کد خبر: ۲۴۰۸۹۹6353
لینک کوتاه:
تولید و بازرگانیروزنامهصفحه یک

چرا استراتژی ‌های ناقص ‌الخلقه متولد می ‌شوند

مولف کتاب «رویکردهای خلق استراتژی» می‌گوید برای آنکه استراتژی‌‌ها پس از تدوین صرفا زینت‌بخش قفسه‌های مدیران نشوند، باید برای عملیاتی شدن آنها سیستم مانیتورنیگ، ارزیابی عملکرد و حتی پاداش طراحی شود

یکی از چالش های مدیریت و کسب‌وکار تدوین یک استراتژی موفق است به خصوص در کشور ما که چالش‌ها و عوامل بی‌ثباتکننده بازارها در آن فراوان یافت می شود. از سوی دیگر، نوعی خودزنی در فضای فرهنگی این روزهای جامعه را شاهدیم که بر مبنای آن، عده‌ای هیچ دستاوردی در کشور را قابل اعتنا نمی‌بینند و به موفقیت‌ها هم با دیده تردید می‌نگرند. اما در این گفت‌وگو به سراغ مؤلفی رفتیم که تجارب خود را از موفقیت‌های رخ‌داده در عرصه مدیریت و کسب‌و‌کار از منظر یک استراتژیست تألیف و در قالب کتاب «رویکردهای خلق استراتژی» به همت شرکت چاپ و نشر بازرگانی عرضه کرده است.

در بازار نشر ایران کمتر کتابی مشابه «رویکردهای خلق استراتژی» که به تشریح علمی تجربه‌‌های منجر به خلق موفقیت‌های عملی بپردازد یا کتاب‌هایی که نتیجه یک پروژه مشاوره مدیریت را جمع‌بندی کرده باشند، مشاهده می‌کنیم؛ هر چند در خارج از ایران به وفور شاهد انتشار نمونه‌هایی از این دست هستیم و گاه برخی از آنها در داخل نیز ترجمه و چاپ می‌شود.
اما به عقیده هوشنگ نظامی‌وند چگینی، نویسنده کتاب رویکردهای خلق استراتژی و دانش‌آموخته کارشناسی ارشد درشته اقتصاد و دکتری مدیریت بازرگانی، وقتی تجربه های شرکت هایی مانند مایکروسافت، آی.بی.ام و اپل را در کتابهای ترجمه‌شده می‌خوانیم، به وضوح می‌بینیم که همخوانی‌ای با وضع کسب‌وکار در کشور ما ندارند.
او که سابقه پژوهشی ۲۵ ساله در زمینه ارائه مشاوره مدریت به سازمان‌هایی دارد که نیازمند «برنامه‌ریزی استراتژیک و عملیاتی»، «طراحی ساختار و سازماندهی» و «طراحی نظام‌های ارزیابی عملکرد و بهره‌‍وری» بوده‌اند؛ در مصاحبه‌ با روزنامه عصر اقتصاد هدف اصلی از انتشار آن را پاسخگویی به یکی از دغدغه‌هایی عنوان می‌کند که دانشجویان، مدیران و متخصصان کسب‌وکارها همیشه با آن روبه‌رو هستند: خلأ نبود کتاب‌های بومی با تجارب کاربردی در سیستم آموزشی برای دانشجویان یا مدیران. او دلیل این خلأ را نیاز به صرف زمان چندساله برای تالیف چنین کتاب‌هایی می‌داند.
چگینی با انتقاد از روش‌های قدیمی و ناکارآمد بسیاری از سازمان‌ها و شرکت‌ها برای رفع مشکلات‌‌شان که منتهی به تهیه اسنادی می‌شود که برنامه‌های عملیاتی را به دنبال ندارد، این گزارش‌ها را به طنز «زینت‌القفائس» می‌نامد و معتقد است پس از تدوین استراتژیک این برنامه را نباید رها کرد، بلکه باید به مرحله عملیاتی رساند.
نظامی‌وند چگینی دکتری مدیریت بازرگانی از دانشگاه شهید بهشتی دارد و محقق و مدرس دانشگاه است. او نزدیک به دو دهه تجربه تدریس برای مدیران و ارائه خدمات مشاوره مدیریت به بانک‌ها، شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی و خصوصی را در زمینه‎های برنامه‌ریزی استراتژیک، برنامه‌‌ریزی عملــــیاتی، طراحــی ساختــار و تشکیــلات سازمــانی، پیــــاده‌سازی نظـــام مدیــریت بهـره‌وری، طراحی و پیاده‌سازی نظــام مدیریت عملکرد و تدوین استراتژی‌ها و برنامــه‌های بازاریـابی را دارد. نظامی‌وند چگینی نتیجه مطالعه خود را بر روی سازمان‌هایی که طی بیش از یک دهه رتبه نخست صنعت را داشته‌اند در کتابی تحت عنوان «رویکردهای خلق استراتژی» گردآوری کرده که به همت شرکت چاپ و نشر بازرگانی به چاپ سوم هم رسیده است.
با توجه به اینکه کتاب‌های تالیفی شما غالبا برگرفته از تجربیات کاری‌ است، لطفا در در ابتدای گفت‌وگو درباره حوزه فعالیت‌تان توضیح دهید
نزدیک به ۲۵ سال است که در زمینه مشاوره مدیریت و تحقیق و پژوهش در همین حوزه فعالیت دارم. خدماتی که به سازمان‌ها ارایه می‌کنم شامل «برنامه‌ریزی استراتژیک و عملیاتی»، «طراحی ساختار و سازماندهی» و «طراحی نظام‌های ارزیابی عملکرد و بهره‌وری » است.
تا کنون این خدمات را به بسیاری از دستگاه‌ها، سازمان‌ها و شرکت‌های دولتی و خصوصی از جمله وزارت بهداشت، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت نیرو، وزارت اقتصاد، سازمان امور مالیاتی کشور، سازمان صنایع دفاع، قرارگاه سازندگی سپاه، بنیاد مستضعفان، سازمان انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره‌وری انرژی ایران ، سازمان امداد و نجات، سازمان بهزیستی ارائه داده‌ام. بانک‌های تجارت، توسعه صادرات، مسکن و پست‌بانک و شرکت‌های پالایش گاز سرخون و قشم، فولاد خوزستان، بیمه آسیا، گروه ایران‌خودرو نیز محل اجرای شمار دیگری از پروژه‌های مشاوره‌ای اینجانب بوده است که در کل به بیش از ۶۰ پروژه می‌رسد
پس از سال‌ها کار در حوزه برنامه‌ریزی استراتژیک و بیشتر کتاب‌هایم نیز در این حوزه است در یکی دو سال اخیر به دلیل اهمیت سیستم‌های ارزیابی عملکرد و بهره‌وری و همچنین تاکید سازمان برنامه و بودجه برای پیاده‌سازی نظام مدیریت بهره‌وری، مجموعه‌ای برای طراحی و استقرار سامانه مدیریت بهره‌وری تاسیس کرده‌ام. این مجموعه موفق شده است برای اولین بار در کشور سیستم نرم‌افزاری مدیریت بهره‌وری و کنترل‌های داخلی را برای وزارت اقتصاد طراحی و مستقر کند و اکنون عهده‌دار طراحی این سیستم برای سازمان سرمایه‌گذاری خارجی ایران، بیمه ایران، چند شرکت صنعتی و در آینده نزدیک هم برای سازمان امور مالیاتی کشور خواهیم شد.
در مورد کتاب «رویکردهای خلق استراتژی» توضیح بفرمایید. به نظر این کتاب مورد توجه بسیاری از محققان و مدیران کشور قرار گرفته است.
یکی از دغدغه هایی که دانشجویان، مدیران و متخصصان کسب‌وکارها همیشه با آن روبه‌رو هستند، نبود کتاب‌های بومی با تجارب کاربردی است، من همیشه در این فکر بوده‌ام که کتاب‌هایی کاربردی با استفاده از تجارب خودم و تجارب موفق مدیران داخلی بنویسم. از این رو، در تمام این سال‌ها تلاش کردم نتایج کارهای خودم را به شکل کتاب منتشر کنم، به این دلیل که فکر می‌کنم تالیفاتی که مبتنی بر تجارب سازمان‌های داخلی است می تواند برای مخاطب به ویژه برای دانشگاهیان و فعالان آن صنعت می‌تواند بسیار مفید باشد.
بر اساس همین رویکرد، تجارب مربوط به سازمان مالیاتی و سازمان انرژی‌های نو را به کتاب تبدیل کردیم. مجموعه برنامه ریزی استراتژیک وزارت جهادکشاورزی نیز را در پنج جلد منتشر کردیم. همچنین در سال گذشته موفق شدم با بررسی استراتژی‌های موفق در سازمان‌های ایرانی کتاب «رویکردهای خلق استراتژی» را منتشر کنم که نتیجه مطالعه روی سازمان‌هایی بود که طی بیش از یک دهه رتبه نخست صنعت خود را داشته‌اند.
براین باور بودم که شرکت یا سازمانی که ده سال توانسته باشد رتبه اول صنعت خود را احراز کند، باید از استراتژی نابی بهره برده باشد. بنابراین، برای شناسایی این سازمان‌ها اقدام کردم و برای این کار حدود چهار سال زمان گذاشتم. برای تالیف کتاب ضمن استفاده از یک مدل علمی باید وارد این سازمان‌ها می‌شدم و به مطالعه آنها از نزدیک می‌پرداختم. مدیران سال‌های مورد بررسی در شرکت‌هایی مانند گل‌گهر سیرجان، سیناکاشی، جهان‌پارس، آریا‌همراه، قند لرستان و لیزینگ رایان‌سایپا را شناسایی کردم و در حالی که بیشتر آنها بازنشسته شده یا در جای دیگری مشغول به فعالیت بودند، از آنان دعوت به همکاری کردم. با این رهبران سازمانی کم‌نظیر نشست‌های تخصصی برگزار کردم و از این طریق شیوه رهبری، مدیریت و خلق استراتژی سازمان‌های برتر شناسایی شد. در ادامه، نتایج را در کتابی تحت عنوان رویکردهای خلق استراتژی با کمک شرکت چاپ و نشر بازرگانی منتشر کردم که اکنون به چاپ سوم هم رسیده است.
کار دیگری هم در زیر چاپ دارم که به امید خدا تاپایان منتشر می شود، تحت عنوان «کارایی اثربخش و اثربخشی کارا» که هر دو عبارت یعنی بهره‌وری. در این کتاب تجارب بهره‌وری وزارت اقتصاد و دیگر سازمان‌ها را به صورت عینی و مشخص آورده‌ام.
کاری که شما انجام می‌دهید یعنی اجرایی کردن فرایندی در مورد یک سازمان یا شرکت، مستندسازی نتایج آن و تبدیل مستندات به یک کتاب کاربردی، موارد مشابهی نیز در آثار مولفان این حوزه دارد؟
اینکه یک تجربه ارزشمند یا نتیجه یک پروژه تحقیقاتی و مشاوره مدیریت به صورت کتاب منتشر شود در داخلی کشور خیلی کم اتفاق می‌افتد. شاید استادان دانشگاه‌ها به صورت جسته و گریخته در کتاب‌هایشان اشاره‌ای کرده باشند؛ در حد یک پاراگراف یا یک صفحه و دلیل این امر هم زمانبر بودن چنین فرایندی است.
شما باید زمان بگذارید و یک یا دو سال در یک سازمانی کار مشاوره انجام بدهید. صرف چنین زمانی نیاز به این دارد که کار دیگری نداشته باشید در حالی که بیشتر استادان دانشگاه همزما با فعالیت مشاوره‌ای، در دانشگاه‌ها به فعالیت آموزشی اشتغال دارند، فرصت این کار را پیدا نمی کنند.
بنابراین در پاسخ به سئوال شما باید بگویم در کشور چنین تجربه‌ای خیلی کم است ولی در دنیا به وفور این اتفاق رخ می‌دهد؛ یعنی شما در دنیا هر کتابی را که مطالعه می‌کنید، مملو است از تجاربی است که نویسنده به صورت عینی کسب کرده است. این نوع کتاب‌ها که براساس تجارب عینی هستند وقتی ترجمه هم می شوند در میان علاقه‌مندان داخلی متقاضی زیادی دارند؛ زیرا آنها علاقه دارند مثال‌های واقعی را مطالعه کنند.
من به این نتیجه رسیدم که در داخل کشورمان می‌توان چنین کاری را انجام داد و تجارب ارزشمندی را مکتوب کرد و ارایه داد؛ به طوری‌که دانشجو، مدرس یا کارشناس ایرانی مواردی را مطالعه کنند که در ایران رخ داده است.
من سوالی از شما می‌پرسم: مجموعه‌ای که در این وضع تحریمی از هر ۱۰۰ مترمربع کاشی تولیدی، ۶۵ مترمربع را صادر می‌کند، چه جور مجموعه‌ای محسوب می شود؟
واقعا باید گفت که یک مجموعه موفق و شاید بی‌نظیر است.
از یک مجموعه دیگر که بطری شیشه‌ای برای نوشابه و انواع نوشیدنی‌ها تولید می‌کند و ۷۰ درصد تولیدات خود را صادر می‌کند، چه ارزیابی‌ای می‌توان داشت؟
صد درصد یک مجموعه موفق محسوب می شود.
بسیار خوب، این تجارب هیچ جایی مستند نمی‌شود، اگر ما این تجارب را جمع‌آوری کنیم و بگوییم که رهبر این سازمان با چه نگرشی این کار را انجام داده، چطورمنابع انسانی اش را مدیریت کرده، ‌شیوه سازمان دهی‌اش، شیوه صادراتش، شیوه بازاریابی‌اش درعمل چه بوده است؟ مخاطب به چنین نوشته‌هایی بسیار علاقه‌مند خواهد شد؛ چون بومی است و مخاطب می‌داند که این تجارب در ایران شدنی است.
ما تجربه‌های شرکت‌هایی مانند مایکروسافت، آی‌.بی.ام و اپل را در کتاب‌های ترجمه‌شده زیاد می‌خوانیم ولی آنها هیچ همخوانی‌ای با وضع کشور ما ندارند. در کشور ما وضع به آسانی دیگر کشورها نیست و مسایل زیادی سر راه مدیران صنعت و بخش خدمات است. به طور مثال ما به آسانی نمی‌توانیم واردات فناوری انجام دهیم، درگیر تحریم و معضلات نقل و انتقال ارز هستیم، ضوابط داخلی و مقررات دست و پاگیر نیز وجود دارد. گاه من به شوخی می گویم اگر همان مدیران شرکت‌های خارجی در ایران فعالیت کنند کمتر از سه ماه ورشکست خواهند شد. لذا باید تجربه رهبران موفق صنعت ایران را البته در قالب متدولوژی‌های علمی منتشر کرد.
اگر بخواهیم یک تفاوت جدی را بین فرایند استراتژی‌نویسی در مدیریت‌های موفق داخلی در مقایسه با آنچه در کتا‌ب‌های ترجمه‌شده توصیه می‌کنند، مورد تاکید قرار بدهیم این وجه تمایز را چه می‌دانید؟
سوال شما ناظر بر تدوین یا خلق استراتژی است. یکی از شیوه‌های خلق استراتژی شیوه رسمی است، یعنی مانند کاری که ما در پست‌بانک انجام می‌دهیم اما شیوه‌های دیگری هم هست مانند شیوه کارآفرینانه، به طور مثال شما به پایه‌گذار روزنامه عصراقتصاد اشاره کردید که ایشان دید بلندمدت و استراتژیکی داشته است و حتی همان زمان پیشنهادهایی داشته‌اندکه شما الان در حال عملی کردن آن هستید.
این تدوین استراتژی نبوده و از دل کمیته‌ای بیرون نیامده است، ما به این شیوه از خلق استراتژی می‌گوییم، شیوه کارآفرینانه یا شیوه چشم‌اندازسازی . پس برخی از سازمان‌ها شیوه خلق استراتژی را به شیوه رسمی یا به اصطلاح فرمال انجام نمی‌دهند. وقتی شما این ها را مشاهده می‌کنید در عمل یک شیوه کارآفرینانه را مشاهده می‌کنید.
در بسیاری از سازمان‌ها و شرکت‌های دولتی شیوه رسمی مرسوم است، یعنی کمیته‌هایی تشکیل می‌شود، جلساتی برگزار می‌شود و در نهایت اسنادی تهیه می‌شود که اگر به برنامه‌های عملیاتی تبدیل و اجرا نشود در قالب همان اسناد باقی می‌ماند. من نام این گزارش ها را گذاشته‌ام «زینت القفائس» (اشاره طنز به گزارش‌هایی که در قفسه‌ها می‌مانند). در این سال‌ها پی بردم باید کنار سازمان ماند و پس از تدوین برنامه استراتژیک آنها را به برنامه عملیاتی تبدیل کرد و برای اجرای آنها سیستم مانیتورنیگ، ارزیابی عملکرد و حتی پاداش طراحی کرد.
مشروح این گفت‌وگو را می‌توانید در سایت روزنامه عصراقتصاد مشاهد کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا