دلار: 260,800 تومان
یورو: 293,370 تومان
پوند انگلیس: 347,910 تومان
درهم امارات: 71,392 تومان
یوان چین: 39,140 تومان
دینار بحرین: 692,570 تومان
دینار کویت: 840,890 تومان
ریال عربستان: 69,551 تومان
دینار عراق: 171.6 تومان
لیر ترکیه: 5,270 تومان
ین ژاپن: 165,645 تومان
طلا 18 عیار: 25,753,800 تومان
انس طلا: 1,086,594,512 تومان
مثقال طلا: 111,799,000 تومان
طلا 24 عیار: 34,412,400 تومان
طلا دست دوم: 25,464,771 تومان
نقره 925: 463,522 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 138,990,000 تومان
ربع سکه: 73,980,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 253,600,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,122,975,625 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 26,447,728 تومان
گازوییل: 381,837,280 تومان
نفت اپک: 29,105,280 تومان
دلار: 260,800 تومان
یورو: 293,370 تومان
پوند انگلیس: 347,910 تومان
درهم امارات: 71,392 تومان
یوان چین: 39,140 تومان
دینار بحرین: 692,570 تومان
دینار کویت: 840,890 تومان
ریال عربستان: 69,551 تومان
دینار عراق: 171.6 تومان
لیر ترکیه: 5,270 تومان
ین ژاپن: 165,645 تومان
طلا 18 عیار: 25,753,800 تومان
انس طلا: 1,086,594,512 تومان
مثقال طلا: 111,799,000 تومان
طلا 24 عیار: 34,412,400 تومان
طلا دست دوم: 25,464,771 تومان
نقره 925: 463,522 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 138,990,000 تومان
ربع سکه: 73,980,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 253,600,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,122,975,625 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 26,447,728 تومان
گازوییل: 381,837,280 تومان
نفت اپک: 29,105,280 تومان
  کد خبر: 270705257753
اقتصادبازارروزنامهسرمقاله

فروپاشی نشد؛ اما حال اقتصاد خوب نیست

ساسان باقرپناه

چند روزی است بعضی‌ها با اشاره به سخنان اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، می‌گویند قرار بود اقتصاد ایران ظرف دو هفته فروبپاشد و این اتفاق نیفتاد؛ پس اقتصاد ایران توانسته فشارها را پشت سر بگذارد.

بخش اول این حرف درست است. بسنت در ۲۷ سپتامبر گفته بود که به اعتقاد او ایران احتمالاً ظرف دو هفته آخرین محموله‌های نفتی خود را به چین تحویل خواهد داد و پس از آن «چیزی برای تجارت» نخواهد داشت. رسانه‌های آمریکایی هم این سخنان را با تیتر پیش‌بینی فروپاشی اقتصاد ایران در حدود دو هفته بازتاب دادند. آن دو هفته گذشته و اقتصاد ایران به معنای واقعی کلمه فرو نپاشیده است.

اما آیا از این می‌توان نتیجه گرفت که اتفاق مهمی نیفتاده یا وضعیت اقتصادی مناسب است؟ اینجا بهتر است به جای شعار، عددها را ببینیم.

زمانی که بسنت آن صحبت‌ها را مطرح کرد، دلار در بازار آزاد ایران در محدوده حدود ۲۴۰ هزار تومان معامله می‌شد. در تاریخ۲۴ مهر، بون‌بست قیمت فروش دلار را حدود ۲۶۴ هزار تومان ثبت کرده و منابع دیگر بازار ارقامی تا حوالی ۲۶۷ هزار تومان را هم نشان داده‌اند. یعنی در کمتر از سه هفته، قیمت دلار در بازار آزاد تقریباً ۱۰ درصد دیگر بالا رفته است.

پس فروپاشی دو هفته‌ای رخ نداده، اما ارزش پول ملی هم در این فاصله بهبود پیدا نکرده است.

رویترز نیز دو روز پیش گزارش داد که ارزش ریال از ماه ژوئیه تاکنون حدود ۳۵ درصد در برابر دلار تضعیف شده است. همین گزارش نرخ تورم سالانه شهریور را ۷۳.۶ درصد اعلام می‌کند.

اینها اعداد کوچکی نیستند. وقتی از افت ارزش پول ملی صحبت می‌کنیم، موضوع فقط کسی نیست که دلار می‌خرد.
کارمندی که تمام درآمدش ریالی است هم هزینه آن را پرداخت می‌کند. بازنشسته‌ای که ارز ندارد هم اثر آن را می‌بیند.
خانواده‌ای که سفر خارجی نمی‌رود هم در نهایت با افزایش هزینه کالا، مواد اولیه، دارو، تجهیزات، حمل‌ونقل و تولید مواجه می‌شود. برای همین شاید بهتر باشد از دو افراط فاصله بگیریم.

از یک طرف، اینکه اقتصاد ایران ظرف دو هفته فرو نریخته، به معنای بی‌اثر بودن فشارهای اقتصادی نیست.

از طرف دیگر، مشکلات فعلی هم به معنای آن نیست که اقتصاد ناگهان از کار افتاده و هیچ فعالیتی در کشور انجام نمی‌شود. اقتصادها معمولاً این‌گونه فرو نمی‌ریزند.

کارخانه‌ها یک‌شبه ناپدید نمی‌شوند. مغازه‌ها فردای یک تحریم همگی بسته نمی‌شوند. مردم همچنان کار می‌کنند، معامله انجام می‌شود و زندگی ادامه پیدا می‌کند.

اما ممکن است همان اقتصاد در حال کوچک شدن، فقیرتر شدن و از دست دادن قدرت خرید باشد.

تفاوت مهمی میان «فروپاشی» و «فرسایش» وجود دارد. و شاید مسئله امروز اقتصاد ایران بیشتر از جنس فرسایش باشد.

صندوق بین‌المللی پول در تازه‌ترین چشم‌انداز اقتصادی اکتبر، برای اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ کاهش حدود ۷.۶ درصدی تولید ناخالص داخلی واقعی را پیش‌بینی کرده است. این عدد پیش‌بینی است، نه آمار نهایی عملکرد سال؛ اما به هر حال تصویری از شدت فشار موجود بر فعالیت اقتصادی ارائه می‌دهد.

در بخش صادرات نفت نیز وضعیت ساده نیست. رویترز بر اساس داده‌های ورتکسا گزارش داده که صادرات دریایی نفت خام ایران در سپتامبر به صفر رسیده و در اکتبر نیز همچنان در سطح صفر باقی مانده است؛ هرچند گزارش امروز رویترز نشان می‌دهد برخی محموله‌های محدود ال‌پی‌جی و سوخت جت توانسته‌اند از محدودیت‌ها عبور کنند.

در مقابل، بانک مرکزی هم دست روی دست نگذاشته است.

اوایل مهر گزارش شد که برای حمایت از بازار ارز، عرضه تا سقف دو میلیارد دلار از طریق بانک‌های دولتی در دستور کار قرار گرفته است. نرخ دلار پس از رسیدن به حدود ۲۶۸ هزار تومان در سوم اکتبر، در روزهای اخیر کمی پایین‌تر آمده، اما همچنان به‌طور محسوسی بالاتر از زمان اظهارات بسنت است.

پس تصویر واقعی چیست؟ نه «فروپاشی کامل»، نه «اقتصاد بدون مشکل».
اقتصاد ایران امروز همچنان کار می‌کند، اما تحت فشار بسیار سنگینی قرار دارد. تورم بالاست.
ارزش پول ملی کاهش پیدا کرده است. دسترسی به درآمدهای ارزی محدودتر شده است. چشم‌انداز رشد منفی است.

هزینه تجارت خارجی بالاتر رفته و نااطمینانی نیز تصمیم‌گیری مردم و بنگاه‌ها را دشوارتر کرده است.

در چنین شرایطی به نظرم افتخار کردن صرف به اینکه یک پیش‌بینی دو هفته‌ای محقق نشده، خطر دیگری دارد؛ ممکن است ما را از دیدن آنچه واقعاً در اقتصاد در حال اتفاق افتادن است دور کند.

برای یک خانواده مهم نیست اقتصاددان آمریکایی چه تاریخی برای فروپاشی تعیین کرده بود.

برای او سؤال ساده‌تر است:

حقوق من نسبت به پارسال چه مقدار قدرت خرید دارد؟

برای صاحب کسب‌وکار هم مسئله این نیست که عنوان «فروپاشی» از نظر سیاسی درست درآمده یا نه.

او می‌خواهد بداند مواد اولیه ماه آینده را با چه قیمتی می‌خرد، آیا می‌تواند حقوق کارکنانش را پرداخت کند و آیا مشتری همچنان توان خرید دارد یا نه.

همین‌جاست که باید میان تاب‌آوری و عادی بودن تفاوت قائل شد.

مردم ایران سال‌هاست در شرایط دشوار راه‌هایی برای ادامه زندگی پیدا کرده‌اند. بنگاه‌ها خودشان را با محدودیت‌ها تطبیق داده‌اند.

تجارت مسیرهای تازه پیدا کرده و خانواده‌ها مصرفشان را تغییر داده‌اند.

اینها می‌تواند نشانه توان تطبیق باشد، اما هزینه‌ای هم داشته است.

وقتی خانواده برای سازگار شدن کمتر مصرف می‌کند، پس‌اندازش را خرج می‌کند یا بعضی نیازهایش را عقب می‌اندازد، اقتصاد هنوز سرپاست؛ ولی این به معنای آن نیست که اتفاقی نیفتاده است.

اقتصادی که فرو نپاشیده می‌تواند همچنان اقتصاد بسیار آسیب‌دیده‌ای باشد.

بنابراین امروز شاید مهم‌تر از پاسخ دادن به بسنت، پاسخ دادن به این سؤال باشد که چگونه می‌توان جلوی ادامه این فرسایش را گرفت.

چگونه نرخ ارز باثبات‌تر شود؟

چگونه تورم پایین بیاید؟

چگونه درآمد ارزی کشور حفظ شود؟

و مهم‌تر از همه، چگونه هزینه این فشارها کمتر به زندگی عادی مردم منتقل شود؟

اینکه پیش‌بینی فروپاشی دو هفته‌ای محقق نشد، یک واقعیت است.

اما واقعیت دیگری هم وجود دارد:

در همان مدتی که قرار بود اقتصاد فروبپاشد، دلار حدود ۱۰ درصد دیگر گران‌تر شده و فشار معیشتی مردم کمتر نشده است.

شاید بهتر باشد به جای جشن گرفتن برای اشتباه درآمدن ساعت یک پیش‌بینی، کمی بیشتر نگران مسیری باشیم که عقربه‌های اقتصاد خودمان نشان می‌دهند.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا