کد خبر: ۰۲۰۹۹۹6892
لینک کوتاه:
روزنامهصفحه یک

چرا از ارز ۴۲۰۰ تومانی در سفره‌های مردم خبری نیست؟

ریحانه خوشحال

عصر اقتصاد: جناب روحانی شما با وعده چنان اشتغال ایجاد کنم که نرخ بیکاری بسیار پایین بیاید توانستید رای این ملت را از آن خود کنید. مردم ما با وعده انتخاباتی شما که گفتید چنان رونق اقتصادی ایجاد کنم که هیچ کس نیازمند این ۴۵ هزار تومان یارانه نباشد به شما رای دادند.


حال حدود ۸ سال از ریاست‌جمهوری شما می‌گذرد؛ کجاست وعده‌های رویایی شما که در باغ سبز نشان مردم داد؟ همان‌ها که به خاطرش در این رقابت تنگاتنگ برنده شدید به امید اینکه شاید دردی از این مردم کاسته و سفره‌های مردم پهنتر و رنگین‌تر، رفاه مردم دو چندان شود، جوانان تحصیل کرده ما از دغدغه اشتغال نجات پیدا کنند و بتوانند سرو سامانی بگیرند.
صدافسوس که رویاهای مردم به هوا رفت و آرزوهایشان به یغما سپرده شد. نه تنها سفر‌ هایشان کوچک و کوچک‌تر شد بلکه گروهی تکه‌های نان سفره هایشان را از زباله‌های آقازاده‌ها تهیه می‌کنند؛ همان آقازاده‌هایی که پدرانشان حقوق‌های چند ده میلیونی می‌گیرند و فرزندانشان را در رفاه و زندگی لاکچری بزرگ می‌کنند اما طیف کارگر و بیکار جامعه و قشر متوسط زندگی پر از مشقتی را می‌گذرانند؛ زندگی‌ای که حتی از پس هزینه خرید تخم مرغ، پنیر، کره، شیر و روغن که جز کمترین و ناچیز‌ترین قوت غالب مردم است نمی‌توانند برایند و در اختیار فرزندانشان بگذارند. کرایه ‌خانه‌های سرسام آور و اقساط کمرشکن وام‌ها که دیگر بماند …
جناب رئیس‌جمهوری بیایید  یک ماه جایتان را با این مردم عوض کنید، ببینید می‌توانید با این حقوق‌های ناچیز در مقابل تورم و گرانی روزشمار و کمرشکن دوام بیاورید؟ ببینید می‌توانید یک ماه اهل بیت‌تان را با این شرایط و خانه کرایه‌ای و سقفی که روی سرتان چکه می‌کند، نگه دارید؟
جناب روحانی در این آشفته‌بازاری که سازمان بهداشت جهانی تاکید می‌کند سیستم دفاعی بدن‌تان را با خوردن میوه‌های دارای ویتامین سی و غذاهای مقوی و… بالا نگه دارید آیا کارگر و قشر متوسط و زحمت‌کش ما می‌تواند هرچند ماه یک بار دو کیلو میوه برای فرزندان در حال رشد و محصل خود بخرد؟ کاری کردید که مردم از خوردن گوجه و تخم مرغ هم محروم شدند.
کجا رفت ۱۸ میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰ تومانی که برای کالاهای اساسی اختصاص دادید ؟ چرا از ۱۸ میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰ تومانی برای کالاهای اساسی در سفره های مردم خبری نیست؟
جناب رئیس‌جمهوری قدری تامل لطفا؛ چیزی به پایان عمر دولت تان باقی نمانده است، قدری خاطره خوش،قدری یادگاری از خود بجای بگذارید. نفسی برای مردم نمانده است شما سوگند یاد کردید که در جهت رفاه مردم گام بردارید.
بازار کار ما متولی ندارد چراکه وزارت کار میگوید من متولی کار نیستم من مسیول حل فصل روابط کارگر و کارفرما هستم. صنعت ما تعطیل یا نمیه‌تعطیل است. تعداد زیادی از  کارگاه‌ها و  کارخانه‌ها یا تعطیل یا گرفتار سودهای نجومی بانک‌ها شده‌اند و بانک‌ها خون سرمایه‌گذاران را مکیده‌اند. کجای دنیا وام‌هایشان با سود کمرشکن تیشه به ریشه سرمایه‌گذار می‌زند؟ آیا این وام‌ها برای کمک به سرمایه‌گذار و ایجاد اشتغال است یا کمک به جیب بانک‌ها؟ کی این کارخانه‌ها نجات می یابند و احیا می‌شوند؟
در حوزه کشاورزی، کشاورزان از حمایت  محروم ماندند. دلالان و مافیا به قیمت ناچیز از کشاورز خرید می‌کنند سپس با قیمت‌های نجومی پول‌های کلان به جیب میزنند که یا ناظران شما همچنان در خواب غفلت بسر می‌برند یا دستی بر آتش دارند.
چرا نباید از کشاورز حمایت اساسی شود و خرید محصولاتش تضمین شده باشد؟ تا دغدغه را از او بگیرد و انگیزه بیشتر برای تولید بیشتر به کشاورز بدهد تا بی‌نیاز از کشورهای دیگر و واردات شویم؟ چه دست‌هایی پشت پرده این ظلم‌ها ایستاده است؟ چه کسانی از نابود کردن کشاورز و کشاورزی این کشور و واردات محصولات سود می‌برند؟ چرا با داشتن این همه ثروت سعی در نابودی ثروت‌های ملی دارند و مردم با داشتن این همه نعمت الهی که در کشور بزرگ‌مان ایران است همچنان به نان شب گرسنه‌اند.
جناب رئیس‌جمهوری اینها سوالاتی است که اگر کمی دقت کنید و کمی جست‌وجو، به جوابش خواهید رسید و دست آنان را قطع خواهید کرد. فکر می‌کنید به عمر دولت شما برسد؟ و ناگهان چقدر زود دیر می‌شود.
جناب رئیس‌جمهوری شما در سخنرانی‌های قبل از انتخابات خود گفتید پایین آورد نرخ بیکار ی و تورم جز مهم‌ترین دغدغه‌های مردم است پس با آگاهی از این مشکلات قبول کردید زمامدار کشور شوید و بر منصب ریاست جمهوری تکیه زدید. گرانی‌های افسارگسیخته ، فشارهای روانی که از درد نداری بر تن این ملت تازیانه می‌زند  و تورم بی سابقه در طول تاریخ که هیج گونه توانایی مهار آن را ندارید و هر روز با قیمتی جدید خودنمایی می‌کند. اضطراب اینکه امروز قیمت‌ها چقدر بالاتر رفته و آیا امروز می‌توانم نانی برای خانواده تهیه کنم، جان مردم را به لب رسانده است. از زنان بی سرپرست و بدسرپرست که دیگر نگوییم که جگر زلیخا می‌شود این دل…
جناب روحانی در یکی از سخنرانی‌های انتخاباتی خود از بیان نقد آزاد در جامعه گفتید که نباید قلم‌ها را به بهانه‌های واهی شکست و اینکه اگر نقد و آزادی بیان نباشد تصمیم‌گیری‌هایتان تصیح نمی‌شود و تصمیم‌های اشتباه همچنان اشتباه خواهد ماند.  بفرمایید چند تصمیم اشتباه تا کنون گرفته‌اید و چقدر به نقدهایی که به تصمصم‌گیری‌های شما شده است، ترتیب اثر داده‌اید؟
اگر فقط مشکل مسکن را حل می کردید با همین یک کار کمک بزرگی به اقتصاد مردم می‌شد چون بسیاری از مردم که جز دهک پایین جامعه هستند یک ماه کامل کار می‌کنند تلاش می کنند و در پایان ماه بخش اعظم درآمد خود را برای اجاره مسکن می‌پردازند.
حال نه تنها مشکل مسکن حل نشد، نه تنها قیمت‌ها کاهش نیافت، نه تنها درآمدها هم‌تراز تورم نشد بلکه به گرانی‌ها و افزایش تورم هم دامن زده شد و مردم بیش از پیش زیر خط فقر فرو رفتند. تنها اگر تورم مسکن را مهار می‌کردید قدرت خرید مردم را در بخش‌های دیگر بالا می‌بردید یا حداقل حقوق‌های این ملت را با میزان و درصد تورم یکسان‌سازی می‌کردید تا مردم قدری کمر راست می‌کردند و قدری نفس می‌کشیدند .
جناب روحانی، مگر تهیه مسکن ارزان برای مردم جز برنامه‌های انتخاباتی شما نبود؟ کجاست آن مسکن ارزان شما؟تورم در مسکن که رکورد زده و در بی‌سابق ترین جدول گرانی تاریخ قرار گرفته است؟
در واپسین روزهای باقیمانده خود یک یادگار از خود به جای بگذارید عدالت بین حقوق کارگر و وزیر و نماینده مجلس  و… را برقرار کنید تبعض بین حقوق دهک پایین جامعه با دهک بالای جامعه باعث می‌شود تا بالادستی‌ها درک درستی از مفهوم نداری و گرسنگی نداشته باشند که اگر داشتنتد برای رفاه حال خود  و خانواده‌هایشان هم که شده تلاش خود را افزایش م‌یدادند و به آبادانی بیشتر کشور و ذخایر موجود می‌پرداختند و آنگاه می‌دیدید که چگونه همه چیز در جای  خود قرار می‌گرفت. شاید اگر همه با نداری و سختی دست و پنجه نرم می‌کردند تحملش راحت‌تر بود تا اینکه عده‌ای به تنهایی زیر بار این حجم از گرانی له شوند و ببیند عده‌ای در ناز نعمت زندگی می‌کنند چرا که پدرانشان جز دهک متوسط به بالا و جز حقوق بگیران کلان کشور هستند..
رئیس‌جمهوری کشور ثروتمند ایران، مشکل کشور ما این است که عده‌ای در رفاه هستند وهمان عده متاسفانه دراین تورم‌ها و گرانی‌ها و زیرپوستی رد کردن‌ها حق امضا دارند اگر حقوق آن عده تا اندازه حقوق کارگر زحمت‌کش ما پایین می‌آوردید درد نداری را لمس می‌کردند.
حال که به هیچ یک از وعده‌های رویای شما که در حد همان رویا باقی ماند، نرسیده‌ایم بگذارید، بگوییم از طلا شدن پشیمان گشته‌ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید. لطفا تا قبل از پایان عمر دولت ما را به همان هشت سال گذشته برگردانید به همان روزهایی که حداقل مردم دغدغه خوراک نداشتند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا