شنبه, 07 مهر 1397 ساعت 10:48

اطلاعات تکميلي

  • انتقاد عابدی جعفری از تعدد دستگاه‌های مبارزه‌کننده با فساد:

آسیب پذیری قوه قضاییه نسبت به فساد بیش از همه نهادهاست

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
حسن عابدی جعفری، وزیر بازرگانی دولت میرحسین موسوی خطاب به حسن روحانی و افراد دست‌اندرکار دیگر می‌گوید که الان بهترین فرصت برای انجام کارهایی است که در شرایط عادی نمی‌توانستند انجام دهند. او همچنین معتقد است که افرادی که صاحب دانش و تجربه هستند جایگاه لازم را در سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌های کشور ندارند.

او همچنین معتقد است که افرادی که صاحب دانش و تجربه هستند جایگاه لازم را در سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌های کشور ندارند.

عابدی جعفری در بخشی از گفت‌وگو با انصاف نیوز به مواردی چون فسادی که این روزها کلیدواژه‌ی هر معضلی در کشور شده است و راهکارهای مبارزه با آن پرداخت. او یکی از راه‌های اصلاح را آن دسته از رسانه‌هایی می‌داند که گرفتار تضاد و تعارض منافع نیستند. همچنین در ادامه از جنگ رسانه‌ای صحبت می‌کند که در تلاش برای تشدید تفرقه است و معتقد است هر اقدامی که به اتحاد بیشتر جناح‌های موجود کشور کمک کند مبارک است و باید قدر دانسته شود.

بازنشر بخشی از این گفتو گو را در ادامه می خوانید:

در مورد دستگاه‌های نظارتی عرض کنم آمار بین المللی فساد نشان می‌دهد که هر دستگاهی که به خط مبارزه با فساد نزدیک‌تر باشد، نسبت به دستگاه‌های دیگر آسیب پذیریش بالاتر است.

فکر می‌کنید در دنیا کدام دستگاه‌هایی که خط مقدم فساد هستند بیشترین فساد را دارند؟ در درجه‌ی اول قوه‌ی قضاییه، نیروهای انتظامی و پلیس است و ادامه می‌یابد تا دستگاه‌هایی که گردش پولی زیادی دارند؛ یعنی فقط گردش پولی زیاد نیست که مایه‌ی فساد می‌شود بلکه اصل نزدیکی به خط فساد قبل از داشتن پول زیاد هم فساد می‌آورد.

میانگین دنیا نشان می‌دهد که قوه قضاییه از همه بیشتر گرفتار فساد است

میانگین دنیا نشان می‌دهد که قوه قضاییه از همه بیشتر گرفتار فساد است برای اینکه آنجا بیشتر با افراد فاسد سروکار دارد. افراد صالح که به قوه قضاییه مراجعه نمی‌کنند، بنابراین آنجا مراقبت‌ها باید شدیدتر باشد.

یعنی کسی را که در میدان مبارزه با وبا می‌فرستیم اگر قبلش آن را واکسینه نکرده باشیم مطمئن باشید که مبتلا به وبا می‌شود. بنابراین دستگاهایی که در حوزه‌ی مقابله با فساد هستند از همه آسیب پذیرترند.

نکته‌ی دوم این است که طرف مقابل شما که فساد است، بسیار بسیار هوشمندانه عمل می‌کند؛ اصلاً فکر نکنید که فساد یک موجود بی‌هوش است، بالعکس خیلی هوشمند است و تمام امکاناتی که فکر می‌کنید برای مبارزه با فساد در اختیار دارید بیشتر از آن را فاسدها علیه شما استفاده می‌کنند. ما باید بدانیم با یک موجود پیچیده و قوی و هوشمند سروکار داریم.

از طرفی الان ما گفتیم که با فساد مبارزه کردیم و این فساد را از بین بردیم، حالا برویم خانه بنشینیم و خیالمان راحت باشد؟ به هیچ وجه!

فساد می‌رود و مجهزتر از گذشته بازمی‌گردد، می‌رود از یک مسیر دیگر دور می زند و دوباره بازمی‌گردد؛ بنابراین یک مبارزه‌ی مستمر و پویا با فساد باید وجود داشته باشد.

دشمن شما (یعنی فساد) بسیار هوشمند است

بر حسب اینکه دشمن شما (یعنی فساد)، بسیار هوشمند است، بنابراین باید موجودیت این موجود را به رسمیت بشناسیم تا بتوانیم با آن مبارزه کنیم. مقام معظم رهبری تعبیر خیلی قشنگی به کار می‌برند؛ می‌گویند مثل اژدهای هفت سر است که اگر شما یک سر آن را قطع کردید تمام شدنی نیست، بنابراین مبارزه‌ی مستمر و هوشمند می‌طلبد.

برای این مبارزه باید در کشور طرح و برنامه‌ای داشته باشیم، صرف گفتن کفایت نمی‌کند، ساختارها را باید درست کنیم.

تراکم قانون و تراکم نهاد برای مبارزه با فساد داریم

سازمان زیادی هم داریم، نمی‌خواهم بگویم کم داریم، همان چیزی که در مورد قانون گفتم: ما تراکم قانون داریم، درمورد سازمان‌های رسیدگی به فساد هم تراکم نهادی داریم.

آن‌گونه که یکی از تحقیقات دکتری گفته بود، چیزی حدود ۱۳ یا ۱۷ دستگاه رسیدگی کننده داریم؛ برخی از آنها را که قانون اساسی گفته است، مثل سازمان بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات که در سطح ملی هستند.

علاوه بر آن ما ۱۳ تا ۱۷ سازمان، طبق قوانین بعدی ایجاد کردیم؛ مثل سازمان حسابرسی یا مثل حراست‌ها و ذی‌حساب‌ها و غیره که باید رسیدگی کنند!

اینکه تعداد دستگاه‌ها و تراکم قوانین ما بالا است معنیش این است که امکان مبارزه را از ما گرفته است نه اینکه به بهتر مبارزه کردن کمک کرده باشد!

تکثر دستگاه‌ها و دخالتشان در وظایف یکدیگر، در یک کیس واحد باعث می‌شود که چند دستگاه همزمان وارد می‌شود و هیچ کدام هم گزارش دیگری را قبول ندارد؛ خب این اتلاف سرمایه و نیرو است.

واقعیت دیگری هم که داریم می‌بینیم این است که بودجه‌ی نفرات هم اضافه می‌شود و حتی سازمان‌ها معترض هستند که بودجه و نفرات ما کم است، آن را اضافه کنید؛ از آن طرف میزان فساد هم هر روز اضافه می‌شود.

نمی‌شود شما مدام آن‌ها را تقویت کنید از آن طرف مشکلات هم تقویت شود این عقلانی نیست. این قانون بازده نزولی اقتصاد است.

شما یک مورد بیاورید که یک دستگاه نظارتی یا دستگاه‌های اجرایی گفته باشند من در زمینه‌ی وقوع فساد مقصر بودم، ترجیع‌بند همه‌ی این ارگان‌ها این است که ما قبلاً درباره‌ی فلان مشکل یا فلان فساد نامه نگاری کرده بودیم.

نباید مردم را به عنوان دکور بخواهیم مردم باید حضور فعال و آگاهانه داشته باشند

ما مردم را به عنوان دکور نمی‌خواهیم، یعنی موقع انتخابات به سراغ آن‌ها برویم، از آن‌ها تعریف کنیم و بگوییم بیایید رأی بدهید آن‌ها هم بیایند رأی بدهند، دوباره ۴ سال بعد به سراغ آنها برویم. مردم باید حضور و مشارکت فعال و آگاهانه در امور داشته باشند، یعنی هم مسوولان و هم مردم باید بخواهند و این کا را بکنند.

آگاهی بخشی به عهده‌ی ما است، اگر ما آگاهی بخشی را تعطیل کردیم و به مردم گفتیم همه چیز آرام است بروید در خانه‌هایتان بخوابید، بعد اگر مردم در بزنگاه‌های حساس به کمک نیامدند، نباید بگوییم چرا، خب سیاست‌های ما این شرایط بوجود آورده است.

در این شرایط هم باید مردم را آگاه کنیم و هم از آنها بخواهیم که حضور فعالانه داشته باشند و برای این حضور فعالانه حرف بزنند و ایده بدهند. تمام ایده‌های اصلی نهفته در این سرمایه‌ی عظیم انسانی است که در کشور داریم و این را باید فعال کنیم.

مردم در طول انقلاب ثابت کرده‌اند که هر وقت ما به آنها القا، انتقال و انعکاس دادیم که حضورتان لازم است همه جا با سر در میدان آمدند؛ این را دقت کنیم هر جا مردم آمدند مشکل ما حل شد، نمی‌دانم چرا از این تجربه درس نمی‌گیریم؟!

بنابراین مردم را تماشاچی تلقی نکنیم، مردم باید حضور و مشارکت فعالانه و آگاهانه داشته باشند، با حضور آنها این مشکل حل می‌شود، آن‌هم در این شرایط که ما بیش از هر زمانی نیازمند مشارکت فعال و آگاهانه‌ی مردم هستیم.

صاحبان دانش و تجربه جایگاهی در سیاست گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها ندارند

افرادی که صاحب دانش و تجربه هستند جایگاه لازم را در سیاست گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها ندارند؛ به محض اینکه یک سمتی به دست آوردیم فکر می‌کنیم دیگر بهترین ایده‌ها و نظرها را داریم، غرور جایگاه ما را می‌گیرد و فکر می‌کنیم نیازمند مشورت دیگران نیستیم.

الان در همه حوزه‌ها علم و حرف کارشناسی آن جایگاه لازمی را که باید داشته باشد، ندارد. ما الان چرا از جامعه شناس‌ها استفاده نمی‌کنیم؟ جامعه شناس‌ها دارند به ما تذکر می‌دهند که این شیوه‌ی ماشین سواری در خیابان‌ها، این شیوه‌ی زندگی تجملی و غیره بین شما و مردم شکاف ایجاد می‌کند؛ این یک واقعیت است. آنها دانش آن را دارند و از گذشته تا الان مرتب هم دارند تذکر می‌دهند، بنابراین حرف علمی و کارشناسی باید جایگاه خودش را پیدا کند.

چرا اقتصاددان باید حرفشان را از طریق شما رسانه‌ها به دولت منتقل کنند؟

من به این مورد که مجموعه‌ی دولت، قوه قضاییه و مجلس جایگاه ویژه‌‌ای برای حرف کارشناسی و بحث علمی قرار نمی‌دهند به شدت معترض هستم. چرا ۴۰ اقتصاددان باید حرفشان را از طریق شما رسانه‌ها به دولت منتقل کنند، خود این حرف یعنی چی؟!

یعنی اگر شما حرف ما را می‌شنیدید و برای حرف ما اعتبار قائل بودید لازم نبود که عمومی اعلام کنیم که مردم بفهمند چه‌کار باید کرد؛ باید پیش‌تر آن‌ها را صدا می‌زدید و از آنها نظر و کمک می‌خواستید.

چرا ما در این زمینه احساس بی‌نیازی می‌کنیم؟! در حوزه‌ی اقتصاد، جامعه شناسی، در حوزه‌ی مدیریت و تصمیم‌گیری که به نظرم کلید همه‌ی قضایا در آن است و همچنین در حوزه‌های اجتماعی به اندازه‌ی کافی افراد تحصیل کرده، با تجربه‌ و دلسوز داریم، این‌ها کجا کار می‌کنند؟!

یک ترجیع‌بندی را من مدت‌هاست از مردم در جاهای مختلف می‌شنوم که می‌خواهم بر آن تاکید کنم، نگذاریم این‌گونه بشود که به ما بگویند که «گوش شنوا وجود ندارد» این خیلی بد است، این سمتی که به شما داده‌اند را همین مردم به شما اهدا کرده‌اند.

ما نیاید فکر کنیم افرادی را که در جایگاهی می‌گذاریم معصوم هستند، کسی عصمت ندارد و مشمول اشتباه است.

بله! ما ممکن است اشتباهاتی هم ظرف این مدت کرده باشیم، باید صادقانه بگوییم که کجاها را اشتباه کرده‌ایم و بگوییم آن دیدگاه ما درست نبود و شرایط تغییر کرده است و آن دیدگاه برای آن شرایط بوده است و برای این شرایط باید دیدگاه تازه‌ای اعمال شود.

رسانه ها یک پایگاه قوی برای اصلاح در شرایط فعلی هستند

به نظرم یک پایگاه بسیار قوی برای اصلاح در شرایط فعلی، رسانه‌ها هستند؛ رسانه‌هایی که خودشان گرفتار تضاد و تعارض منافع نیستند.

ما در رسانه‌هایمان آن‌هایی که گرفتار تضاد و تعارض منافع نشده یا کم شده‌اند، (من عنوان فساد را به کار نمی‌برم)، و قدرت این را دارند که منافع عمومی را بر منافع شخصی خودشان ترجیح بدهند بلندگو شوند. البته ما محدودیت‌های رسانه‌ها را می‌فهمیم اما بالاخره یک رسالتی دارید که یک مجموعه را ایجاد کرده‌اید!

به نظرم الان آن پاشنه‌ی آشیل جدی قضیه رسانه‌ها هستند. یعنی رسانه‌ها باید بیایند وسط نقش خودشان را به اندازه‌ای که احساس وظیفه می‌کنند ایفا بکنند. بعد تعدادی از آنها با هم هماهنگ شوند برای انجام این کار و اگر خدایی ناکرده رسانه‌ای گرفتار این مساله شده است تکلیفش را خود رسانه‌ها روشن کنند که بتوانند این صدا را به مردم برسانند.

به نظرم الان آن بلندگویی که می‌تواند این مطالب را به مردم برساند و آن‌ها را آگاه و آماده کرده و مشارکتشان را جلب کند، نقاط ضعف و قوت و تصمیم خوب را بگوید که چه هست، رسانه است.

الان بهترین فرصت برای انجام کارهایی است که در شرایط عادی ممکن نیست

به آقای روحانی و هرکسی که دست‌اندرکار است می‌گویم که الان بهترین فرصت است تا خیلی از کارهایی که در شرایط عادی نمی‌توانستند انجام بدهند را انجام دهند؛ منتها شرطش این است که خودش این شرایط را تشخیص دهد یا اطلاع‌رسانی شود که وضعیت این‌گونه است.

ما در یک سال و چند ماه گذشته ممکن است گرفتاری‌هایی داشتیم که در آن شرایط قابل حل نبود اما الان قابل حل است. نکته‌ی بعدی اینکه در شرایط این‌چنینی معمولاً افزایش اتحاد و اعتماد است که به حل قضیه کمک می‌کند نه تشدید تفرقه. این تشدید تفرقه چیزی است که الان در رسانه‌ها روی آن کار می‌کنند و من این را خوب حس می‌کنم، چون شرایط گوناگونی را ظرف چهل سال گذشته تجربه کرده‌ام.

یک جنگ روانی کاملی اتفاق افتاده است که بعضی از ما هم ناخواسته تسلیم شده‌ایم و چه بسا داریم در این مسیر قلم و حرف می‌زنیم. الان شرایط اتحاد است من عرض می‌کنم هر اقدامی که به اتحاد بیشتر جناح‌های موجود کشور کمک کند مبارک است و باید قدر دانست. ما آدم با تجربه کم نداریم.

اینکه جوان‌گرایی کنیم یک حرف است و اینکه از تجربه‌ی افراد پیرمان استفاده کنیم صد حرف

اینکه ما جوان‌گرایی کنبم یک حرف است و اینکه ما از تجربه‌ی افراد پیرمان استفاده کنیم صد حرف است.

حضرت علی (ع) می‌فرماید من موقع تصمیم‌گیری از افراد مسن مشورت می‌گیرم، بعد آن مشورت را به نظر جوانان می‌رسانم، یعنی تنها نظر یک قشر را نمی‌پرسم و به آن اکتفا نمی‌کنم، آن محافظه‌کاری‌هایی که معمولاً افراد مسن دارند جوانان ندارند، حاصل تضارب این‌ها مرا به تصمصم گیری می‌رساند.

بنابراین هر بار از یک طرف بام نیافتیم، نه بگوییم جوان‌گرایی که کل تجربه‌‌ی مسن‌ترها را از دست بدهیم و نه بگوییم تجربه‌گرایی محض بدون جوان‌گرایی که ایده‌های نو را از دست بدهیم.

اگر دست‌اندرکاران خودشان را مطلق ببینند و گرفتار غرور شوند دو دسته شاکی داخلی خواهند داشت و اصلاً اتحاد برقرار نمی‌شود.

مدیران باتجربه هم از طیف‌های گوناگون سیاسی هستند، همیشه که دولت دست یک جریان نبوده است؛ آن‌ها راباید دعوت کنند و از آنها مشورت بگیرند، جوان‌ها هم بیایند تجربه کسب کنند که بتوانند جایگزین شوند.

نباید جوان‌ها را بدون آموزش در استخر بیاندازیم. آن‌ها باید شنا را یاد گرفته باشند. من یقین دارم بحث کارشناسی بجای خودش می‌آید، اعتبار، تجربه و شجاعت جوانان و امکان یادگیری و آماده‌سازی برای موقعیت‌ها هم پدید می‌آید، امتحان کنید ببنید چقدر ایده‌های نو و جدی می‌آید.

 

خواندن 95 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395