نبرد کیفیت در میدان نفت و پتروشیمی ایران
امیر حیدری؛ دبیرانجمن مدیریت کیفیت ایران
پتروشیمی امروز برای ایران فقط یک صنعت نیست؛ یک سرمایه ملی، یک تکیهگاه اقتصادی و شاید مهمتر از همه، یک میدان بزرگ رقابت در جهان است.
در بازاری که کشورها نه با شعار، بلکه با استاندارد، داده، فناوری و کیفیت قدرتنمایی میکنند، دیگر نمیتوان تنها با اتکا به ظرفیت تولید در میدان ماند. ما در نقطهای ایستادهایم که پرسش اصلیاش این نیست چقدر تولید میکنیم؟ بلکه این است که چقدر با کیفیت، پایدار و قابل اعتماد تولید میکنیم؟
سالهاست ISO 9001 بهعنوان شناسنامه سیستمهای کیفیت در بسیاری از مجتمعهای پتروشیمی ایران اجرا میشود. اما حقیقت این است که ۹۰۰۱ بیشتر آغاز راه است تا پایان آن. این استاندارد میگوید چه باید کرد تا سازمان به نظم برسد، فرآیندها قابل کنترل شود و خروجی تولید قابل پیشبینی. اما آنچه ۹۰۰۱ به ما نمیگوید این است که چگونه از خوب بودن به برتر بودن برسیم. چه میشود که یک شرکت پتروشیمی تنها تولیدکننده نیست، بلکه برند معتبر جهانی میشود؟ پاسخ این پرسش را باید در عبور از ۹۰۰۱ و حرکت به سمت ۹۰۰۴ جستوجو کرد.
ISO 9004 زبان دیگری دارد. این استاندارد به جای رعایت حداقلها، حرف از بلوغ میزند؛ از نوآوری، از آینده. اگر ۹۰۰۱ به ما میآموزد چطور بایستیم، ۹۰۰۴ یاد میدهد چطور بدویم و چگونه قهرمان شویم. در ۹۰۰۴ کیفیت دیگر فقط پروسه نیست، فرهنگ است. دیگر چکلیست و ممیزی هدف نیست، بلکه تبدیل کیفیت به هویت سازمان هدف است. سازمانی که به ۹۰۰۴ نزدیک شود، کیفیت را نه در فرم، بلکه در تفکر تجربه میکند.
وقتی درباره کیفیت در پتروشیمی صحبت میکنیم، تنها کیفیت محصول نهایی مدنظر نیست؛ کیفیت یعنی رفتار سازمان در لحظه تصمیمگیری، یعنی اینکه خط تولید قبل از وقوع خطا هشدار بدهد، نه پس از آن. کیفیت یعنی کارکنانی که باور دارند «پیشگیری ارزشمندتر از اصلاح» است. کیفیت یعنی کارخانهای که توقفش تصادفی نیست، قابل پیشبینیست. کیفیت در نگاه امروز جهان یک سیستم زنده است؛ سیستمی که یاد میگیرد، بهبود میدهد و نوسازی میکند.
این همان چیزی است که از آن با عنوان کیفیت نسل چهارم یا کیفیت ۴ یاد میشود. اگر بخواهیم ساده بگوییم، کیفیت ۴ یعنی کیفیتی که بر پایه داده زنده است نه گزارشهای ماه بعد. اگر صنایع ما روزی با کنترل چشمی کار خود را جلو میبردند و بعدها ابزارهای کنترل آماری را شناختند، امروز جهان در نقطهای دیگر ایستاده است. کیفیت ۱ و ۲ قصه گذشته است، کیفیت ۳ همان مدلهای شناختهشده مدیریت کیفیت و TQM است؛ اما کیفیت ۴ ما را به عصر جدیدی میبرد عصری که کیفیت نه بعد از خطا، بلکه پیش از خطا تصمیمسازی میکند.
در این نگاه جدید، داده به جای چکلیست نشسته است. هوش مصنوعی نقش ناظر کیفی را ایفا میکند، حسگرها کیفیت را لحظهبهلحظه اندازه میگیرند، الگوریتمها توقفهای اضطراری را پیشبینی میکنند و خط تولید قبل از آنکه محصول معیوب تولید کند، خود را تنظیم میکند.
این آینده نیست؛ همین امروز است و در بسیاری از کشورها اجرا میشود. اما پرسش اصلی ما این است: صنعت پتروشیمی ایران تا چه میزان با این استانداردهای جهانی منطبق است؟
واقعیت آن است که بسیاری از مجتمعهای پتروشیمی در ایران دارای گواهینامههای بینالمللی هستند. اما گواهینامه با اجرا دو دنیای متفاوت است. ما استاندارد داریم، اما همیشه استانداردِ عملی نداریم. ما نظام مدیریت کیفیت داریم، اما همیشه فرهنگ کیفیت نداریم. اجرای واقعی استاندارد تنها زمانی رخ میدهد که دفترچهها از قفسهها بیرون بیایند و تبدیل به رفتار شوند. تبدیل به تصمیم شوند. تبدیل به منش سازمان شوند.
چالشها نیز روشناند:
اول، نگاه هزینهمحور هنوز مانع سرمایهگذاری جدی روی کیفیت است.
دوم، داده داریم اما تحلیل داده نداریم.
سوم، آموزشهای تخصصی برای کیفیت ۴ هنوز فراگیر نشده.
چهارم، شرکتها انگیزه کافی برای پیادهسازی واقعی استانداردها ندارند زیرا بازار داخلی هنوز کیفیتمحور نیست.
و پنجم، زیرساخت دیجیتال مدیریت کیفیت باید تقویت شود تا به تحلیل دقیق و پیشبینی برسد.
در چنین شرایطی، پرسش مهم دیگری مطرح میشود: چگونه سیستمهای مدیریت کیفیت را با فناوریهایی مانند هوش مصنوعی و تحلیل داده پیوند دهیم؟
پاسخش راهحل سختی ندارد، اما نیازمند اراده است. باید از جایی شروع کرد. کافی است صنایع پتروشیمی به جای گزارشهای دورهای، سراغ دادههای زنده بروند، سنسورگذاری و پایش هوشمند را توسعه دهند، تحلیل داده به یک واحد رسمی تبدیل شود نه یک پروژه کوتاهمدت. باید مدیریت کیفیت را از اتاق جلسات خارج کرد و وارد اتاق فرمان، تابلو برق و سناریوهای پردازش عملیات ساخت. کیفیت وقتی معنا پیدا میکند که در قلب تولید بنشیند، نه در پایان خط.
نقش انجمن مدیریت کیفیت ایران در این مسیر چیست؟
انجمن میتواند یک حلقه اتصال باشد، پلی میان صنعت و استاندارد جهانی. انجمن میتواند مسیر ایجاد «کیفیت هوشمند» را هموار کند؛ با تربیت متخصصان جدید، طراحی مدلهای بلوغ، ایجاد دورههای کیفیت ۴، و مهمتر از همه، با تبدیل استاندارد به فرهنگ. اگر برندهای ایرانی میخواهند در بازار جهانی دیده شوند، باید اعتبار کیفی داشته باشند و این اعتبار بدون سیاستگذاری حرفهای و همراهی تشکلهای کیفیت شکل نمیگیرد.
وقتی یک شرکت ایرانی نهفقط تولیدکننده، بلکه مسئولیتپذیر، استانداردمحور، دادهمحور و پیشبینپذیر باشد، آنگاه برند ایرانی نه تنها صادر میشود، بلکه پذیرفته میشود. ارزش برند زمانی ساخته میشود که مشتری جهانی به یک محصول اعتماد کند؛ اعتماد، همان ثمره نهایی کیفیت است.
صنعت پتروشیمی ایران امروز در نقطهای مهم ایستاده است دو مسیر پیشرو دارد.
یا میتوانیم در سطح اجرایی ۹۰۰۱ باقی بمانیم و تنها تولیدکننده باشیم،
یا میتوانیم مسیر بلوغ را انتخاب کنیم و با ۹۰۰۴، کیفیت ۴ و تکنولوژی هوشمند، به برند جهانی تبدیل شویم.
انتخاب با ماست.نمایشگاه پتروکم کیش تنها یک فرصت نمایش نیست؛فرصتی برای گفتن اینکه ایران آماده عبور از استاندارد به سمت بلوغ است.آماده آنکه کیفیت را نه فقط اجرا، بلکه زندگی کند.








