وقتی وعدهها هم آب میروند
راضیه حسینی
وعده رئیس سازمان اداری و استخدامی: «تلاش میکنیم از ماه آینده حقوق نیروهای شرکتی مانند نیروهای «رسمی، قراردادی، پیمانی» بلافاصله آخر ماه پرداخت شود.»
که آنها هم بتوانند بهراحتی و با آرامش خاطر، بلافاصله آخر ماه، مثل کارمندان رسمی، هر چه گرفتند را خرج قسط و بدهی و خرید مایحتاج کنند، ولی خیالشان راحت باشد که لااقل آخر ماه بعد، صددرصد حقوق جدید به حسابشان واریز میشود!
البته همین اتفاق هم در حد وعده است و معلوم نیست چه زمانی محقق خواهد شد. نیروهای شرکتی فعلاً باید در آرزوی دریافت حقوق، مثل باقی کارمندان باشند، تا زمانی که وعدهها محقق شوند.
قدیم ندیمها وعدههای مسئولان هم پروپیمانتر بود. یکطوری قول میدادند که آدم ذوق میکرد، حتی باوجود اینکه میدانستیم هیچکس نمیداند چه زمانی محقق خواهند شد. ولی حالا وعدهها هم آب رفتهاند و چنگی به دل نمیزنند. محدود شدهاند به زمانبندی و کموزیاد کردن روز و تاریخ، نه از وعدهی حقوق و مزایای بالاتر خبری هست، نه گرانی و تورم پایینتر.
انگار وعدهها هم دیگر ظرفیتشان پر شده است و سرریز شدهاند، نهایتاً میتوانند در حد همین قول سروقت دادن حقوق، پذیرش داشته باشند، تازه با عرق نعنا و چای نبات برای هضم!
هنوز قبلیها سر دل وعدهها ماندهاند، آنقدر که رسوبکرده و به «سنگ وعده» تبدیل شدهاند. خودشان شدهاند یک پا مشکل و یکی باید بیاید وعدهی شکستن این سنگها را به وعدهها بدهد!
البته مسئولان اصلاً نگران این شرایط پیچیده نیستند و همواره برای هر مشکلی راهحلی ویژه دارند. وقتی نتوانند وعدههای بزرگ بدهند، آنقدر کوچکشان میکنند که بالاخره یک جایی برایشان پیدا شود. مثلاً شاید کمی بعد، وعده بدهند «مردم حتماً در سال یکبار گوشت مرغ را خواهند خورد.» یا «تلاش میکنیم مردم بتوانند در هفته یکبار بنزین بزنند.» و…
اگر روزی جا برای این وعدهها هم نبود، ممکن است کمی به عقب برگردند، وعدههای خیلی قدیمی و سنگ شده را با پتک بشکنند و بگویند: «تکذیب میکنیم. ما اصلاً یادمان نمیآید چه زمانی این وعده را دادیم. حتماً اشتباهی رخداده است. این مورد واقعیت ندارد.»
و اینگونه جا برای جدیدیها هم باز میشود!








