چالش اینترنت فرسایشی برای اقتصاد دیجیتال؛ درسهایی از سوپراپهای بزرگ ایرانی
از اواخر سال ۱۴۰۱ تا امروز، اینترنت ایران وارد فاز جدیدی شده که دیگر نه قطع کامل است و نه دسترسی آزاد. کاربران آن را «اینترنت فرسایشی» مینامند: وصل است، اما کند، ناپایدار، پر از اختلال هوشمند و فیلترینگ لایهبهلایه. پروتکلها یکییکی مسدود میشوند، سرعت دانلود به زیر ۱ مگابیت سقوط میکند، پینگ به ۳۰۰ میلیثانیه میرسد و اپلیکیشنهای خارجی یا روی «updating» میمانند یا اصلاً باز نمیشوند.
در این شرایط، سوپراپهای ایرانی – آن غولهای اقتصاد دیجیتال که قرار بود زندگی روزمره میلیونها نفر را تغییر دهند – با بزرگترین آزمون بقای خود روبهرو شدند.
اسنپ، دیجیکالا، آپارات و همردههایشان مثل بلد، دیوار و شیپور، سالها روی دو ستون استوار بودند: ترافیک عظیم کاربر و اتصال پرسرعت به اینترنت جهانی. حالا هر دو ستون لرزان شدهاند. گزارشهای داخلی نشان میدهد در دورههای شدید اختلال، ترافیک سوپراپها تا ۶۰ تا ۸۰ درصد افت میکند. گروه اسنپ یکبار اعلام کرد که تنها در چند روز اختلال شدید، فروش روزانه کسبوکارهای فعال در پلتفرمش ۵۰۰ میلیارد تومان کاهش یافته است. دیجیکالا هم در گزارشهای غیررسمی از «فروپاشی نزدیک ترافیک» در شبهای بحرانی سخن گفته. اما این شرکتها هنوز اینجا هستند. چطور؟
اسنپ شاید موفقترین نمونه باشد. این سوپراپ که حالا بیش از ۷۲ میلیون حساب کاربری دارد، از سال ۱۴۰۱ به بعد استراتژی «داخلیسازی حداکثری» را در پیش گرفت. وقتی فیلترینگ اینستاگرام و تلگرام ترافیک تبلیغاتی را خشکاند، اسنپ روی اکوسیستم خودش سرمایهگذاری کرد: اسنپپی بهعنوان درگاه پرداخت اصلی، اسنپباکس برای تحویل سریع، سوپرمارکت و حتی سرویس اعتباری قسطی. در گزارش عملکرد ۱۴۰۳، سرویسهای اعتباری ۷۹۶ درصد رشد کردند – رشدی که بخش عمدهاش به خاطر نیاز کاربران به خرید بدون وابستگی مستقیم به اینترنت جهانی بود.
اسنپ اپلیکیشنش را به شدت سبک کرد، کش دادههای محلی را افزایش داد و حتی در زمان قطعی کامل، برخی سرویسهای پایه مثل نقشه و درخواست تاکسی را با دادههای آفلاین قابل استفاده نگه داشت. نتیجه؟ در حالی که بسیاری از استارتاپهای کوچکتر ورشکست شدند، اسنپ سهم بازار تاکسی اینترنتیاش را بالای ۹۰ درصد حفظ کرد و به سوپراپ کامل تبدیل شد.
دیجیکالا مسیر دیگری رفت. این غول ایکامرس که سالها روی تبلیغات اینستاگرامی و ترافیک ارگانیک گوگل تکیه داشت، با فرسایش اینترنت مجبور شد لجستیک فیزیکی را اولویت دهد. دیجیکالا اکسپرس، انبارهای منطقهای و فروش مستقیم از تولیدکنندگان داخلی، سه ستون اصلی بقای آن شدند.
وقتی کاربران نمیتوانستند راحت صفحه محصول را لود کنند، دیجیکالا روی محتوای آفلاین سرمایهگذاری کرد: ویدیوهای پیشبارگذاریشده، عکسهای باکیفیت کششده و حتی نسخه PWA (Progressive Web App) که بدون اینترنت هم تا حدی کار میکرد. در گزارشهای داخلی، مدیران دیجیکالا از «شبهایی که ترافیک به مرز فروپاشی رسید» سخن گفتهاند؛ اما تصمیم به کاهش وابستگی به تبلیغات خارجی و تمرکز روی وفاداری مشتری (با برنامه دیجیکلاب و تخفیفهای حضوری) کمک کرد تا ضرر را به حداقل برسانند. امروز دیجیکالا نهتنها زنده است، بلکه در برخی دستهها مثل کالاهای اساسی و سوپرمارکت، رشد دو رقمی داشته.
آپارات اما داستان متفاوتی دارد. این پلتفرم ویدیو که روزگاری رقیب جدی یوتیوب بود، با فیلترینگ شدید و کندی آپلود، مجبور شد مدلش را از «پلتفرم باز» به «شبکه محتوای محلی» تغییر دهد. آپارات روی تولیدکنندگان داخلی سرمایهگذاری کرد، کانالهای رسمی نهادها و رسانههای داخلی را تقویت کرد و قابلیت دانلود آفلاین را گسترش داد.
وقتی کاربران خارجی دیگر نمیتوانستند راحت ویدیو ببینند، آپارات روی مخاطب ایرانی متمرکز شد و با کاهش کیفیت پیشفرض و فشردهسازی هوشمند، مصرف داده را پایین آورد.
این تغییرات، هرچند پلتفرم را از شکوه جهانی دور کرد، اما آن را از مرگ نجات داد. امروز آپارات همچنان یکی از پربازدیدترین اپهای ایرانی است، هرچند درآمد تبلیغاتیاش نسبت به دوران طلایی قبل از ۱۴۰۱ به شدت افت کرده.
استراتژی مشترک همه این سوپراپها، «کاهش وابستگی به اینترنت آزاد» بوده است. استفاده از CDNهای داخلی مثل ابرآروان و شرکتهای دانشبنیان، استقرار سرورهای بیشتر داخل کشور، بهینهسازی سنگین اپلیکیشن برای شبکههای ضعیف، و حتی لابی با دولت برای گرفتن استثناهای محدود (مثل وایتلیست شدن برخی سرویسها) از جمله این راهکارها بوده. برخی مثل اسنپ و دیجیکالا حتی به سمت مدلهای هیبریدی رفتند: ترکیب خدمات آنلاین با تحویل حضوری و پرداخت نقدی.
اما این بقا، هزینه سنگینی داشته. رشد کاربر جدید کند شده، استعدادهای فنی به سمت مهاجرت یا پروژههای خارجی رفتهاند و ارزشگذاری شرکتها در بازارهای بینالمللی سقوط کرده. گزارشهای غیررسمی حاکی از آن است که اکوسیستم استارتاپی ایران در دو سال اخیر حداقل ۳۰ درصد از نیروی متخصص خود را از دست داده.
علاوه بر این، سوپراپها حالا بیشتر شبیه «شرکتهای خدماتی محلی» شدهاند تا پلتفرمهای جهانی. اسنپ دیگر رویای صادرات سرویس به منطقه را ندارد؛ دیجیکالا روی لجستیک داخلی متمرکز است و آپارات بیشتر به پخش محتوای داخلی میپردازد.
در نهایت، اینترنت فرسایشی سوپراپهای ایرانی را وادار به تکامل اجباری کرده، اما این تکامل بیشتر شبیه «انطباق با محدودیت» است تا رشد واقعی. آنها زنده ماندند، اما با چه قیمتی؟ اقتصاد دیجیتال ایران که روزگاری قرار بود موتور محرکه رشد باشد، حالا در بهترین حالت در حال حفظ موقعیت است.
تا وقتی اینترنت به حالت پایدار و آزاد برنگردد، سوپراپها هر چقدر هم هوشمندانه عمل کنند، سقف رشدشان پایین خواهد ماند. داستان بقای اسنپ، دیجیکالا و آپارات، نه فقط موفقیت فنی، بلکه سند دیگری از هزینههای سنگین سیاستهای محدودکننده اینترنت در ایران است. هزینهای که دیر یا زود، کل اقتصاد کشور آن را خواهد پرداخت.








