سکوت بازار نفت در مقابل شوک نظامی کاراکاس
سکینه مهرائی
بازار جهانی نفت در هفتهای که گذشت، صحنه تلاقی بیسابقهای از عوامل اقتصادی و ژئوپلیتیکی بود، از مازاد عرضه و نگرانیهای تقاضا گرفته تا جنگ اوکراین و در نهایت حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا.
حملهای که اگرچه از نظر نظامی و سیاسی شوکی بزرگ تلقی میشود، اما واکنش بازار نفت به آن محدود و محتاطانه بود، رفتاری که خود نشانهای از تغییر وزن متغیرهای اثرگذار بر قیمت نفت در جهان امروز است.
به گزارش عصراقتصاد، در آغاز هفته گذشته، بازار نفت عمدتاً تحت فشار عوامل بنیادین قرار داشت. افزایش تولید اوپک پلاس، رشد تولید نفت آمریکا و پیشبینی نهادهایی چون آژانس بینالمللی انرژی از شکلگیری مازاد عرضه چندمیلیون بشکهای، چشمانداز قیمتی نفت را تیره کرده بود.
همزمان، نگرانی از کندی رشد اقتصاد جهانی، تعرفههای تجاری و کاهش نسبی تقاضا، مانع از شکلگیری هرگونه روند صعودی پایدار شد.
به همین دلیل، علیرغم تداوم تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه و تشدید حملات روسیه و اوکراین به زیرساختهای انرژی یکدیگر، بازار نفت در بیشتر روزهای هفته یا با کاهش قیمت همراه بود یا در محدودهای نسبتاً ثابت نوسان میکرد.
بازار جهانی نفت برخلاف انتظار به توقف کامل صادرات ونزوئلا واکنش محدودی نشان داد که نشانهای از غلبه مازاد عرضه، تولید بالای آمریکا و فرسایش اثر شوکهای ژئوپلیتیکی است
با این حال، در روزهای پایانی هفته ورق بازار برگشت. حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا، شنیده شدن انفجارها در کاراکاس و سپس خبر بازداشت نیکولاس مادورو، رئیسجمهور این کشور، شوکی سیاسی به بازار وارد کرد. قیمت نفت که در ابتدای معاملات روز شنبه کاهش یافته بود، پس از انتشار این اخبار بار دیگر صعود کرد و نفت برنت به حوالی ۶۱ دلار و نفت آمریکا به نزدیکی ۵۸ دلار بازگشت. این افزایش اما کمتر از یک درصد بود، واکنشی که بسیاری از تحلیلگران آن را «کمجان» توصیف کردند.
کاهش توان غول نفتی جهان
علت این واکنش محدود را باید در جایگاه کنونی ونزوئلا در بازار جهانی نفت جستوجو کرد. هرچند این کشور با بیش از ۳۰۰ میلیارد بشکه ذخایر اثباتشده، بزرگترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد، اما تولید فعلی آن به حدود ۹۰۰ هزار تا یک میلیون بشکه در روز رسیده است، رقمی کمتر از یک درصد عرضه جهانی. سالها تحریم، سوءمدیریت، فرسودگی زیرساختها و کمبود سرمایهگذاری، توان بالفعل این غول نفتی را بهشدت کاهش داده و موجب شده اختلال کوتاهمدت در عرضه آن، اثر تعیینکنندهای بر قیمتهای جهانی نداشته باشد.
با این وجود، تحولات پس از حمله آمریکا ابعاد تازهای به بحران افزود. طبق گزارشهای مؤسسات رهگیری کشتیرانی، صادرات نفت ونزوئلا عملاً متوقف شده و بارگیری نفتکشها در بندر خوزه، مهمترین پایانه صادراتی این کشور، به صفر رسیده است. نفتکشهای بارگیریشده اجازه حرکت نیافتهاند و کشتیهای خالی نیز سواحل ونزوئلا را ترک کردهاند. این وضعیت شرکت ملی نفت ونزوئلا را در آستانه کاهش اجباری تولید قرار داده، چراکه حتی ظرفیتهای ذخیرهسازی شناور نیز به اشباع نزدیک شدهاند.
در کنار پیامدهای فوری عرضه، روایتی بلندمدتتر نیز در حال شکلگیری است. دونالد ترامپ صراحتاً اعلام کرده که نفت در قلب برنامه او برای آینده ونزوئلا قرار دارد. از نگاه او، بازگشت غولهای نفتی آمریکا، تزریق میلیاردها دلار سرمایه و بازسازی زیرساختهای فرسوده، میتواند هم اقتصاد ونزوئلا را احیا کند و هم منافع راهبردی واشنگتن را تأمین. فایننشالتایمز این رویکرد را «شرطبندی بر ثروتی عظیم» توصیف کرده، شرطی که موفقیت آن نهتنها به ثبات سیاسی، بلکه به حل منازعات حقوقی قدیمی، جلب اعتماد سرمایهگذاران و مدیریت هزینههای سنگین تولید نفت فوقسنگین ونزوئلا وابسته است.
تحلیلگران یادآوری میکنند که برای حفظ تولید فعلی ونزوئلا تا سال ۲۰۴۰ به دهها میلیارد دلار سرمایه نیاز است و بازگشت تولید به سطح دو میلیون بشکه در روز، مستلزم بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری خواهد بود. چنین ارقامی نشان میدهد که حتی در خوشبینانهترین سناریو، افزایش قابلتوجه عرضه نفت ونزوئلا فرآیندی زمانبر خواهد بود و نمیتواند در کوتاهمدت توازن بازار جهانی را دگرگون کند.
خطر موج تازهای از تورم جهانی
عامل مهم دیگر، ماهیت نفت ونزوئلاست. بیش از دو سوم تولید این کشور نفت سنگین و پرگوگرد است، گریدی که بهویژه برای پالایشگاههای پیچیده سواحل خلیج مکزیک آمریکا طراحی شده و جایگزینی آسانی ندارد. از این رو، اختلال طولانیمدت در عرضه ونزوئلا میتواند بیش از آنکه قیمت نفت خام را جهش دهد، بازار فرآوردههایی مانند گازوئیل و سوختهای صنعتی را تحت فشار قرار دهد، موضوعی که خطر موج تازهای از تورم جهانی را به همراه دارد.
در سطح ژئوپلیتیکی، حمله آمریکا به ونزوئلا فراتر از کاراکاس پیام دارد. کنترل بالقوه بر بزرگترین ذخایر نفتی جهان، میتواند وابستگی واشنگتن به نفت خاورمیانه را کاهش داده و اهرم فشار اوپک پلاس را تضعیف کند. در مقابل، این تحول برای کشورهایی مانند چین و روسیه که از مشتریان و شرکای اصلی نفت ونزوئلا بودند، بهمنزله از دست رفتن یک متحد انرژی است. از نگاه برخی ناظران، سکوت محتاطانه پکن و مسکو نشانهای از پیچیدگی موازنه قدرت در بازار انرژی جهانی است.
توقف صادرات ونزوئلا نشان داد وزن این کشور در بازار نفت کاهش یافته و مازاد عرضه جهانی اجازه نمیدهد حتی شوکهای نظامی مسیر قیمتها را دگرگون کنند
برای ایران نیز این تحولات پیامدهای مستقیمی دارد. کارشناسان هشدار میدهند که در صورت افزایش عرضه نفت ونزوئلا تحت مدیریت آمریکا، بازار فروش نفت رقابتیتر خواهد شد و کشورهایی که تحت تحریم هستند، با چالشهای تازهای روبهرو میشوند. از این رو، بازنگری در دیپلماسی نفتی، حرکت به سمت قراردادهای بلندمدت و تقویت توان داخلی، بیش از پیش اهمیت مییابد.
در مجموع، هفتهای که با فشار مازاد عرضه آغاز شده بود، با شوک سیاسی حمله آمریکا به ونزوئلا پایان یافت. اما واکنش محدود قیمتها نشان داد که در شرایط کنونی، بازار نفت بیش از هر چیز به عوامل بنیادین عرضه و تقاضا چشم دوخته است.
ونزوئلا اگرچه «ثروتی عظیم» در زیر پای خود دارد، اما تبدیل این ثروت به قدرت واقعی در بازار جهانی، نه با یک حمله نظامی، بلکه با سالها سرمایهگذاری، ثبات و بازسازی ممکن خواهد شد. تا آن زمان، بازار جهانی نفت میان مازاد عرضه و ریسکهای ژئوپلیتیکی، به مسیر محتاطانه خود ادامه میدهد.







