علیرضا محمودی فرد؛ استاد دانشگاه، پژوهشگر و تحلیلگر سبک زندگی
در قرن بیستویکم، ورزش دیگر یک سرگرمی لوکس یا رخدادی نمایشی نیست؛ بلکه به یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
صنعتی چندوجهی که از زمین مسابقه فراتر رفته و به قلب فناوری، گردشگری، سلامت، رسانه، توسعه شهری و حتی دیپلماسی کشورها نفوذ کرده است. امروز، هر بار که سوت آغاز یک مسابقه بزرگ به صدا درمیآید، چرخدندههای بخشی از اقتصاد جهانی نیز به حرکت درمیآیند.
برآوردهای معتبر بینالمللی نشان میدهد ارزش اقتصاد جهانی ورزش تا سال ۲۰۲۳ از ۱.۳ تریلیون دلار عبور کرده است؛ عددی که آن را همتراز با صنایعی چون گردشگری جهانی یا بخش انرژی برخی کشورها قرار میدهد. این صنعت، دهها میلیون شغل مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کرده؛ از ورزشکاران حرفهای و مربیان گرفته تا مهندسان استادیومها، طراحان پوشاک، تحلیلگران داده، برنامهنویسان پلتفرمهای پخش و حتی کسبوکارهای خرد اطراف رویدادهای ورزشی.
اما اهمیت ورزش تنها در اندازه بازار آن خلاصه نمیشود. ورزش، کاتالیزوری قدرتمند برای رونق دیگر بخشهای اقتصادی است. گردشگری ورزشی نمونه بارز این اثرگذاری است. میزبانی رویدادهایی مانند جام جهانی، المپیک یا فرمول یک، شهرها و کشورها را به مقصد میلیونها گردشگر تبدیل میکند. این گردشگران فقط بلیت مسابقه نمیخرند؛ آنها هتل، رستوران، حملونقل، خرید و تفریح را نیز فعال میکنند. تجربه قطر در جام جهانی ۲۰۲۲ نشان داد که ورزش چگونه میتواند در مدتزمانی کوتاه، اقتصاد یک کشور را به ویترین جهانی تبدیل کند.
در کنار گردشگری، فناوری و رسانه از بزرگترین برندگان اقتصاد ورزش هستند. رقابت غولهای رسانهای و پلتفرمهای دیجیتال برای خرید حق پخش مسابقات، میلیاردها دلار گردش مالی ایجاد کرده و نوآوریهایی مانند پخش 4K، واقعیت مجازی و هوش مصنوعی را شتاب داده است. از سوی دیگر، استفاده از دادههای پیشرفته، سنسورها و فناوریهای پوشیدنی، ورزش حرفهای را به آزمایشگاهی زنده برای توسعه فناوریهای نو بدل کرده است؛ فناوریهایی که بعدها به حوزههای پزشکی، سلامت و صنعت نیز سرریز میشوند.
ورزش همچنین نقش مهمی در توسعه شهری ایفا میکند. ساخت یک استادیوم مدرن یا مجموعه ورزشی بزرگ، اغلب به بازآفرینی محلههای فرسوده، توسعه زیرساختهای حملونقل و جذب سرمایههای تجاری و مسکونی در اطراف آن منجر میشود. بسیاری از شهرهای جهان، ورزش را اهرمی برای احیای اقتصادی و بازسازی هویت شهری خود قرار دادهاند.
از منظر سلامت عمومی، سرمایهگذاری در ورزش همگانی یکی از هوشمندانهترین تصمیمات اقتصادی است. افزایش فعالیت فیزیکی جامعه، هزینههای درمان بیماریهای غیرواگیر مانند دیابت، بیماریهای قلبی و افسردگی را بهطور چشمگیر کاهش میدهد. در واقع، هر واحد هزینه در ورزش، میتواند چندین برابر آن صرفهجویی در نظام سلامت به همراه داشته باشد.
اقتصاد ورزش در سالهای اخیر وارد مرحلهای تازه شده است. فروش داراییهای دیجیتال، NFTها، بلیتهای هوشمند، قمار ورزشی قانونی و تجارت الکترونیک ورزشی، منابع درآمدی کاملاً جدیدی ایجاد کردهاند. باشگاهها دیگر صرفاً تیمهای ورزشی نیستند؛ آنها برندهای رسانهای و شرکتهای دادهمحورند که رفتار میلیونها هوادار را تحلیل و از آن ارزش اقتصادی خلق میکنند.
ساختار مالکیت ورزش نیز دستخوش انقلاب شده است. ورود صندوقهای سرمایهگذاری و نهادهای مالی بزرگ، باشگاهها را به داراییهایی سودآور در سبد سرمایه جهانی تبدیل کرده است. مدلهای مالکیت چندباشگاهی و عرضه سهام باشگاهها در بورس، نشان میدهد ورزش بیش از هر زمان دیگری به منطق اقتصاد حرفهای نزدیک شده است.
در سطحی کلانتر، ورزش ابزار مهم قدرت نرم کشورهاست. یک تیم ملی موفق یا میزبانی رویدادی بزرگ، میتواند تصویر بینالمللی یک کشور را بهطور معناداری ارتقا دهد و سرمایه اجتماعی را تقویت کند. صادرات ورزشکاران و مربیان نیز شکل نوینی از صادرات خدمات با ارزش افزوده بالاست.
با این حال، صنعت ورزش بدون چالش نیست؛ شکاف مالی، ریسک فساد، اثرات زیستمحیطی و استثمار استعدادهای جوان، از تهدیدهایی هستند که بدون حکمرانی هوشمند میتوانند آینده این صنعت را تضعیف کنند.
در نهایت، ورزش امروز چیزی فراتر از رقابت و نتیجه است؛ یک اکوسیستم اقتصادی-اجتماعی پیچیده که شادی، سلامت، هویت و ثروت را همزمان تولید میکند. آینده اقتصاد جهانی، بیش از آنکه در کارخانهها شکل بگیرد، در زمینهای ورزش و پلتفرمهای دیجیتال اطراف آن ساخته میشود. جایی که اقتصاد تجربه، فناوری و انسان، در یک بازی جهانی به هم گره خوردهاند.








