کد خبر: ۲۲۰۵۰۰41903
  لینک کوتاه:
دسته‌بندی نشده

سید مصطفی موسوی: تحقق اقتصاد مقاومتی تنها از مسیر توسعه صنایع کوچک ممکن است

عبور از بحران های اقتصاد کشور در شرایط تحریم و آشفتگی های مدیریت اقتصادی نیازمند نقطه اتکایی است که بر اساس آن بتوان برنامه ریزی و هدف گذاری کرد. در این میان اسناد بالا دستی مانند اقتصاد مقاومتی مستقیم و غیر مستقیم این نقطه اتکاء را صنایع کوچک در نظر می گیرند ولی در عرصه عمل هنزو جایگاه این صنایع به رغم دستاوردهایی که داشته اند اکمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این زمینه گفتگویی کوتاه با سید مصطفی موسوی « مشاور عالی رییس سازمان صنعت معدن تجارت مازندران» انجام داده ایم، در ادامه مشروح این گفت و شنود کوتاه را بخوانید.

 با توجه به اینکه در آستانه ٢١ مرداد ماه روز صنایع کوچک قرار داریم، به نظر شما نقاط قوت این گروه از صنایع برای اقتصاد کشور چیست؟

همانطور که می دانید، امروزه در خصوص نقش و اهمیت صنایع کوچک و متوسط در رشد و توسعه اقتصادی کشورها تردیدی وجود ندارد و البته باید تاکید نمود این اهمیت نافی نقش واحد‌های بزرگ تولیدی در توسعه اقتصادی جوامع نمی باشد، در واقع اثربخشی صنایع خرد و کوچک در کنار صنایع بزرگ و متوسط نمود پیدا می کنند بطوریکه با شدت یافتن رقابت جهانی، افزایش بی اطمینانی و تقاضای فزاینده برای محصولات متنوع باعث شده است اقبال به این صنایع بیشتر شده و تمامی کشورهای صنعتی با سیاستگذاری و برنامه­ریزی لازم درصدد ساماندهی، رفع موانع و مشکلات، بهبود فضای کسب و کار و فراهم ساختن زمینه­های لازم بمنظور بهره گیری از این صنایع در راستای حل معضل بیکاری، افزایش ارزش افزوده، توسعه منطقه­ای و کمک به بهبود توزیع درآمد در جامعه و مواردی از این قبیل می باشند.

بطور کلی مهمترین نقش و اهمیت صنایع کوچک و متوسط را می‌توان در توسعه صنعتی و اقتصادی، کمک به توزیع عادلانه درآمد، اشتغال‌زایی، تسریع توسعه صنعتی در نقش اقمار صنایع بزرگ و ایجاد ارزش افزوده خلاصه کرد؛ به علاوه می‌توان مواردی همچون تشویق فرهنگ سرمایه گذاری، تسریع در زمان بهره‌برداری و توجه به هزینه فرصت سرمایه، ارزش تولید بیشتر با سرمایه‌گذاری کمتر و صرفه‌جویی در استفاده از ارزهای خارجی را از دیگر تاثیرات صنایع کوچک بر اقتصاد دانست

به نظر شما جایگاه صنایع کوچک در تحقق برنامه هایی مانند اقتصاد مقاومتی کجاست؟

ازآنجائیکه اقتصاد مقاومتی نیز افزایش تولید و اقتصادی پویا را جهت کاهش بیکاری دنبال می­کند، لذا تقویت صنایع کوچک و متوسط که بیش از ٩٠ درصد صنایع کشور را در بر میگیرد، بنابراین تحقق اقتصاد مقاومتی بدون توسعه صنایع کوچک ممکن نخواهد شد و پرداختن به مسائل و مشکلات صنایع کوچک تا حدود بسیار زیادی می‌تواند مسأله رکود و رفع معضل بیکاری را در کشور حل‌وفصل کند. در واقع با نظر به اینکه یکی از مهمترین جهت گیری های اقتصاد مقاومتی، اقتصاد درون زا و برون نگر است، توسعه صنایع کوچک در واقع همان تقویت بعد درونگرای اقتصاد بوده و صنایع کوچک و متوسط از طریق کارآفرینی، نوآوری، پویایی صنعت و در نهایت ایجاد فرصت‌های شغلی و افزایش درآمد مستقیما در جهت تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی تأثیر گذارند. در بعد دیگر این قبیل شرکتها بدلیل برخورداری از انعطاف پذیری زیاد، کارآفرینی، خلاقیت و نوآوری بیشتری را به ظهور رسانده و با هدایت و حمایت دولت در جهت ایجاد خوشه ها و شبکه های تولیدی، ایجاد شرکتهای مدیریت صادرات، ایجاد و توسعه کنسرسیوم های صادراتی و سایر برنامه های توسعه بازار علاوه بر توسعه صادرات واحد‌های کوچک در بعد برون نگر اقتصاد مقاومتی نیز موجبات توفیق را فراهم نمایند.

یک تجربه عینی در زمینه توسعه صنایع کوچک و متوسط که در کشور به اجرا درآمده توسعه خوشه های تولیدی و کسب و کار بوده است. تحلیل شما از این برنامه چیست؟

همانطور که اشاره کردید برنامه توسعه خوشه های صنعتی از تقریبا دو دهه گذشته توسط سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی کشور به اجرا درآمده و تا آنجا که اطلاع دارم بیش از دویست و شصت خوشه در سطح استانهای کشور انتخاب و ضمن اجرای برنامه های توسعه ای به مرحله توسعه یافتگی رسیدند.

در حال حاضر با توجه به اجرای پروژه خوشه های صنعتی بسیاری در سطح استانهای کشور، دانش فنی و تجربی بسیار خوبی در کشور ما در این زمینه انباشته شده و خوشه های مهمی نظیر خوشه زعفران، خوشه ادوات کشاورزی، خوشه کفش، خرما، صنایع دریایی، خوشه گل و گیاه و … در کشور به مرحله توسعه یافتگی رسیدند.

لازم به توجه است که برخی از این خوشه ها به مرحله صادرات نیز رسیده و ارزآوری خوبی نیز برای کشور ایجاد نموده اند. به نظر اینجانب با توجه به حجم عظیم اقدامات صورت پذیرفته باید برنامه توسعه خوشه­های جدید با جدیت بیشتر مورد پیگیری قرار گرفته بعلاوه پیشنهاد می کنم از تکنیکهای توسعه خوشه ها نظیر مطالعه دقیق زنجیره ارزش رشته­ های صنعتی، ایجاد شبکه های نرم و سخت نظیر کنسرسیوم های خرید مواد اولیه مشترک، کنسرسیوم فروش محصول،کنسرسیوم های صادراتی، ایجاد برند مشترک، تامین مالی و همچنین بهم رسانی کسب و کارها(Business Matchmaking)  در راستای وصل واحدهای کوچک و متوسط به بنگاه های بزرگ و استفاده از ظرفیت متقابل واحد‌های بزرگ و کوچک در سایر رشته های تولیدی نیز بهره گرفت و موجبات ایجاد یک جهش تولیدی در صنایع کوچک را فراهم آورد.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا