سه شنبه, 07 اسفند 1397 ساعت 11:18

درآمد گردشگری می تواند اقتصاد ایران را پویا کند

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

درآمد گردشگری می تواند اقتصاد ایران را پویا کند اما یکی از ملزومات آن توجه به کیفیت نیروی انسانی فعال و کارآمد در این صنعت است.

طبق سند چشم انداز 1404 تعداد گردشگران ورودی به کشور باید سالانه به 20 میلیون برسد اما آمار سفرهای ورودی به کشور از ابتدای 97 تا پایان دی ماه بنا به گفته «لیلا اژدری» مدیرکل دفتر برنامه ریزی و حمایت از توسعه گردشگری، به 6 میلیون و 74 هزار و 580 نفر رسیده است. این اختلاف ارقام نشان می دهد که صنعت گردشگری ایران نیازمند برنامه ریزی جامعی برای تبلیغات و توسعه زیرساخت ها است. 

تبلیغات گردشگری در سطح بین المللی می تواند موتور متحرک ورود گردشگران خارجی به کشور باشند. باتوجه به سیاه نمایی رسانه های غربی و ایجاد جو ایران هراسی، کمتر توریستی رغبتی برای ورود به ایران دارد اما برنامه ریزی برای تبلیغات حول یک برند گردشگری مشخص و حضور در نمایشگاه های بین المللی و ساخت مستندها و تیزرهای تبلغاتی برای گردشگری، می تواند علاقه مندان بیشماری را برای ورود به ایران جذب کند.
با این حال حضور گردشگران خارجی نیز بدون اصلاح و توسعه زیرساخت ها امکان پذیر نخواهد بود که از جمله آنان افزایش ظرفیت هتل ها با استانداردهای جهانی، بهبود سیستم حمل و نقل، ارتقای کیفیت رستوران ها بین راهی و ... است. یکی از مهم ترین زیرساخت ها که کمتر مورد توجه قرار می گیرد، تربیت نیروی انسانی با کیفیت و با مهارت است. نیروی انسانی در صنعت گردشگری ایران نیازمند است تا در تمام بخش های خدماتی مسلط به زبان انگلیسی باشد و آداب و مهارت های مهمان پذیری و پذیرایی از تمام ملیت های جهان را بداند.
در کشورهای توریستی این راهنمایان گردشگری هستند که به به شکلی حرفه ای و هدفمند زبان گردشگران، تاریخ، فرهنگ و هنر کشور مقصد را توضیح می دهد و تفسیر می کنند. به عبارتی نفر اول صنعت گردشگری در مواجه با گردشگر راهنمایانند و آنان توان تغییر نگرش گردشگران را دارند.
با این حال، بنا به گفته مسوولان «جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی» نقش راهنمایان در صنعت گردشگری چندان شناخته شده نیست و به عبارتی هویت شغلی ندارند. از موارد مهم برای تثبیت هویت شغلی راهنمایان، مساله بیمه آنان، دستمزدهایشان و شناخت جامعه از اهمیت و جایگاه شغلی آن در صنعت گردشگری است.
بر همین اساس، برای بررسی وضعیت راهنمایان گردشگری، پژوهشگر ما با «حسین یگانه» راهنمای فرهنگی و طبیعتگردی با سابقه بیست سال کار و عضو جامعه راهنمایان ایران گفت و گو کرد که شرح آن در ادامه می آید.
این راهنمای گردشگری سخنانش را اینگونه آغاز کرد: علاقه به راهنما شدن و راهنما بودن برای من از سن جوانی شکل گرفت وقتی که دانشجو بودم. آن زمان فکر نمی کردم که این کار را جدی ادامه می دهم ولی در اوایل کار، متوجه شدم که با روحیات من سازگار است. طبعا ما راهنمایان جزو آن دسته افرادی هستیم که به علاقه ‌مان فکر می کنیم ولی این سبب نمی شود که با عشق راهنما بودن و عشق معرفی فرهنگ مملکت، شغلمان زیر سوال برود. 
وی افزود: باتوجه به وضعیت نااستوار گردشگری ایران، وضعیت شغلی ما راهنمایان نیز مشخص نیست. به لحاظ ساختار سازمانی هم نگرانی داریم، اگر سازمان میراث فرهنگی به وزارتخانه تبدیل شود، موضوع گردشگری جدی تر می شود ولی مشخص نیست که ما راهنمایان در کجای این زنجیره گردشگری جای داریم. در هر صورت ما راهنماییم ولی افقی برای آینده خودمان نداریم؛ اینکه بیمه بیکاری ما چه می شود، بیمه تامین اجتماعی چه می شود و چرا سالها است بیمه را خودمان پرداخت می کنیم، به طور کلی سازمان یا وزارتخانه ای نیست تا متولی مساله بیمه ما شود.

یگانه با بیان اینکه مسوولان و دست اندرکاران گردشگری باید متوجه جایگاه شغلی راهنمایان باشد گفت: در جهان تنها دو منطقه بین النهرین و مصر را نظیر ایران داریم یعنی ما فرهنگ، تاریخ و گذشته غنی داریم و اگر ما راهنمایان بتوانیم یک مبلغ و سفیر فرهنگی خوب باشیم و با عشق و علاقه به توریست هایمان اطلاعات را انتقال دهیم، کاری می کنیم که وقتی توریست برمی گردد نسبت به وقتی که آمده، کاملا دیدش نسبت به ایران متفاوت می شود و 99 درصدشان سفیرهای فرهنگی ایران می شوند. به طور مثال راهنمایان هستند که مراسم آیینی عاشورا را برای توریست ها توضیح می دهند و توریست بارها و بارها به برای دیدن این مراسم می آید، فیلمبرداری می کند و مستند تهیه می کند، زیرا زیبایی های تاریخی، آیین ها، رقص ها و عزاداری ها را راهنما بیان می کند. در صورتی که اگر توریستی به تنهایی ایران را ببیند و راهنما نداشته باشد، متوجه عمق فرهنگ ما نمی شود. به همین خاطر است که راهنما برای صنعت گردشگری جزو مهم ترین ها است و باید هویت شغلی ما اصلاح شود. 
این راهنمای فرهنگی و طبیعتگردی درباره دشواری های کار راهنمایان گردشگری در ایران گفت: راهنما در ایران با راهنما در همه جای دنیا فرق دارد. راهنما در یک کشور اروپایی، کارش را از ساعت 8:30 صبح شروع می کند و نهایتا تا ساعت 6 بعد از ظهر کارش تمام است. من راهنما در ایران از صبح ساعت 6 اگر زودتر نباشد تا 12 شب، باید همه برنامه ها را تنظیم و مرتب کنم چون به بقیه اعتماد ندارم، اگر به بقیه اعتماد کنم، باعث آبروریزی خودم می شود. همه همکاران ما در رستوران‌ ها، هتل ‌ها و راننده ‌ها خوب عمل می کنند ولی من راهنما نمی توانم همه چیز را به آنان بسپارم و مدام باید چک کنم. در کشور خارجی کار راهنما عصر تمام می شود و هتل سایر امور را هماهنگ می کند. در ایران کم کاری رستوران و هتل از جانب راهنما دیده شود. در نتیجه من باید رستوران، سرویس های بهداشتی، هتل، اتاق‌ ها، مدارک سفر را باید چک کنم اما این طبیعت شغل من نیست.
وی ادامه داد: طبیعت شغل راهنما توضیح و تشریح سایت‌ های بازدید و انتقال فرهنگ به توریست است اما راهنما در ایران باید همه فن حریف باشد، یک آچار فرانسه است و همه جوانب را باید کنترل کند و سختی کار راهنما همین است. در یک جمله راهنما کسی است که باید دو ساعت بعد را پیش بینی کند و در همه مواقع راهنما به دو ساعت بعد، فردا و تا آخر سفر فکر ‌کند مثلا وقتی ما پارک ملی گلستان را می رویم، من راهنما پارک نمی بینم من فقط به فکر مدیریت تور هستم.
یگانه از خصوصیت راهنمای ایرانی چنین گفت: از مهم ترین آن این است که فرودگاه به فرودگاه کار می ‌کنند. یک راهنمای ایرانی در فرودگاه توریست را تحویل می گیرد و در آخر او را به فرودگاه می برد. در تمام طول سفر راهنما با توریست است و شما باید در این مدت، آنقدر هنرمند باشید که در ده، دوازده روز توریست از شما زده نشود. حواست باشد که ناراحتش نکنی و... همه این طرز برخوردها به علاوه همه آن مشکلات باعث می شود که به راهنما فشار زیادی بیاید و وقتی پانزده روز سفر باشد، انگار که 150 روز در سفر بوده است. 
وی در انتها خاطره ای را یاد آورد شد: حدود 16 سال پیش، یک توریست انگلیسی داشتم و تقریبا 21 روز در استان ‌های مختلف با او به عنوان راهنما و راننده بودم. این توریست فقط برای دیدن آثار دوره سلجوقی آمده بود. آژانس هتلی در زنجان رزرو کرده بود و ما می بایست تا قبل از شب به هتل می رسیدم چون باید رانندگی ما قبل از تاریکی هوا تمام شود اما از قضا بخاطر مسیر طولانی و بازدیدهای بین راهی، با خستگی بسیار به هتل رسیدیم و ساک ها را برداشتیم و به داخل رفتیم. دیدیم کارگرانی لابی هتل را نقاشی می کنند، پرسیدیم رسپشن هتل کجاست، گفتند این هتل از یک ماه پیش تعطیل است! و هتل فراموش کرده بود که به ما رزرو داده و مجبور شدیم با هماهنگی آژانس، شبانه به هتل دیگری برویم و این یکی از خاطره های بد من است ولی من از این دست خاطره ها بسیار دارم که حاصل مدیریت اشتباه در زنجیره گردشگری است. بارها پیش آمده که با هماهنگی آژانس به ما گفته اند که مجوز ورود به پارک ملی را دارید ولی ما رفتیم اجازه ورود ندادند و ساعت‌ها معطل شده ایم. این مسائل برای من ایرانی خوب نیست اما قابل تحمل است ولی برای یک گردشگر خارجی اصلا تجربه مطلوبی نیست.

منبع: ایرنا

خواندن 394 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

اخبار مرتبط

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395