تلاش برای پایداری یا قطع رابطه؛ بالاخره بمانم یا بروم؟!

  کد خبر: 100902144825

مهران محبیان فر

بسیاری از زوجین در مراحل مختلف زندگی زناشویی از دوران نامزدی گرفته تا سال ها پس از ازدواج در برزخ ماندن یا رفتن گرفتار می شوند و این درماندگی در رسیدن به یک تصمیم منطقی ماه ها بلکه سال ها از عمرشان را هدر می دهد.

در چنین شرایطی رسیدن به شناخت کامل از طرف مقابل یک راهکار منطقی و اصولی برای اتخاذ تصمیم منطقی تر است. حدس، گمان، شک و تردید هیچ کدام دلیل مناسبی برای برهم زدن یک رابطه نیست و از سویی زندگی با توهم و بلاتکلیفی هم شایسته نیست.

با مهران محبیان فر کارشناسی ارشد مشاوره خانواده گفت‌وگو نشستیم تا از نظرات و راهکارهای ایشان برای حفظ و مراقبت از عشق در زندگی مشترک بهره ببریم.

بسیاری از زوجین سوال می پرسند که به طور مثال: طرف مقابل مستقیم به من گفته نمی خواهد به رابطه با من ادامه دهد، در حضور من برای دیگران دلبری می کند، هنوز نتوانسته عشقِ سابقش را فراموش کند و … آیا من نباید باز به تلاشم برای جذب او ادامه بدهم؟ و یا خانمی می گفت: شوهرم تلفن های مشکوک دارد، پیغام های خصوصی از منشی اش برایش می آید.

شب ها خیلی دیر می آید و اغلب شام خورده و اخیرا کادوهای زنانه ای در ماشینش دیدم که مربوط به من نبوده ولی خودش می گوید که چیزی نیست… آیا به نظر شما او به من وفادار است؟

در جواب باید گفت: شما خودتان پاسخ را بهتر از من می دانید ولی چون طرف مقابل را دوست دارید یا معتقدید جوانی تان را به پایش ریخته اید، قبول کردن واقعیت برایتان دشوار است.

شاید هم چون به طرف مقابلتان بیش از حد وابسته هستید و اگر باور کنید که او خیانت می کند یا رابطه با او به جایی نخواهد رسید احتمال دارد جدا شوید و شما نمی خواهید حتی به این موضوع فکر کنید. ما خودمان را وقتی در چنین شرایطی گیر می اندازیم و در تله رهاشدگی یا وابستگی می مانیم.

وابستگی عاطفی و ترس از تنهایی باعث می شود در تصمیم گیری ها بلاتکلیف و مُردد بمانیم و به دیگران اجازه بدهیم با ما بازی کنند و گاهی حتی سوءاستفاده کنند‌. انگار تصمیم گیری بدون تایید دیگران برایمان خیلی سخت می شود و احساس گیجی می کنیم که بالاخره باید چکار کنیم.

برای غلبه بر این وابستگی در قدم اول باید از احساسات و خواسته های درونی خود آگاه شوید. اینکه شما چه کسی هستید و از زندگی و رابطه چه می خواهید؟ اِنکار احساسات و نیازهای درونیتان و تبعیت از خواسته های دیگران فقط به جهت حفظ رابطه کار درستی نیست چون با این کار احساس ارزشمندی نخواهید کرد و هیچ خوشبختی ای در دنیا مثل احساس ارزشمندی نیست.

در قدم بعدی لازم است برای زندگی خودتان شخصا تصمیم بگیرید. مدام از دیگران راهنمایی و تایید نخواهید و اجازه ندهید کسی به جای شما تصمیم بگیرد. امکان اشتباه همیشه وجود دارد و هیچکس نمی تواند به شما تضمین صد در صد بدهد ولی اگر تصمیم شما با احساسات و منطق خودتان همخوان باشد و مسئولیت نتیجه را هم بپذیرید احساس توانمندی و ارزشمندی را تجربه خواهید کرد.

در قدم بعدی یاد بگیرید به دیگران نچسبید. اوقاتی را تنها باشید و به تنهایی کاری لذتبخش یا ارزشمند برای خودتان انجام دهید. تمام زندگی ما در روابط خلاصه نمی شود و رسیدن به تعادلی بین تنهایی و رابطه با دیگران برای شما خیلی مهم است. و در نهایت اگر در انجام اقدامات فوق به موانعی برخوردید، از روانشناس یا مشاور کمک حرفه ای بگیرید تا فردی متخصص در طی این مسیر به شما کمک کند.

در مجموع ذکر این نکته ضروری است که مراقبت از عشق دارای مراتب و پیش نیازهایی است که فرد از همان ابتدایی آشنایی باید با در نظر گرفتن خصوصیات طرف مقابل به آن بپردازد. اگر در همان ابتدای رابطه علامت و سیگنال هایی نامناسب دریافت شود و فرد به این موارد بی توجهی کند، شاید در آینده با چالش های جدی مواجه شود. فلذا دانستن فن شناخت طرفین اولین گام در مراقبت از عشق و زندگی است که باید در مراودات به آن توجه ویژه داشت.

اولویت قرار دادن زندگی مشترک، خوش خلقی، یادگیری هنر عشق ورزیدن، پرهیز از تلاش برای تغییر طرف مقابل، زندگی در حال و پرهیز از ورق زدن یا بیل زدن آلبوم و باغچه گذشته و … می توانند در حفظ زندگی و عشق مشترک موثر باشند.

مهران محبیان فر / کارشناسی ارشد مشاوره خانواده عضو سازمان نظام روان شناسی و مشاوره ایران و آمریکا روان درمانگر، مولف، مترجم، پژوهشگر

خروج از نسخه موبایل