خط که از سر گذشت چه یه وجب چه ده وجب
راضیه حسینی
نماینده مجلس: «امروز خط فقر حداقل ۵۰ میلیون تومان است.»
نگران نباشید. خط فقر خیلی وقت است از سر اکثر مردم گذشته است، خط هم که بگذرد دیگر چه اهمیتی دارد چه یک وجب، چه ده وجب. چه پنجاه میلیون، چه صد میلیون. برای پایینیها فقط دستنیافتنیتر میشود.
اما برای آنها که بهتازگی زیر خط افتادهاند هنوز عادی نشده است. همانها که نمیخواهند باور کنند دیگر مثل قبل نمیتوانند زندگی کنند. مدام خاطرات گذشته را مرور میکنند و آه میکشند.
تلاش میکنند به بالای خط بروند، ولی بیفایده است. هر تلاش باعث میشود بیشتر و عمیقتر به گل بنشینند.
باتجربهها و آنها که مدتهاست زیر خط فقر هستند با لبخندی این تلاش را نگاه میکنند و یاد خودشان میافتند. یاد زمانی که امیدوار بودند با افزایش حقوق و کالابرگ و… لااقل کمی از جایشان تکان بخورند و بالاتر بیایند، ولی هیچ فایدهای نداشت، مگر میشود با قاشق خاک برداری و بخواهی سد راه سیلاب تورم شوی؟
البته یکوقت فکر نکنید خداینکرده قصد سیاهنمایی داریم و میخواهیم تلاشهای دولت را نادیده بگیریم. بههیچوجه. ما هنوز هم امیدواریم. درست است که تبدیل به موجوداتی دوزیست شدهایم و آبشش درآوردهایم برای ماندن و زندگیکردن زیر خطفقر، ولی هنوز امیدواریم.
همین که تک زیست نشدهایم و شش را نگه داشتهایم برای روزی که شاید بالای خط را هم دیدیم، یعنی امیدواریم.
همین که گاهی سرمان را از زیر خط به بالا میآوریم، نفسی عمیق میکشیم، ریههایمان از شدت آلودگی هوا میسوزد، ولی باز نفس عمیق دیگری میکشیم، یعنی فکر میکنیم شاید یک روزی بتوانیم به گذشتههای دوری که هنوز خطفقر اینقدر بالا نیامده بود برگردیم.
درست است بعد از هر بار فکر کردن به این قضیه، یک پله به عمق فقر نزدیکتر میشویم و سرزمینهایی ناشناخته و عمیقتر را کشف میکنیم، ولی باز میدانیم که مسئولان، ما را فراموش نکردهاند.
درست است که نمیدانند کجاییم و چه میکنیم، ولی هنوز یادشان نرفته است جزئی از کشور هستیم، هنوز تعدادمان را میشمرند، هنوز هستیم، ولی جایی خیلی دور از مسئولان!







