آینده مبهم؛ بهترین استراتژی کسبوکارها در این دوران چیست؟
ساسان باقرپناه
بسیاری از مدیران و صاحبان کسبوکار در شرایط فعلی به دنبال پاسخ یک سؤال مشترک هستند: «الان چه تصمیمی درست است؟» آیا باید سرمایهگذاری کرد؟ توسعه داد؟ نیروی جدید جذب کرد؟ موجودی کالا را افزایش داد؟ یا همه برنامهها را متوقف کرد و منتظر روشنتر شدن شرایط ماند؟
شاید پاسخ غیرمنتظره این باشد که در دوران نااطمینانی، مهمترین اشتباه، تلاش برای پیشبینی دقیق آینده است.
اقتصاد ایران طی سالهای اخیر بارها با شوکهای مختلف مواجه شده است؛ از تحریمها و نوسانات ارزی گرفته تا کرونا، اختلالات تجاری، تنشهای منطقهای و تغییرات سریع در محیط کسبوکار. در چنین فضایی، بسیاری از تصمیماتی که بر پایه یک پیشبینی قطعی از آینده گرفته شدهاند، در مدت کوتاهی اعتبار خود را از دست دادهاند.
در ادبیات جدید مدیریت ریسک، شرکتهای موفق الزاماً شرکتهایی نیستند که آینده را بهتر پیشبینی میکنند؛ بلکه شرکتهایی هستند که وابستگی کمتری به یک آینده خاص دارند.
این تفاوت ظاهراً ساده، میتواند سرنوشت یک کسبوکار را تغییر دهد.
بسیاری از بنگاهها ناخواسته بر یک سناریوی مشخص شرطبندی میکنند. فرض میکنند نرخ ارز در محدودهای خاص باقی میماند، بازار صادراتی مشخصی حفظ خواهد شد، یک تأمینکننده همواره در دسترس خواهد بود یا یک مشتری بزرگ همچنان بخش عمده فروش آنها را تأمین خواهد کرد. مشکل از جایی آغاز میشود که یکی از این فرضیات تغییر کند. در این حالت، کل مدل کسبوکار تحت تأثیر قرار میگیرد.
به همین دلیل شاید مهمترین استراتژی در شرایط فعلی، نه افزایش فروش و نه حتی کاهش هزینهها، بلکه کاهش وابستگی باشد.
کاهش وابستگی به یک مشتری، یک بازار، یک محصول، یک تأمینکننده، یک مسیر حملونقل یا حتی یک روش تأمین مالی.
اقتصاد امروز بیش از هر زمان دیگری نشان داده است که تمرکز بیش از حد بر یک منبع درآمد یا یک مسیر فعالیت، میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود. کسبوکارهایی که امکان جابهجایی میان بازارها، محصولات یا زنجیرههای تأمین مختلف را دارند، معمولاً توان بیشتری برای عبور از شوکها خواهند داشت.
نکته مهم دیگر، تفاوت میان «کارایی» و «تابآوری» است.
بسیاری از مدیران سالها تلاش کردهاند کسبوکار خود را تا حد امکان کارآمد کنند؛ یعنی کمترین موجودی انبار، کمترین نیروی مازاد و حداقل هزینههای عملیاتی را داشته باشند. این رویکرد در شرایط عادی کاملاً منطقی است. اما در دوران بحران، گاهی همان ظرفیتهای به ظاهر اضافی به ابزار بقا تبدیل میشوند.
شرکتی که هیچ ذخیرهای ندارد، هیچ تأمینکننده جایگزینی ندارد و تمام منابع خود را به حداکثر بهرهوری اختصاص داده است، ممکن است در برابر کوچکترین اختلال آسیبپذیرتر از شرکتی باشد که بخشی از منابع خود را برای شرایط غیرمنتظره حفظ کرده است.
به بیان دیگر، اقتصاد امروز فقط اقتصاد بهرهوری نیست؛ اقتصاد تابآوری نیز هست.
موضوع دیگری که کمتر مورد توجه قرار میگیرد، سرعت تصمیمگیری است. بسیاری از کسبوکارها تصور میکنند مزیت رقابتی آنها در داشتن منابع مالی بیشتر یا سهم بازار بزرگتر است. در حالی که در شرایط نااطمینانی، سرعت تطبیق با شرایط جدید گاهی از اندازه شرکت مهمتر میشود.
شرکتهای بزرگ معمولاً ساختارهای پیچیدهتر و فرآیندهای کندتری دارند. در مقابل، کسبوکارهایی که بتوانند سریعتر شرایط جدید را تحلیل کنند، محصولات خود را تغییر دهند، بازارهای جدید پیدا کنند یا مدل درآمدی خود را اصلاح نمایند، شانس بیشتری برای حفظ جایگاه خود خواهند داشت.
از این منظر، انعطافپذیری به یک دارایی اقتصادی تبدیل میشود؛ داراییای که در صورتهای مالی ثبت نمیشود، اما ارزش آن در دوران بحران آشکار میشود.
نکته مهم دیگر آن است که بسیاری از فرصتهای اقتصادی دقیقاً در همین دورههای نااطمینانی شکل میگیرند. زمانی که بخشی از بازار در وضعیت انتظار قرار دارد، بخشی از رقبا فعالیت خود را محدود کردهاند و بسیاری از تصمیمگیران از ترس اشتباه، هیچ تصمیمی نمیگیرند، فضا برای کسبوکارهایی که توان تحلیل و اقدام دارند بازتر میشود.
تاریخ اقتصاد نشان داده است که بسیاری از شرکتهای بزرگ امروز، محصول دورههای بحران و بیثباتی هستند. نه به این دلیل که بحران فرصتآفرین است، بلکه به این دلیل که شرایط جدید، قواعد رقابت را تغییر میدهد و امکان ظهور بازیگران جدید را فراهم میکند.
شاید به همین دلیل، بهترین استراتژی کسبوکارها در شرایط فعلی نه خوشبینی افراطی است و نه بدبینی مطلق. نه توسعه شتابزده و نه توقف کامل فعالیتها. بلکه ایجاد سازمانی است که بتواند خود را با آیندههای مختلف تطبیق دهد.
در نهایت، مهمترین پرسش برای مدیران امروز این نیست که «آینده چگونه خواهد بود؟»؛ زیرا پاسخ این سؤال را هیچکس با اطمینان نمیداند.
پرسش مهمتر این است
که:
«اگر آینده برخلاف پیشبینی ما رقم بخورد، آیا کسبوکار ما همچنان توان ادامه مسیر را خواهد داشت؟»
شاید پاسخ به همین سؤال، مهمترین استراتژی مدیریت در دوران نااطمینانی باشد.







