موج گرانی از کالابرگ جلو زد
اکرم رضائی نژاد
در حالی که دولت با اجرای طرح کالابرگ الکترونیکی تلاش دارد بخشی از فشار معیشتی خانوارها را جبران کند، موج تازهای از افزایش قیمت در کالاهای اساسی از روغن و لبنیات تا حبوبات و مرغ، قدرت اثرگذاری این سیاست را زیر سؤال برده است.
شکاف میان تورم و یارانه، سفرههای مردم را هر روز کوچکتر کرده و کالابرگ که قرار بود سپر حمایتی باشد، اکنون در برابر سیل گرانی عقب مانده است.
به گزارش عصراقتصاد، بازار کالاهای اساسی در آستانه ماههای پرمصرف سال، بار دیگر نشانههای آشکاری از ناپایداری و فشار تورمی را بروز داده است، وضعیتی که مستقیماً معیشت خانوارها و الگوی مصرف آنها را هدف قرار داده و باعث تغییر اولویتهای غذایی مردم شده است.
بررسی تحولات اخیر در بازار روغن، پروتئین، حبوبات و لبنیات نشان میدهد که اگرچه سیاستهایی مانند کالابرگ الکترونیکی با هدف جبران بخشی از فشارها طراحی شدهاند، اما شتاب افزایش قیمتها و حذف ارز ترجیحی، سفره خانوار را کوچکتر و انتخابها را محدودتر کرده است.
روغن خوراکی بیش از یک سال است که در شرایطی نابهسامان به سر میبرد. عرضه محدود، قیمتهای بالا و نوسان مداوم، این کالای اساسی را به یکی از دغدغههای اصلی خانوارها تبدیل کرده است.
پس از اجرای «جراحی اقتصادی» و حذف ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی، روغن تنها در فاصله دو ماه، دو بار افزایش قیمت را تجربه کرده؛ افزایشی که فعالان بازار، آن را به رشد نرخ ارز در بازار آزاد و تولید با ارز آزاد نسبت میدهند.
در چنین شرایطی، هر تنش ارزی، مستقیماً به بازار کالاهای اساسی منتقل میشود و روغن، بهعنوان کالایی وابسته به واردات، نخستین قربانی این نوسانات است.
افزایش شتابان قیمت کالاهای اساسی، اثر کالابرگ الکترونیکی را کمرنگ کرده و نشان میدهد سیاستهای جبرانی بدون مهار تورم، توان حفظ قدرت خرید خانوارها را ندارند
در بازار تخممرغ و مرغ نیز روندی مشابه دیده میشود. قیمت هر شانه تخم مرغ با وزنهای مختلف، به بازه ۲۳۰ تا ۳۳۰ هزار تومان رسیده و بسیاری از خانوارها به دلیل کاهش قدرت خرید، به سمت تخممرغهای فلهای و بدون بستهبندی گرایش پیدا کردهاند.
گوشت مرغ نیز با قیمتهایی حدود ۲۲۵ تا ۲۳۰ هزار تومان عرضه میشود و گوشت بوقلمون به حدود ۳۵۰ هزار تومان در هر کیلو رسیده است. این ارقام نشان میدهد که حتی ارزانترین منابع پروتئین حیوانی نیز برای بخش قابل توجهی از جامعه، به کالایی پرهزینه تبدیل شدهاند.
لبنیات قربانی خاموش تورم
لبنیات اما وضعیتی نگرانکنندهتر دارد. افزایش مکرر قیمتها، این گروه غذایی را از سبد مصرفی بسیاری از خانوارها حذف یا به حداقل رسانده است. نمونههایی مانند افزایش قیمت خامه ۲۰۰ گرمی از حدود ۷۲ هزار تومان به نزدیک ۱۰۰ هزار تومان یا نوسان شدید قیمت ماستهای دبهای، تنها بخشی از این تصویر است.
ترفند برخی تولیدکنندگان برای افزایش ناگهانی قیمت و سپس کاهش جزئی آن، اگرچه در ظاهر تعدیل به نظر میرسد، اما در عمل روند کلی گرانی را پنهان میکند. نتیجه این وضعیت، کاهش سرانه مصرف لبنیات به حدود ۶۰ تا ۷۰ کیلوگرم در سال است؛ رقمی که فاصلهای چشمگیر با استاندارد جهانی ۱۶۰ کیلوگرمی دارد و زنگ خطری جدی برای سلامت عمومی به شمار میرود.
با گران شدن گوشت و لبنیات، حبوبات به مهمترین جایگزین پروتئینی برای دهکهای متوسط و پایین تبدیل شدهاند؛ اما این گروه کالایی نیز از موج تورم در امان نمانده است. گزارشهای میدانی از بازار نشان میدهد قیمت اقلام پرمصرفی مانند لپه، عدس، نخود و لوبیا طی هفتههای اخیر افزایش قابل توجهی داشته و در برخی موارد، هر کیلو رشد چند دههزار تومانی را تجربه کرده است.
رئیس هیأتمدیره انجمن حبوبات ایران، بلاتکلیفی ارزی، حذف ناگهانی ارز ترجیحی و افزایش شدید هزینه واردات را از عوامل اصلی این گرانی میداند؛ بهطوری که واردکنندگانی که پیشتر با ارز حدود ۷۰ هزار تومانی فعالیت میکردند، اکنون ناچار به تأمین ارز ۱۳۰ تا ۱۴۰ هزار تومانی هستند. این اختلاف، بسیاری را تا مرز توقف فعالیت و ورشکستگی پیش برده و آینده بازار را با ابهام روبهرو کرده است.
کالابرگ مُسکن موقت
در چنین فضایی، دولت با تداوم طرح کالابرگ الکترونیکی تلاش کرده بخشی از فشار معیشتی را کاهش دهد. شارژ اعتبار برای مادران باردار، کودکان زیر دو سال و کودکان دچار سوءتغذیه، امکان خرید ۱۱ قلم کالای اساسی را فراهم کرده و اتصال فروشگاههای زنجیرهای، سوپرمارکتها و تعاونیهای روستایی به این سامانه، دسترسی را افزایش داده است.
با این حال، گزارشهای میدانی نشان میدهد که خانوارها اغلب اعتبار کالابرگ را صرف کالاهای سیرکنندهتر مانند برنج، روغن و مرغ میکنند و لبنیات، به دلیل قیمت بالاتر، در اولویتهای بعدی قرار میگیرد. بسیاری از مردم میپرسند: «با یک میلیون تومان اعتبار، شیر بخریم یا برنج؟»
تغییر الگوی مصرف و پیامدهای بلندمدت
افزایش قیمتها، الگوی مصرف خانوار را بهطور بنیادین تغییر داده است. کاهش مصرف لبنیات و جایگزینی آن با کالاهای ارزانتر، اگرچه در کوتاهمدت راهی برای سازگاری با تورم است، اما در بلندمدت میتواند هزینههای سنگینی به نظام سلامت تحمیل کند؛ از پوکی استخوان و کمبود کلسیم گرفته تا سوءتغذیه پنهان در کودکان.
فعالان صنعت لبنیات معتقدند حذف ارز ترجیحی، اگرچه به شفافیت اقتصادی کمک کرده، اما بدون جبران مؤثر قدرت خرید مردم، به کاهش مصرف و آسیب به سلامت جامعه منجر میشود.
مجموع این تحولات نشان میدهد که سفره خانوار ایرانی در میانه فشارهای ارزی، تورم بالا و سیاستهای جبرانی ناکافی، روزبهروز کوچکتر میشود.
روغن، مرغ، حبوبات و لبنیات، هر یک به دلیلی با افزایش قیمت یا محدودیت دسترسی مواجهاند و کالابرگ، بیش از آنکه راهحلی پایدار باشد، به مُسکنی موقت شباهت دارد.
اگر سیاستهای حمایتی با مهار تورم و تثبیت بازار ارز همراه نشود، تغییر الگوی مصرف از یک انتخاب اجباری، به بحرانی اجتماعی و سلامتمحور تبدیل خواهد شد؛ بحرانی که نشانههای آن، امروز در صفهای کالابرگ و ویترین فروشگاهها بهوضوح دیده میشود.








