پتروشیمی در ایستگاه تصمیم
مسعود شریعت زاده
صنعت پتروشیمی ایران در بزنگاهی تاریخی ایستاده است؛ نقطهای که تصمیمهای امروز میتوانند مسیر دهه آینده را تعیین کنند.
این صنعت، با وجود سهم قابلتوجه در ارزآوری و اشتغال، بیش از هر زمان دیگری از ناحیه سیاستگذاریهای ناپایدار، نگاه کوتاهمدت و فقدان نقشه راه توسعهای آسیب میبیند. مسئله دیگر صرفاً تحریم یا محدودیتهای بیرونی نیست؛ چالش اصلی، نحوه حکمرانی بر منابع، انگیزهها و آینده این صنعت پیشران است.
پتروشیمی ایران سالها با منطق «حداکثرسازی فوری ارز» اداره شده؛ منطقی که در آن بازگشت ارز، جایگزین توسعه شده و کنترل، به جای توانمندسازی نشسته است. نتیجه اما روشن است: فرسودگی تجهیزات، افت سرمایهگذاری، عقبماندن از فناوریهای نو و کاهش قدرت رقابت در بازارهای جهانی. صنعتی که قرار بود بازوی توسعه باشد، به تدریج به تأمینکننده کوتاهمدت کسریها تقلیل یافته است!
در جهان امروز، پتروشیمی فقط تولید محصول نیست؛ پیوندی است از فناوری پیشرفته، الزامات زیستمحیطی، زنجیره ارزش عمیق و بازارهای حساس به کربن و استاندارد. حرکت نکردن در این مسیر، به معنای حذف آرام و بیسر و صدا از بازارهای جهانی است؛ حذفی که نه با تحریم، بلکه با استاندارد و قواعد جدید رقم میخورد.
بنابراین، ادامه مسیر فعلی هزینهای بهمراتب سنگینتر از اصلاحات ساختاری دارد. صنعتی با این میزان سرمایه، دانش انباشته و ظرفیت انسانی، نباید درگیر چندنرخیبودن، تصمیمهای مقطعی و نگاههای تکلیفی بماند. آنچه لازم است، تغییر پارادایم است؛ گذار از مدیریت روزمره به حکمرانی توسعهمحور.
پتروشیمی ایران برای بقا و پیشرفت، به ثبات تصمیم، اتصال واقعی منابع به تولید، تعریف اولویتهای فناوری و جسارت در اصلاح نیاز دارد. آینده این صنعت، نه در جلسات پرشمار و بخشنامههای پیاپی، بلکه در اعتماد به منطق اقتصادی، رقابتپذیری و سرمایهگذاری بلندمدت ساخته میشود. این یک هشدار نیست؛ یک انتخاب است. انتخاب میان ماندن در بازی جهانی یا تماشای آن از بیرون!







