شبکه شاد در آستانه فروپاشی؛ کمبود سرور و بحران آموزش مجازی ۱۴۰۴
شبکه شاد به عنوان تنها سامانه رسمی آموزش مجازی وزارت آموزش و پرورش، در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ با شدیدترین بحران زیرساختی خود روبهرو شده است.
کمبود حداقل چهارصد سرور، ظرفیت پردازشی و ذخیرهسازی ناکافی، و نبود مکانیسمهای افزایش خودکار منابع، این پلتفرم را در برابر هر افزایش ناگهانی ترافیک به مرز فروپاشی کامل میرساند. این مشکل بهویژه در روزهای تعطیلی مدارس ( ناشی از آلودگی هوا، بارش سنگین برف، قطعی برق یا موج سرما ) به اوج خود میرسد؛ زمانی که میلیونها دانشآموز همزمان برای حضور در کلاسهای زنده به سامانه هجوم میآورند و سرورها نمیتوانند پاسخگو باشند.
مدیر محصول اپلیکیشن شاد در اظهارات اخیر خود صریحاً اعلام کرد که تیم فنی چندین بار نسبت به این کمبود هشدار دادهاند و بدون تأمین فوری سرورهای جدید، امکان ادامه فعالیت پایدار وجود ندارد. ظرفیت فعلی زیرساختها تنها برای پشتیبانی حدود سه میلیون کاربر همزمان طراحی شده است، در حالی که تعداد دانشآموزان ثبتنامشده بیش از چهارده میلیون نفر و معلمان نزدیک به یک میلیون نفر هستند.
این اختلاف فاحش باعث پدید آمدن تأخیرهای طولانی (گاهی بیش از چند دقیقه برای لود صفحه ورود)، خطاهای مکرر احراز هویت، قطع شدن ناگهانی کلاسهای زنده در میانه تدریس، ناتوانی در ارسال پیام در چت کلاس، و تأخیر شدید در آپلود یا دانلود محتوا میشود.
از دیدگاه فنی، ریشه اصلی مشکل در معماری قدیمی و ثابت (on-premise) سامانه نهفته است. سرورها بدون قابلیت تقسیم بار هوشمند یا افزایش خودکار ظرفیت (auto-scaling) کار میکنند. وقتی بار ترافیکی ناگهان چند برابر میشود – مثلاً در ابتدای ساعت کلاس سراسری – درخواستها صف تشکیل میدهند، سرورها overload میشوند و یکی پس از دیگری از دسترس خارج میگردند.
علاوه بر این، فرآیند احراز هویت دو مرحلهای که اغلب به اپلیکیشن «مدرسه من» وابسته است و پیامک تأیید (OTP) نیز در بسیاری مواقع ارسال نمیشود یا با تأخیر طولانی میرسد، لایه کاربری را نیز مختل میکند. این مسائل نه تنها تجربه کاربری را نابود میکنند، بلکه معلمان را در موقعیت دشواری قرار میدهند: نمیتوانند کلاس را مدیریت کنند، تکالیف را چک کنند یا به سؤالات پاسخ دهند، در حالی که دانشآموزان تصور میکنند بیتوجهی صورت گرفته است.
پیامدهای آموزشی این بحران بسیار گسترده و عمیق است. مطالعات داخلی و گزارشهای میدانی نشان میدهد که تأخیر بیش از ۵۰۰ میلیثانیه در بارگذاری صفحه و نرخ قطع شدن بیش از ۳۰ درصد جلسات زنده، مستقیماً بر تمرکز، درک مطلب و انگیزه یادگیری اثر منفی میگذارد.
دانشآموزان مناطق روستایی و محروم ( که اغلب اینترنت همراه ضعیف، گوشی قدیمی یا حتی عدم دسترسی به دستگاه مناسب دارند ) بیشترین آسیب را متحمل میشوند. فایلهای آفلاین آپلودشده توسط معلمان هم به دلیل کندی شدید سرورها دانلود نمیشوند یا با خطا مواجه میگردند.
نتیجه این وضعیت، تشدید نابرابری آموزشی بین مناطق شهری و روستایی، افزایش شکاف دیجیتال، و حتی انصراف موقت برخی دانشآموزان از پیگیری دروس مجازی است. این بحران همچنین فشار روانی قابل توجهی بر والدین، معلمان و دانشآموزان وارد میکند و اعتماد به آموزش از راه دور را به شدت کاهش میدهد.
دلایل ریشهای این وضعیت چندلایه است. نخست، تخصیص بودجه ناکافی و عدم پیگیری جدی مصوبات بالادستی؛ با وجود دستور صریح رئیسجمهور برای تقویت زیرساختهای شاد، تاکنون اقدام مؤثری انجام نشده است. دوم، وابستگی کامل به دیتاسنترهای سنتی داخلی بدون بهرهگیری از مدلهای ابری مقیاسپذیر که امکان پاسخ به بارهای متغیر را فراهم میکنند.
سوم، کمبود سرمایهگذاری بلندمدت در فناوریهای آموزشی نوین مانند یادگیری تطبیقی، هوشمندسازی محتوا یا بهینهسازی خودکار بار سرورها. در حالی که پلتفرمهای جهانی با استفاده از شبکه توزیع محتوا (CDN)، کشینگ محلی و معماری سرویسمحور، چنین مشکلاتی را مدیریت میکنند، شاد همچنان در مدل قدیمی گیر کرده است.
برای برونرفت از این بحران، راهحلها باید دو مرحلهای باشند. در کوتاهمدت، انتقال بخشی از بار به زیرساختهای ابری داخلی معتبر، فعالسازی تقسیم بار هوشمند، راهاندازی شبکه توزیع محتوا برای فایلهای ثابت، و افزایش موقت ظرفیت سرورها میتواند اختلالات را کاهش دهد.
در بلندمدت، بازطراحی کامل سامانه بر پایه معماری سرویسهای کوچک (microservices) و ظروف نرمافزاری، یکپارچهسازی احراز هویت بدون وابستگی به پیامک، و تخصیص بودجه پایدار از محل درآمدهای دیجیتال یا صندوق توسعه ملی ضروری است. همکاری جدی با بخش خصوصی و شرکتهای فناوری داخلی نیز میتواند سرعت اجرای این تغییرات را افزایش دهد.
شبکه شاد دیگر صرفاً یک ابزار فنی نیست؛ آیینهای از چالشهای کلان سیاستگذاری آموزشی ایران در مواجهه با تحول دیجیتال است. اگر این بحران بهموقع مدیریت نشود، فروپاشی فنی سامانه اجتنابناپذیر خواهد بود و اعتماد عمومی به آموزش مجازی برای سالهای طولانی از بین میرود.
سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ میتواند آخرین فرصت برای نجات این پلتفرم باشد: یا با سرمایهگذاری هدفمند و سریع، شاد به سامانهای پایدار و قابل اتکا تبدیل شود، یا ناکارآمدی آن آموزش از راه دور را برای نسل آینده به حاشیهای دائمی بکشاند.








