اصناف در آستانه آزمون بزرگ؛ فرصت تاریخی یا فقدان آمادگی نهادی؟
علیرضا سلمانی؛ کارشناس و تحلیلگر صنفی
واقعیت این است که امروز «اصناف» بیش از هر زمان دیگری دیده میشوند؛ جلسات، وعدهها، کارگروهها و کانالهای ارتباطی با دولت و مجلس و حتی قوه قضائیه پررنگتر شده است. اما سؤال اصلی اینجاست: آیا ما در کنار این «فرصت تاریخی»، به همان اندازه «آمادگی نهادی» هم ساختهایم؟ یا صرفاً به لحظهها دلخوش شدهایم؛ لحظههایی که اگر به سازوکار تبدیل نشوند، تمام میشوند و پس از آن، فشار با چهرهای تازه بازمیگردد.
منظور از «آمادگی نهادی» روشن است: اینکه نهاد صنفی بتواند مطالبه را از سطح شعار و مطالبه شفاهی، به متن حقوقی قابل درج، مسیر پیگیری مشخص، شاخص سنجش و خروجی الزامآور تبدیل کند؛ و برای این کار، ابزارهای حداقلیِ لازم را هم داشته باشد: دبیرخانه پیگیری، تیم حقوقی و اقتصادی، بانک داده و سازوکار گزارشدهی. نه اینکه همهچیز به گرمی یک جلسه و سردی جلسه بعدی وابسته بماند.
فرصت تاریخی، وقتی فرصت است که «قابلیت» وجود داشته باشد
فرصت، صرفِ نزدیک شدن به میز تصمیمسازی نیست. فرصت زمانی معنا دارد که نهاد صنفی بتواند از آن «خروجی قابل اندازهگیری» بگیرد؛ خروجیای که فردا با تغییر مدیر، تغییر فضا یا تغییر اولویتهای سیاسی دود نشود و به هوا نرود. اگر قرار باشد هر دستاوردی وابسته به گرمی یک جلسه و سردی جلسه بعدی باشد، ما با فرصت طرف نیستیم؛ با «تعلیقِ موقت بحران» طرفیم.
اصله میان نمایندگی و کارشناسی
یک ضعف مزمن در ساختار صنفی وجود دارد که کمتر دربارهاش صریح حرف زدهایم: نهاد صنفی در بسیاری از مواقع «نمایندگی اجتماعی» دارد، اما «بازوی کارشناسیِ پایدار» ندارد؛ یعنی مطالبه مطرح میشود، اما بهموقع به متن حقوقی، بند اجرایی، شاخص سنجش و مسیر پیگیری تبدیل نمیشود.
این همان نقطهای است که مسئولان هم حتی اگر نیت همکاری داشته باشند در نهایت به «مدیریت لحظهای» میرسند؛ چون از سمت اصناف، بسته پیشنهادی دقیق روی میز نیست، یا اگر هست، سازوکار پیگیریاش ضعیف است. نتیجه روشن است: حرفها میماند، فشارها جابهجا میشود و بحران فقط لباس عوض میکند.
مطالبهگری صنفی؛ وقتی بالغ است که «برنامهپذیر» باشد
مطالبهگریِ اثرگذار با شدت صدا تعریف نمیشود؛ با «قابلیت تبدیل شدن به تصمیم» تعریف میشود. اصناف اگر میخواهند در این بزنگاه، از چرخه فرسایشی «فشار ـ امتیاز ـ بازگشت فشار» خارج شوند، باید مطالبهگری را از حالت خطابهای به حالت برنامهای منتقل کنند؛ یعنی هر مطالبه، یک بسته کامل باشد: متن، زمان، شاخص، مرجع پاسخگو و مسیر الزامآور.
آزمون بزرگ اتاقها؛ از قاب رسانه تا سازوکار پیگیری
امروز اتاقهای اصناف، بهویژه اتاق اصناف ایران و اتاق اصناف تهران، بیش از هر زمان دیگری ظرفیت شبکهای دارند. اما این ظرفیت زمانی ارزشمند است که به «نظم نهادی» تبدیل شود: دبیرخانه پیگیری، کمیتههای تخصصی، بانک داده، تیم حقوقی و اقتصادی، و گزارشدهی دورهای که بتواند هم مطالبه کند و هم پاسخ بخواهد.
اتاقی که فقط در لحظه بحران فعال میشود، نهایتاً بحران را مدیریت میکند؛ اما اتاقی که سازوکار دارد، بحران را «پیشگیری» میکند. این تفاوت کوچک به نظر میرسد، اما سرنوشت اقتصاد صنفی را عوض میکند.
معیار بلوغ مطالبهگری صنفی و آمادگی نهادی
اصناف زمانی میتوانند بگویند به «بلوغ مطالبهگری صنفی» رسیدهاند و «آمادگی نهادی» دارند که مطالبه را از «شعار» به «متن» تبدیل کنند؛ و این بلوغ را میتوان با چند معیار روشن سنجید:
عبور از امتیاز شفاهی به سند رسمی و الزامآور؛ نهادینه کردن «پیوست صنفی قوانین» تا هیچ تصمیم اثرگذار بر اقتصاد صنفی بدون نظر مشورتی اتاقها وارد دستور کار نشود؛ تعریف شاخص برای موفقیت تا معلوم باشد چه چیزی باید تغییر کند و چه کسی مسئول است.
این همان آزمون بزرگ است: فرصت تاریخیِ اصناف زمانی به نتیجه میرسد که «بلوغ مطالبهگری صنفی» شکل بگیرد و «آمادگی نهادی» پشت آن بایستد.








