سایه شوم ابر تورم بر اقتصاد ایران

مریم غدیرپور
درهمتنیدگی تورم و فقر در اقتصاد ایران، حاصل یک چرخه معیوب و مزمن است که ریشههای آن را باید در ساختارهای کلان اقتصادی جستوجو کرد.
تورم بالا و پایدار، که بنابر آمار رسمی به سطوح نزدیک ۶۰ درصد و در برآوردهای مستقل حتی بالاتر رسیده، مستقیماً قدرت خرید خانوارها را فرسایش میدهد.
این اثر زمانی تشدید میشود که تورم عمدتاً در اقلام معیشتی و ضروری متمرکز باشد؛ جایی که خانوارهای کمدرآمد بخش اعظم هزینههای خود را صرف آن میکنند.
اگرچه ارقام رسمی تورم بالا بودن سطح گرانی را تأیید میکند، اما تمرکز تورم بر کالاهای ضروری موجب شده فشار واقعی بر خانوارها بسیار شدیدتر از میانگینهای آماری احساس شود
از سوی دیگر، ریشههای تورم شامل کسری مزمن بودجه، رشد بالای نقدینگی، ناترازیهای ارزی، چندنرخی بودن ارز
و بیثباتی انتظارات همان عواملی هستند که به تعمیق فقر نیز منجر میشوند.
وقتی دولت برای جبران کسریها به خلق پول متوسل میشود، تورم شتاب میگیرد و این مالیات پنهان، بیش از همه بر دوش دهکهای پایین مینشیند.
همزمان، رکود اقتصادی ناشی از نااطمینانی، تحریمها و ضعف سرمایهگذاری، فرصتهای شغلی و رشد درآمد واقعی
را محدود میکند.
در چنین شرایطی، تورم نهتنها نتیجه ضعفهای ساختاری است، بلکه خود به عاملی برای بازتولید فقر تبدیل میشود.
بنابراین فقر گسترده امروز را نمیتوان بدون درک ریشههای تورمی اقتصاد ایران توضیح داد؛ این دو پدیده، بهجای
آنکه مستقل باشند، یکدیگر را تقویت میکنند و خروج از این چرخه، نیازمند اصلاحات عمیق و بلندمدت است.
تصویر تورم ایران چه شکلی است؟
عصر اقتصاد در گفتوگویی تحلیلی با دکتر مسعود ریاحی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، به بررسی تصویر واقعی تورم
در ایران و چرایی شکاف میان آمار رسمی و تجربه معیشتی مردم پرداخته است.
به گفته ریاحی، اگرچه ارقام رسمی تورم بالا بودن سطح گرانی را تأیید میکند، اما تمرکز تورم بر کالاهای ضروری
موجب شده فشار واقعی بر خانوارها بسیار شدیدتر از میانگینهای آماری احساس شود.
وی با اشاره به اختلاف روشهای محاسبه تورم در داخل و خارج از کشور تأکید میکند اتکای صرف به نرخ ارز یا
چند قلم محدود، تصویر کاملی از تورم ارائه نمیدهد.
این اقتصاددان ریشه بیاعتمادی عمومی به آمارها را در نبود شفافیت کافی، تفاوت الگوی مصرف دهکها و تداوم
تورمهای مزمن میداند. ماحصل این گفتوگو در ادامه آمده است.
سایه تاریک تورم معیشتی
به گفته این اقتصاددان و استاد دانشگاه، یکی از ریشههای اصلی بیاعتمادی عمومی به آمارهای تورمی در ایران،
شکاف معنادار میان «تورم کل» و «تورم معیشتی» است؛ شکافی که در زندگی روزمره خانوارها بهوضوح لمس
میشود.
وی تأکید میکند: وقتی تورم رسمی بهصورت میانگین کل اقتصاد محاسبه میشود، الزاماً بازتابدهنده فشار واقعی
هزینهها بر دهکهای پایین و متوسط نیست؛ چرا که الگوی مصرف این گروهها بهطور عمده بر کالاهای ضروری
متمرکز است.
ریاحی با اشاره به دادههای رسمی گفت: تورم خوراکیها به حدود ۸۹.۹ درصد رسیده و برخی اقلام اساسی مانند نان،
میوه، روغن و محصولات پروتئینی افزایشهای بسیار بالاتری را تجربه کردهاند.
یکی از ریشههای اصلی بیاعتمادی عمومی به آمارهای تورمی در ایران، شکاف معنادار میان «تورم کل» و «تورم معیشتی» است؛ شکافی که در زندگی روزمره خانوارها بهوضوح لمس میشود
به گفته او، ثبت تورم ماهانه حدود ۵۲ درصدی برای روغن، نزدیک به ۲۰ درصد برای گوشت قرمز و حدود ۱۹ درصد
برای لبنیات و تخممرغ، بهروشنی نشان میدهد که فشار تورمی در سبد معیشت خانوارها متمرکز شده است. همین
تمرکز باعث میشود مردم تورم واقعی زندگی خود را بسیار بالاتر از نرخهای اعلامی احساس کنند.
دو روی سکه یک آمار
این اقتصاددان در ادامه به مسئله دوگانگی آماری در کشور اشاره میکند و میگوید وجود دو مرجع رسمی، یعنی مرکز
آمار ایران و بانک مرکزی، اگرچه از منظر فنی میتواند مزیتی برای مقایسه و صحتسنجی باشد، اما در عمل به سردرگمی افکار عمومی دامن زده است. هرچند اختلاف ارقام این دو نهاد در ماههای اخیر کمتر شده، اما تفاوتهای دورهای همچنان این پرسش را ایجاد میکند که کدام عدد به واقعیت نزدیکتر است.
به باور ریاحی، مشکل اصلی نه در اصل محاسبه تورم، بلکه در نحوه توضیح و ارتباط آن با جامعه است.
وی تأکید کرد: تا زمانی که تفاوت میان تورم کل و تورم اقلام ضروری بهصورت شفاف برای مردم تشریح نشود و جزئیات سبد مصرفی و وزندهی آن روشن نباشد، شکاف ادراکی میان آمار رسمی و تجربه معیشتی خانوارها همچنان
پابرجا خواهد ماند.
مرکز آمار و بانک مرکزی؛ روایتهای نزدیک اما متفاوت
وی درادامه یادآورشد: ایران از معدود کشورهایی است که دو مرجع رسمی برای اعلام شاخصهای اقتصادی مانند تورم
و رشد اقتصادی داردم؛ مرکز آمار و بانک مرکزی. هرچند در ماههای اخیر فاصله میان ارقام این دو نهاد کاهش یافته،
اما اختلافهای دورهای همچنان وجود دارد.
این تفاوتها گاهی برای افکار عمومی و حتی فعالان اقتصادی ایجاد ابهام میکند و پرسشهایی درباره دقت و انسجام دادههای آماری به وجود میآورد.
زنگ خطر
استاد دانشگاه در تشریح عواقب کنترل نشدن تورم ازسوی دولت و تاثیر آن بر اقتصاد بهعصر اقتصاد گفت: افزایش قابل توجه سطح عمومی قیمت ها، رشد نقدینگی، افزایش پایه پولی، افت قابل توجه ارزش ریال و بسیاری از پارامترهای دیگر زنگ خطر نزدیک شدن به ابرتورم را به صدا در آورده است؛ بنابراین اصلا بعید نیست اقتصاد ایران هم در آینده
مسیری همچون ونزوئلا را در پیش داشته باشد و مسئولان دولتی باید این زنگ خطر را جدی بگیرند.
وی افزود: در حال حاضر تورم به طور روزانه در حال افزایش است. در غیاب نظارت بانک مرکزی اقتصاد کشور بیشتر از قبل به پرتگاه فروپاشی نزدیک می شود. همچنین افزایش افسارگسیخته نرخ دلار در یک ماه اخیر و نگرانی از مسائل سیاسی و اقتصادی منجر به افزایش انتظارات تورمی شده است.
با در نظر گرفتن تمامی این موارد و بررسی روند اقتصاد کشورهایی که دچار ابرتورم شده اند به این نتیجه میرسیم که بروز ابرتورم در اقتصاد ایران دور از ذهن نیست.
کلام آخر
لازم به ذکر است در مجموع، چه بر اساس دادههای رسمی و چه بر پایه برآوردهای مستقل، اقتصاد ایران با سطح
بالایی از تورم مواجه است. اگرچه اختلاف در روشهای محاسبه موجب تفاوت در ارقام اعلامی میشود، اما جهت کلی
همه تحلیلها بر وجود تورم سنگین و پایدار تأکید دارد.
از سوی دیگر، تمرکز تورم در بخشهای معیشتی و کالاهای ضروری باعث شده تجربه واقعی خانوارها از گرانی، شدیدتر از میانگینهای رسمی باشد. همین مسئله، در کنار اختلاف آماری میان نهادهای مختلف، به شکلگیری نوعی شکاف ادراکی میان آمار و واقعیت اقتصادی در جامعه دامن زده است.
در چنین شرایطی، تقویت شفافیت آماری، همگرایی نهادهای اعلامکننده داده و ارائه توضیحات دقیق درباره روشهای محاسبه تورم، میتواند نقش مهمی در بازسازی اعتماد عمومی و تحلیل واقعبینانهتر از وضعیت اقتصاد تورمی ایران
ایفا کند.








