سه شنبه, 27 شهریور 1397 ساعت 10:27

احیای رودکناره‌های شهری، نشانه توسعه یافتگی

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

سجاد عسگری

عصراقتصاد: ایران سرزمینی پهناور با شرایط جغرافیایی منحصر بفرد است که افزایش جمعیت و عدم برنامه ریزی در آن موجب برهم خوردن تعادل اجتماعی و محیطی در آن شده و وجود بافت های فرسوده در شرایط تکنولوژیکی امروز و این روند جمعیت باعث کمبود فضا برای ساکنین شده است.

با گسترش ساخت و سازهای بی رویه درشهرهای امروز، توجه به عناصر طبیعی در شهرها مانند آب راه ها می‌تواند در کم کردن آثارنامطلوب توسعه شهری تاثیر بسزایی داشته باشد.   ساختار طبیعی آب راه ها در نواحی شهری به شدت تحت تاثیر گسترش شهر بوده و نیاز به ملاحضات خاص محیطی دارد. از طرفی در میان هیاهو و پیچیدگی زندگی روزمره شهری، نیاز به وجود فضاهایی که گذران اوقاتی را به دور از دغدغه‌های زندگی در بستر طبیعی پاسخگو باشند، بسیار احساس می‌شود. اب کناره ها فضاهای شهری ممتدی هستند که از دل شهر می گذرند و در تصویر ذهنی اکثر شهروندان سرزندگی و شادابی را به ارمغان می اورند این سرزندگی معمولا مقارن با تنوع فضایی و رفتاری فضای کناره آب است و همین امر شهروندان را به حضور در این فضاها دعوت می کند.

در تمامی شهرهای ساحلی و شهرهایی که آب راهی در آن جریان دارد، کناره آب یکی از مهمترین فضای شهری است که مکان مناسبی برای تعاملات اجتماعی و حتی خلوت و تنهایی به وجود می آورد. پیوند با طبیعت یکی از عوامل اصلی در ایجاد سرزندگی در آب کناره ها است. اغلب  ونیز با کانال هایش، اصفهان و پاریس با رودخانه‌هایشان و بوشهر و مارسی به‌عنوان بندرگاه‌های ساحلی به خاطر آورده می‌شوند. اکثر افراد در چنین شهرهایی موقعیت خود را نسبت به آب درمقام مهم ترین نشانه شهری می سنجند. در چنین شرایطی اما درکشورما وضع به گونه دیگری است. این موهبت طبیعی بیشتر عاملی مزاحم و سرکش تلقی شده و پشت دیوارهای صلب از نظر مخفی می شود تا صرفاً تا خطرات ناشی از طغیان، سیلاب امواج طوفانی دریا و رودخانه ها کنترل گردد و از طراحی حاشیه رودها و دریاها حداکثر استفاده برای ساخت و سازهای شهری صورت گیرد.

نتیجه این برخوردها آن است که در بسیاری از شهرها با وجود برخورداری ازامکان تماس با آب ولبه آب، آب کناره ها دیگر به عنوان فضاهای شهری، محلی از اعراب ندارند. طبیعی است که در چنین حالتی آب کناره ها نیز مانند سایر بخش‌های شهر تبدیل به محل تاخت تاز خودروها گشته و پیاده ها هر روز خود را در آن غریبه تر احساس می‌نمایند تا جایی که دیگر نه مجالی برای مکث و دیدن آب داشته باشند ‏ونه هیاهوی خودروها به آنها اجازه لذت بردن از صدای آب را می دهد.

آب کناره ها درمیان بافت های متراکم شهری و یا در لبه آب‌ها به عنوان فضای تنفس شهر نیز عمل می‌کنند و هوای مطلوب را به درون بافت تزریق می نمایند. این موضوع در عصر حاضر که آلودگی هوا به یک بحران تبدیل شده از اهمیت بیشتری برخوردار است. این در حالی است که بسیاری از بافت های امروز ما با بی اعتنایی نسبت به این پتانسیل طبیعی طبیعی آب، شهر را از چنین امکانات بالقوه محروم ساخته اند و با جهت گیری نامناسب ،جریان هوا از سمت آب به درون شهر را مسدود می‌کنند.

 از دیگر ویژگی‌های طبیعی آب این است که همیشه حالت یکسانی نداشته و هر لحظه جلوه ی تازه ای دارد. به همین خاطر فرد می‌تواند چه برای در جمع بودن و چه برای حس خلوت و تنهایی به لب آب پناه ببرد به کمتر کسی می تواند در برابر جاذبه آن مقاومت کند. لبه نرم و دعوت کننده آن این قابلیت را دارد که به صورت طبیعی با سایر عناصر ترکیب شده و فضای متنوع برای انواع فعالیت ایجاد کند. در حقیقت آب کناره های شهری بستری جمعی برای لذت بردن از زندگی روزمره شهری هستند. مهمترین ویژگی آب کناره ها برخورداری از دسترسی بصری و فیزیکی به آب است. این محیط‌ها در شکل های متفاوت به عنوان محلی برای کار، زندگی و همچنین تفریح ایفای نقش می نمایند. به عبارت دیگر آب کناره محیطی است که توانایی ارتقای کیفیت زندگی شهروندان در تمام جنبه های آن اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی را داراست. توجه دوباره ی شهرها به آبکناره ها و بازآفرینی این بسترهای طبیعی در شهر در گرو درک اهمیت توجه به موضوع آب کناره ها در حیاط شهرها و دستیابی به شناخت کامل از مجموعه تلاش هایی است که در جهان برای بهره مندی از این فرصت های خدادادی در شهرها شکل گرفته است. از این رو در این بخش تلاش می شود تا ضمن بررسی نقش آب کناره ها در شهر، روند بازآفرینی محیط های آبکناری در جهان به طور عام و رو کناره ها به طور خاص بررسی و تحلیل شود.

امروزه جوامع شهری با توجه به مخاطراتی که برای شهر و طبیعت به پیرامون خود ایجاد کرده‌اند، سعی  بر آن دارند که با مراجعه به ساختارهای طبیعی و استفاده از روش‌های پایدار و بهره گیری از قابلیت‌های موجود در طبیعت، بسیاری ازاشتباهات خود را در در زمینه تحولات شهرنشینی جبران کنند. دراین میان آب کناره های شهر یکی از بسترهای طبیعی پر اهمیتی هستند که تاثیرات گسترده خود را بر اکوسیستم و کنترل سلامت شهر، به عنوان اندامی طبیعی و عنصری اکولوژیک از سازمان فضایی بصری و کالبدی شهر و عنصر شاخص و تاثیر گذار در منظر شهری نشان داده اند. آب کناره کناره های شهری مرزی تقابل و شهر به شمارمی روند، حاشیه ای که در آن انسان و آب شهر و اکولوژی فرهنگ و طبیعت با یکدیگر روبرو می‌شوند. زمینه ای که بیانگر روابط پیچیده با تناقضات و تشابهات عملکردی شامل روندهای طبیعی در یک طرف و نیازهای انسانی در طرف مقابل می باشد.

 برخی ازکهن ترین و بزرگترین شهرهای جهان در ارتباط با آب به وجود آمده اند و لبه های آبی شهرها امکانات ویژه ای جهت برخورداری از قابلیت های محیطی مطلوب و دید و منظر را برای شهروندان فراهم نموده اند. لیکن  دربعضی نقاط شهری این موهبت طبیعی با بی توجهی تبدیل به معضل آلودگی محیط گردیده که در موارد چالش های اجتماعی و زیست محیطی را در پی داشته و منجر به عدم تمایل شهروندان برای رویت آن ها وحضور در این فضاها شده است.

 خصوصیات ویژه آب کناره ها همانند پویایی ذاتی و روحیه آزاد و دامنه گسترده آن ها گسترش شهرها محدود گشته اند. این عناصر طبیعی، اکوسیستم های زنده ای هستند که روز به روز با دخل و تصرف‌های انسانی رو به زوال می‌روند. پیامدهای سوء و جبران‌ناپذیر فعالیت‌های انسانی در این محدوده برای محیط زیست انسانی بسیار خطرآفرین است، چرا که حیات اقتصادی، اجتماعی و طبیعی هر شهر تا حدود زیادی وابسته به کیفیت آب کناره هایش بوده است. به همین دلیل حفاظت و استفاده خردمندانه از این عناصر نیاز به دلیل و برهان زیادی ندارد. ساخت و سازهای پراکنده و نامنظم، وجود کناره های رها شده و در حال تخریب، فقدان فضاهای قابل استفاده و مناسب برای ساکنین شهر در مواجهه با رودخانه، سیما و منظر ناسالم شهری از جمله عواملی است که طراحی معمارانه و زیبا را البته تا جایی که به تجاوز در حریم رودخانه نیانجامد، ضروری و لازم می نمایاند.

آبکناربه محدوده‌های شهری اطلاق می‌شود که در ارتباط با آب قراردارند. این محدوده ها معمولاً به بخش های اشغال شده با فعالیت های بنادر و زیرساخت‌های مربوط به آن اطلاق می‌شوند.

 محدوده‌های آب کناری ممکن است به شکل مستقیم به آب متصل نشود وهرمحدوده ای  که دارای ارتباط بصری فیزیکی قوی با آب باشد می‌تواند به عنوان آب کناره شناخته شود. در یک تقسیم بندی می توان کناره آب را به صورت کناره دریاها اقیانوس‌ها،کناره  چشمه ها  ودریاچه‌ها، کناری دلتاها و کناره رودخانه ها دسته بندی نمود. کناررودخانه ها نیز خود به سه دسته کناررود ها، کناره مسیل ها  و کانال ها و کناره روددره ها  قابل تقسیم بندی است. لازم به ذکر است که آب کناره‌ها به لحاظ محتوای فعالیت هایی که در آنها انجام می‌شود نیز در چهار دسته کلی آب چنار های صنعتی ،آب کناره های بازرگانی، آب کناره های تفریحی و آب کناره های مسکونی قابل شناسایی می باشند .

آبکنارهای شهری هسته اولیه توسعه بسیاری از شهرها را شکل داده اند و در بستر توسعه شهرها تحولات و تغییرات بسیاری تجربه کرده‌اند .به طور کلی تفکر احیای آب کنار های شهری در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی با توسعه مجدد نواحی آب کناری در قالب توسعه های بزرگ مقیاس آغاز گردید. این جریان با توسعه مجدد آبکنار بالتیمور در مریلند آمریکا سال ۱۹۶۵ شروع شد. در این پروژه املاک و مستغلات قدیمی و بدون استفاده از آب کناره بالتیمور به فضایی اقتصادی و سرزنده تبدیل شدند. از آن زمان به بعد توسعه های مجدد متعددی در مقیاس های کلان در شهرهای بزرگ و کوچک چون لندن ،سیدنی، مادرید و.... در سراسر جهان به ویژه آمریکا و اروپا اجرا گردید. از جمله نمونه های مهم این دوران می‌توان به توسعه مجدد آب کناره های  سانفرانسیسکو،بوستن و داک لندزهای لندن  اشاره کرد. زوال فعالیت های صنعتی و تولیدی در مجاورت این آب کناره ها و انتقال آنها به خارج شهر در دوره پسا صنعتی برخی از دلایل ظهور این جریان به شمار می رود. در پی این رویکرد آب کناره های صنعتی قدیمی به مکان های فاقد کاربری و بدون استفاده بدن شده بودند.

 گرایش عمده مداخلات با رویکرد توسعه مجدد،اتخاذ اقدامات ازبالا به پایین بود، به گونه‌ای که تامین کننده منافع اقتصادی کارفرمایان باشد. در نتیجه علاوه بر عوامل کالبدی، بهبود شرایط و شاخص های اقتصادی نیز مورد توجه به تاکید بود. در راستای چنین رویکردی متولیان محلی از حداقل مداخله در فرآیند تصمیم‌سازی برخوردار بودند و دیدگاه ها و خواست دولت های مرکزی جریان اصلی اقدامات را شکل می‌داد.

 در ادامه جریان توسعه شهرها رویکرد دیگری در احیای آب کناره های شهری پدیدار گشت که از آن به عنوان بازآفرینی شهری متقدم یاد می شود.

در این جریان، حرکت به سوی پروژه های عظیم وکلان مقیاس، گرایشات صرف کالبدی  با محوریت بخش خصوصی ، نقشی کلیدی را در سیاست‌های توسعه شهری به ویژه در نوسازی شهری در بازه زمانی ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ در نواحی آبکنار ایفا نموده است .هدف عمده این جریان، سیاست گذاری به منظور جذب سرمایه گذاران بخش خصوصی و خلق بازآفرینی اقتصادی بود این رویکرد منجر به ظهور پروژه‌های پرچم همچون ایجاد مراکز اداری و تجاری و مجموعه های فرهنگی بزرگ مقیاس احداث تسهیلات ورزشی و استادیوم ها در مقیاس گسترده، برگزاری رویدادهای بزرگ نظیر بازی های المپیک و نمایشگاه‌های جهانی در محدوده‌های آبکناری در شهرها و خلق تصویری جدید از شهر شد .از مهمترین مشخصه های این قبیل پروژه ها می توان به شراکت  بخش های دولتی و خصوصی و تشکیل شرکت های توسعه و عمران شهری(  برپایه توسعه زمین و مستغلات )به  ویژه در انگلستان اشاره داشت که محرک فعالیت‌های اقتصادی گسترده‌تر در نواحی آبکناری شدند. پروژه‌هایی مانند  کنری وارف لندن، بارسلونا ،روتردام ،تورنتو و شانگهای نمونه‌هایی از این جریان در سراسر جهان به شمار می روند.

 از مهم‌ترین نقدهای وارد به این جریان می‌توان به اعمال نفوذ دیدگاه‌های دولت مرکزی و حداقل مداخله متولیان محلی ،توجه صرف به ابعاد کالبدی و اقتصادی پروژه ها و فراموشی ابعاد اجتماعی و زیست محیطی آنها اشاره کرد.

جریان بازآفرینی متقدم محدوده های آبکناری را به عنوان یک بخش مجزا از شهر و نه در یک یکپارچه مورد هدف قرار می دادند. از این رو ارتباط این محدوده از شهر با ساختارهای فضایی کلان ترو تاثیرگذار مورد غفلت قرار می‌گرفت .این رویکرد در ابعاد اقتصادی نیز منجر به تضعیف اقتصاد محلی، نادیده گرفتن و طرد دهک‌های پایین اجتماعی، جابه‌جایی فعالیت‌های اقتصادی موجود در محدوده‌های آب کناری و بالا رفتن بیش از حد قیمت املاک محلی می شد.

در ابعاد اجتماعی نیز اعیان سازی و طردشدگی گروههای اجتماعی و بی توجهی به توسعه منابع انسانی مانند آموزش و تعلیم رقابت میان تولیدات محلی سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها مانند حمل و نقل و ارتباطات را در پی داشت. لازم به اشاره است که اقدامات احیای آب کناره ها با رویکرد بازآفرینی متقدم به دلیل  مواجه با تبعات گسترده اجتماعی با تغییرات نیز همراه بوده است، به گونه ای که با نزدیکی به سال‌های پایانی قرن بیستم ،کوچک‌شدن مقیاس پروژه‌ها و کنترل تبعات اجتماعی و اقتصادی این پروژه ها قابل مشاهده است.

در نهایت در دو دهه اخیر متاثر ازپارادایم پایداری، جریان سومی در احیای نواحی آب کناری با رویکرد بازآفرینی شهری پایدار شکل گرفته است .جریان اخیر به تمرکز بر ابعاد پایداری در بازآفرینی آب کناره ها تاکید دارد. برخورداری از چشم انداز راهبردی یکپارچه، بلندمدت اهداف عملیات واضح و مشخص و راهبرد جامع و یکپارچه در محتوا و فرآیند از مشخصه‌های اصلی این جریان به شمار می رود. بر اساس این رویکرد اگر نواحی آبکناری بخواهند به عنوان هسته های راهبردی در توسعه اقتصادی عملکرد موفقی داشته باشند، باید تعادلی بین ارتقای قابلیت رقابت های اقتصادی ،ادغام و انسجام اجتماعی و مناقشات مسایل زیست محیطی برقرار نمایند.

در نهایت می توان به این اشاره کرد در دهه های اخیر جریان ارزشمندی در مدیریت برخی از شهر های کشور برای ساماندهی و احیای رودخانه های شهری شکل گرفته است . از این رو برای تضمین تحقق اهداف باز آفرینی رودکناره ها ، به کار گیری مجموعه ای از تخصص های مختلف برای بررسی تاثیرات اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی پروژه ها ، طرح ها ، برنامه ها و سیاست های باز آفرینی رودخانه ها مورد توجه باشد.

خواندن 154 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395