دکتر سید محمدرضا حسینی علی آباد؛ عضو کمیسیون مالی و اقتصادی، کمیته تجارت بین الملل سازمان بین المللی اینسکو
اقتصاد سیاسی بینالملل این روزها صحنه بازگشت پدیدهای است که تصور میشد پس از ۱۹۴۵ به حاشیه تاریخ رفته است: مرکانتیلیسم. اما این بار نه با کشتیهای بادبانی و انبارهای ادویه، بلکه با تراشههای نیمههادی، دادههای فرامرزی و زنجیرههای تأمین دیجیتال.
تعرفه دیگر ابزاری برای حمایت از صنعت نوپا نیست؛ سلاحی راهبردی است که بر فناوری، سرمایهگذاری و حتی استانداردها بسته میشود. پرسش محوری این است: آیا نظم تجاری لیبرال در آستانه فروپاشی است یا شاهد بازآرایی آن در قالب بلوکهای منطقهای هستیم؟ پاسخ به این پرسش، سرنوشت اقتصاد ایران را نیز تعیین میکند.
برای درک این چرخش، باید به ریشههای نظری آن بازگشت. نظام برتون وودز و سپس سازمان تجارت جهانی بر این فرض بنا شده بودند که تجارت آزاد، صلح و رفاه میآورد و منازعه را به حاشیه میراند. اما این فرض در غیاب توزیع متوازن منافع و سازوکارهای مؤثر حل اختلاف، شکننده بود.
ظهور چین بهعنوان قدرت تجاری و فناورانه، و سپس تلاش آمریکا برای مهار آن، تعرفه را از ابزار تنظیم اقتصادی به ابزار فشار ژئوپلیتیک تبدیل کرد. جنگ تجاری واشینگتن و پکن، محدودیتهای صادرات نیمههادی، قانون تراشهها و اروپا و کنترلهای صادراتی، همه نشانههای یک واقعیتاند: تجارت دیگر عرصه همکاری، بلکه میدان رقابت قدرتهای بزرگ است.
نکته راهبردی آن است که در این نظم نوظهور، «کارایی» جای خود را به «امنیت» داده است. شرکتها دیگر صرفاً به دنبال کمترین هزینه تولید نیستند؛ به دنبال کمترین ریسک اختلال در زنجیره تأمین هستند. این تغییر پارادایم، هزینههای سنگینی بر اقتصاد جهانی تحمیل کرده است: تورم ساختاری، کاهش رشد بهرهوری و افزایش قیمت کالاهای واسطهای. اما هزینه اصلی، سیاسی است: فرسایش اعتماد به قواعد چندجانبه و تقویت منطق «بازی صفر» در روابط اقتصادی. وقتی هر کشور میکوشد زنجیره تأمین خود را «مقاوم» کند، نتیجه خلاف انتظار است: همه امنیت بیشتری میخواهند، اما همه آسیبپذیرتر میشوند.
در این میان، پدیدهای که میتوان آن را «مرکانتیلیسم دیجیتال» نامید، شکل گرفته است. دولتها نه فقط بر جریان کالا، بلکه بر جریان داده، فناوری و سرمایه کنترل اعمال میکنند. اتحادیه اروپا با قانون بازارهای دیجیتال و قانون هوش مصنوعی، آمریکا با کنترل صادرات تراشه و چین با قانون امنیت داده، همه در حال ساختن دیوارهای دیجیتال هستند. این دیوارها، تجارت جهانی را به بلوکهای منطقهای تقسیم میکنند: بلوک آمریکایی، بلوک چینی، بلوک اروپایی و مناطق خاکستری. کشورهایی که در هیچ بلوکی جای ندارند، بیش از پیش آسیبپذیر میشوند.
برای ایران، این تحولات هم فرصت است و هم تهدید. فرصت از این جهت که خلأ ناشی از بازآرایی بلوکهای تجاری، فضایی برای کشورهای غیرمتعهد و اقتصادهای منطقهای ایجاد میکند تا نقش میانجی و کریدور ایفا کنند. ایران با موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد، ذخایر انرژی و نیروی انسانی تحصیلکرده، میتواند در نظم نوین، جایگاهی «گرهای نه حاشیهای» بیابد. تهدید از این جهت که در نظم بلوکی، حاشیهنشینی اقتصادی به حاشیهنشینی راهبردی تبدیل میشود. ایران اگر نتواند در هیچ یک از این بلوکها یا در مناطق خاکستری، موقعیت خود را تثبیت کند، به تماشاگر تحولات تبدیل خواهد شد.
راهبرد مؤثر برای ایران، نه تقابل کامل با نظام جهانی است و نه انفعال در برابر بازآرایی آن. ایران نیازمند راهبرد «پیوند هوشمند» است: تنوعبخشی به شرکای تجاری با اولویت همسایگان و اقتصادهای نوظهور، توسعه کریدورهای زمینی و ریلی برای کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی پرریسک، ایجاد سازوکارهای بیمه و تسویه جایگزین، و تقویت دیپلماسی تجاری برای تضمین استمرار عرضه. تجربه جهانی نشان میدهد کشورهایی که توانستهاند ریسک سیاسی را به هزینه قابل مدیریت تبدیل کنند، جایگاه خود را در زنجیره ارزش حفظ کردهاند.
نکته مهم آن است که در نظم نوین، دیپلماسی تجاری دیگر حاشیهای بر سیاست خارجی نیست، بلکه هسته آن است. کشورهایی که بتوانند میان امنیت و کارایی، تعادل هوشمندانه برقرار کنند و در بلوکبندیهای نوظهور، موقعیت «گرهای» بیابند، برنده این دور از رقابت خواهند بود. برای ایران، این یعنی عبور از شعار «خودکفایی» به سوی راهبرد «پیوند هوشمند» با اقتصاد جهانی؛ راهبردی که در آن مزیت جغرافیایی، انرژی و نیروی انسانی، به ابزار چانهزنی در نظم نوین تبدیل شود، نه به اسیر تحریم و انزوا.
بازار جهانی دیگر بازار رقابت بر سر «قیمت» نیست؛ بازار رقابت بر سر «اطمینان» است. ایران برای حفظ سهم خود، ناچار است از مزیت نسبی صرف به مزیت نهادی و لجستیکی گذار کند. در غیر این صورت، اقتصاد سیاسی مرکانتیلیسم دیجیتال، بهجای فرصت، به تهدیدی وجودی برای جایگاه اقتصادی کشور تبدیل خواهد شد. زمان برای تصمیمگیری راهبردی، کوتاه است و رقبا در حال بستن درها هستند.
