دلار: 200,500 تومان
یورو: 233,990 تومان
پوند انگلیس: 273,390 تومان
درهم امارات: 54,611 تومان
یوان چین: 29,830 تومان
دینار بحرین: 531,940 تومان
دینار کویت: 650,560 تومان
ریال عربستان: 53,388 تومان
دینار عراق: 138 تومان
لیر ترکیه: 4,170 تومان
ین ژاپن: 127,100 تومان
طلا 18 عیار: 21,596,200 تومان
انس طلا: 930,943,555 تومان
مثقال طلا: 93,801,000 تومان
طلا 24 عیار: 28,835,700 تومان
طلا دست دوم: 21,364,405 تومان
نقره 925: 426,162 تومان
سکه گرمی: 29,000,000 تومان
نیم سکه: 109,000,000 تومان
ربع سکه: 59,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 211,920,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 11,177,474,000 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 16,108,972 تومان
گازوییل: 238,795,500 تومان
نفت اپک: 19,029,455 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 200,500 تومان
یورو: 233,990 تومان
پوند انگلیس: 273,390 تومان
درهم امارات: 54,611 تومان
یوان چین: 29,830 تومان
دینار بحرین: 531,940 تومان
دینار کویت: 650,560 تومان
ریال عربستان: 53,388 تومان
دینار عراق: 138 تومان
لیر ترکیه: 4,170 تومان
ین ژاپن: 127,100 تومان
طلا 18 عیار: 21,596,200 تومان
انس طلا: 930,943,555 تومان
مثقال طلا: 93,801,000 تومان
طلا 24 عیار: 28,835,700 تومان
طلا دست دوم: 21,364,405 تومان
نقره 925: 426,162 تومان
سکه گرمی: 29,000,000 تومان
نیم سکه: 109,000,000 تومان
ربع سکه: 59,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 211,920,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 11,177,474,000 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 16,108,972 تومان
گازوییل: 238,795,500 تومان
نفت اپک: 19,029,455 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 29050042631
روزنامه

فقط غیرممکن غیرممکن است

راضیه حسینی

باید هرطور شده خودش را می‌رساند. راه‌های زیادی را امتحان کرد. خسته، کلافه و سردرگم نشسته بود وسط جاده‌ای که پایانش معلوم نبود.

برای او تسلیم شدن معنا نداشت. فقط به یک جمله اعتقاد داشت. «غیرممکن، غیرممکن است.» از نظر او یا راهی پیدا می‌شد، یا راهی ساخته.

عرق روی پیشانی‌اش را خشک کرد و دوباره بلند شد. جاده تاریک بود و سنگلاخ. توی آینه به خودش نگاه کرد و گفت: «هی، تو می‌تونی. عقب نکش.» پدال گاز را تا انتها فشار داد و رفت. نه، باز هم نشد.

ماشین گیر کرد. صدای سگ‌های ولگرد از گوشه و کنار به گوش می‌رسید. اما او بیدی نبود که با این بادها بلرزد. گرسنگی امانش را بریده بود. منتظر ماند تا صبح برسد.

به جاده اصلی برگشت. ماشین‌های زیادی در حال گذر بودند. یک تریلی پر از خودروهای لوکس از کنارش گذشت. پشت سرش وانتی که چندجفت چشم از گوشه درز در بسته شده‌اش به بیرون نگاه می‌کردند. ماشینی که پلاک عاریه و کج و معوجش حسابی توی ذوق می‌زد و…

خطر در کمین بود. کمی جلوتر پلیس‌ها منتظرش بودند. وقت برای کندن زمین و ساختن تونل نبود. هلی‌کوپتر و هواپیما هم کلی پول می‌خواست که نداشت. اما او اهل جا زدن نبود.

دستی را روی شانه‌اش حس کرد. برگشت، موتورسواری را دید که کنارش ایستاده. گفت: «پاشو مرد. غصه نخور. پاشو خودم از یه راه میون‌بر می‌برمت. دویست بده. همین الان آتیش کن بریم.»

نیم ساعت بعد وسط جاده‌ای فرعی و خاکی، با کلی دست‌انداز مشغول رانندگی بود. گرما، بالا و پایین شدن ماشین توی جاده و خاک، حسابی اذیتش می‌کرد.

ولی ارزشش را داشت. رسیدن به هدف، رسیدن به مقصد، ارزش این‌همه سختی و تلاش را داشت. بالاخره رسید. بالاخره موفق شد و توانست خودش را به شمال برساند.

او پیروز شده بود و می‌توانست سال‌ها بعد برای نوه‌هایش تعریف کند که چطور با شجاعت و جانزدن توانست پلیس را دوربزند و به شمال برسد.
البته اگر زنده می‌ماند و کرونا خفتش نمی‌کرد.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا