شفافسازی آمار حلقه مفقوده واردات خودرو
براساس جدیدترین آمار، دولت از واردات ۸۰ هزار دستگاهی خودرو خبر میدهد؛ وارداتی که از یک سو، هنوز اثری ملموس بر بازار نداشته و از سوی دیگر، گفته میشود بخشی از آن صرفاً روی کاغذ مانده است. با این حال، از رشد واردات و افزایش ثبت سفارش سخن گفته میشود.
عددهای درشت، جزییات پنهان
اما آنچه منتشر نمیشود، مهمتر از همان چیزی است که اعلام میشود. هنوز مشخص نیست چه محصولی، از کدام برند و در چه تیراژی وارد کشور شده است.
سه سال زمان کمی نیست. با گذشت بیش از هزار روز از آغاز فرآیند واردات، بازار همچنان تنها با «عدد کل» مواجه است
سهم هر شرکت چهقدر بوده است؟ چه تعداد خودرو به بازار عرضه شده و چه میزان در پارکینگها مانده است؟
آمار هست، فهرست نیست
اگر متولیان امر به دادههای دقیق دسترسی دارند، چرا منتشر نمیکنند؟ و اگر دسترسی ندارند، اساساً چگونه از موفقیت سیاست واردات سخن میگویند؟
معمای ارزهای تخصیصی
پرسش حساستر به حوزه ارز بازمیگردد. چه میزان ارز برای واردات خودرو تخصیص یافته است و با چه نرخی؟ دریافتکنندگان این منابع چه شرکتها یا اشخاصی بودهاند؟ آیا تخصیص ارز از مسیرهای معمول بانکی و نظارتی انجام شده یا روشهای خاص و استثنایی در کار بوده است؟ اگر همه چیز طبق روال قانونی پیش رفته است، انتشار فهرستها نباید دشوار باشد. مگر شفافیت تهدید محسوب میشود؟
سه سال ابهام
سه سال زمان کمی نیست. با گذشت بیش از هزار روز از آغاز فرآیند واردات، بازار همچنان تنها با «عدد کل» مواجه است؛ عددی که نه امکان راستیآزمایی دارد و نه تصویری دقیق از اثرگذاری سیاستها ارائه میدهد. در چنین فضایی، طبیعی است که شائبهها تقویت شود: آیا نگرانی از نحوه عرضه وجود دارد؟ آیا میزان واقعی ورود خودرو با آمارهای اعلامی همخوان است؟ آیا اختلافی میان ارز تخصیصی و خودروی عرضهشده وجود دارد؟
پنهانکاری مزمن
این الگوی پنهانکاری البته محدود به واردات نیست. سالهاست جزییات تولید داخلی نیز پشت دیوار آمارهای تجمیعی پنهان مانده است.
اگر واردات خودرو قرار است به تنظیم بازار کمک کند، نخستین گام آن باید انتشار بیکموکاست جزییات باشد
تیراژ دقیق هر مدل، هزینه تمامشده و میزان واقعی بهرهوری، بهندرت در دسترس افکار عمومی قرار میگیرد. گویی حکمرانی اقتصادی با «کلیگویی امنتر» راحتتر است تا با «جزییات قابل حسابرسی.»
ترس از شفافیت یا ترس از افشا؟
واقعیت این است که بهطور عام، شفافیت ابزار اعتمادسازی به شمار میرود. وقتی دادهها منتشر نشود، اعتماد نیز شکل نمیگیرد. در چنین شرایطی این پرسش پررنگتر میشود که آیا ترس از شفافیت ریشه در نگرانیهای مدیریتی دارد یا منافع پنهانی که در سایه ابهام بهتر دوام میآورند؟
اگر واردات خودرو قرار است به تنظیم بازار کمک کند، نخستین گام آن باید انتشار بیکموکاست جزییات باشد؛ از مدل و تیراژ تا میزان ارز تخصیصی و نحوه عرضه. در غیر این صورت، هر عدد تازهای که اعلام شود، بیش از آنکه امیدآفرین باشد، بر دامنه تردیدها خواهد افزود است.








