عدالتِ علوی و بازتعریف زمامداری؛ تأملی در تدبیر امور، سامان قدرت و نظم سیاسی
علیرضا جاجرمی؛ مشاور وزیر دادگستری
میلاد امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، صرفاً یادآور تولد یک انسان کامل و شخصیتی بزرگ در تاریخ اسلام نیست؛ این مناسبت، فرصتی است برای مکثی اندیشه ورزانه بر پرسشی همواره زنده: قدرت، اگر اخلاقی و پاسخگو نباشد، چه نسبتی با عدالت دارد؟
جامعه ما هرگاه از عدالت، حقوق مردم و حکمرانی مطلوب سخن میگوید، ناخودآگاه به حکومت علوی معطوف میدهد؛ اما پرسش بنیادین آن است که عدالت علوی دقیقاً چه راهبردها و مؤلفههایی دارد و چگونه میتواند معیار سنجش ساختارهای حکمرانی امروز قرار گیرد؟
عدالت؛ عقلانیتِ متجسم در قدرت: در منطق و فلسفه علوی، عدالت نه یک شعار سیاسی است و نه زینتی برای مشروعیتبخشی به قدرت؛ بلکه ستون استوار تمدنسازی و معیار اصلی سامانیافتگی حکومت و حکمرانی سیستماتیک است.
عدالت، در این دستگاه فکری، عقلانیتی است که در ساخت قدرت متجلی میشود و کرامت انسان را پاس میدارد.
امام علی علیهالسلام قدرت را از حاشیه خودخواهی به متن مسئولیت میآورد و آن را از ابزار سلطه به امانت خدمت بدل میسازد. از این منظر، مشروعیت سیاسی نه با غلبه و انباشت ابزار قدرت، بلکه با حقمداری، پاسخگویی و صیانت عملی از حقوق مردم معنا پیدا میکند.
توحید؛ بنیاد معرفتی حکمرانی: امام علی علیهالسلام در قله معرفت توحیدی ایستاده است؛ معرفتی که از سطح الفاظ عبور کرده و به شهود هستیشناسانه رسیده است:
«ما رَأَیتُ شَیئًا إِلّا وَرَأَیتُ اللّهَ قَبلَهُ وَبَعدَهُ وَمَعَهُ».
این نگاه، خدا را محور همه نسبتها و روابط مینشاند؛ از ساحت فردی تا معماری حکومت. در نهجالبلاغه، عقل، قلب و وحی در منظومهای هماهنگ گرد میآیند و سیاست، از اخلاق و معنا تهی نمیشود.
حکمرانی برخاسته از چنین توحیدی، ذاتاً ضد استبداد، ضد تبعیض و در جهت صیانت از حقوق انسانی است؛ زیرا قدرتی که خود را در برابر حقیقت مطلق مسئول بداند، نمیتواند به خودکامگی فرو غلتد.
عبادت؛ پشتوانه عدالت اجتماعی: عبادت در سیره علوی، گریز از جامعه و حصارکشی از تکثر و آحاد ملّت نیست؛ بلکه بازگشت آگاهانه به متن زندگی اجتماعی است. شبهای علی علیهالسلام در محراب نیایش میگذرد و روزهایش در میدان قضاوت، سیاست و تدبیر امور مردم و راهبری حکومت.
قرآن این توازن را چنین توصیف میکند:
﴿رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَهٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ﴾.
اشکهای نیمهشب، پشتوانه صلابت روز است؛ و عدالت علوی، بدون پیوند عمیق معنوی، نه پایدار است و نه مصون از انحراف.
اخلاقِ قدرت؛ مهار شجاعت با کرامت؛ اخلاق علوی، اخلاقِ قدرتِ مهار شده است. شجاعترین مرد میدان نبرد، در برابر یتیم و محروم، رئوفترین دل را دارد.
«أشرفُ الغِنى ترکُ المُنى»؛
این اخلاق، زهد منزوی نیست؛ کرامت فعال است. اخلاقی که انسان را آزاد، مسئول و عزتمدار میسازد و اجازه نمیدهد قدرت به غرور، سرمستی یا خشونت فرو کاسته شود.
عدالت اجتماعی؛ فلسفه وجودی حکومت: در نگاه امام علی علیهالسلام، عدالت فلسفه وجودی حکومت و ستون استحکام جامعه است. در نامه تاریخی به مالک اشتر، انسانها چنین تعریف میشوند: «مردم دو گروهاند؛ یا برادر دینی تو هستند، یا همانند تو در آفرینش.»
این جمله کوتاه، سنگبنای حقوق شهروندی، کرامت انسانی و همزیستی اجتماعی است. علی علیهالسلام را میتوان نخستین نظریهپرداز عملیِ حقوق مردم و حقوق بشر در تمدن اسلامی دانست؛ نظریهای که در عمل، خود را در برابری، نفی تبعیض و مسئولیتپذیری حاکم نشان میدهد.
مناسبات حکمرانی و پاسخگویی؛ قدرت بهمثابه امانت: حکومت علوی، نمونهای کمنظیر از پیوند اخلاق و سیاست است. امام علی علیهالسلام هرگز قدرت را هدف ندانست؛ بلکه آن را مسیری برای فراهم سازی اقامه قسط و دفع باطل تلقی میکرد.
فرمان تاریخی او به مالک اشتر، از مهمترین اسناد حقوق سیاسی در اندیشه اسلامی است؛ متنی که مهربانی با مردم، رعایت بدون تبعیض حقوق آنان و پرهیز از خوی غضب آلود قدرت را اصل میداند.
و آنجا که میفرماید: «لولا حضور الحاضر… لألقیت حبلها على غاربها» بهروشنی نشان میدهد که قدرت بدون عدالت و مسئولیتپذیری، ارزشی برای پایداری ندارد.
در منطق علوی، عدالت تنها به نیت حاکم وابسته نیست؛ بلکه باید در حکمرانی سیستماتیک، سازوکارهای نظارت، شفافیت و پاسخگویی ساختاری نهادینه شود.
تربیت و آگاهی؛ شرط بقای عدالت: امام علی علیهالسلام معلم انسان مسئول است. تربیت در مکتب او، آمیزهای است از عقل، دانش، ایمان و مسئولیت اجتماعی. نهجالبلاغه بارها هشدار جدی می دهد که جهل، بزرگترین دشمن انسان و جامعه است: «مردم دشمن چیزی هستند که از آن ناآگاهند.»
از نگاه علی علیهالسلام، آگاهی و خردورزی شرط تحقق عدالت و مانع سقوط جامعه به ورطه استبداد است. بیدانشی و جهل، حتی اگر در ظواهر و لباس دینداری یا قدرت پنهان شود، انسان را از کرامت تهی میکند.
سیره علوی؛ افق تمدنسازی همه دوران ها: سیره علوی، الگویی زنده برای همه جوامع در همه دوران ها است؛ زیرا عدالت را ساختاری و سیستماتیک معرفی می کند، حقوق بشر را اجتماعی، سیاست را معنوی و انسان را خلیفه خدا میداند. بازگشت به علی علیهالسلام، بازگشت به گذشته نیست؛ بازگشت به آیندهای انسانیتر، عادلانهتر و خردورزانهتر است.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام تنها یک چهره تاریخی یا مذهبی برای جامعه ای خاص نیست؛ او نقشه جامع انسان کامل و ترسیم جامعه سالم است. گرامیداشت میلاد ایشان، دعوتی است به بازخوانی تفکرات ، رفتارها و وجدان جمعیمان؛ به پرسش از کیفیت حکمرانی، نسبت قدرت با اخلاق و جایگاه حقوق مردم در ساختار سیاست.
هرگاه عدالت معیار ساخت قدرت و ضابطه نظم سیاسی نباشد، یاد علی علیهالسلام در سطح مناسک و ذکر مناسبت ها باقی میماند و به متن زمامداری راه نمییابد.
علی علیهالسلام همواره زنده و جاودان است؛ در عدالت، در آگاهی و در وجدان بیدار انسان.








