دکتر محمدرضا نوروزی؛ فعال اجتماعی
جاذبه های گردشگری به دو دسته اصلی طبیعی و ساخته دست بشر تقسیم می شوند. جاذبه های طبیعی شامل کوه ها، جنگل ها، خط ساحلی، دریاچه ها، آبراه ها، آبشارها، رودخانه ها، صحراها هستند که این مناطق دارای ویژگی های چشم انداز و حیات وحش بومی خاصی هستند که تماشای آن برای گردشگران ارزشمند و در برخی موارد رویایی است.
جاذبه های ساخت بشر نیز سازه ها یا مناطقی هستند که در اصل برای جذب گردشگر طراحی نشده اند اما به سبب قدمت تاریخی، نحوه ساخت، عظمت و بزرگی و … دارای شگفتی هستند و در رده جاذبه های گردشگری قرار می گیرند. نظیر خانه های تاریخی، قلعه ها، کاخ ها، کلیساها، پل ها، سد ها و …
اما در دسته بندی جاذبه های گردشگری، فرهنگ یا آداب و رسوم نیز دارای جایگاه قابل اعتنایی هستند که این لایه از گردشگری علاقه مندان خاصی زیادی دارد و به غنای گردشگری مناطق و نواحی کمک می کند و در برخی کشورها مثل ایتالیا ، یونان و اسپانیا بسیار مورد توجه است. .
در حقیقت توسعه گردشگری به طور سنتی با توسعه فرهنگ مرتبط بوده است. منابع فرهنگی منحصر به فرد یک قلمرو به عنوان مبنایی برای تامین فرهنگی مورد نیاز جامعه محلی و همچنین به افزایش جذابیت گردشگری به ویژه در مناطق خاص کمک می کند.
جالب اینکه این مدیوم یا ساختار قابلیت تقلید، تشابه سازی و کپی برداری ندارد و گاهی تنها به یک کشور، استان، شهر، روستا یا حتی یک قوم و نژاد تعلق دارد و مالکیت معنوی آن قابل کپی و شبیه سازی نیست!
بر اساس تعریفی که مجمع عمومی سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) در بیستودومین اجلاس خود در سال ۲۰۱۷ به تصویب رساند، گردشگری فرهنگی به نوعی از فعالیت گردشگری اشاره دارد که در آن انگیزه اساسی بازدیدکننده یادگیری، کشف، تجربه و مصرف جاذبههای فرهنگی ملموس و ناملموس است.
محصولات فرهنگی در یک مقصد گردشگری دربرگیرنده مجموعهای از ویژگیهای متمایز مادی، فکری، معنوی و عاطفی یک جامعه است که شامل هنر و معماری، میراث تاریخی و فرهنگی و مذهبی، میراث آشپزی، ادبیات، موسیقی، آواز ها و ترانه ها، زبان های بومی، صنایع خلاق و فرهنگهای زنده با سبک زندگی و ارزشهای آنها و در مجموع شامل طیف وسیعی از آداب و رسوم است که همه ساله جهت معرفی، حفظ و احیای آنها بخشی از آنها در سطح جهانی و ملی ثبت می شوند.
گردشگری فرهنگی به عنوان وسیله ای برای انتشار رویکردهای فرهنگی یک کشور عمل می کند که ضرورت حفاظت از میراث فرهنگی را بیشتر عیان می سازد. این امر به توسعه پایدار گردشگری فرهنگی کمک می کند و یک رابطه هماهنگ بین گردشگری و حفظ فرهنگ را تقویت می کند.
در این ساختار گردشگران فرهنگی طیف گستردهای از فعالیت ها و برنامه های بومی را تجربه می کنند و از نزدیک آنها را درک می کنند که این رویکرد علاوه بر درک و درک بیشتر فرهنگ های مختلف در نتیجه تنوع فرهنگی غنی، به تناسب بستری برای تبادلات فرهنگی ایجاد می کند و به تقویت ساختارهای فرهنگی یک کشور و القاء تعلقات معنوی آنها به جهانیان کمک می کند.
در مجموع باید اذعان داشت ویژگی های منحصر به فرد جاذبه های گردشگری که آنها را مطلوب می کند به شهرت، اصالت، فرهنگ محلی و شاخصه های بومی مربوط می شود که در سایر نقاط دیگر کمتر دیده می شود یا اصلاً دیده نمی شود.
فلذا جایگاه فرهنگ در تقویت این فاکتورها نقشی اساسی و اصیل بازی می کنند و یکی از مهمترین مزایای گردشگری فرهنگی را میتوان جنبه آموزشی و آشنایی با سیر تحولات تاریخی و انتقال فرهنگ گذشتگان آن به نسل های بعدی آن بیان کرد.

