شکستن طلسم کاغذ سبز؛ دلارزدایی بهمثابه جراحیِ حاکمیت اقتصادی ایران
علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها
تصور کنید اقتصاد ایران، قلبی بیمار است که به یک دستگاه مصنوعی بیرونی بهنام «دلار» وصل شده است؛ هر نوسان این ارز بیگانه، نبض معیشت ایرانی را هدف گرفته و به هم میریزد؛ از بهای نان شب گرفته تا قیمت مَسکن و خودرو؛ این وابستگیِ بیمارگونه، یک تصادف نیست؛ محصولِ یک «استعمار پولی خزنده» است که طی دههها، رگهای حیاتی اقتصاد ملی را به والاستریت گره زده است.
اما پرسش اصلی این است: آیا دلارزدایی صرفاً یک شعار سیاسی یا یک اضطرار وطنپرستانه است؟ این یادداشت ثابت میکند دلارزدایی، نه یک انتخاب، که تنها مسیر باقیمانده برای احیای حاکمیت اقتصادی است و راهحل آن، نه در بخشنامههای دستوری، که در یک «مهندسی هوشمندانهی مبادله» نهفته است.
برای درک عمق بحران، ابتدا باید اعتراف کنیم که ایران در دام «تثلیث شوم دلاری» گرفتار شده است. نخست، پدیدهی «دلاریسازی انتظارات»: وقتی مردم و فعالان اقتصادی، ارزش داراییهای خود را نه با ریال، که با معیار دلار میسنجند، عملاً بانک مرکزی ایران به یک صندوق مدیریت بحران والاستریت تبدیل میشود.
دوم، «دلار بهعنوان لنگر تورم»: در این ساختار، هر تکانهی سیاسی، ابتدا بازار ارز را ملتهب میکند و سپس این التهاب، چون زهری مهلک به جان کالاها میافتد. سوم، «شمشیر تحریم»: دشمن، دلار را نه یک ارز، که یک سلاح تمامعیار علیه ایران طراحی کرده است؛ با قطع سوئیفت و بلوکهکردن داراییها، عملاً خون تجارت ایران را میبندد؛ مادامیکه مجرای تنفس اقتصاد ما دلار باشد، دشمن میتواند هر زمان اراده کند، اکسیژن را قطع نماید.
راهحل برونرفت از این مخمصه، یک «بستهی سهوجهی» است؛ عبور از دلار از طریق «جانشینسازی»، «تسویهی دوجانبه» و «رمزداراییهای ملی».
اولین و مهمترین گام، فعالسازی ظرفیت عظیم «پیمانهای پولی دوجانبه» با شرکای راهبردی است. چین، روسیه، ترکیه و کشورهای عضو بریکس و شانگهای، امروز تشنهی حذف دلار از مبادلاتشان هستند؛ ایران باید بهسرعت، سازوکار «ریال-یوآن»، «ریال-روبل» و حتی «ریال-لیر» را نه در سند، که در عمل و بر بستر بانکهای عامل مشترک فعال کند؛ بهزبان ساده، وقتی نفت و پتروشیمی ایران را با یوآن معامله میکنیم، دیگر نفتکشهای ما گروگان یک کاغذ سبز نیستند که امریکا هر زمان اراده کرد، محاسبات ما را به هم بریزد.
نوآوری اینجاست: صادرکنندهی ایرانی میتواند یوآنِ خود را صرف واردات کالاهای سرمایهای از چین کند یا آن را در اوراق قرضهی فراسرزمینیِ چین سرمایهگذاری نماید؛ این چرخه، دلار را از میانهی معامله حذف میکند.
وجه دوم و خلاقانهی این یادداشت، رونمایی از مفهوم «سکوی تسویهی کالایی-ارزی» است. ایران باید با الگوگیری از تجربهی موفق تهاتر، فراتر از نفت عمل کند. تصور کنید شرکتی ایرانی، فولاد صادر میکند و در ازای آن، نه دلار، که اعتبار خرید گندم از روسیه، تجهیزات پزشکی از هند یا ماشینآلات از بلاروس دریافت میکند؛ این کار نیازمند یک «اتاق پایاپای چندجانبهی دیجیتال» تحت نظارت بانک مرکزی است؛ سکویی که در آن، عرضهکنندگان کالا و متقاضیان، بدون رد و بدل شدن اسکناس آمریکایی، ارزشهای خود را مبادله میکنند؛ این روش، نهتنها تحریمناپذیر است، بلکه از دستاندازی واسطههای رانتی و صرافیهای دلال نیز جلوگیری میکند.
اما رادیکالترین بخش راهکار، تولید «پول دیجیتال ملی با پشتوانهی کالایی» است. رمزریالِ ایران باید یک ارز دیجیتال معمولی نباشد؛ بلکه یک «استیبلکوین حاکمیتی» با پشتوانهی طلا، فلزات گرانبها و ذخایر استراتژیک انرژی باشد؛ در این مدل، هر واحد رمزریال، معادلِ مشخصی از ارزش ذاتی کالایی درون مرزها را نمایندگی میکند؛ این امر، کارکرد روانی نیز دارد: مردم بهجای آنکه اعتمادشان را به کاغذی بهنام دلار گره بزنند، به ریال دیجیتالی اعتماد میکنند که پشتوانهاش، ثروت خدادادی ایران است؛ در این صورت، دشمن نمیتواند با یک کلیک، ارزش پول ملی را ذوب کند، مگر آنکه چاههای نفت و معادن ایران را بمباران کرده باشد.
کاربرد عملی این تحلیل، درک این نکتهی حیاتی است: دلارزدایی یک «فرآیند فنی-ارزی» نیست؛ یک «نهضت اقتصادی-فرهنگی» برای بازگرداندن اعتماد به هویت پولی ملی است. ما باید از «فروش نفت برای انباشت دلارهای کاغذی» به «فروش انرژی برای واردات تکنولوژی و سرمایهگذاری» تغییر مسیر دهیم؛ این یک جنگ تمامعیار اقتصادی با اتاقهای فکر غربی است و تنها با پیروزی در این جنگ میتوانیم برنامههای توسعهای را بدون ترس از شوکهای بیرونی به سرانجام برسانیم.
در پایان، دلار، امروز نه یک ابزار مبادله، که یک غل و زنجیر بر دست و پای اقتصاد ایران است؛ ما محکومیم به فتح این قلعه و کلید این فتح، نه تسلیم در برابر معادلات تحمیلی غرب، که طراحی یک معماری جدید مالی بر پایهی هوشمندی، پیمانهای شرقی و پشتوانههای کالایی است. شکستن طلسم کاغذ سبز، آغازی بر بازیابی حاکمیت و عزت ملی خواهد بود؛ حاکمیتی که در آن، نه والاستریت، که مردم و منابع ایران، تعیینکنندهی ارزش پول و قدرت معیشتشان باشند؛ این یک الزام میهنپرستانه و مهمترین راهکار برای رفع مشکلات اقتصادی ایران است.






