شنبه, 14 مهر 1397 ساعت 00:00

اندیشه توسعه در ایران غریب است

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

مصطفی کمالو

بخش اول

 عصر اقتصاد: پنجشنبه گذشته دومین نشست از سلسله نشست های اقتصاد ایران در دوران دفاع مقدس با موضوع « یکپارچگی و هم راستایی وجوه اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مدیریت توسعه ملی در دوران دفاع مقدس » در موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد.

فرشاد مومنی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در ابتدای این نشست گفت: در جلسات هفتگی ما به مناسبت های گوناگون این مسئله برجسته و تکرار می کنیم که یکی از مهمترین عوارض سلطه مناسبات رانتی، غربت اندیشه توسعه است. این یک پارادوکس بزرگی است که اساس ماجرای توسعه، دورنگری و داشتن تعاملات بلندمدت، همراستاسازی اقدامات کوتاه مدت با ملاحظات بلند مدت است. در این چارچوب همراستا سازی، منافع فردی با منافع توسعه ملی است.

وی افزود: زمانی که اندازه و معیاری به نام توسعه وجود نداشته باشد، ما با طیف بسیار متنوعی از هزینه ها روبرو می شویم که از جنبه حیثیتی، کیفیت زندگی مردم و هم از جنبه جایگاه کشور در نظام بین المللی، سرنوشت ما را تحت تاثیر قرار می دهد. در غیاب برجسته بودن مسئله توسعه به عنوان محور اندیشه ها و اعمال، در فرآیند اداره جامعه همه تلاش ها در معرض هرزروی قرار می گیرد. در غربت اندیشه توسعه گویی تلاش‌ها و تخصیص منابع ما در جستجوی چیزی است، که ما نمی دانیم چیست. یعنی هدف گم می‌شود و وقتی که هدف گم شد، این ریشه یک مجموعه ای از دورهای باطلی می شود که کشور ما الان با آن روبرو است.

وی ادامه داد: بنابراین اگر بخواهیم به طور اصولی کاری در جهت ارتقای کیفیت زندگی مردم و بهبود جایگاه کشور در مناسبات بین المللی انجام دهیم، باید پرچم توسعه خواهی در کشور در اهتزاز باقی بماند.در غیاب این مسئله وقتی که نظام تصمیم گیری اندازه و معیاری به نام توسعه را از دست بدهد، از جنبه اندیشه‌ی عملی و تخصیصی دچار سرگشتگی می‌شود و این سرگشتگی، جامعه و مردم را نسبت به مطامع طمع ورزان بسیار آسیب پذیر می کند.

این اقتصاددان در ادامه گفت: در این زمینه به نظر من بازگشت به تجربه دفاع مقدس می تواند برای ما خیلی آموزنده باشد. ما معمولا در بحث هایی که با مرور تجربه دفاع مقدس می کنیم و عموما متمرکز می‌شویم روی متغیرهای اقتصادی، در این جلسه من اشاره می کنم درباره این که همه وجوه حیات جمعی، اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مانند آینه ای هستند که کل حیات نظام جمعی را به صورت یکپارچه تصویر می کنند. در واقع از این زاویه این تفکیک ها کاملاً اعتباری و قراردادی است و همه آنچه که درباره طرز برخورد با مسئله امر اقتصادی مشاهده می‌شود، قابل تعمیم برای همه وجوه دیگر هم هست.

مومنی تصریح کرد: بحث های فنی بسیار مهمی در این زمینه دارد که طبیعتاً ما به بخش زیادی از آن ها نمی توانیم برسیم اما تجربه عملی بیان می کند که دستکاری واقعیت و واژگونه نشان دادن آنها به طرز غیرمتعارفی درباره تجربه ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی قابل مشاهده است. آنهایی که از تجربه انقلاب اسلامی استقبال نکردند یا زیان دیدند یا آسیبی متوجه آنها شده، آنها نکاتی را که واقعیت ندارد آنقدر تکرار کرده‌اند و به شیوه ها و زبان های مختلف مطرح کردند که درباره بعضی از آنها، حتی همسن های من که در جریان بودند و مستقیماً آن ایام را تجربه کردند را تحت تاثیر قرار داده است.به عنوان مثال محور اصلی آن مواردی که درباره تجربه جنگ دائماً سرمایه‌گذاری می‌کنند که در ذهن مردم ما بنشیند، این است که گویی در اثر پیروزی انقلاب اسلامی یک جمعی که اندیشه، برنامه، تجربه نداشتند وعملکردهای ضعیف از خودشان به جای گذاشتند، سرکار داشته ایم. در حالی که اگر قرار باشد چنین ایده‌ای را به صورت منصفانه و با رویکرد کارشناسی مورد بررسی قرار دهیم، ملاحظه خواهیم کرد که اتفاقا در این زمینه‌ها ما در آن ایام با یک واقعیت های به کلی متفاوت و عموماً بسیار افتخار آمیز روبرو بودیم.

وی ادامه داد: دوران دفاع مقدس آن طور نیست که بعضی ها تعبیر می کنند، ایام طلایی. بحث بر سر این است که در مقایسه با چالش ها و مشکلاتی که وجود داشته و علی رغم بی سابقه ترین فشارهایی که به جامعه ما وارد

می شد، در مجموع خرد، دانایی و شیوه توسعه گرای مواجهه با آن مسائل بسیار افتخار آمیز و قابل دفاع است. وگرنه تا زمانی که ما گرفتار توسعه نیافتگی هستیم به معنای دقیق کلمه، نمی توانیم شرایط توسعه نیافتگی را شرایط طلایی به شمار بیاوریم. البته ما می توانیم بگوییم براساس آن مقایسه و با نسبت سنجی بین شدت گرفتاری ها و میزان امکانات و کارنامه کل رقم خورده، هم نسبت به دوره زمانی قبل از 10 ساله اول پیروزی انقلاب  و هم نسبت به دوره زمانی پس از آن، واقعاً کارنامه بسیار درخشان تر و قابل دفاع تر است. اگر منظور از ایام طلایی این مورد باشد، من این را قابل دفاع می دانند.

این مشاور اقتصادی دولت دوران جنگ گفت:آنقدر نظام تبلیغاتی جمهوری اسلامی به واسطه غربت اندیشه توسعه مانند سیاستگذاری اجتماعی، سیاسی، اقتصادی خود، پریشان و بی برنامه و ناکارآمد شده که ما می بینیم آن چیزهایی که می تواند بسیار مایه افتخار باشند، به عنوان ابزار تبلیغی برعلیه خودمان به کار گرفته می شود. چرا مردم ما نباید بدانند که این افتخار بزرگ در دوران جمهوری اسلامی رقم خورده، که در فاصله کمتر از یک سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ما یک سند رسمی انتشار یافته از سوی دولت موقت داشته‌ایم، تحت عنوان برنامه توسعه و تکامل نظام جمهوری اسلامی در ساماندهی و طراحی این برنامه استاد فقید مرحوم آقای عالی نسب نقشه منحصر به فرد و ممتاز داشتند. این کار از نظر سازمانی محصول معاونت

طرح های انقلاب بود که مهندس بازرگان ایجاد کرده بودند و استاد فقید مرحوم دکتر یدالله سحابی مسئولیت آن معاونت را داشتند.

وی افزود: به عنوان یک کارشناسی که به حیطه برنامه ریزی توسعه علاقه‌مند است، دعوت می کنم که این سند را مطالعه فرمایید. من می خواهم ادعا کنم که از نظر کیفیت بنیه کارشناسی و از نظر میزان عمقی که در نگاه آنها در مسائل اساسی توسعه و توسعه نیافتگی در ایران وجود داشته و از نظر میزان بهره گیری از ظرفیت های کارشناسی کشور، این برنامه تا امروز هم منحصر به فرد و بی نظیر است.  نکته برجسته این است که تا پایان جنگ ما شاهد این هستیم که همواره این جهت گیری ها که در برنامه وجود داشت یکی از مولفه‌های کلیدی راهنمای عمل برای اداره امور اقتصادی و اجتماعی ایران بوده است.

وی ادامه داد: اینکه گفته می‌شود که آنها بی تجربه بودند و احساسی برخورد می‌کردند، من بارها گفته‌ام که شما کافی است که به میانگین سنی اعضای کابینه مهندس بازرگان توجه کنید تا ببینید که اتفاقاً در آن زمان اعتراض ها به مهندس بازرگان بیشتر برعکس بود. می گفتند چرا جوان ها سهم بایسته ای در کابینه ندارند. اصلاً اینطور نبود که آن کابینه را افراد کم سن و سال بی تجربه تشکیل داده باشند.

مومنی تصریح کرد: برآیند جهت‌گیری‌ها و اقداماتی که آنها انجام دادند، نشان دهنده این است که تمام جهت‌گیری‌ها بر محور یک درک عالمانه بسیار قوی از اصول و مبانی اداره توسعه گرای کشور، سامان پیدا کرده بود و به همین خاطر است که ما بر این باور هستیم آن دوره را باید خیلی جدی گرفت، چون خیلی درس های بزرگ در آن وجود دارد که می‌تواند امروز هم کمک کار ما باشد. متاسفانه آنهایی که به گونه ای دست داشتند در مشوش کردن چهره ایام دفاع مقدس، الان هم وقتی گفته می شود آن ایام می تواند خیلی کمک کار باشد، طوری واکنش نشان می دهند که گویی کسانی که این ایده را مطرح می‌کنند آگاهی به ابعاد تغییراتی که در ایران در این فاصله 40 ساله اتفاق افتاده، ندارند. همه کم و بیش در جریان  این تغییرات هستند و کسی آن را  انکار نمی کند، ولی بحث بر سر این است که آن اصول و مبانی می‌تواند خطوط اصلی نجات را در شرایط کنونی هم برعهده بگیرند و اما روی آن جنبه ها بیشتر تاکید می‌کنیم.

رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: حتی اگر آن اصول و مبانی را درست متوجه شویم، حتی می‌توانیم خطاهای فاجعه سازی که در دوره تعدیل ساختاری برای ایران هزینه های بسیار سنگین و جبران ناپذیر را فراهم کرده است را درک کنیم و راهی یاد کنیم برای برون رفت از این شرایطی که الان تقریبا هیچ کس در کشور از آن خشنود نیست.

وی ادامه داد: آن عنصری که در این جلسه روی آن تاکید دارم این است که این مسئله یعنی دستاوردهای قابل اعتماد مبتنی بر یک جهت‌گیری‌های اصولی و قابل دفاع بوده، به هیچ وجه منحصر به جنبه اقتصادی نیست. مثلاً اگر ما بخواهیم آدرس خیلی سرراست و کوتاه بدهیم همیشه می گوییم طی 45 سال گذشته ایران ۱7 قله به عملکرد اقتصادی داشته که از آن 17مورد، ۱۴مورد آن در دوره جنگ اتفاق افتاده است.

مومنی افزود: اما قضیه بر سر این است که در سایر عرصه حیات جمعی، دقیقاً همین هم راستایی را ملاحظه می کنید. شما اگر روندها و نسبت های مربوط به جرم و جنایت، سرقت، طلاق، بزهکاری اطفال، صدور چک بلامحل، گستره و عمق فساد را هم نگاه کنید، در همان دوره‌ای که به خاطر آن جهت‌گیری‌های اصولی توسعه‌گرا، علی رغم فشارهای طاقت فرسایی که به کشور وارد می‌شد، عملکرد اقتصادی قابل دفاع است وعملکرد اجتماعی و فرهنگی نیز درست مثل عملکرد اقتصادی قابل دفاع است.

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی تاکید کرد: در دوره تعدیل ساختاری که ما از نظر عملکرد اقتصادی دچار انحطاط شدیم، شاخص های اجتماعی و فرهنگی هم به شکل متناسب سقوط و انحطاط رو به نمایش می گذارد. به خصوص در شرایط کنونی که متاسفانه نظام تصمیم‌گیری ما یک برخورد بیش از حد غیر قابل دفاع نسبت به جایگاه و منزلت مشارکت دادن مردم در سرنوشت خودشان دارد، می تواند خیلی آموزنده باشد. در هر دوره از تاریخ اقتصادی ایران و به ویژه در ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب به موازات اینکه دولت ها مردم رو به حساب می آورد، مردم هم حکومت به حساب می آوردند. به ازای هر یک واحد احترام و اهمیتی که حکومت برای مردم گذاشته، مردم چندین برابر و گاه حتی چند ده برابر برای حکومت مایه گذاشتند و تعداد موارد از این دست کم نیست.

وی ادامه داد: آنهایی که در پرتو برنامه شکست خورده تعدیل ساختاری هم آبروی خودشان بردند و هم فرصت های توسعه ای را از ایران دریغ کردند و هزینه های فاجعه آمیز ایجاد کردند، دوره جنک را دوره دولت سالاری به حساب می‌آورند. که یک دروغ بزرگ است و من از جنبه های مختلف این دروغگویی را به سهم خودم، تلاش کردم برملا کنم. ولی ماجرا فقط این نیست که اندازه مداخله دولت در اقتصاد علی رغم شرایط  جنگی نسبت به دوره قبل و بعد از خودش کاهش پیدا کرده است. در کتاب "اقتصاد ایران در دوران جنگ تحمیلی" تغییرات تعداد کارکنان دولت را در دوره جنگ ایران با تحولات همین شاخص در فرانسه و در دوران جنگ جهانی دوم مقایسه کرد وشما وقتی که نتیجه را نگاه می کنید شگفت زده می شوید، وقتی دولت مردم را به حساب می آورد و به مردم دروغ نمی گوید و با آنها فعالیت می کند، ببینید چه معجزه‌ای می تواند اتفاق افتد. کتاب "اقتصاد ایران در دوران جنگ تحمیلی" نشان می دهد زمانی که فرانسه درگیر جنگ جهانی دوم شد تعداد کل کارکنان دولت حدود ۷۰۰ هزار نفر بود و در پایان جنگ جهانی دوم تعداد کارکنان دولت به اقتضای شرایط جنگی به حدود ۲ میلیون نفر رسید. یعنی در یک دوره تقریباً ۶ ساله تعداد کارکنان دولت در فرانسه ۳ برابر شده است.

رئیس موسسه دین و اقتصاد یادآور شد: در ایران هنگام آغاز جنگ تعداد کل کارکنان دولت حدود یک میلیون و شصت و پنج هزار نفر بود که در سال پایان جنگ به یک میلیون و ۴۵۰ هزار نفر رسید. دقت کنید که فرانسه زمانی که درگیر جنگ جهانی دوم شده بود یک کشور توسعه یافته بود باید نهادهای خیلی توسعه یافته که ترتیبات نهادی کاملاً مشارکت جویانه داشته و تعداد سال های درگیر بودن در جنگ هم از تعداد جنگ ما کمتر بوده است. شما ببینید که این اصلاح رابطه بین مردم و حکومت و اینکه حکومت با مردم صادقانه؛ عادلانه و راستگویان برخورد می کرد، چگونه انرژی آزاد کرده که با هر کس که در این دوره کارمند دولت بوده صحبت می کنید، می‌بینید که چندین برابر استاندارد کار می کرده و مردم هم بدون اینکه انتظار عایدی داشته باشند کمک می کردند و بار هزینه‌های کشور را کاهش می دادند.

وی ادامه داد: مسئله بسیار مهم این است که کمترین میزان فساد تجربه شده در تاریخ اقتصادی بعد از انقلاب اسلامی متعلق به  دوره جنگ است. ماجرا به این صورت است که شما  ببینید مدیران آن دوره چگونه کار می‌کردند و مدیران الان چگونه کار می‌کنند،آن زمان چگونه فکر می کردند و چگونه عمل می کردند و الان چگونه عمل می کنند. هر کدام از این زاویه ها را که باز کنید، می توانید رمزگشایی کنید از اینکه چقدر مردم فداکاری و همراهی می‌کردند و چرا کارمندان دولت به دنبال حق الجلسه نبودند، دنبال حق مأموریت نبودند و  اضافه کار خیلی سنگین می کردند بدون اینکه ثبت کنند و به ازای آن پول مطالبه کنند.

مومنی خاطر نشان کرد: به یادم هست که مهندس موسوی در دوران جنگ شهرها، 5 صبح مشغول به کار می شدند تا  2 صبح روز  بعد. در این 3 ساعتی که می رفتند برای استراحت به همکاران خود می گفتند در ساعت استراحت من اگر اتفاق خاصی افتاد حتما به من اطلاع دهید چون جان مردم در خطراست.

وی ادامه داد: حال این مورد را با سال 1392 مقایسه کنید. دولت در سال 92 از همه سرمایه های انسانی، اجتماعی و نمادین کشور مدد گرفت که مردم را متقاعد کند که بیایند از یارانه انصراف بدهد و به عنوان تبلیغات بعضی از اعضای حکومت و به ویژه اعضای هیات دولت آمدند گفتند که ما داوطلبانه از گرفتن یارانه  انصراف می دهیم. دولت متوجه این نبود که مردم وقتی که چنین چیزی را می بینند آن چیزی که ذهنشان را درگیر می کند این است که اعضای دولت تا به امروز داشتند یارانه می‌گرفتند. یا  دولت مردی که زمانی به او می گویند این چه طرز اداره مجموعه است در جواب می گوید که شما رای دادید و همینه که هست، این طرز صحبت کردن ادبیات دوره تعدیل ساختاری است.

وی افزود: در دوره ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب، مردم ولی نعمت تلقی می شدند و مردم این را در قول و فعل مسئولان هم می دیدند. این طور نبود که مثلاً مسئولان کشور مردم را رهنمود دهند به چیزایی  و خودشان خلاف آن را عمل کنند. اینکه که شما می بینید مردم تا آن اندازه بار انسانی دفاع مقدس را برعهده گرفتن، یکی از مهم‌ترین وجوه این بود که در مورد اولویت مسئله جنگ بر همه چیز، اولویت مسئولان با هم هماهنگ بود و هرکس که جبهه می‌رفت می‌دید که نزدیکترین بستگان و فرزندان بالاترین مقامات کشور در جبهه حضور دارند، مسئله احساسات درمیان نبود. متاسفانه آنهایی که منافع دارند در این که واقعیت ها دوران دفاع مقدس دیده نشود، آن را به جو گیر شدن مردم نسبت می دهند.

مومنی تصریح کرد: اینکه حکومت به فکر مردم بود را با صدها شاخص در آن دوره می توان اثبات کرد. در صفحه ۳۰۲ کتاب "اقتصاد ایران در دوران جنگ تحمیلی در دوران تعدیل ساختاری" یک جدولی را با استناد به کاری که در بانک مرکزی انجام شده بود انتخاب کردم  که در این جدول سرانه ی مصرف مواد پروتئینی و مواد لبنی در دوره جنگ با دوره ۸ ساله پس از جنگ مقایسه کرده است. به عنوان مثال در مورد انواع گوشت سرانه مصرف ایرانی ها در دوره جنگ ۴۴ کیلو از دوره بعد از جنگ بیشتر بوده و در عوض در فاصله  ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۳ اندازه واردات کالاهای لوکس و تجملی 53 برابر شده است.مردم این موارد را درک می کردند که داوری های متفاوت داشتند. بحث بر سر عقلانیت و تجربه زیست است و بحث جوگیر شدن نیست.

 در ادامه توضیح خواهم داد که چه نوآوری های نهادی خارق العاده ای در دوره جنگ اتفاق افتاده بود که به صورت پیشگیرانه از بروز فساد جلوگیری می‌کرد و چون آن تمهیدات پس از جنگ کنار گذاشته شد شاهد این هستیم که عمق فساد بیشتر شده است. این ماجرای کاملا عقلانی و تجربی است. اگر دولت به معنای حکومت الان خودش را در این زمینه ها اصلاح کند، سطح زندگی دولت مردان متناسب با متوسط مردم شود و بین قول و فعلش یگانگی وجود داشته باشد، دروغگویی به حداقل برسد، آن زمان خواهید دید که مردم دوباره به همان سبکی حکومت‌ رفتارمی‌کنند که در دوره جنگ می کردند.

مومنی تاکید کرد: این مسائل خیلی مهمی است که باید ما مورد توجه قرار بدهیم و زمانی که می گوییم این وجوه غیر اقتصادی هم کاملاً با وجود اقتصادی هماهنگی دارد، دلیل آن از جنبه تئوریک این است که توسعه در ذات خودش یک امر بین رشته ای و یا فرار رشته ای است. بنابراین همه آن دقت هایی که در حیطه اقتصادی صورت می گرفت در حیطه های دیگر هم اعمال می شد، که آثار در رفتارعملی، عمومی منعکس می شد.

وی افزود: بدآموزی های در آثار توسعه مطرح می شود که باید این تلاش را داشته باشیم که با جدی گرفتن مباحث توسعه در این زمینه ها هم راهگشایی داشته باشیم، الان هر کسی هر کاری را انجام می دهد می تواند آن را به توسعه دهد و حتی زمانی که اقتصاد مقاومتی مطرح شد یک مقام مسئول به فاصله کمتر از یک هفته بعد از مطرح شدن مفهوم اقتصاد مقاومتی فرمان داد که واردات کالاهای لوکس کلاً آزاد شود و زمانی که از اوعلت این کار را جویا شدند، ایشان گفتند که من این دستور را در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی دادم. مانند این مسئله در مورد توسعه هم وجود دارد یعنی هر کسی می تواند ترجیحات و منافع خودش را به ماجرای توسعه نسبت دهد در حالیکه اگر قرار باشد ما ادعا کنیم که در ده ساله اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بالاترین سطح تجربه شده در تاریخ صد ساله اخیر ایران گرایش به توسعه خواهی وجود داشته، آن را با موازین خودش باید بسنجیم، به صرف اینکه بگوییم «در راستای» کفایت پیدا نمی کند.هر متن ممتاز توسعه را که مطالعه کنید، متوجه می شویدکه دولت توسعه خواه و با یک متراستاندارد می سنجند. در این متر استاندارد مهمترین کاری که دولت توسعه خواه می کند (منظور از دولت، حکومت است) باید هزینه فرصت رانتجویی را بالا ببرند و بستر نهادی را برای برخورداری پرمقدار، کم زحمت و بدون ریسک به سمت صفر متمایل کند. حتی یک تجربه موفق توسعه نیست که توانسته باشد غیر از این مسیر رو برود.

خواندن 126 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395