۱۵ دستیار هوش مصنوعی دولتی؛ از واقعیت تا اجرا
پروژه ملی توسعه دستیاران هوش مصنوعی برای دستگاههای اجرایی کشور، یکی از مهمترین ابتکارات معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاست جمهوری در سالهای اخیر بوده است.
این طرح که از اسفندماه ۱۴۰۳ کلید خورده و از اردیبهشت ۱۴۰۴ وارد فاز عملیاتی شده، هدفش ادغام فناوری هوش مصنوعی با ساختار حکمرانی است تا تصمیمگیریها دقیقتر، دادهمحور و کمخطاتر شود.
در این پروژه، دستیاران هوش مصنوعی به عنوان ابزارهای هوشمند طراحی شدهاند که بر پایه مدلهای زبانی بزرگ (LLM) بومی عمل میکنند و میتوانند قوانین، مقررات، دادههای آماری و حتی پیشبینیهای تحلیلی را پردازش کنند.
تاکنون ۱۵ دستیار برای وزارتخانهها و سازمانهای کلیدی آماده شده، اما اجرای کامل آن با چالشهای متعددی روبهرو است که میتواند سرعت تحول دیجیتال در دولت را تحت تأثیر قرار دهد.
تاریخچه این پروژه به تلاشهای معاونت علمی برای عبور از مرحله آزمایشگاهی هوش مصنوعی و ورود آن به مسائل واقعی حکمرانی بازمیگردد. با ابلاغ سند ملی هوش مصنوعی و تشکیل شورای ملی راهبری، تمرکز بر توسعه ابزارهای بومی قرار گرفت. نتیجه، واگذاری مسئولیت طراحی و پیادهسازی دستیاران به دانشگاههای برتر کشور بود.
بیش از ۱۴ دانشگاه در این طرح مشارکت دارند و هر کدام بر اساس تخصص خود، مسئولیت یک یا چند دستگاه را بر عهده گرفتهاند. برای مثال، دانشگاه تهران دستیار وزارت نفت را توسعه میدهد، دانشگاه صنعتی اصفهان وزارت صنعت، معدن و تجارت را پوشش میدهد، دانشگاه شیراز جهاد کشاورزی را، دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی وزارت میراث فرهنگی و گردشگری را، دانشگاه الزهرا وزارت ارتباطات را، دانشگاه شهید بهشتی وزارت علوم و ورزش را، دانشگاه صنعتی امیرکبیر وزارت راه و شهرسازی را و دانشگاه تربیت مدرس سازمان محیط زیست را بر عهده دارد.
این توزیع مسئولیت نه تنها رقابت علمی ایجاد کرده، بلکه تضمینکننده بومیسازی فناوری است، زیرا دانشگاهها ملزم به استفاده از مدلهای زبانی ایرانی هستند.
پروژه در چهار فاز اصلی ساختاربندی شده: فاز نخست بر بارگذاری قوانین، آییننامهها و دستورالعملها تمرکز دارد تا سیستم بتواند تطابق تصمیمات با الزامات قانونی را بررسی و هشدار دهد. فاز دوم به پردازش دادههای روزمره وزارتخانهها میپردازد، فاز سوم پیشبینی و مدلسازی تصمیمسازی را شامل میشود و فاز چهارم به صحتسنجی و بهینهسازی مستمر اختصاص یافته. زمانبندی اولیه شامل تکمیل فاز اول تا خرداد ۱۴۰۴، فاز دوم تا مهر، فاز سوم تا دی و صحتسنجی تا پایان سال بود، اما برخی تأخیرها این برنامه را تغییر داده است.
حسین افشین، معاون علمی رئیس جمهور، اعلام کرده که فاز سوم آغاز شده و توسعه در سال ۱۴۰۵ ادامه خواهد یافت. پیشرفت قابل توجهی حاصل شده؛ برای نمونه، شش دستیار هوش مصنوعی رونمایی شدهاند که شامل وزارت گردشگری و نیرو (با نام “طوسا”)، سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت میراث فرهنگی میشود.
این دستیاران با بودجه تقریبی ۱۵ میلیارد تومانی برای هر کدام حمایت شدهاند و قابلیتهایی مانند پاسخ به سوالات حقوقی، تحلیل دادههای عددی و تولید گزارشهای تحلیلی را دارند. دستیار وزارت نیرو، مثلاً، تا خرداد ۱۴۰۵ به مرحله عملیاتی گفتوگو با داده میرسد و دستیار وزارت صمت بر تنقیح قوانین و هوش تجاری تمرکز دارد.
با این حال، چالشهای اجرایی این پروژه نمیتوان نادیده گرفت. یکی از اصلیترین مسائل، بودجه است. مدیران پروژه مانند محمد مهدی اثنیعشری از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی تأکید کردهاند که مبلغ ۱۴ تا ۱۵ میلیارد تومانی اولیه برای بازه ششماهه تعریف شده بود، اما با延长 زمان توسعه به ۱۸ ماه و افزایش هزینههای زیرساختی، این بودجه ناکافی است.
هنوز بودجه نهایی برای کل ۱۵ دستیار مشخص نیست و این میتواند پیشرفت را کند کند. چالش دیگر، دسترسی به دادههاست؛ دستیاران اولیه با محدودیتهایی مانند رجوع به اطلاعات قدیمی (تا ده سال پیش) مواجه هستند و نیاز به دادههای بهروز و گستردهتر دارند. شفاف نبودن برخی الزامات اولیه از سوی معاونت علمی نیز باعث تأخیرهایی در شروع پروژه شده، به طوری که برخی دانشگاهها مانند صنعتی اصفهان از آذر ۱۴۰۳ پروپوزال ارائه دادند اما اجرای جدی از اسفند آغاز شد.
علاوه بر این، مسائل فنی و امنیتی برجسته هستند. بومیسازی مدلها ضروری است، اما دانشگاهها باید از مدلهای متنباز مانند Qwen 3 یا DeepSeek استفاده کنند و آنها را محلی میزبانی نمایند تا از خروج اطلاعات جلوگیری شود. این رویکرد، دستیاران را حتی در شرایط قطع اینترنت جهانی عملیاتی نگه میدارد، اما چالش یکپارچگی سیستمها را ایجاد میکند.
چگونه این دستیاران با سامانههای موجود دولتی ادغام شوند بدون اینکه امنیت دادهها به خطر بیفتد؟ همچنین، دقت فعلی برخی دستیاران مانند وزارت میراث فرهنگی به ۸۰ درصد رسیده، اما رسیدن به بلوغ کامل زمانبر است و ممکن است نیاز به بودجه اضافی داشته باشد. کارشناسان هشدار میدهند که بدون حل این چالشها، پروژه ممکن است به جای تحول، به یک هزینه اضافی تبدیل شود.
در چشمانداز آینده، این پروژه میتواند الگویی برای ادغام هوش مصنوعی در حکمرانی باشد. با تکمیل فازها تا پایان ۱۴۰۴ و توسعه در ۱۴۰۵، دستیاران نه تنها به مدیران کمک میکنند بلکه میتوانند به شهروندان در دسترسی به اطلاعات شفاف یاری رسانند.
معاونت علمی قول پیگیری داده تا رسیدن به بلوغ را داده، اما موفقیت وابسته به حل چالشهاست. در نهایت، این طرح نشاندهنده عزم ایران برای بومیسازی هوش مصنوعی است، اما چالشهای بودجه، داده و اجرا میتواند سرعت آن را تعیین کند. اگر این موانع برطرف شود، دولت ایران میتواند پیشرو در استفاده از هوش مصنوعی در منطقه شود.








