دلار: 190,300 تومان
یورو: 216,610 تومان
پوند انگلیس: 254,960 تومان
درهم امارات: 51,610 تومان
یوان چین: 28,190 تومان
دینار بحرین: 504,150 تومان
دینار کویت: 614,210 تومان
ریال عربستان: 50,659 تومان
دینار عراق: 147.6 تومان
لیر ترکیه: 4,040 تومان
ین ژاپن: 116,942 تومان
طلا 18 عیار: 18,306,500 تومان
انس طلا: 774,458,201 تومان
مثقال طلا: 79,867,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,584,700 تومان
طلا دست دوم: 18,192,897 تومان
نقره 925: 351,791 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 94,500,000 تومان
ربع سکه: 52,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 181,620,000 تومان
آلومینیوم: 597,066,250 تومان
مس: 2,594,354,191 تومان
سرب: 358,426,244 تومان
نیکل: 3,216,570,489 تومان
قلع: 10,082,284,300 تومان
روی: 668,856,925 تومان
گاز طبیعی: 545,970.7 تومان
بنزین: 644,222.5 تومان
نفت خام: 15,551,993 تومان
گازوییل: 228,120,222 تومان
نفت اپک: 16,016,288.4 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 190,300 تومان
یورو: 216,610 تومان
پوند انگلیس: 254,960 تومان
درهم امارات: 51,610 تومان
یوان چین: 28,190 تومان
دینار بحرین: 504,150 تومان
دینار کویت: 614,210 تومان
ریال عربستان: 50,659 تومان
دینار عراق: 147.6 تومان
لیر ترکیه: 4,040 تومان
ین ژاپن: 116,942 تومان
طلا 18 عیار: 18,306,500 تومان
انس طلا: 774,458,201 تومان
مثقال طلا: 79,867,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,584,700 تومان
طلا دست دوم: 18,192,897 تومان
نقره 925: 351,791 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 94,500,000 تومان
ربع سکه: 52,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 181,620,000 تومان
آلومینیوم: 597,066,250 تومان
مس: 2,594,354,191 تومان
سرب: 358,426,244 تومان
نیکل: 3,216,570,489 تومان
قلع: 10,082,284,300 تومان
روی: 668,856,925 تومان
گاز طبیعی: 545,970.7 تومان
بنزین: 644,222.5 تومان
نفت خام: 15,551,993 تومان
گازوییل: 228,120,222 تومان
نفت اپک: 16,016,288.4 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 29050042631
روزنامه

فقط غیرممکن غیرممکن است

راضیه حسینی

باید هرطور شده خودش را می‌رساند. راه‌های زیادی را امتحان کرد. خسته، کلافه و سردرگم نشسته بود وسط جاده‌ای که پایانش معلوم نبود.

برای او تسلیم شدن معنا نداشت. فقط به یک جمله اعتقاد داشت. «غیرممکن، غیرممکن است.» از نظر او یا راهی پیدا می‌شد، یا راهی ساخته.

عرق روی پیشانی‌اش را خشک کرد و دوباره بلند شد. جاده تاریک بود و سنگلاخ. توی آینه به خودش نگاه کرد و گفت: «هی، تو می‌تونی. عقب نکش.» پدال گاز را تا انتها فشار داد و رفت. نه، باز هم نشد.

ماشین گیر کرد. صدای سگ‌های ولگرد از گوشه و کنار به گوش می‌رسید. اما او بیدی نبود که با این بادها بلرزد. گرسنگی امانش را بریده بود. منتظر ماند تا صبح برسد.

به جاده اصلی برگشت. ماشین‌های زیادی در حال گذر بودند. یک تریلی پر از خودروهای لوکس از کنارش گذشت. پشت سرش وانتی که چندجفت چشم از گوشه درز در بسته شده‌اش به بیرون نگاه می‌کردند. ماشینی که پلاک عاریه و کج و معوجش حسابی توی ذوق می‌زد و…

خطر در کمین بود. کمی جلوتر پلیس‌ها منتظرش بودند. وقت برای کندن زمین و ساختن تونل نبود. هلی‌کوپتر و هواپیما هم کلی پول می‌خواست که نداشت. اما او اهل جا زدن نبود.

دستی را روی شانه‌اش حس کرد. برگشت، موتورسواری را دید که کنارش ایستاده. گفت: «پاشو مرد. غصه نخور. پاشو خودم از یه راه میون‌بر می‌برمت. دویست بده. همین الان آتیش کن بریم.»

نیم ساعت بعد وسط جاده‌ای فرعی و خاکی، با کلی دست‌انداز مشغول رانندگی بود. گرما، بالا و پایین شدن ماشین توی جاده و خاک، حسابی اذیتش می‌کرد.

ولی ارزشش را داشت. رسیدن به هدف، رسیدن به مقصد، ارزش این‌همه سختی و تلاش را داشت. بالاخره رسید. بالاخره موفق شد و توانست خودش را به شمال برساند.

او پیروز شده بود و می‌توانست سال‌ها بعد برای نوه‌هایش تعریف کند که چطور با شجاعت و جانزدن توانست پلیس را دوربزند و به شمال برسد.
البته اگر زنده می‌ماند و کرونا خفتش نمی‌کرد.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا