دوشنبه, 07 بهمن 1398 ساعت 16:31
کد خبر: 66759

خرید و فروش ارز دولتی در بازار آزاد به میزان ۱۱ میلیون دلار

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

عصر اقتصاد: اولین جلسه رسیدگی به اتهامات حمیدرضا مرادی و 11 متهم ارزی دیگر در شعبه اول دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی موحد به صورت علنی برگزار شد.

اتهامات مطرح شده در کیفرخواست این پرونده مشارکت در اخلال در نظام ارزی به صورت عمده از طریق فروش ارز دولتی به میزان ۱۱ میلیون دلار در بازار آزاد، قاچاق عمده ارز و کسب منفعت به میزان ۶۱ میلیارد تومان است.
قاضی موحد در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده قاضی موحد با اشاره به جزییات این پرونده گفت: حمیدرضا مرادی، محمد نائینی تهرانی، امیرخسرو علایی، سعید علی زاده، مرتضی فلاح اشتری، علی اصغر علیزاده، پویا کریمی، علی اکبر سلطان علیان، رکسانا سپهری زاده، شیوا شاهین فر، شرکت تضامنی لیلا میرزایی با نمایندگی لیلا میرزایی و شرکت میعاد سازان با نمایندگی سید هادی حسینی متهمان این پرونده هستند.
در ادامه جلسه دادگاه امیر حسین اعلایی نماینده دادستان با اشاره به متهمان پرونده گفت: حمیدرضا مرادی فرزند هدایت متهم ردیف اول محمد نائینی تهرانی فرزند ابراهیم متهم ردیف دوم امیرخسرو علایی فرزند میر عطاءالله متهم ردیف سوم و سعید علیزاده فرزند علی متهم ردیف چهارم همگی متهم به مشارکت در اختلال نظام ارزی به صورت عمده از طریق خرید و فروش ارز دولتی در بازار آزاد به میزان ۱۱ میلیون دلار و کسب منفعت به میزان بیش از ۶۱ میلیارد تومان هستند.
وی ادامه داد: مرتضی فلاح اشتری فرزند احمد به اتهام معاونت در اخلال در نظام ارزی و تسهیل وقوع جرم و در اختیار قرار دادن حساب خود و جابجایی وجوه شرکت میعاد سازان و مشارکت در اخلال نظام ارزی از طریق خرید و فروش غیر قانونی ارز به میزان ۲۳۸ میلیون دلار و کسب دو میلیارد تومان منفعت متهم است.
وی افزود: علی اصغر علیزاده فرزند علی به اتهام معاونت در اخلال نظام ارزی از طریق تسهیل وقوع جرم و جابجایی وجوه و حساب سازی برای شرکت میعاد سازان مهر کیش، متهم ردیف هفتم پویا کریمی فرزند علی به اتهام معاونت در اخلال نظام ارزی تسهیل وقوع جرم و فروش ارز دولتی و جابجایی وجوه فروش حاصل از ارز متهمان ردیف اول تا چهارم، متهم ردیف هفت علی اکبر سلطان علیان فرزند علی که خود وکیل دادگستری است به اتهام معاونت در اخلال نظام ارزی تهیه مقدمات جرم از طریق شناسایی بانک‌های عامل معرفی متهمان به این بانک‌ها تحت پیگرد قانونی قرار دارند
اعلایی آرانی ادامه داد: رکسانا سپهری زاده فرزند محمدرضا متهم ردیف هشتم پرونده به اتهام معاونت در اخلال عمده نظام ارزی و تهیه مقدمات جرم و ایجاد تغییرات در شرکت‌های صوری خریداری شده، متهم ردیف نهم شیوا شاهین فرد فرزند غلامرضا به اتهام معاونت در اخلال عمده نظام ارزی تهیه مقدمات جرم و معرفی خود به عنوان مدیرعامل شرکت شهاب سپید و امضای دسته چک و تحویل آنها به متهمان در این پرونده حضور دارند.
وی تصریح کرد: شرکت تضامنی لیلا میرزایی با نمایندگی لیلا میرزایی به اتهام مشارکت در اخلال نظام ارزی توسط متهم فلاح اشتری به میزان ۲۰۸ ۳۸ میلیون دلار و چسب منفعت به میزان ۲ میلیارد تومان و شرکت میعاد سازان مهر کیش با نمایندگی هادی حسینی به اتهام مشارکت در اخلال نظام ارزی در این پرونده حضور دارند.
اعلایی آرانی افزود: با توجه به نوسان نرخ ارز در سال ۹۷ بسیاری از شرکت‌ها از جمله شرکت لیلا میرزایی و میعادسازان کیش، با ادعای واردات نخ اخذ ارز کرده‌اند اما اهلیت کافی نداشته‌اند.
وی افزود: مبلغ ۱۱ میلیون دلار در رابطه با شرکت میعادسازان دریافت کرده و از طریق شرکت‌های کاغذی ارز را در بازار آزاد فروخته‌اند.
وی در خصوص نقش یکی از متهمان اصلی پرونده گفت: حمیدرضا مرادی عامل پیدا کردن بانک‌های عامل بوده است. او با همکاری سعید علیزاده برای دریافت ارز دولتی یک شرکت فاقد فعالیت را پیدا می‌کند و اعضای هیات مدیره، مدیرعامل و اساسنامه آن را تغییر می‌دهد و حساب سازی‌هایی برای این دو شرکت انجام می‌دهد تا آنها را فعال نشان دهد.
اعلایی آرانی گفت: متهم ردیف دوم نائینی تهرانی مدیرعامل اسمی شرکت میعادسازان بوده است که پس از دستگیری متهمین مدت‌ها متواری بود و سپس بازداشت شد.
نماینده دادستان درباره متهم ردیف سوم بیان داشت: نقش این متهم ثبت سفارش و اخذ ارز بوده است. متهم علیزاده در خارج از کشور خریدار ارز شرکت میعادسازان بود.
اعلایی آرانی افزود: متهم علی اکبر سلطان علیان، وکیل دادگستری است و با تعدادی از بانک‌های سمنان آشنایی داشته است. متهمین بعد از مراجعه به شعب بانک در سمنان نام او را می‌بردند.
اعلایی آرانی اظهار کرد: آنچه مسلم است این است که آقای مرادی با تشکیل یک شبکه سازمان یافته از طریق خرید و فروش ارز دولتی در بازار آزاد و تغییر شرکت‌های صوری، پرداخت رشوه، حساب‌سازی و… به شبکه بانکی مراجعه کرده است. وی مدعی تمایل به واردات کالا شده و وجوه ارزی دولت را به تاراج برده است و با مبلغ ۳۰ میلیون دلار موجب اخلال عمده شده‌است.
در ادامه دادگاه قاضی موحد گفت: آقایان مرادی، نائینی و علایی در جلسه علنی غیر رسانه‌ای تفهیم اتهام شده و دفاعیات آنها اخذ شده است.
سپس قاضی موحد از مطلع پرونده سیدهادی حسینی خواست تا در جایگاه حاضر شود.
حسینی، مطلع پرونده گفت: من از میردشت استان گلستان هستم، آبدارچی شرکت بودم و پیش آقای مرادی کار می‌کردم.
وی ادامه داد: ۴.۵ سال با آقای مرادی همکار بودم، او رئیس من بود. قبل از تأسیس شرکت در فرمانیه املاک داشت. با آقای نائینی در کیش آشنا شدم و آقای اعلایی هم با مرادی در املاک همکاری می‌کردند.
این مطلع پرونده با اشاره به تأسیس شرکت میعادسازان گفت: مرادی به من گفت می‌خواهیم شرکت تأسیس کنیم و به نفر احتیاج داریم. من ۴ نفر از اعضای خانواده‌ام را به این شرکت بردم. به من گفت اگر بخواهی به خارج از کشور بروی باید پول در حسابت باشد و می‌خواست من را به آلمان بفرستد تا پناهندگی بگیرم.
وی گفت: تمام کار‌های مرادی تلفنی بود من حتی یک نفر را در دفتر ندیدم. او ۳_۴ شرکت در کیش داشت و دفتر‌ها خالی و فقط برای تأیید بانک‌ها بودند.
این مطلع پرونده ادامه داد: آقایان به من پیشنهاد خروج از کشور را دادند تا من را رد کنند و اگر خواستند کسی را بگیرند، جریانات را به گردن من بیندازند.
حسینی گفت: مرادی در رأس همه کار‌ها بود. جلوی ماموران خودتان تهدید کرد که من را به زندان می‌اندازد. اعضای خانواده‌ام عضو سه شرکت شدند.
قاضی موحد پرسید: پول هم گرفتید؟
حسینی گفت: پول نگرفتم، تنها مبلغ ۱.۵۰۰.۰۰۰ تومان به من داد و گفت لازمت می‌شود. مرادی تا توانست از ما کپی برابر اصل گرفت.
قاضی موحد پرسید: چرا می‌خواست شما را از کشور خارج کند؟
مطلع پاسخ داد: به من پیشنهاد خروج از کشور را داد، می‌خواست من را فراری دهد که جرم‌هایش را گردن نگیرد و مسئولیت‌ها را گردن ما بیندازد.
پس از اظهارات هادی حسینی قاضی موحدی آزاد از وحید بیداریان مطلع دوم خواست در جایگاه قرار بگیرد.
وحید بیداریان پس از قرار گرفتن در جایگاه اظهار کرد: من وحید بیداریان متولد ۱۳۶۳ در تهران هستم و شغل آزاد دارم و در اسنپ کار می‌کنم، سابقه کیفری ندارم. برای نایینی یک دفتر در میدان هروی تهیه کردم و کارمند شرکت شهاب سپید خلیج فارس شدم و کارهای اداری شأن را انجام می‌دادم.
وی با بیان اینکه از آقای نایینی دستور می‌گرفتم، گفت: در شرکت دو بخش مالی و تهیه پروفرم ها وجود داشت در بخش مالی سربرگ‌های امضا شده را نامه میزدم و درخواست می‌دادم به بانک‌ها، چک نقد می‌کردم و حساب جابجا می‌کردم
بیداریان در پاسخ به سوال قاضی موحد که در ارتباط با این شرکت‌ها چه کاری انجام می‌دادید گفت: من کار خاصی راجع به این شرکت‌ها انجام نمی‌دادند سربرگ شرکت‌ها را پرینت رنگی می‌گرفتم به خانم شاهین‌فر می‌رساندم و آماده در شرکت می‌گذاشتم تا به ایشان برسانم.
وی افزود: دسته چک‌ها و سربرگ‌ها را تحویل آقای مرادی می‌دادم و آن‌ها همیشه در شرکت بود.
بیداریان در پاسخ به این سوال که تصمیم گیر اصلی سه شرکت چه کسانی بودند: گفت تصمیم گیر اصلی شرکت آقای مرادی بود.
در ادامه جلسه رضا علی اکرم داوودی به عنوان یکی از مطلعین در جایگاه حاضر شد و گفت: پس از آنکه خدمت من تمام شد دنبال کار می‌گشتم و در باشگاه انقلاب با خانم محمدی آشنا شدم و از آنجایی که خانم محمدی می دانست که دنبال کار می‌گردم به من گفت که می توانی بیایی و به عنوان حسابدار در شرکتی که من کار می کنم مشغول به کار شوی.
وی ادامه داد: من در گذشته در تشریفات ریاست جمهوری کار می‌کردم و به عنوان روزمزدی فعالیت داشتم. پس از آنکه شرکت خانم محمدی رفتم و بعد از دوهفته نایینی را دیدم که گفت او مرا به عنوان کارمند در کیش معرفی می‌کند و من این موضوع را قبول کردم و سپس کلیه مدارک خود را در اختیار این افراد قرار دادم.
این مطلع با اشاره به کاری که انجام می داد، تصریح کرد: من دو ماه با آقایان کار کرده و من را به عنوان مدیر شرکت ارژن کیش قرار دادند، حقوق ماهیانه ۳ میلیون تومان به من می‌دادند و به آدرس بانک ملت کیش، بانک کشاورزی سمنان و بانک ملت ونک دست چک گرفتیم.
قاضی موحد پرسید: چرا بانک‌ها در شهرهای مختلف وجود داشت؟
این مطلع پاسخ  داد: به دلیل آنکه گفتند دراین بانک‌ها آشنا داریم و کار مرا را سریع تر انجام می دهند. من حتی وقتی به این بانک‌ها می‌رفتم مدیر بانک برای من آب پرتقال می آورد.
قاضی موحد پرسید: آیا شما را هم می خواستند برای خروج از کشور کمک کنند؟
این مطلع پاسخ  داد: من نمی دانستم که دکتر چه کسی است، اما آقایان همواره با شخصی به نام دکتر ارتباط  داشتند و مرادی به من گفت که از ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان به تو پول می‌دهیم تا بتوانی از کشور خارج شوی.
قاضی موحد پرسید چه کشوری؟
مطلع پاسخ داد: کانادا؛ اما با جعل اسناد و ایجاد حساب بانکی و اعتبار کاذب می‌خواستند مرا به خارج از کشور ببرند و با ازدواج صوری کارهای من را انجام دهند.
مستشار دادگاه پرسید که روزی چند چک امضا می‌کردید؟
مطلع پاسخ داد: به طور کلی سه دسته چک ده برگی را من امضا کردم.
مستشار پرسید: رئیس‌ کل شما چه کسی بود؟
این مطلع پاسخ داد: مرادی همه کاره بود.
در ادامه قاضی موحد از داودی پرسید: به این فکر نکردید که از مدارک شما سوءاستفاده می‌شود؟ شما مدارک هویتی‌تان را در اختیار افرادی که اعتبار ندارند قرار دادید. آیا در برابر مدارکتان رسید گرفتید؟
مطلع داوودی پاسخ داد: هیچ رسیدی به من ندادند. متاسفانه اشتباه کردم. من در شهرداری کارگری کرده‌ام اما تاکنون دزدی نکرده‌ام. کارهایی که برای آقای نائینی انجام دادم بر اساس نیازم بود و حقوق ماهیانه دریافت می‌کردم. من فقط سربرگ امضا کردم. به هیچکس وکالت ندادم.
نماینده دادستان از داودی پرسید: برای ثبت اسمتان به عنوان مدیرعامل گفته‌اید که به کیش رفتید، درباره خانم سپهرزاده بگویید.
مطلع داودی توضیح داد: ما در کیش برای کارهای ثبت پیش خانم سپهری‌زاده رفتیم. مدارکی را جلوی من گذاشتند تا امضا کنم. خانم سپهری‌زاده بدون حضور اعضای هیات مدیره جلسه تشکیل می‌دادند.
اعلایی آرایی نماینده دادستان خطاب به قاضی موحد گفت: خانم سپهری‌زاده تغییرات اعضای هیات مدیره را بدون حضور اعضا انجام می‌دادند.
قاضی خطاب به نائینی اظهار کرد: از جوانانی که نیاز به کار دارند سوءاستفاده می‌کنید. مدارک آنها را می‌گیرید و مسئولیت‌های قانونی سنگین بر گردن آنها می‌اندازید، آنها را گرفتار می‌کنید و بعد می‌خواهید خود را تبرئه کنید. اگر کارتان قانونی بود چرا دختر خودتان را وارد کار نکردید؟
مطلع حسینی بیان کرد: من خودم از آقای نائینی و مرادی جعل امضاء دیده‌ام. اس ام اس‌های میلیاردی به حساب من می‌آمد.
اما حساب را مسدود کرده بود تا فقط گردش مالی باشد. بعد هم بدون اینکه به بانک بروم اس ام اس‌ها قطع شد.
قاضی موحد گفت: من به عنوان قاضی نظام برای فعال کردن پیامک خودم به بانک رفتم، بعد آقایان در بانک‌ها آشنابازی می‌کنند.
در ادامه قاضی موحد با بیان اینکه اتهام متهم ردیف چهارم پرونده تصحیح می‌شود خطاب به وکیل متهم سعید علیزاده گفت: برای بیان دفاع در جایگاه حاضر شوید.
قاضی از وکیل متهم سعید علیزاده پرسید: آیا شما با متهم تماسی نداشتید؟
این وکیل پاسخ داد: بنده با متهم تماسی نداشتم و اصلا نمی‌دانستم کیست.
در ادامه وکیل تسخیری متهم سعید علیزاده در بیان دفاع گفت: اتهامات انتسابی به موکل بر اساس اظهارات برخی مطلعین در پرونده بوده در حالی که شرایط قانونی شاهد بر این اساس مترتب نیست و این اظهارات قابل استناد نیست و تقاضای تبرئه موکل را دارم.
در ادامه قاضی موحد از مرتضی فلاح اشتری خواست در جایگاه قرار بگیرد و اتهامات فلاح اشتری را به وی تفهیم کرد.
فلاح اشتری در پاسخ به سوال قاضی که آیا صرافی شما اکنون فعال است؟ گفت: فقط مشغول کارهای کارخانه هستم.
مستشار دادگاه از وی پرسید: شما با آقای مرادی چه نسبتی داشتید؟
متهم اشتری پاسخ داد: او پدرعروسم بود و پسرم خودشان با ایشان آشنا شدند.
مستشار پرسید: آقای مرادی از شما چه درخواستی کرد؟
متهم پاسخ داد: گفت برای من گردش های حساب ایجاد کنید. با آقای سعید علیزاده که در عقدکنان پسرم آشنا شدند و هماهنگ کردند تا این کار را برایشان انجام دهد. ایشان (مرادی) سه دسته چک ۵۰ برگی امضا شده را در اختیارم قرار دادند و من بعد از اینکه فهمیدم آنها ارز ۴۲۰۰ تومانی گرفتن دسته چک را تحویل دادم و کار خاصی نکردم.
وی ادامه داد: من سال ۹۶ یک میلیارد مالیات پرداخت کردم،‌ اما در سال ۹۷ هیچ مالیاتی پرداخت نکردم؛ زیرا فعالیتی نداشتم.
مستشار پرسید: چند صرافی دارید؟
متهم پاسخ داد: ۲ صرافی.
مستشار پرسید: چرا صرافی‌های متعدد داشتید؟
متهم گفت: من می‌خواستم صرافی چابهار را هم تعطیل کنم چون کارخانه داشتم و در آنجا کار می‌کردم.
در ادامه قاضی موحد گفت: کارمندان و برادران متهم نیز باید برای جلسه بعد دعوت شوند و در دادگاه حضور داشته باشند.
قاضی موحد قسمتی از اظهارات حمیدرضا مرادی را قرائت کرد و گفت: حمیدرضا مرادی گفته است که من از آقای فلاح درخواست کردم این حساب ها را برای شرکت آقای علایی گردش دهند، اما ایشان گفتند گردشی ندارم بدهم اما علیزاده پذیرفت که گردش را ایجاد کند. چند روز بعد مرتضی با من تماس گرفت و گفت اگر می خواهید حواله بزنید به آقای علیزاده گفتم و ایشان قبول کردند و پذیرفتند که سرمایه گذاری کنند و مبلغ ۴ میلیون یورو از بانک سپه اراک و ۵ میلیون یورو از بانک رفاه مهدی‌شهر برای این کار اخذ شد.
کلا ۵.۴ میلیارد سهم سود شرکت بود، از این مبلغ ۵۰ درصد سود سهم علایی، ۲۰ درصد نایینی و ۲۰ درصد سهم من بود.
قاضی موحد گفت: در رابطه با اتهام اول که تسهیل وقوع جرم از طریق جابجایی وجوه هست، توضیح بیشتری دهید.
فلاح اشتری پاسخ داد: مبالغی که جابجا شده در بانک ملت بوده و مبالغی که گرفتن در بانک سپه و رفاه بوده است، پس جابجایی صورت نگرفته است.
متشار پرسید: چرا صرافی‌تان به نام خودتان نیست؟
فلاح اشتری گفت: ۵۱ درصدش به اسم خودم است، اما چون کارهای اداری زیادی داشت به اسم خانومم بوده؛ در اصل مال خودم است و ایشان مسئولیتی ندارند.
مستشار پرسید: فرم هایی که شما از طریق آقای سعید علیزاده گرفتی تحویل چه کسی دادید؟
فلاح اشتری پاسخ داد: من اصلا فرمی نگرفتم کار من به اندازه کافی در کارخانه زیاد است خود آقای نایینی و مرادی گرفتند و فقط به عنوان راهنمایی به خانم محمدی زنگ زدند و ایشان گفتند نباید آن را می‌گرفتیم و ایشان خودشان خودسر این حرف را زده‌اند.
قاضی موحد با اشاره به قرار وثیقه متهم مرتضی فلاح اشتری گفت: قرار تامین وثیقه فلاح اشتری نامناسب است و این قرار پس از پایان جلسه به قرار بازداشت تبدیل می‌شود و این متهم پس از این جلسه باید یه زندان برود.
در ادامه جلسه دادگاه علی اصغر علیزاده متهم ردیف ششم با قرار گرفتن در جایگاه مخصوص اظهار کرد: ما حدودا سه فقره حواله شرکت میعادسازان را نقد کردیم که این حواله ها را را سعید علیزاده برادر من برایم می‌فرستاد.
وی ادامه داد: برادر من در دوبی کار می‌کرد و با من تماس گرفت و آقای مرادی را به من معرفی کرد و مرادی دسته چک شرکت شهاب سپید را به من داد.
مستشار دادگاه خطاب به متهم علیزاده گفت: مرادی را چه کسی به تو معرفی کرد؟ متهم علیزاده گفت: برادرم مرادی را به من معرفی کرد و من با مرادی در واتساپ ارتباط داشتم و وقتی که گفتم دسته چک شرکت شهاب سفید تمام شده او با بارنامه هوایی به نام کارمند من دسته چک فرستاد.
مستشار دادگاه پرسید: چند درصد از حواله‌ها را خودت و برادرت دریافت می‌کردید و در قبال هر یورو سهم شما چقدر بود؟
متهم علیزاده گفت: ما با ارز صادرات کاری نداشتیم.
مستشار دادگاه پرسید: رابطه مرادی با برادرت چگونه بود؟
متهم علیزاده گفت: شرکت‌های خارجی نمی‌توانستند با ایران کار صرافی و مستقیم داشته باشند و باید کالایی به فروش می‌رسید و هنگامی که من از برادرم در رابطه با شرکت آقای مرادی پرسیدم برادرم گفت مرادی مدیر شرکت میعادسازان است و کار جاری انجام می‌دهد و وارد کننده گندم است.
مستشار دادگاه پرسید: سهم تو از انتقال پول ها چقدر بود؟
متهم علیزاده پاسخ داد؛ اگر ریال به حساب من وارد می‌شد چون خرید و فروش حضوری انجام می‌گرفت لحظه ای سود آن حساب می‌شد اما برای شرکت میعادسازان چهار میلیارد و برای شرکت شهاب سفید 230 میلیارد تومان گرفتم.
در ادامه جلسه، علایی نماینده دادستان از متهم علیزاده در رابطه با ارتباط او با متهم فلاح اشتری پرسید.
متهم علیزاده گفت: من هیچ ارتباطی با فلاح اشتری نداشتم و فقط متوجه شدم که او با مرادی ارتباط خانوادگی دارد و من ماهی یک بار به دفتر فلاح اشتری می‌رفتم؛ زیرا فلاح اشتری با کریمی معاون صادرات بانک مرکزی ارتباط داشت .
نماینده دادستان پرسید: چک‌های سفید امضا را از کی گرفته‌اید؟
متهم علیزاده گفت: از آقای مرادی هر سه باری که چک شهاب سپید تمام شد او برای من با بارنامه هوایی حواله فرستاد بود.
قاضی موحدی از متهم علیزاده پرسید: شما قبول دارید که نقشی در جابجایی وجوه داشتید؟
علی اصغر علیزاده پاسخ داد: در کیفرخواست نوشته ارز را در برج ۲ گرفتند اما اولین مراوده ای که من راجع به این موضوع با سعید داشتم مربوط به اواخر برج ۳ بوده است؛ بنابراین از کم و کیف زمانی که ارز گرفتند مطلع نیستم.
مستشار دادگاه گفت: آقای مرادی گفته‌اند شما شریک آقای فلاح اشتری بودید؛ آیا این حرف درست است؟
متهم علیزاده پاسخ داد: من شریک نبودم؛ ممکن است منظورشان سعید بود که من مطلع نیستم. من شراکتی با آقای فلاح اشتری نداشتم و ندارم. با ایشان همکاری زیادی داشتم اما شراکت نه.
علی اصغر علیزاده در پاسخ به سوال قاضی که گفت "اسم شرکت شما چیست؟" پاسخ داد: نام شرکت من شرکت تضامنی علی اصغر علیزاده و شرکا است.
قاضی موحدی گفت: در ارتباط با شرکت میعادسازان چه مبلغی از وجوه را جابجا کردید؟
علی اصغر علیزاده گفت دو یا سه فقره چک بوده است. آن فقره‌ای که به حساب من بوده ۴ یا ۶ میلیارد تومان بوده است که اگر بخواهم مبلغ دقیق آن را بگویم می‌شود ۵ میلیارد و ۲۹ میلیون تومان.
قاضی موحدی گفت: درباره شرکت شهاب سپید خلیج فارس چطور؟
علیزاده پاسخ داد: بعد از آنکه دسته چک تمام شد دسته چک دیگری را از طریق پست هوایی فرستادند که یکی از کارمندهایم آن را دریافت کرد. راجع به این شرکت حول و حوش ۲۰۰ میلیارد به حساب خودم آمده اما مبلغ دقیق را بعداً می‌گویم.
قاضی موحدی پرسید: نحوه آشنایی شما با آقای مرادی چگونه بود؟
علیزاده پاسخ داد: آقای مرادی را برادرم سعید علیزاده معرفی کرد و دو سه بار با ایشان تلفنی حرف زدم. با آقای فلاح اشتری نیز چندین سال است که آشنا هستم.
قاضی موحد گفت: بابت دو شرکت میعادسازان و شهاب چقدر سود بردید؟
علی‌اصغر علیزاده گفت: پارسال نزدیک به یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون بابت صرافی سود کردم اما بابت این دو شرکت سودی نبردم.
مستشار دادگاه از وی پرسید: آقای مرادی گفته سهم آقایان علیزاده ۵۰ درصد از منافع فروش ارزها بوده است؛ در این باره چه می‌گویید؟
علیزاده اظهار کرد: هیچگونه منفعتی در این باره نبردم. من با برادرم شراکتی ندارم و امانتدار من است و من امانتدار؛ ممکن است او کاری انجام داده باشد که من در جریان آن نیستم.
گفتنی است در ادامه قاضی از پویا کریمی خواست در جایگاه قرار گیرد و بعد از تفهیم اتهام به وی از او خواست توضیحات خود را بیان کند.
متهم کریمی افزود: برادر من در کانادا صرافی دارد و من از حساب ریالی پدرم استفاده می‌کردم؛ بنده در ایران معامله‌ای نداشتم و هیچ یک از ریال‌های واریزی به افراد یا به شرکت‌ها از طرف حساب من نبوده است.
قاضی از متهم پرسید با این افراد چطور آشنا شدید؟
متهم پاسخ داد: من هیچ یک را نمی‌شناسم و اگر هریک از این افراد من را شناختند من از دادگاه برای خودم اشد مجازات را خواستارم.
نماینده دادستان از متهم کریمی پرسید درباره واریز ٣٦ میلیارد تومان ارزی که به آقای مرادی توسط حساب‌های خانواده خود واریز کردید توضیح دهید.
متهم پاسخ داد: اگر کسی قصد تخلف داشته باشد هیچ وقت از حساب‌های خانواده خود استفاده نمی‌کند، بنده هیچ معامله‌ای انجام ندادم.
نماینده دادستان از متهم پرسید شما مجوز صرافی در ایران را داشتید؟ متهم کریمی پاسخ داد: در قانون این سبک صرافی تعریف نشده است لذا نمی‌توان مجوز کسب کرد.
نماینده دادستان خطاب به قاضی موحد گفت: متهم کریمی در یک معامله ٢٠٠ میلیارد تومان ارز از کشور خارج کرده و با شرکت‌های متعددی همکاری کرده است.
متهم به نماینده دادستان گفت: اگر بنده معامله انجام دادم مستندات آن را بگویید.
در ادامه نماینده دادستان از متهم خواست درباره ٢ عدد گوشی و ٢ عدد هاردی که در سیفون دستشویی انداختید توضیح دهید.
متهم گفت: یکی از کارمندان برادرم از لحاظ مالی به برادرم خیانت کرد و خانواده وی مدام من را تهدید به قتل می‌کردند زمانی که به منزل من مراجعه شد من نمی‌دانستم از طرف وزارت اطلاعات است یا از طرف همان خانواده؛ لذا از ترسم همه چیزی که داشتم را در سیفون انداختم من آنقدر ترسیده بودم که اگر می‌شد خودم هم به سیفون می‌رفتم، البته ماموران توانستند این هارد را باز کنند و متوجه شدند که چیزی در آن نبود.
نماینده دادستان از متهم خواست درباره اسنادی که داخل دستگاه خردکن انداخته است توضیح دهد که وی پاسخ داد: دستگاه خرد کن را سال ٩٦ خریدم و روزانه هزاران برگه از فیش‌های مردم در دست داشتم و نمی‌توانستم آن را سرکوچه بگذارم لذا از خرد کن استفاده کردم.
در ادامه قاضی از متهم پرسید آیا شرکت آبان اینترنشنال را می‌شناختید؟ متهم پاسخ داد خیر؛ قاضی به وی گفت پس چگونه چک‌ها را در وجه این شرکت می‌نوشتید؟ چرا هیچ سوالی نکردید؟
متهم پاسخ داد: چون اطلاعاتی نداشتم و گمان می‌کردم این موضوع عرف است.
قاضی به وی گفت: حقوق ماهیانه ات چقدر بود؟ متهم پاسخ داد: در ابتدا ١.٥ میلیون تومان، اما بعد به ١٠ میلیون تومان در ماه رسید.
قاضی به وی گفت ما نمی‌توانیم این ادعا را بپذیریم که شما به دلیل ١.٥ میلیون تومان در ماه این همه تخلف را انجام دادید.
متهم رکسانا سپهری زاد گفت: من کار غیرقانونی تا این لحظه انجام ندادم شرکت ارژن پایه کیش شرکتی بود که از مشتری‌های قدیم من بود و نوشابه انرژی زا وارد می‌کرد و با توجه به اینکه ورشکسته شد دنبال آن بود تا بتواند بخشی از مشکل خود را حل کند.
در ادامه قاضی موحد به نماینده دادستان گفت: متهم سپهری زاد معتقد است که همه کارهایش قانونی است اگر از متهم سوالی دارید بپرسید.
نماینده دادستان به وی گفت: در اظهارات آقای حسینی، گاهی این افراد به جای اعضای هیات مدیره امضا می‌کردند آیا از این موضوع خبر داشتید؟
متهم پاسخ داد: من چیزی ندیدم.
نماینده دادستان از وی پرسید آیا شما شرکت شهاب سپید را به آقای مرادی معرفی کردید؟ متهم پاسخ داد بله زیرا کار عرفی بوده و خارج از قانون نبوده است.
در ادامه قاضی از وی پرسید از آقای مرادی چقدر پول گرفتید؟ متهم پاسخ داد: ٤ میلیون تومان بابت شرکت ارژن پایه، ٢ میلیون و چهارصد تومان برای شرکت میعادسازان و ٣ میلیون تومان حق الوکاله برای شرکت شهاب سپید اخذ کردم.
گفتنی است در ادامه قاضی موحد ختم جلسه را اعلام کرد و گفت شنبه هفته آینده ساعت ١٣ ادامه رسیدگی به جلسه با دفاعیات خانم شاهین فر آغاز خواهد شد و وکلا نیز آمادگی دفاع داشته باشند و دفاع آخر از متهمان نیز صورت می‌گیرد.

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

اخبار مرتبط