویکرد سفله پروری و اعانه ای را همیشه در اولویت قرار داده است، برای کشور پرهزینه و کم دستاورد بوده است. در حالی که اگر ما انرژی خودمان را معطوف کنیم به بست فرصت های شغلی مولد و ساختار نهادی ما نوآوری های فناورانه را بیشتر از رانت جویی تشویق کنند، آن زمان به موفقیت های بیشتری در مسئله فقرزدایی می‌توانیم دست یابیم.

فرشاد مومنی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، پنجشنبه گذشته در نشست « رونمایی از کتاب تحلیل شومپیتری از هم پایی اقتصادی» که در موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد، گفت: به اقتضاء ساخت رانتی اقتصاد سیاسی ایران مسائل اساسی همیشه در حاشیه قرار می گیرد و کوته نگری ها که در یک ساخت رانتی رایج است، ما را غرق در روزمرگی و دل مشغول شدن به امور جاری می‌کند. مسائل بسیار حیاتی به حاشیه می روند و مسائل کم اهمیت در راستای مسائل رانتی برجسته می‌شوند، در این زمینه در کتاب «اقتصاد سیاسی توسعه در ایران امروز» توضیح داده شده است که ملاحظات و منافع رانتی برای این که توجیه بایسته پیدا کند به طرز مشکوکی پیوند پیدا کرده با یک گونه ای از بازارگرایی در قامت اقتصاد سیاسی ایران که درباره آن هم ما به اندازه کافی صحبت کرده‌ایم.

وی ادامه داد:اما این پیوند یعنی تبدیل کردن بازارگرایی به یک ابزار برای به حاشیه بردن مسائل اساسی و برجسته کردن ملاحظات رانتی، در حقیقت به شکلی پشتوانه روش‌شناختی هم پیدا می‌کند. جان الیوت ،اقتصاد شناس ممتاز نهادگرا در مقاله «اقتصاد سیاسی به مثابه رهیافتی به نهادگرایی» این بحث را می کند که بازارگرایی با یک فرض بسیار مهم روش شناختی یعنی فرض ثبات سایر شرایط، همه مسائل بنیادی و سرنوشت‌ساز موثر بر توسعه را به حاشیه می کشاند و آنها را مفروض در نظر می‌گیرد. بنابراین مجال بحث و گفتگو و ارتقاء دانایی ها در این زمینه را به حداقل می‌رساند.

وی افزود: الیوت در مقاله «اقتصاد سیاسی به مثابه رهیافتی به نهادگرایی»می گوید؛ در این ماجرا هیچ چیز به اندازه  به حاشیه کشاندن بحث مربوط به نهادها و فناوری برای کشورهای درحال توسعه پرهزینه و فاجعه ساز نیست. ویژگی مشترک تمام برنامه های توسعه بعد از انقلاب در ایران این است که  مطلقاً بحثی درباره فناوری در آن وجود ندارد و حکمت آن از جنبه اقتصاد سیاسی این است که می گویند دغدغه محوری آموزه بازار حفظ وضع موجود است، که برای یک ساخت توسعه نیافته حفظ وضع موجود به معنی زمین گیر شدن و تداوم توسعه نیافتگی است. بنابراین ما به یک سطوحی از یک بلوغ فکری و اندیشه ای در نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع نیاز داریم تا بتوانیم خودمان را از این ورطه بیرون بکشیم و مسائل حیاتی و سرنوشت ساز را جدی بگیریم و وجه اندیشه آن را صورت‌بندی کنیم تا امکان عملی برون رفت از گرفتاری‌ها فراهم شود.

مومنی گفت: برداشت بنده از دامن زدن به مباحثی که در کتاب هایی مانند «تحلیل شومپیتری از هم پایی اقتصادی» مطرح می شود این است که در این مسیر می‌تواند به ما کمک کند. ما به قوت اندیشه توسعه رو به رو هستیم و به همین خاطر هم دو متغیر بر تعیین کننده در سرنوشت توسعه یعنی نهادها و فناوری به کلی در حاشیه است و این روزمرگی انحطاط آورد تا زمانی که ما یک بلوغ اندیشه پیدا نکنیم و متوجه نشویم که بنیادگرایی بازار و دغدغه محوری آن حفظ وضع موجود است همچنان ادامه خواهد داشت، بنابراین باید کمک کنیم که نظام تصمیم‌گیری از نظر اندیشه ای رشد کند.

وی ادامه داد: در آثار داگلاس نورث یکی از گره گشایی های بسیار بزرگی که وجود دارد، مربوط می‌شود به بحث‌های مبسوطی که ایشان تحت عنوان تقدم نهاد بر فناوری مطرح کردند و در واقع این که سرنوشت فناوری به چه صورتی است و آن استدلال های جامعه ای که داگلاس نورث مطرح می‌کند، تابعی است از کیفیت نهادی، خود این مسئله باز یک مسئله حیاتی است که در واقع نشان می دهد که چرا نهادهای پشتیبان فناوری در ایران تا این اندازه ضعیف و بعضا کج کار کرد هستند.

زمانی که می خواهیم به نوآوری و دانایی محوری توجه کنیم سایه سنگین ملاحظات رانتی بر آن حاکم است و در واقع خود آن عناوین استارتاپ ها و دانش بنیان ها در واقع بهانه ای است برای ایجاد کانالی جدیدی برای ایجاد رانت. بنابراین چون نهادهای فناوری دست‌کم گرفته شده‌اند،کارکردهای تقویت دانایی محوری هم در ایران تا حدودی شکل و شمایل رانتی به خود گرفته است.

وی افزود: بحث از نهادها و در پرتو آن بحث از فناوری یکی از حیاتی ترین مسائل سرنوشت‌ساز برای کشور ما است.

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، درباره مقام یوزف شومپیتر در تاریخ علم اقتصاد گفت: شاید یکی از بزرگترین دریغ ها این است که آثار کلیدی شومپیتر به زبان فارسی عموما ترجمه نشده و آن تعداد محدودی که ترجمه شده است به طرز فاجعه آمیزی از نظر شیوه ترجمه بی کیفیت هستند و بنابراین نتوانسته است جامعه توسعه خواه ایران را با راهگشای ها خارق العاده ای آشنا کند.

وی ادامه داد: یکی از بزرگترین مفاهیمی که شومپیتر به دانش توسعه اضافه کرد، مفهوم تخریب خلاق است که در این کتاب هم به صورت مبسوط درباره آن صحبت شده است و عموما همه شومپیتر را از دریچه این مفهوم می شناسند. در حالی که شما زمانی که کتاب «پیشگامان نظریه اقتصاد توسعه» که در سال ۱۹۱۱ نوشته شده، ملاحظه می کنید که چقدر راهکارهای اندیشه‌ی درخشانی توسط شومپیتر صورت گرفته که واقعاً هم هرکدام از آنها می‌توانند باز کننده بسیاری از گره های معرفتی و منتفی کننده خطاهای ناشی از آن گره ها باشد.

وی افزود: یکی از درخشان ترین کارهای شومپیتر نقد فعال برخورد ایدئولوژی زده و مطلق انگار بازارگرا ها با مفاهیم رقابت و انحصار بوده است. که ما هنوزهم از مورد اندیشه ای گرفتار آن هستیم و بخش بزرگی از سوء کارکردهایی که در قاعده گذاری های ما صورت می‌گیرد ناشی از عدم توجه بایسته به این مسائل است. شومپیتر درباره آن برخورد مطلق انگارانه ای که بازار گراها با مفهوم انحصار می‌کردند، گفت؛ به جای اینکه  برخورد ایدئولوژی زده کنیم باید روی کارکردهای انحصار متمرکز شویم و اگر این تمرکز ایجاد شود آن زمان نحوه طرح مسئله و نحوه مواجه شدن با آن هم تغییر خواهد کرد.

 شومپیتر در ادامه می گوید؛ اگر کل مسائلی که در چارچوب ادبیات بازارگرایی مطرح شده است در درباره انحصار را مطالعه کنید، به دو مورد اصلی برخورد می کنید، یک کارکرد درخشان و ممتاز در انحصار و دوم  سوء کارکرد بالقوه. کارکرد درخشان و ممتاز این است که امکان بهره مندی از صرفه مقیاس را فراهم می‌کند و کارکردهای منفی بالقوه آن، این است که انحصارگر به جای اینکه منافع خودش را از طریق نوآوری فناورانه دنبال کند از طریق کاهش سطح تولید و افزایش قیمت هدف را جستجو می کند. شومپیتر بالغ بر صد سال پیش این بحث را مطرح کرد که به جای اینکه ما درباره این صحبت کنیم که انحصار خوب است یا بد است، باید این بحث را پیگیری کنیم که آیا ساز و کاری می توان یافت که امکان بهره مندی از مزیت صرفه های مقیاس را فراهم کند و سیستم اقتصادی را هم مصون کند از آن سوء کارکردهای دوگانه، یعنی انصراف از نوآوری فناورانه و متمرکز شدن بر روی کاهش تولید و افزایش قیمت برای حداکثر کردن سود.

این اقتصاددان ادامه داد: پاسخ شومپیتر به این سوال این بود که آری می توان این کار را کرد و این کار را هم حق اعتراض نام نهاد. بحث او این بود که برای نیروی کار آن دو دغدغه مستقیماً منافع او را درگیر می‌کند،( دغدغه کاهش سطح تولید و دغدغه افزایش قیمت) اگر ما اجازه سازمان یابی به نیروی کار در درون بنگاه‌های تولیدی را بدهیم و از او بخواهیم درباره منافع خودش فعال باشد و برخورد امنیتی و سرکوب گرایانه با سازمان‌های کارگری نداشته باشیم، آنها انحصارگر را از این دغدغه منصرف می‌کند و بنابراین جامعه از منافع صرفه مقیاس برخوردار خواهد شد.

وی تاکید کرد:عیناً شبیه این مسئله را شومپیتر در پرهیز دادن از برخورد مطلق انگارانه با رقابت هم جلو برد و انصاف این است که دانش اقتصاد از این زاویه هم به شومپیتر بسیار مدیون است. درباره رقابت بحث شومپیتر این بود که گویی یک وارونه خوانی جهت‌دار از آثار آدام اسمیت و صدور آن به کشورهای در حال توسعه می توان مشاهده کرد. برای این که در کتاب اصلی اسمیت بیش از آنکه درباره کارکردهای رقابت و دستاوردهای توسعه ای آن بحث شود، درباره امتیازات خارق العاده یادگیری همکاری، بحث به میان آمده است. تعبیر معجزه تقسیم کار را در این زمینه، آدام اسمیت به کار می‌برد و می گوید تنها دلیلی که اجازه آزادانه عمل کردن نیروهای بازار را داده شد، این است که مقیاس بازار را گسترش می دهد و انگیزه برای تخصصی شدن و تقسیم کار عقلایی پدید می آورد.

مومنی ادامه داد: بنابراین بحث شومپیتر این بود، ما به یک ترکیب خردمندانه ای از رقابت و همکاری نیاز داریم و ضریب اهمیت همکاری اگر از رقابت بیشتر نباشد کمتر هم نیست و نکته بسیار مهم دیگری این است که خود رقابت فقط به شرطی که در یک فضای عادلانه و یک بستر نهادی پشتیبانی کننده از ملاحظات برابری بین رقبا باشد، دستاورد خواهد داشت و گرنه می تواند به ضد خودش تبدیل شود. بنابراین هر کدام از این موارد اقتضائات نهادی خاص خودش را خواهد داشت.

این اقتصاددان اظهار داشت: زمانی که فناوری و کارکرد کلیدی آن با یادگیری همکاری همراه می شود، نتیجه آن صرفه مقیاس به وجود می آید را مورد توجه قرار می دهیم، متوجه این مسئله می شویم که هر کوششی برای رفع فقر که مسئله ارتقای بنیه تولیدی و کار بست فزاینده نوآوری های فناورانه را در دستور کار قرار ندهد؛ محکوم به شکست است.

وی ادامه داد: در این زمینه کیت گریفین کار بسیار درخشان انجام داده است و در آن یک مشاهده را برجسته کرده که متاسفانه این فهم در ایران در برنامه های مبارزه با فقر به نحو بایسته ای مورد توجه قرار نگرفته است. گریفین در مقیاس کل کشورهای در حال توسعه نشان داد، اکثریت  فقرا را بیکاران تشکیل نمی دهند، بلکه شاغلان تشکیل می دهند و عنصر گوهری استمرار و پایدار در فقر این است که همین فقرای شاغل به اعتبار سهل انگاری هایی که حکومت های آنها انجام دادند پیوند فعالیت های آنها با نوآوری های فناورانه قطع شده و با بحران بهره وری روبرو شدند، بنابراین نمی‌توانند از دام فقر بیرون بیایند.

وی افزود: در آخرین مطالعه ای که برای تهیه سند فقر در ایران در دست انجام است، یکی از مهم‌ترین یافته‌های آن سند این بود که از مجموع سرپرستان خانوارهای سه دهک پایین درآمدی در ایران، ویژگی مشترک ۶۸ درصد آنها این است که شاغل هستند. اما چون شغل آنها عمدتا در چارچوب ساخت تولید معیشتی و در بخش غیررسمی و بدون ارتباط با مسئله فناوری و بهره وری است، بنابراین شغل دارند ولی قادر در برون رفت از فقر شان نیستند.

مومنی تاکید کرد: نگاه رانتی به مسئله فقرزدایی که یک رویکرد سفله پروری و اعانه ای را همیشه در اولویت قرار داده است،  برای ما پرهزینه و کم دستاورد بوده است. در حالی که اگر ما انرژی خودمان را معطوف کنیم به بست فرصت های شغلی مولد و ساختار نهادی ما نوآوری های فناورانه را بیشتر از رانت جویی تشویق کنند، آن زمان به موفقیت های بیشتری در مسئله فقرزدایی می‌توانیم دست یابیم.

 

خواندن 55 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395