سلامت مالی و تابآوری سازمان؛ پیوندی برای بقا، رشد و سازگاری سازمان
دکتر محمدرضا مقدسی معاونت علمی و پژوهشی جمعیت همیاران سلامت روان ایران
سلامت مالی و تابآوری سازمان دو مفهوم بههمپیوسته در مدیریت نوین هستند.
سلامت مالی و تابآوری سازمان، فرهنگ سازمانی را از رویکردهای انفعالی و درماندگی در برابر رکود، به سمت چابکی، یادگیری مستمر و رشد پایدار سوق میدهد.
یک سازمان زمانی میتواند در برابر بحرانهای اقتصادی، کاهش درآمد، افزایش هزینهها، تغییرات بازار، اختلال زنجیره تأمین یا سایر شوکها عملکرد خود را حفظ کند که از یک پایه مالی قابل اتکا برخوردار باشد. در مقابل، سازمانی که از نظر نقدینگی، بدهی، جریان نقدی و سودآوری در وضعیت شکنندهای قرار دارد، حتی در برابر یک بحران نسبتاً محدود نیز ممکن است با کاهش فعالیت، تعدیل نیروی انسانی یا توقف بخشی از عملیات روبهرو شود.
بنظرمیرسدشرکتهایی که پیش از وقوع بحران از نقدینگی و توان پرداخت بدهی ضعیفتری برخوردار بودهاند، در برابر شوکها فشار مالی بیشتری را تجربه کردهاند.
درک رابطه میان سلامت مالی و تابآوری سازمان اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تابآوری فقط به معنای تحمل بحران نیست. تابآوری سازمانی به ظرفیت سازمان برای آمادگی، پاسخگویی، سازگاری با شرایط دشوار و ادامه فعالیت در محیطهای متغیر مربوط میشود. استاندارد ISO 22316 نیز تابآوری سازمانی را برای سازمانها در اندازهها و بخشهای مختلف مطرح میکند و بر متناسبسازی رویکردهای تابآوری با شرایط و اهداف هر سازمان تأکید دارد.
استاندارد ISO 22316 که با عنوان رسمی اصول و ویژگیهای تابآوری سازمانی شناخته میشود، یک راهنمای بینالمللی است که به تشریح چارچوبهای ذهنی و عملیاتی برای افزایش ظرفیت سازمانها در مواجهه با تغییرات میپردازد. این استاندارد تابآوری سازمانی را فراتر از مدیریت بحران یا برنامهریزی برای تداوم کسبوکار میبیند و آن را به عنوان توانایی جامع سازمان برای جذب شوکها، انطباق با شرایط جدید و پاسخ مؤثر به اختلالات تعریف میکند، به گونهای که سازمان بتواند ضمن حفظ اهداف خود، در محیطهای پیچیده و پیشبینیناپذیر به رشد و شکوفایی خود ادامه دهد.
برخلاف استانداردهایی مانند ISO 22301 که بر فرآیندهای عملیاتی و الزامات اجرایی برای بازگشت به وضعیت عادی تمرکز دارند، ISO 22316 یک استاندارد راهنما است که رویکردی کلنگر و استراتژیک دارد و بر ایجاد زیرساختهای ذهنی و فرهنگی تمرکز میکند. در واقع این استاندارد تأکید دارد که تابآوری تنها یک واکنش به حادثه نیست، بلکه نتیجه تعامل میان رهبری هوشمند، فرهنگ سازمانی منعطف، آگاهی موقعیتی از محیط پیرامون و توانایی بالا در یادگیری و تطبیقپذیری است.
یکی از مهمترین جنبههای این استاندارد، گذار از نگاه جزیرهای به نگاه یکپارچه است؛ یعنی مدیریت ریسک، امنیت، تداوم کسبوکار و حاکمیت باید به صورت همافزا و در راستای یک هدف واحد عمل کنند. در این دیدگاه، هدف نهایی سازمان تنها بقا در برابر بحران نیست، بلکه هدف اصلی تبدیل شدن به سازمانی است که میتواند از دل تغییرات و عدمقطعیتها، فرصتهای جدیدی برای نوآوری و توسعه استخراج کند.
سلامت مالی سازمان چیست؟
سلامت مالی سازمان را میتوان وضعیت توانمندی یا شکنندگی سازمان در مدیریت منابع مالی، پرداخت تعهدات، تأمین هزینههای جاری، سرمایهگذاری و عبور از دورههای عدمقطعیت تعریف کرد. سلامت مالی فقط به میزان سود یک شرکت محدود نمیشود. ممکن است سازمانی در صورتهای مالی خود سود نشان دهد، اما به دلیل کمبود نقدینگی نتواند حقوق کارکنان، بدهی تأمینکنندگان یا هزینههای عملیاتی خود را در موعد مقرر پرداخت کند.
به همین دلیل، برای ارزیابی سلامت مالی باید مجموعهای از شاخصها در کنار یکدیگر دیده شوند. نقدینگی، جریان نقدی، سودآوری، ساختار سرمایه، میزان بدهی، توان بازپرداخت تعهدات، سرمایه در گردش و ظرفیت دسترسی به منابع مالی از مهمترین مؤلفههای این ارزیابی هستند. در ادبیات مالی نیز میان نقدینگی و توان پرداخت تعهدات و همچنین میان ساختار مالی و ریسک سازمان ارتباط جدی وجود دارد. صندوق بینالمللی پول در بررسی آسیبپذیری شرکتها، نقدینگی و توان پرداخت بدهی را از عوامل مهم در مواجهه با بحرانهای مالی معرفی کرده است.
بنابراین سلامت مالی را بهتر است بهعنوان توان مالی سازمان برای ادامه فعالیت، پاسخگویی به تعهدات و مدیریت عدمقطعیت در نظر گرفت. این تعریف، سلامت مالی را از نگاه صرفاً حسابداری فراتر میبرد و آن را به یک ظرفیت مدیریتی و راهبردی تبدیل میکند.
تابآوری سازمانی چیست؟
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری که تالیف کتاب مسیر تاب آوری سازمان را نیز در کارنامه خود دارد تابآوری سازمانی ظرفیت یک سازمان برای مواجهه مؤثر با رویدادهای پیشبینینشده، عبور از بحران، سازگاری با تغییر و ایجاد ظرفیت برای موفقیت آینده است. در پژوهشهای علمی، تابآوری سازمانی بهعنوان یک قابلیت چندبعدی مورد توجه قرار گرفته است.
تابآوری سازمانی را فرایندی شامل آمادگی و پیشبینی، مقابله با بحران، سازگاری و یادگیری پس از بحران نیز دانستهاند.
این نگاه نشان میدهد سازمان تابآور، سازمانی نیست که هرگز آسیب نبیند. در واقع چنین سازمانی وجود ندارد. سازمان تابآور سازمانی است که بتواند آسیب را محدود کند، عملکردهای حیاتی خود را حفظ کند، از منابع خود استفاده مؤثر داشته باشد و پس از بحران با یادگیری و اصلاح مسیر به وضعیت مناسبتری برسد.
از این منظر، تابآوری سازمانی تنها موضوعی مربوط به مدیریت بحران نیست. منابع انسانی، فرهنگ سازمانی، فناوری، زنجیره تأمین، رهبری، ارتباطات، مدیریت ریسک و البته منابع مالی همگی بخشی از ظرفیت تابآوری سازمان هستند.
چرا سلامت مالی پایه تابآوری سازمان است؟
هر سازمان برای ادامه فعالیت به منابعی نیاز دارد. در شرایط عادی، درآمد حاصل از فروش یا ارائه خدمات میتواند هزینههای سازمان را پوشش دهد. اما بحران معمولاً این تعادل را برهم میزند. ممکن است فروش کاهش پیدا کند، مشتریان پرداختهای خود را به تأخیر بیندازند، هزینه مواد اولیه افزایش یابد، نرخ تأمین مالی بالا برود یا دسترسی به اعتبار دشوار شود.
در چنین شرایطی، نقدینگی به یک عامل حیاتی تبدیل میشود. سازمانی که ذخایر نقدی، جریان نقدی مناسب یا دسترسی معقول به منابع تأمین مالی دارد، فرصت بیشتری برای واکنش به بحران خواهد داشت. در مقابل، سازمانی که پیش از بحران نیز با کمبود نقدینگی روبهرو بوده است، ممکن است مجبور شود تصمیمهای اضطراری و پرهزینه اتخاذ کند.
سلامت مالی را میتوان یکی از زیرساختهای مهم تابآوری سازمان دانست. سازمانی که از نظر مالی سالمتر است، فضای تصمیمگیری بیشتری در اختیار دارد و میتواند قبل از رسیدن بحران به نقطه بحرانی، واکنش نشان دهد.
در بحث سلامت مالی، نقدینگی جایگاه ویژهای دارد. نقدینگی به زبان ساده یعنی توان سازمان برای تأمین تعهدات کوتاهمدت و پرداخت هزینههای ضروری در زمان مناسب.
یک سازمان ممکن است ساختمان، تجهیزات، برند معتبر و حتی سود حسابداری داشته باشد، اما چنانچه پول نقد کافی در اختیار نداشته باشد، با مشکل مواجه شود. به همین دلیل، سودآوری و نقدینگی دو مفهوم متفاوت هستند.
جریان نقدی مثبت و مدیریت مناسب دریافتها و پرداختها باعث میشود سازمان بتواند شوکهای کوتاهمدت را بهتر تحمل کند. ایجاد ذخایر نقدی، مدیریت مطالبات، کنترل هزینههای غیرضروری و برنامهریزی برای دورههای کاهش درآمد میتواند ظرفیت مالی سازمان را برای مقابله با بحران افزایش دهد.
نویسنده کتاب مسیر تاب آوری سازمان در ادامه آورده است مدیریت سرمایه در گردش و تابآوری ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. مطالعات نشان داده است هماهنگی میان امور مالی و مدیریت خرید و تأمین میتواند هم نقدینگی و هم تابآوری را تقویت کند، در حالی که ناهماهنگی این بخشها ممکن است هر دو را تضعیف کند.
سرمایه در گردش از بخشهای مهم سلامت مالی است.
موجودی کالا، موازنه دریافت و پرداخت با جریان روزمره منابع مالی سازمان ارتباط دارند. مدیریت نامناسب آنها میتواند مقدار زیادی از منابع سازمان را بدون استفاده مؤثر در چرخه عملیات گرفتار کند.
بنظر میرسد میان میزان سرمایه در گردش و عملکرد شرکت یک رابطه ساده و خطی وجود ندارد و سطح بهینه سرمایه در گردش اهمیت دارد.
سرمایه در گردش بیش از حد یا کمتر از حد مناسب میتواند عملکرد مالی را تضعیف کند، بهویژه در شرکتهایی که محدودیت مالی بیشتری دارند. بنابراین تابآوری مالی به معنای نگهداشتن حداکثری پول یا داراییهای جاری نیست. هدف، ایجاد تعادل مناسب میان نقدینگی، سرمایهگذاری، رشد و ریسک است.
بدهی و توان پرداخت تعهدات
بدهی میتواند برای رشد سازمان مفید باشد، اما افزایش بیش از اندازه بدهی میتواند آسیبپذیری سازمان را در برابر شوکهای اقتصادی بالا ببرد. هنگامی که درآمد کاهش مییابد، تعهدات بدهی همچنان باقی میمانند. در نتیجه سازمان بدهکار ممکن است همزمان با کاهش درآمد با افزایش فشار مالی مواجه شود.
کما اینکه بحران میتواند فشار نقدینگی را به فشار پرداخت بدهی و در نهایت در برخی شرکتها به ورشکستگی تبدیل کند. از این رو، سازمان تابآور نباید فقط به میزان سود توجه کند. نسبت بدهی، سررسید بدهیها، هزینه تأمین مالی و توان ایجاد جریان نقدی برای بازپرداخت تعهدات نیز اهمیت دارند.
نکته بسیار مهم این است که سودآوری برای سلامت مالی ضروری است، اما بهتنهایی کافی نیست. سازمانی که امروز سودآور است ممکن است در برابر یک بحران شدید بسیار شکننده باشد. دلیل آن این است که سودآوری وضعیت فعلی را نشان میدهد، در حالی که تابآوری به ظرفیت مواجهه با آینده نامطمئن نیز توجه دارد.
تابآوری مالی زمانی شکل میگیرد که سازمان بتواند از سود و منابع خود برای تقویت آینده استفاده کند. سرمایهگذاری هوشمندانه، ایجاد ذخایر مناسب، توسعه بازار، کاهش وابستگی به یک مشتری یا یک منبع درآمد و تقویت ظرفیت نوآوری میتوانند سود امروز را به تابآوری فردا تبدیل کنند.
به بیان ساده، سلامت مالی پاسخ میدهد که سازمان امروز چه وضعیتی دارد و تابآوری مالی میپرسد سازمان در برابر شوک فردا چه ظرفیتی دارد. تصمیمهای مدیریتی مستقیماً بر سلامت مالی و تابآوری اثر میگذارند. مدیریت هزینه، قیمتگذاری، سرمایهگذاری، استخدام، تأمین مالی، خرید، میزان موجودی و حتی سیاستهای پرداخت به کارکنان همه آثار مالی دارند.
مدیری که فقط به کاهش هزینه فکر میکند ممکن است در کوتاهمدت وضعیت مالی را بهتر کند، اما اگر کاهش هزینه به آموزش کارکنان، فناوری، کیفیت یا نوآوری آسیب بزند، تابآوری بلندمدت سازمان کاهش مییابد. از سوی دیگر، هزینهکرد بیش از اندازه نیز میتواند منابع مالی را تحلیل ببرد.
بنابراین مدیریت تابآور به دنبال تعادل است. سازمان باید هزینههای خود را کنترل کند، اما همزمان ظرفیتهایی را حفظ کند که برای سازگاری آینده ضروری هستند.
یکی از راههای تقویت تابآوری سازمانی، استفاده از سناریوهای مالی است. مدیران نباید تنها یک آینده را فرض کنند. بهتر است سناریوهای کاهش فروش، افزایش هزینه، افزایش نرخ تأمین مالی، اختلال زنجیره تأمین و تأخیر در وصول مطالبات را نیز بررسی کنند.
این رویکرد باعث میشود مدیریت قبل از وقوع بحران از خود بپرسد: اگر درآمد ما ۲۰ درصد کاهش پیدا کند چه اتفاقی رخ میدهد؟ اگر وصول مطالبات دو ماه عقب بیفتد، آیا امکان پرداخت حقوق و هزینههای ضروری وجود دارد؟ اگر هزینه مواد اولیه افزایش یابد، چه مقدار از سود سازمان از بین میرود؟ همین پرسشها میتوانند نقاط ضعف پنهان سازمان را آشکار کنند.
سلامت مالی و سرمایه انسانی
تابآوری مالی را نباید از تابآوری انسانی جدا کرد. کارکنان، دانش سازمانی و تجربه مدیریتی از داراییهای مهم سازمان هستند. بحران مالی شدید ممکن است موجب کاهش حقوق، تعدیل نیرو، افزایش نااطمینانی شغلی و کاهش انگیزه کارکنان شود. این وضعیت خود میتواند عملکرد سازمان را کاهش دهد و یک چرخه منفی ایجاد کند.
بنابراین مدیریت سلامت مالی باید با توجه به سرمایه انسانی انجام شود. کاهش هزینهای که توان انسانی سازمان را نابود کند، الزاماً تصمیمی تابآور نیست. سازمان تابآور تلاش میکند در شرایط دشوار نیروهای کلیدی، دانش سازمانی و ظرفیتهای ضروری خود را حفظ کند.
چگونه سلامت مالی سازمان را تقویت کنیم؟
تقویت سلامت مالی از شناخت دقیق وضعیت موجود آغاز میشود. مدیران باید بدانند سازمان چه مقدار درآمد، هزینه، بدهی، نقدینگی، مطالبات و تعهدات دارد و جریان واقعی ورود و خروج پول چگونه است. پس از آن باید وابستگیهای خطرناک شناسایی شوند. وابستگی بیش از حد به یک مشتری، یک تأمینکننده، یک محصول یا یک منبع تأمین مالی میتواند آسیبپذیری ایجاد کند.
ایجاد ذخیره نقدی متناسب با شرایط سازمان، مدیریت سرمایه در گردش، کنترل بدهی، افزایش تنوع درآمد، بهبود وصول مطالبات، برنامهریزی سناریویی و استفاده از دادههای مالی برای تصمیمگیری میتوانند ظرفیت تابآوری را افزایش دهند.
در این میان، هدف صرفاً کاهش هزینه نیست. هدف ایجاد یک ساختار مالی متعادل است که سازمان را قادر سازد در شرایط عادی رشد کند و در شرایط بحرانی نیز بتواند فعالیتهای حیاتی خود را ادامه دهد.
پایان سخن اینکه سلامت مالی و تابآوری سازمانی دو موضوع جدا از یکدیگر نیستند. سلامت مالی یکی از مهمترین پایههای ظرفیت تابآوری سازمان است. نقدینگی مناسب، جریان نقدی قابل اتکا، بدهی کنترلشده، سودآوری پایدار و مدیریت درست سرمایه در گردش به سازمان امکان میدهند در برابر شوکهای اقتصادی انعطاف بیشتری داشته باشد.
در عین حال، تابآوری فقط از طریق حسابهای مالی ساخته نمیشود. فرهنگ سازمانی، رهبری، سرمایه انسانی، یادگیری، نوآوری، مدیریت ریسک و توان سازگاری نیز در آن نقش دارند. ISO 22316 تأکید میکند که تابآوری باید متناسب با شرایط و اهداف هر سازمان طراحی شود و پژوهشهای دانشگاهی نیز تابآوری را یک قابلیت پویا برای مواجهه با رویدادهای غیرمنتظره و ایجاد ظرفیت موفقیت آینده میدانند.
شاید بتوان اینگونه گفت که سازمان سالم از نظر مالی، سازمانی است که میتواند منابع خود را هوشمندانه مدیریت کند، تعهدات خود را بهموقع انجام دهد، برای آینده ذخیره و برنامه داشته باشد و در زمان بحران فرصت تصمیمگیری را از دست ندهد. سلامت مالی، به سازمان فضای تنفس میدهد و تابآوری این امکان را فراهم میکند که از این فضای تنفس برای سازگاری، یادگیری و ادامه مسیر استفاده شود. به همین دلیل، سلامت مالی را باید یکی از زیرساختهای اصلی تابآوری سازمانی و یکی از عناصر مهم پایداری سازمان در محیطهای پرریسک و نامطمئن دانست.









