جمعه, 27 مهر 1397 ساعت 23:00

مدافعان بازارگرایی، آبروی تئوری بازارگرایی را برده‌اند

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

مصطفی کمالو

عصر اقتصاد: پنجشنبه گذشته نشست هفتگی موسسه مطالعاتی دین و اقتصاد با موضوع «واکاوی یک دیالوگ مکتوب بین عباس شاکری و مسعود نیلی» با حضور فرشاد مومنی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

چهارمین نشست از سلسله نشست های اقتصاد ایران در دوران دفاع مقدس به دلیل عدم حضورعباس شاکری به موضوع بررسی مقاله عباس شاکری خطاب به مسعود نیلی از مشاوران رئیس جمهوری اختصاص یافت.

فرشاد مومنی، رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، در ابتدای این نشست به اهمیت شکل‌گیری مباحثه و گفت و گو میان اصحاب دانشگاه اشاره کرد و گفت: یک از رموز موفقیت نظام سنتی آموزشی حوزه علمیه نسبت به نظام مدرن این است که سنت مباحثه در آن پیش بینی شده است و این سنت بسیار برای آموزش گیرندگان و آموزش دهنده آن ارتقا دهنده است.اما برای اینکه این دیالوگ دستاوردهای ارزشمندتری داشته باشد، نیازمند حرکت به سمت شفافیت در مفاهیم بحث هستیم. طبیعتاً طرفین دیالوگ باید یک پایبندی مسئولانه درباره لوازم اتخاذ یک مبنای نظری و پیامدهای آن داشته باشند که اگر رهنمودها یک اسلوب نظری در دستور کار قرار گرفت و منجر به نتایج شد، باید مسئولیت آن پذیرفته شود.

وی ادامه داد: برای اینکه در چنین مسیری حرکت کنیم ازجنبه روش شناختی یکی از مهمترین لوازم آن وقوف روش شناختی به نقص اطلاعات انسان‌ها است. اگر این موقوف روش‌شناختی وجود داشته باشد یکی از مهمترین دستاورد های آن برای جامعه علمی ما این خواهد بود که متوجه می شوند رقابت بین نظریه ها، رقابت بر سر حق و باطل نیست بلکه رقابت درباره حدود توانایی آنها در زمینه نزدیک شدن به واقعیت و دستیابی به هدف کوشش‌های علمی، یعنی ادراک مطابق با واقعیت است.

وی افزود: متاسفانه در نظام آموزش علم اقتصاد در ایران، از آنجایی که به تعاملات و دقت های روش شناختی اهمیت بایسته ای داده نمی‌شود ما شاهد این هستیم که بسیاری از مواقع تمایز های بین تئوری و ایدئولوژی مورد توجه قرار نمی گیرد. زمانی هست که ما بازارگرایی یا نهاد گرایی را به عنوان یک تئوری مورد اتکا قرار میدهیم، آن کسانی که بلوغ روش شناختی دارند می‌دانند که تئوری بخشی از بدنه علم است و همه علم نیست و مسئله بسیار مهم تر هم این است که هیچ تئوری تا کنون نتوانسته این مقبولیت را پیدا کند که در موضوع مورد پژوهش کل واقعیت را پوشش دهد. به این دلیل است که زمانی که رویکرد های مختلف را انتخاب می کنند، هیچ کس ادعا نمی کند که به گوهر علم دست پیدا کرده است. اگر این تمایز وجود نداشته باشد و ما انتظارات ایدئولوژی زده بر روی تئوری‌ها باور کنیم آن زمان دچار گرفتاری‌های زیادی می شویم که یک نوعی مطلق انگاری پدید می‌آورد و تاب تحمل را کم می کند و انگیزه برای گفتگو هم به دست نمی آوریم.

مومنی ادامه داد: بنده شخصاً دائما در معرض لطف اشخاصی که برخورد ایدئولوژی زده با تئوری های اقتصاد می کنند، قرار داشتم و آنها گاه و بیگاه بنده را به این صورت مورد لطف قرار می دادند که علم او بسیار ناچیز است و از نظر اخلاقی هم مشکل دارد. من میتوانم حمل بر صحت کنم و بگویم آنها آثار من را خواندند و دیدند که بضاعت علمی مندرج در آن در حد نصاب نیست، ولی برای من همیشه سوال بود، کسانی که حتی ۵ دقیقه در تمام عمرشان با من صحبت نکردند، چطور از دور فهمیدند که من اینقدر بی اخلاق هستم. تا اینکه به متن بسیار ممتاز در حیطه روش شناختی علم اقتصاد از کنت ارو (Kenneth Arrow) برخورد کردم که در آن به شکل بسیار عالمانه ای این مسئله را به توضیح داده بود. مضمون آن مقاله این بود که آنهایی که  وقوف روش شناختی به نقص اطلاعات انسان ها ندارند و با فرض اطلاعات کامل کار می کنند، به سمت برخوردهای تعصب آلود کشیده می‌شوند، آنچه را که خود باور دارند مطلق علم می انگارند. بنابراین هرکس که درباره برداشت های آنها کوچک‌ترین سوالی داشته باشد در واقع به طورهمزمان فهم و اخلاق خودش را زیر سوال برده است و من توانستم با خواندن این مقاله ، آنهایی که به این شیوه برخورد می کنند را درک کنم.

این اقتصاد دان تاکید کرد: تصور من این است که اگر ما برروی آن موازین تلاش کنیم که این دیالوگ ها ادامه داشته باشد می تواند به ارتقا همه ما کمک کند و هر کس که فکر کند که همه علم را در یک حیطه معین در اختیار دارد، طبیعتا حداقل استنتاجی که از چنین ادعائی می توان کرد این است که او وقوف روش شناختی به مسئله نقص اطلاعات ندارد. ما بر این باور هستیم که بر اساس روایت برخی از برجسته ترین متفکران توسعه، اگر بخواهیم به شکل عالمانه با کمترین هزینه و بیشترین دستاورد از چالش های کوچک و بزرگی که در حیطه اقتصاد وجود دارد بیرون بیاییم باید دو کار مهم را انجام دهیم و در واقع این یک نوع دعوتی از صاحبان رویکردهای مختلف فکری هم هست که انشاالله با آرامش روی این موازین تعامل می کنند و بابی برای گفتگوهای نوشتاری سالم پدید بیاید.

وی ادامه داد: اینکه زیاد روی گفتگو های نوشتاری تاکید می کنم به خاطر این است که یکی از طرف های عمده بحث ها و مجادله های اقتصادی بارها به صورت مستقیم و غیرمستقیم اظهار داشتند که از مناظره مستقیم تا بتوانند پرهیز می‌کنند و آن را مناسب نمی‌دانند و گفتند اگر جنبه‌ی نوشتاری این دیالوگ تقویت شود برای آنها خیلی مناسب تر است. بنابراین ما هم روی همین موضوع تأکید می‌کنیم و می‌گوییم از منظر دانش توسعه اگر بخواهیم برون رفتی از بحران ها را در حیطه اقتصاد تجربه کنیم، ناگزیر باید گام نخست ما روی این استوار باشد که بنیان های اندیشه ای شکل‌گیری وضع موجود را خوب بشناسیم. از همین زاویه است که ما بارها این مسئله را مطرح کردیم که هیچ بنیان اندیشه‌ای در طی سه دهه گذشته در اقتصاد ایران به اندازه بنیان اندیشه ای حاکم بر برنامه تعدیل ساختاری در دستور کار مدیریت اقتصادی کشور ما نبوده است.

مومنی افزود: برنامه تعدیل ساختاری مثل هر برنامه دیگری ،خاستگاه های تاریخی، پایه های نظری و ابزارهای سیاستی اجرایی مشخص دارد. این حرف درستی است که کل بسته تعدیل ساختاری به طور همزمان و یکجا در هیچ سالی از سه دهه گذشته کشور ما به طور همزمان و همه جانبه اجرا نشده اما کسانی که کار عمیق و جدی درباره برنامه تعدیل ساختاری کرده‌اند روی این مسئله اذعان دارند که از این برنامه 4 مورد از سیاست‌های اجرایی مشخص وجود دارد، که در واقع هر کدام از این موارد یک رکن جدی این برنامه محسوب می شوند و ما ادعا می‌کنیم و شواهد آن به اندازه کافی وجود دارد که طی سه دهه گذشته همواره بیش از نیمی از مهمترین ارکان اصلی اجرای این برنامه در دستور کار مدیریت اقتصادی کشور بوده است. بنابراین نسبت دادن وضعیت کنونی، به تعدیل ساختاری دور از منطق نیست.

رئیس موسسه دین و اقتصاد تاکید کرد: محور دیگری که متفکران بزرگ در این زمینه در دانش توسعه مورد تاکید قرار دادند این است که بعد از فهم بنیان های اندیشه ای شکل دهنده وضع موجود،ما باید تلاش کنیم که بنیان های اندیشه شکل‌گیری و وضع مطلوب هم در دستور کار قرار بگیرد و تلاشی برای هویت جمعی یافتن آنها صورت بپذیرد. طبیعتا مانند همه دنیا در ایران هم دو آموزه فکری بسیار مهم یعنی بازارگرایی و نهادگرایی مهمترین نظریه های رقیب هستند و به شرحی که اشاره شد اگر پایبندی مسئولانه به لوازم و پیامدهای آنها در دستور کار قرار بگیرد، می‌توانیم امیدوار باشیم گره فکری برون رفت از مشکلات و حرکت به سمت وضعیت بهتر در ایران موضوعیت پیدا کند.

وی افزود: البته در کشور ما در این زمینه به یک چالش بسیار بزرگ روبرو هستیم و آن چالش هم این است که منافع در جهت گیری ها گاهی نقش بسیار موثرتری از هر بنیان اندیشه‌ای بر عهده می گیرد و در واقع بنیان های اندیشه ای هم به صورت ابزار گرایانه و در کادر تفسیرهای مبتنی بر منافع خاص مورد استفاده قرار می گیرد که قطعا باید به آن جنبه ها هم در زمان لازم توجه کنیم. از آنجایی که در اقتصاد سیاسی ایران توزیع قدرت، ثروت، منزلت و اطلاعات هم به طرز غیرمتعارفی نابرابر است ما همواره در معرض آن پدیده قرار می گیریم که« ژان بودریار» به عنوان «هایپر رئالیستی» مطرح می کند، اگر بخواهیم برای آن معادل سازی کنیم یعنی واقعیت های دستکاری شده که در راستای برخی منابع مشخص  وجوهی از واقعیت به طرز غیرمتعارفی بزرگ و یا به طرز غیرمتعارفی کوچک می‌شوند و این هم پیوندی نزدیکی برقرار می کنند با آنچه که در عمل در اقتصاد ایران به جریان می‌افتد.

 مومنی در ادامه به کتاب اقتصاد سیاسی توسعه در ایران امروز اشاره کرد و گفت: در فصل پایانی این کتاب توضیح دادم که در سه دهه گذشته ایران به طرز شفافی ما شاهد این هستیم که یک اتحاد سه گانه ضد توسعه شکل گرفته که در این اتحاد سه‌گانه رویکردهای مربوط به بازارگرایی به عنوان ابزاری برای تامین منافع رانتی مورد استفاده قرار می گیرد. در ادامه توضیح دادم که بخش‌هایی از دانشگاهیان ما هم یا همدلانه و یا غافلانه دارند در این چارچوب همراهی می کنند و برای آنچه که به اصطلاح منافع کوتاه گرایانه قطب ثروت و قدرت ایجاب می کند، آن ها می آیند یک بستر به ظاهر تئوریک هم فراهم می‌کنند و من این مورد را در کتاب اقتصاد سیاسی توسعه در ایران امروز کامل توضیح دادم و آمادگی این را دارم که چه به صورت حضوری و چه به صورت مکتوب درباره مفاد آن و آنچه که در اقتصاد سیاسی ایران در سه دهه گذشته جریان داشته از این زاویه بحث های بسیار روشن گری را داشته باشیم.

مومنی با اشاره به مقاله اخیر شاکری گفت: تلاطم چند ماهه بازار ارز، نیروی محرکه اضطراب و آشفتگی عمومی شد. در این میان مسعود نیلی در مطلب اخیر خود، مساله نقدینگی را تهدیدی جدی دانست و از نظر او جهش‌های چند برابری قیمت‌ باعث تحریک اقشار متوسط و محروم برای حفظ و ترمیم درآمد از دست رفته‌شان می شود.

نیلی می‌گوید، این وضعیت کشور را در معرض خطر مارپیچ تورمی قرار می‌دهد. گویی همه رانت‌ها و اضافه ثروت‌های ناشی از این جهش‌ قیمت‌ها مباح بوده و کسانی که جز دستمزد چیزی برای اداره معیشت خود ندارند، باید تذکر بگیرند.

این استاد اقتصاد در ادامه گفت: مساله رشد غیرمتعارف نقدینگی در ایران جدی است اما اینکه عامل اصلی جهش‌های بی‌سابقه نقدینگی در اقتصاد ایران چه بوده است، مساله‌ای حیاتی‌تر است! در مسیر توضیح عوامل اصلی رشد نقدینگی، شاکری، بدون آنکه عوامل سنتی رشد نقدینگی را نفی کند، پنج مساله را برجسته کرده‌است.

مومنی در ادامه شوک‌های بزرگ و کوچک به قیمت ارز در دوره بعد از جنگ و بانک‌های خصوصی را به عنوان عوامل برجسته رشد نقدینگی در سه دهه اخیر دانست و خطاب به بازارگرایان به عنوان دیدگاه رقیب نهادگرایی گفت: کسانی که موافق افزایش نرخ ارز بودند، همواره مزیت خود را در مدل سازی می‌ دانستند، حالا باید دید این ادعاها در مقام عمل چطور ظاهر شده است.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه با اشاره به تجربه اقتصاد دوره جنگ از نگاه شاکری گفت: در دوره پنج ساله بعد از جنگ معجزه‌آسا بودن دستکاری نرخ ارز را رواج دادند؛ اما در همان سال‌ها فاصله نرخ پیش‌بینی شده رشد نقدینگی با آنچه که عملا اتفاق افتاد، به طرز غیرمتعارفی زیاد بود، همین موضوع ادعای آنها را به چالش کشید.

وی در توضیح اظهارات خود به ذکر مثالی پرداخت و گفت : به عنوان نمونه در یکی از سال‌ها، فاصله بین پیش‌بینی و آنچه اتفاق ‌افتاده بود، یک به بیست بود؛ یعنی حدود 1900 درصد تفاوت ارزیابی مشاهده شد. در برنامه دوم، اصلاحاتی صورت گرفت اما بازهم بین ارقام معین در برنامه در خصوص نقدینگی، با واقعیت فاصله زیادی دیده شد.

مومنی با اشاره به خطای وام‌گیری خارجی در شرایط نوسانی قیمت ارز گفت: عواقب وام‌گیری خارجی در شرایط دستکاری نرخ ارز در متون کلاسیک اقتصاد هم بیان شده است. چرا که نرخ ارز در زمان وام گیری خارجی، با نرخ ارز در زمان پرداخت اقساط وام‌های خارجی تفاوت زیادی پیدا کرده بود.

«به همین ترتیب برای چهار میلیارد دلار بدهی سررسید شده در سال 1372، ناگزیر حدود 672 میلیارد تومان به پایه پولی اضافه شد که فقط در اثر این اتفاق حدود 1794 میلیارد تومان در سال 1372 به حجم نقدینگی اضافه شد».

مومنی یادآور شد: توجه داشته باشید مدیریت اقتصادی کشور در دوران جنگ، با وجود گذر از هشت سال اقتصاد جنگ، کل نقدینگی کشور درسال 1368 حدود 1568 میلیارد تومان بود. اما فقط برای سهل‌انگاری ناشی از زمان نابجای وام‌گیری خارجی و بازپرداخت آن، میزان نقدینگی کشور از کل نقدینگی دوران جنگ بیشتر می‌شود. تا جایی که طی 10 ساله برنامه اول و دوم در بعد از جنگ، مقدار نقدینگی در ایران 12 برابر می‌شود.

این استاد اقتصاد با اشاره به تاثیر دستکاری نرخ ارز در منطق بازارگرایان گفت: وقتی نرخ ارز از 7 تومان به 100 تومان افزایش پیدا کرد؛ ادعا می‌کردند نرخ ارز تعادلی نزول خواهد کرد و به حدود 20 تومان خواهد رسید؛ اما امروز شاهد نتیجه ادعای آنها هستیم.

مومنی در خصوص تاثیر ظهور بانک‌های در ایجاد نقدینگی گفت: برنامه سوم مشوق بانک‌های خصوصی بود. نظام اقتصادی ایران از تاسیس این بانک‌ها آسیب دید و از نظر ضربه به ارکان جامعه ایران، قابل مقایسه با هیچ تمهید دیگری نیست.

به ادعای شاکری شاهد بی سابقه‌ترین سطوح تجربه شده رشد نقدینگی، همراه با تخریب کیفیت نقدینگی به واسطه رشد این بانک‌ها هستیم.

وی این رابطه ادامه داد: با تاسیس این بانک‌ها، امتیاز خلق پول از هیچ، به مثابه بزرگترین رانت قابل تصور، به کانون‌هایی از قدرت و ثروت داده شد اما این ماجرا به نام بخش خصوصی زده شد.

همین جریان‌ها جهش‌های قیمتی را رقم زدند و به طور مشخص 1378 بانک مرکزی با این بانک‌ها برخوردی همدلانه کرد و پول‌های خلق شده از هیچ را تامین مالی کرد.

شاکری می‌گوید: با این تمهید گروهی جریان‌سازی شدند اما ایران همیشه بعد از شکل‌گیری بانک خصوصی با پدیده پول داغ روبرو بوده است.

مومنی گفت: واقعی سازی قیمت‌ها نیازمند مقدماتی است؛ حتی برای دستکاری ارز باید ساختارهای ناکارآمد اصلاح گردد. اصلاح این ساختارها به قدری موثر است که حتی ممکن است پس از آن، ساختار انگیزشی دستکاری قیمت‌ها منتفی شود. اما این حرف‌ها توسط مسئولین شنیده نمی‌شود.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به تعبیری در نامه نیلی مبنی بر غیرتعمدی بودن تغییرات نوسانات ارز در ماه‌های اخیر گفت: نیلی در متن عنوان می‌کند، تغییر قمیت ارز اقتضای اقتصاد کلان است اما در بخش دیگری از نامه می‌نویسد، جزو موافقان تغییر نرخ ارز از 7 تومان به صدتومان نبوده است!

وی در ادامه با اشاره به فصل هفتم کتاب اقتصاد ایران، نوشته نیلی گفت: درسال 1376 هیچ اشاره‌ای به اینکه با تغییر نرخ ارز از 7 به 100تومان نکرده‌است ، وی حتی در این فصل از کتاب، دفاع می‌کند که بایستی نرخ ارز افزایش پیدا کند.

مومنی در ادامه گفت: اشکالی نداشت اگر آقای نیلی می‌گفتند در سال 76 این طور فکر می‌کردم اما چون الان به آثار آن پی بردم، نظرم تغییرکرده است و اکنون موافق دستکاری نرخ ارز نیستم.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی با یادآوری نطق نیلی در سال 1390 گفت: ایشان به صراحت خطاب به دولت احمدی نژاد گفته‌اند افزایش قیمت حامل‌های انرژی به تنهایی نخواهد توانست دولت وقت را به اهداف خود برساند بلکه باید به طور همزمان شوک نرخ ارز را نیز در دستور کار خود قرار دهد.

مومنی سپس با قرائت بخشی از نامه نیلی گفت: اما ایشان در نامه اخیر خود دستکاری نرخ ارز را عاملی برای برهم زدن اقتصاد کلان و تحمیل عدم قطعیت به اقتصاد می‌دانند.

این استاد دانشگاه یادآور شد، از نظر تحلیلی در علم اقتصاد ما با سه سطح روبرو هستیم؛ سطح اقتصاد کلان، خرد و سطح توسعه‌، حتی برخی از تقدم مسائل توسعه نسبت به سطح کلان حرف می‌زنند.

وی در همین راستا به نیلی توصیه کرد تا کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» را نگاه کند و گفت : در این کتاب آمده، قدرت پیش‌بینی و تبیین متغیرهای کلان، تابعی است از زیر ذره‌بین گذاشتن متغیرهای سطح توسعه. در بین متغیرهای سطح توسعه هیچ عنصری به اندازه رابطه عنصر مردم و حکومت تعیین کننده نیست.

این استاد دانشگاه ادامه داد: علم اقتصاد تا قبل از 2008 تمام متغیرهای کلان را با ثبات و امیدوار کننده می‌دانست اما تجربه بحران سال 2008 نشان داد، در زیر این خاکستر آتشی بزرگ است. مولفه‌های مهم دقیقا مولفه‌های سطح توسعه بودند.لذا اگر بخواهیم توصیه‌های موثری در اقتصاد داشته باشیم حتما باید به متغیرهای اقتصاد سیاسی و جامعه‌شناسی ایران توجه داشته باشیم.

وی در ادامه یادآور شد: اولین لایجه بودجه دولت روحانی درست بعد از شکست سیاست فاجعه آمیز افزایش حامل‌های انرژی دوره احمدی نژاد بود، جریانی در همین زمان به دنبال افزایش 53 درصدی قیمت حامل‌های انرژی را در سال 1393 بودند. آقای نیلی همان زمان می‌گفتند، ما می فهمیم وقتی اقتصاد با رکود تورمی روبرو است نباید سراغ حامل‌های انرژی رفت. اما گفتند چون ما به آلودگی هوا حساس هستیم قیمت‌ها را بالا می‌بریم تا تقاضا کاهش پیدا کند.

مومنی در نقد این نگرش گفت: اما تجربه دوره احمدی نژاد نشان داده بود، صرفا با افزایش قیمت مساله آلودگی هوا حل نمی‌شود.

وی گفت: نیلی در همان زمان می‌گوید، دولت به طریق افزایش حامل‌های انرژی، انگیزه درآمدی دارد این ادعا نشان می‌دهد تغییرات قیمت‌ها غیرارادی نیست.

«من همان زمان خطاب به بازارگرایان گفتم، صفحات 34-74 گزارش اقتصادی سال 1373 را مطالعه کنند؛ در این گزارش تصریح شده وقتی دولت با هدف افزایش درآمد قیمت‌ها را بالا می‌برد به ازای هر واحد افزایش، شاخص ضمنی هزینه‌های مصرفی دولت رشد 3.5 برابری را تجربه می‌کند. دولت بزرگترین مصرف کننده این اقتصاد است. »

«اینکه دولت اکنون با بحران حاد در ساختار مالی است ناظر بر همین است که آنها گفتند قیمت انرژی و ارز را به قصد افزایش درآمدها بالا می بریم.»

مومنی ادامه داد: در همین گزارش تاکید شد، عامل تعیین کننده افزایش هزینه‌های دولت، افزایش نرخ ارز بوده است؛ این واقعیت در اسناد رسمی انعکاس پیدا کرده است. به همین ترتیب شاهدیم که در یک دوره پنج ساله برنامه اول، واردات کالای لوکس افزایش داشته اما سرانه دسترسی به گوشت 44 کیلو کاهش پیدا می‌کند.

این استاد دانشگاه درادامه یادآور شد: درک این پیچیدگی‌های اقتصاد تنها با درک سطح تحلیل سطح توسعه امکان پذیر است.

مومنی در ادامه با نقد رویکرد بازارگرایی این جریان گفت: این جریان آبروی بازارگرایی در ایران را برده است؛ چرا که الزامات اصلی تئوری بازارگرایی را رعایت نمی‌کنند و همه چیز را به اجرای بد نسبت می‌دهند. اینها تصور می‌کنند فقط یک بازار وجود دارد. در حالی که بر اساس کیفیت نهادهای پشتیبان بازار، با بازارهای متعددی روبرو هستیم و برخی از بازارها می‌توانند فاجعه‌آفرینی کنند.

وی تصریح کرد: هر بازار حداقل بر حسب ویژگی‌های چهارگروه از نهادهای پشتیبان بازار می‌توانند کارکردهای متفاوتی داشته باشد. ما در مقام دفاع از ایده بازارگرایی این جریان را خطاب قرار می‌دهیم اما آنها با مافیای رسانه‌ای خود مدعی می‌شوند که ما به بازار قائل نیستیم.

این استاد دانشگاه با اشاره به بنیان‌های نهادی بازار گفت: اینکه کیفیت نهادهای خالق بازار چگونه باشد با طرز عمل متفاوتی از بازار مواجه خواهیم شد. اساسا با عملکرد نهادهای تنظیم کننده، ثبات بخش، مشروعیت بخش به بازار با بازارهای مختلفی روبرو هستیم.

مومنی با یادآوری تذکر کینز (جان مینارد کینز ، اقتصاددان برجسته قرن بیستم ) در اقتصاد گفت: کینز تذکر می‌دهد که حکومت‌گر باید از سیاست‌های تورم‌زا حذر داشته باشد؛ سیاست‌های تورم‌زا فضای جامعه را شبیه قمارخانه می‌کند، در قمار همه بازنده هستند. از نظر کینز سیاست‌های تورم‌زا قواعد اجتماعی را متزلزل می‌کند.

خواندن 130 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395