شنبه, 04 خرداد 1398 ساعت 10:38
کد خبر: 56813

اطلاعات تکميلي

  • فرشاد مومنی

 باید به مردم برگردیم

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

عصراقتصادرئیس موسسه دین و اقتصاد اظهار کرد: در شرایطی که کشور از نظر نابرابری های ناموجه یکی از بدترین شرایط را در۴۰ سال گذشته تجربه می‌کند، توجهی که به این مساله سرنوشت‌ساز در کل نظام رسانه‌ای کشور می‌شود، نزدیک به صفر است. اگر ما به مردم برگردیم و ابزارهای عالمانه و توسعه گرای این مردم گرایی یعنی شفافیت، حریت و گفتگوهای عالمانه کارشناسی را جایگزین این مناسبات فعلی نکنیم، فریب هایی که از اصحاب رانت جویی و مافیای رسانه‌ای پشتیبانی آنان به کشور تحمیل کردند، می تواند استمرار داشته باشد و آسیب‌پذیری‌های ما را به شدت افزایش دهد.

فرشاد مومنی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در نشست هفتگی موسسه دین و اقتصاد با موضوع « بنیان های نئولیبرالی تحریم های اقتصادی » گفت: در چند ماه اخیر که مساله خروج آمریکا از برجام و بازگشتن تحریم ها موضوعیت پیدا کرده است، ما شاهد واکنش های متفاوتی نسبت به این پدیده هستیم که به نظر می رسد بررسی دقیق آنها برای فهم بایسته های شرایط کنونی کشور بسیار ضروری است. دو رویکرد در ظاهر متفاوت اما با کارکردهای یکسان در مورد بازگشت تحریم ها مشاهده می شود و شخصا هر دو این رویکردها را مشکوک ارزیابی می کنم.
وی ادامه داد: رویکرد اول این است که ادعا می‌کنند تحریم‌ها هیچ تأثیری برعملکرد اقتصادی و اجتماعی ایران نگذاشته و نخواهد گذاشت، این رویکرد بسیار خطرناک و مشکوک است و دلیل اصلی آن این است که نسبت به مسائل حیاتی متنابه کشور حساسیت زدایی می کند و این حساسیت زدایی می‌تواند برای کشور ما هزینه‌های غیر قابل جبران پدید بیاورد. رویکرد دوم عمدتاً در بیرون از ایران فعال است و بیان می کند هدف صریح اعلام شده از بازگرداندن تحریم ها، براندازی و فروپاشی  اقتصاد ایران است و همچنین ادعا می کنند این یک اراده ای است که در برابر آن کاری نمی توانند انجام دهند و این موارد با یک ژست متعارض نسبت به مساله تحریم ها و نیاز شدید کشور به برخورد فعال با آن حساسیت زدایی می‌کند و به نظر بنده این دو رویکرد دو روی یک سکه هستند.
وی افزود: یک رویکرد سومی را هم می‌توان در نظر گرفت و آن هم این است که ما مساله تحریم‌ها را به مثابه یک شوک برون‌زا در نظر بگیریم که این شوک برون زا مانند هر شوک دیگری در بردارنده فرصت ها و تهدیدهایی است. یک نظام تصمیم گیری و اجرائی خردورز و بااراده و سازماندهی شده، می‌تواند از این شوک  برون‌زا به اعتبار فرصت‌هایی که فراهم می‌کند، کانون‌های اصلی آسیب‌های ناشی از خطاهای سیاستی گذشته را شناسایی کند و با آسیب هایی که به شدت  وارد شده به کانون‌های اصلی بقا و بالندگی کشور، کمک کند تا آسیب‌ها به صورت عمیق شناخته و سازوکارهای برطرف کننده آنها پیدا شود. اما اگر چنین نظام تصمیم‌گیری هوشمند و با‌اراده‌ای نباشد، این شوک های برون زا گسترش و تعمق پیدا می کند و نتیجه ای جز گرفتاری نصیب ما نخواهد شد.
 اما اگر چنین نظام تصمیم گیری هوشمند و با اراده ای وجود نداشته باشد، نصیب ما از این شوک برون‌زا یقیناً گسترش و تعمیق گرفتاری‌ها و مشکلات ما خواهد بود. نیروی محرکه این موج دوم یعنی برخورد انفعالی با مساله تحریم‌ها و غفلت و سهل انگاری در شناخت کانون‌های اصلی آسیب پذیر شدن اقتصاد و جامعه ایران، یک مساله ای است که به شدت نیازمند واکاوی های علمی و کارشناسانه است. واقعا باعث تاسف است که حتی بحث های کارشناسی در شرایط به طرز افراطی سیاست زده جامعه ما به سرعت استعداد آن را پیدا می کند که بازیچه مطامع رانتی قرار بگیرند و از کانال اصلی خودشان خارج می‌شود و در مدار زد و خورد های جناحی و باندی نسبت به آنها واکنش نشان داده می‌شود و این یک خطر بسیار بزرگ است و باید از اصحاب خرد و دانایی به ویژه از رسانه‌های مستقل و میهن‌دوست به معنای دقیق کلمه ملی و اسلامی بخواهیم که در این هوشیار سازی نقش فعالی داشته باشند.
این کارشناس اقتصادی بیان کرد: مسائل ملی باید در استانداردهای خودشان مورد توجه قرار بگیرند و بین جناح های مختلف در ساختار قدرت باید این پروژه فکری را ایجاد کرد که حداقل آن مواردی که به بقا و بالندگی کشور مربوط می شود، اجازه ندهند قربانی بازی های سیاست‌زدگی و رانت جویی هایی شوند.
وی ادامه داد: در این مواجهه با آن موردی که تا به امروز در سطح نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع کشور مشخص است نشان می دهد با کمال تأسف بنیه اندیشه‌های مورد استفاده برای مواجهه با این شرایط بسیار ناکافی و به نظر می رسد و نظام تصمیم گیری کشور بیش از آنکه برخورد فعال، عالمانه و کارشناسی را در دستور کار قرار دهد، تحت عنوان راهکارهای برون‌رفت از شرایط فعلی دقیقا در جستجوی پیگیری سیاست‌هایی است که خودشان باعث این سطح از آسیب‌پذیری در اقتصاد سیاسی ایران شده‌اند. در چنین شرایطی به نظر می رسد که هم دانشگاهیان و رسانه‌ها مسئولیت بسیار خطیری دارند. واقعاً این یک بازی بسیار خطرناک است و این بازی یک وجه اندیشه‌هایی دارد و آن این است که آنها شعار آزاد سازی، خصوصی سازی و وارد کردن شوک‌های قیمتی پی در پی به اقتصاد ملی می‌دهند و این موارد را راهکار اقتصاد ایران در شرایط بحرانی موجود معرفی می کنند.
وی افزود: اگر ما یک نظام تصمیم‌گیری هوشمند داشتیم که حتی اگر صلاحیت تخصصی هم نداشتند، حداقل می توانستند تجربه سه دهه گذشته اقتصاد ایران را زیر ذره‌بین بگذارند یا حداقل اهل مشارکت بودن قبل از اینکه تصمیمی را نهایی شده اعلام کنند آن مورد را به نظرخواهی می گذاشتند، می توانستیم با آنها خیلی شفاف صحبت کنیم. شواهد و اطلاعات موجود به آن اندازه ای گویا هست که اجازه ندهد که یک نظام تصمیم‌گیری حتی با بضاعت ناکافی کارشناسی، انقدر تحت تاثیر قرار بگیرد.

باید به نظام تصمیم گیری خاطرنشان کرد که این نابرابری های ناموجه که با آن برخوردهای سهل انگارانه می شود؛ یکی از مهمترین نیروهای محرکه تعمیق وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج است

وی تاکید کرد: ما بارها اعلام کرده ایم که با کسانی که صاحب صلاحیت باشند، آمادگی مناظره داریم که درچنین شرایطی در کجای دنیا  توصیه به شوک های قیمتی پی‌درپی، خصوصی‌سازی و آزاد‌سازی قیمت‌ها می‌شود که به جز فاجعه سازی و تشدید بحران ها ثمره دیگری ندارد. مساله اساسی این است که این رویکرد در شرایط کنونی در بردارنده منافع غیرمتعارفی برای رانتجویان هم هست. بنده در همایش ملی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، تحت عنوان مرزهای دانش و توسعه که به مناسبت بزرگداشت استاد فقید دکتر حسین عظیمی هر سال برگزار می شود، چند نکته را به عنوان کارنامه این توصیه ها به آزادسازی، خصوصی‌سازی و شوک‌های قیمتی طی سی ساله گذشته متذکر شدم و این دو نکته را برجسته کردم که در اثر این توصیه ها اقتصاد ایران در معرض یک گذار خطرناک قرار گرفته است، گذار خطرناک از دولت خام فروش به دولت آینده فروشی.
رئیس موسسه دین و اقتصاد اضافه کرد: خام‌فروشی که اوایل انقلاب اسلامی در نزد انقلابیون به عنوان گناه نابخشودنی پنداشته می شد، اگر دقت بایسته صورت نگیرد، خود آن خام‌فروشی به یک نقطه رویایی و شرایط دست نیافتنی برای ما تبدیل خواهد شد. دولت آینده فروش دولتی است که برای گذران امور جاری خود دیگر درآمد رانتی جوابگو نیست و ناگزیر است از داخل و خارج وام بگیرد و این یک ماجرایی است که در ۱۵ سال گذشته اقتصاد ایران یک ابعاد بسیار خطرناکی به خود گرفته است.
مومنی ادامه داد: نکته دوم این است که مطالعات آقایان راغفر، شاکری، سلطانی، بحرنیان نشان می دهد که سال ۱۳۹۷ در تاریخ اقتصاد ایران به یک نقطه عطف تبدیل شده است، نقطه عطفی که در آن اندازه رانت های ضد توسعه ای و غیر مولد ناشی از سیاست‌های غلط در نظام تصمیم گیری از اندازه رانت نفتی فزونی پیدا کرده است و اگر به اندازه اهمیتی که مساله دارد با آن برخورد فعال و اصولی صورت نپذیرد، این یک مساله بسیار خطرناک و شکنندگی آوری خواهد شد. این سیاست ها اگرچه مردم را به فقر و فلاکت می اندازد، تولیدکنندگان را به ورشکستگی می‌اندازد، اقتصاد ایران را دچار پس افتادگی می کند، اختلال های بزرگ در فرآیند توسعه ملی ایجاد می کند اما برای غیر مولدها مانند یک شکارگاهی است که در آن می‌توانند صید های خیلی بزرگ رانتی به دست بیاورند.
وی افزود: این ماجرا از نظر بنده یعنی تحت تاثیر قرار دادن نظام تصمیم‌گیری به گونه‌ای که فکر کنند که آن ابزارهای سیاستی که خودشان عامل این بحران‌های و آسیب پذیری ها هستند، در شرایط تحریم به عنوان راه‌حل جا زده می‌شود؛ از یک پشتیبانی رسانه‌ای غیرمتعارف هم برخوردار است، که بنده اسم آن را مافیای رسانه گذاشته ام. مافیای رسانه ای در ایران به شدت نظام تصمیم گیری ما را تحت تاثیر قرار داده است، به گونه‌ای که مشاهده می شود نظام تصمیم‌گیری حتی صلاحدید های مربوط به بقای خودش را رعایت نمی‌کند و به این واسطه ما فکر می کنیم که کشور ما در یک شرایط بسیار خطیر پیچیده قرار دارد و اگر بستر کافی برای گفتگوهای ملی جدی و گفتگوهای روشنگر کارشناسی مهیا نشود، این مورد می تواند برای ما هزینه های غیر قابل بازگشت داشته باشد.
این اقتصاددان متذکر شد: این مافیای رسانه ای علاوه بر این که توانسته است در نظام تصمیم گیری کشور جهت گیری های سیاستی شکل‌دهنده بحران موجود را به عنوان راه حل جا بزند، دو فعالیت دیگر هم انجام داده است مورد اول این است که مسائل حیاتی و سرنوشت ساز کشور را در نزد نظام تصمیم گیری ما به مسائل حاشیه ای تبدیل کرده است. ما شواهد  بی شماری را در سطح نظری و تجربه های عملی داریم که نابرابری های  ناموجه و شکنندگی آور، مهمترین عنصر ناپایدار کننده مناسبت اقتصادی و اجتماعی است. در شرایطی که کشور یکی از بدترین اوضاع را در۴۰ سال گذشته از نظر نابرابری های ناموجه تجربه می‌کند شما مشاهده می کنید در کل نظام رسانه‌ای کشور توجهی که به این مساله سرنوشت‌ساز می‌شود، نزدیک به صفر است در حالی که با شمار عدالت اجتماعی ما می توانیم بسیار شفاف تر با حکومتگران صحبت کنیم.
مومنی تاکید کرد: باید به نظام تصمیم گیری خاطرنشان کرد که این نابرابری های ناموجه که با آن برخوردهای سهل انگارانه می شود یکی از مهمترین نیروهای محرکه تعمیق وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج است. این که شما می‌بینید در شرایط بحرانی در نظام تصمیم گیری ما هنوز بخش‌های قابل اعتنایی از ذخایر ارزی استراتژی کشور صرف واردات کالاهای غیر ضروری و لوکس می شود، این مورد اصلا تصادفی نیست و پایه های نظری بسیار مستحکمی وجود دارد که در اقتصادهای توسعه نیافته رانتی قاعده کلی این است که آنهایی که مایل به خرید کالاهای داخلی هستند، قادربه خرید نیستند و آن هایی که قادر به خرید کالاهای داخلی هستند، مایل به این کار نیستند. عنصر اصلی توضیح دهنده این شرایط که از یک طرف به بحران بیکاری در کشور دامن می‌زند و از طرف دیگر منابع استراتژیک ارزی کشور را به هدر می‌دهد و خود آن نیروی محرکه از قباحت انداختن نابرابری های ناموجه می شود؛ به گونه ای که شما نمونه‌های آن را در تصادفی که در هفته پیش در یکی از شهرهای ایران اتفاق افتاد و واکنش‌هایی را برانگیخت، می بینید آنهایی که از شدت برخورد داری های ناسالم تعادل روانی خود را از دست دادند، چگونه راجع به جان یک انسان صحبت می کند و آن را به عنوان یک کالایی در نظر می‌گیرند که می‌گویند ما پول آن را پرداخت می‌کنیم.
مومنی در پایان گفت: بسیار غم انگیز و تاسف بار است که نظام تصمیم‌گیری های راهبردی کشور که اینگونه موارد را مشاهده می کند، به واسطه این حساسیت زدایی نظام وار که به مساله نقش نابرابری‌های ناموجه در تشدید همه انواع ناهنجاری ها و به ویژه تشدید بحران وابستگی های ذلت‌ آور به دنیای خارج، انقدر سهل انگارانه عمل می کند. متاسفانه از یک طرف به حاشیه راندن مسائلی مانند نابرابری های ناموجه، وابستگی های عمیق کشور به دنیای خارج که ریشه در این نابرابری های ناموجه دارد و حساسیت زدایی از مساله اشتغال مولد و از طرف دیگر مافیای رسانه ای که دائما مسائل حاشیه‌ای تامین کننده منافع رانتی را به عنوان مسائل حیاتی کشور جا می زند، شرایط کشور را بحرانی کرده است و بنابراین باید خیلی صمیمانه و مشفقانه به آنها گفت که اگر واقعاً ما به مردم برگردیم و ابزارهای عالمانه و توسعه گرای این مردم گرایی را یعنی شفافیت، حریت و گفتگوهای عالمانه کارشناسی را جایگزین این مناسبات فعلی نکنیم، فریب هایی که از اصحاب رانت جویی و مافیای رسانه‌ای پشتیبانی آنان به کشور تحمیل کردند، می تواند استمرار داشته باشد و آسیب‌پذیری‌های ما را به شدت افزایش دهد.
 

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

اخبار مرتبط

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395