دوشنبه, 21 بهمن 1398 ساعت 08:41
کد خبر: 67199

ملزومات قوی‌شدن در اقتصاد کشور

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

اکرم رضایی نژاد
مقام معظم رهبری در یک ماه اخیر طی دو سخنرانی بر ضرورت « قوی‎شدن» به منظور مقابله با هرگونه تهدید خارجی تاکید کردند و این راه را تنها راه حفظ عزت و استقلال کشور برشمردند.

همچنین ایشان در تحلیل واژه «قوی‎شدن» به این نکته اشاره فرمودند که قوی‎شدن تنها در حوزه نظامی مدنظر نیست، بلکه تمام حوزه‎ها از جمله بخش اقتصادی از مهمترین حوزه‎هایی است که در این مسیر باید مدنظر قرار گیرد.
در بخش اقتصاد طی چهار دهه گذشته ما شاهد شش برنامه توسعه و یک سند چشم‎انداز بودیم که علی‎رغم اجماع اکثر کارشناسان و برنامه‎ریزان کلان کشور بر اهمیت و ضرورت تدوین آنها، هم‎اکنون در شرایطی به سر می بریم که نه تنها اقتصاد کشور به مفهوم کلی آن، قوی نیست بلکه با توجه به تهدیدهای خارجی، آسیب‎پذیر نیز می‎باشد.
در واقع تحریم‎های یک‎جانبه آمریکا و همراهی برخی کشورها و شرکت‎های بین‎المللی و تاثیراتی که در اقتصاد کشور شاهد هستیم، نشان داد که نه تنها قوی نیستیم بلکه با نقاط آسیب‎پذیر فراوانی در حوزه‎های مختلف اقتصادی از بازار ارز گرفته تا بخش صنایع و نفت و گاز و خودرو و ... مواجه هستیم.
اما سوال اساسی که می‎خواهیم به آن بپردازیم و نتیجه‎گیری کنیم، آن است که آیا این آسیب‎پذیری محصول برنامه‎ریزی ناکارآمد و به دور از واقعیت در قالب برنامه‎های توسعه و سند چشم‎انداز بوده است و یا اینکه مشکل در جای دیگری نهفته است؟
مگر نه اینکه قرار بود با اجرای سند چشم‎انداز به کشور اول منطقه تبدیل شویم و در ثبت شاخص‎های اقتصادی از همه آنها گوی سبقت را برباییم؟
آیا امروز آن هدف محقق گردیده است یا مشکل و دغدغه اقتصاد امروز کشور ما بالانس نرخ ارز و خودرو و مسکن و برخورد با سلطان‎های طلا و ارز و مسکن و ... عارضه فساد در اقتصاد کشور شده است؟
پاسخ به این سوال‎ها در دو نکته قابل شناسایی و ردگیری است:
اول آنکه برنامه‎های مدون در قالب برنامه‎های توسعه و سند چشم‎انداز کاملا با واقعیت‎های جامعه ایرانی و شناخت دغدغه‎ها و ایجاد پتانسیل‎های یک اقتصاد درون‎زا طراحی نشده است و تنها به شاخص‎هایی کمی و مقوله رشد اقتصادی در یک بازه مشخص پرداخته شده که البته آن نیز محقق نشده است.
پرداختن و ورود به برخی صنایع بزرگ و غفلت از پتانسیل‎های درونی و مزیت‎های بومی از جمله کاستی‎هایی است که در تمامی برنامه‎های توسعه تدوین‎شده به چشم می‎خورد.
نکته دوم بی‎توجهی مجریان و دولت‎ها به همان برنامه‎های مورد نقد و ناقص است که باعث گردید نه اقتصاد درون‎زا محقق گردد و نه شاخص‎های کمی تدوین‎شده در قالب برنامه‎های توسعه و سند چشم‎انداز محقق گردد.
اوج این بی‎توجهی‎ها به اسناد برنامه توسعه و چشم‎انداز را در دولت نهم و دهم شاهد بودیم که نه تنها اعتقادی به این برنامه‎ها نداشت، بلکه بعضا در جهت عکس آن قدم برمی‎داشت.
بنابر این آنچه امروز به عنوان محصول و رویکرد ما در اقتصاد کشور نمایان است، یک اقتصاد آسیب‎پذیر و ضعیف است که دشمنان به عنوان نقطه ضعفی جهت فشارآوردن به نظام ارزشمند کشورمان از آن استفاده می‎کنند.
پذیرش این نقاط ضعف در آستانه ورود به چهل و دومین سال انقلاب می‎تواند ما را در راستای یک بازبینی اساسی نسبت به اقتصاد کشور قرار دهد تا با شناخت نقاط قوت و ضعف به تدوین برنامه‎ای در قالب سند چشم‎انداز دیگری که با واقعیت‎های موجود در کشور مطابقت داشته باشد، همت گماریم.
در طرف دیگر دولت‎ها نیز ملزم به اجرای کامل آن باشند تا جایی‎که انحراف از برنامه به یک پدیده عرف و معمول منتهی نشود و دولت‎ها نسبت به انحرافات سهوی نیز پاسخگو و متعهد بمانند تا به اهداف عالی نظام در بخش اقتصادی که همان «قوی‎شدن» است دست یابیم.

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

اخبار مرتبط

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1399