لیلا ابوالفتحی
معاون بازاریابی و فروش هلدینگ سیمانشرق چالشهای اساسی صنعت سیمان را به چهار دسته تقسیم کرد و از سیاستگذاران خواست که در هنگام تصمیمگیری برای این صنعت، ویژگیهای منحصر به فرد آن را به ویژه در حوزه حمل و نقل در نظر بگیرند.
سیدمحمدرضا طباطبایی در گفتوگو با عصر اقتصاد درباره ضرورت آزادسازی قیمت سیمان گفت: باید به این موضوع از چند وجه نگاه کرد. اولین نکته بهای تمامشده تولید سیمان است. از ابتدای تابستان تا آخر پاییز افزايش قیمت قابل ملاحظهاي كه متأثر از متغيرهاي مختلف اقتصادي و بهای تمامشده تولید سیمان داشتیم. به عنوان مثال در تعمیرات اساسی تجهيزات اصلي كارخانه در يك سال اخیر، حداقل شاهد رشد 100درصدی نسبت به سال گذشته و مدت مشابه بودهایم.
او افزود: در بخش سوخت مازوت هم بهای تمامشده سیمان حدود 40هزارتومان نسبت به مصرف انرژی گاز در وضع برابر تولید انرژی تغییر کرده است. تلاشهایی برای اینکه قیمت مازوت برابر گاز مصرفی کارخانجات سیمان باشد در شرف انجام است. مصوبهای هم هیات وزیران در این باره تصویب کرده است که کارخانهها منتظر اجرایی شدن آن هستند که در اینصورت بخشی از افزایش قیمت توضیح دادهشده که ناشی از جایگزینی سوخت مازوت است، جبران میشود؛ منتها هزینه حمل از شرکتهای توزیعکننده مازوت تا کارخانههای مصرفکننده که گاهی، با فرض برابری سوخت مازوت و گاز مصرفی بیش از دو تا سه برابر آن است، باز هم اثر افزایش بهای تمامشده تولید سیمان را خواهیم داشت.
به گفته طباطبایی، دومین مورد این است که آیا ما باید به توسعه، نوسازی و بهسازی صنعت سیمان هم نگاهي داشته باشيم یا خیر؟
معاون بازاریابی و فروش هلدینگ سیمانشرق ادامه داد: برای احداث یک کارخانه یکمیلیون تنی سیمان، با قيمتهاي فعلي فروش، حدود 100میلیون دلار سرمایه لازم داریم. سیمان حدود دوازده میلیون دلار سالانه فروش دارد و حدود سهمیلیون دلار سود معمول مورد انتظار است؛ یعنی حدود 20 تا 25 درصد. این رقم به ما نشان میدهد دوره بازگشت سرمایه به ارزش جایگزین، دستکم چهل سال زمان میبرد. این وضع در حالی است که قیمت سیمان در کشور ما به طور متوسط 12دلار تا 14است و در کشورهای همسایه عموما قیمت سیمان شصت تا هشتاد دلار است. حالا با این وضع آیا ما میتوانیم به نوسازی و بهسازی صنعت سیمان فکر کنیم؟
او تاکید کرد: این مساله باعث میشود جذب سرمایهگذار در این صنعت هم کاهش پیدا کند؛ زیرا سرمایهگذار به دنبال بازدهی سرمایه خود است که در صنعت سیمان با وضع فعلي شاهد آن نیست و در نتیجه، جذب این بازار نمیشود. روش بهینه قیمتگذاری باید به این شکل باشد که نرخ سیمان آزاد شود و بر اساس عرضه و تقاضا، بهای تمامشده، نگاه به ارزش جایگزینی و استفاده از ظرفیت بورس برای تنظیم روابط مالی شفاف بین عرضهکننده و مصرفکننده کشف قیمت شود.
طباطبایی درباره تاثیر افزایش قیمت سیمان بر قیمت تمامشده مسکن اظهار کرد: در کل 1 تا2درصد بهای تمامشده ساختمان، سیمان است. این مقدار تا چه حد میتواند کل بهای تمامشده مسکن را تغییر دهد؟ قاعدتا رقم قابل توجهی نیست.
این فعال بخش خصوصی ادامه داد: به عنوان مثال در تاشکند ازبکستان بهای تمامشده ساختمان كامل حدوداً متری 300دلار است. این هزینه در کنار سیمان هشتاد دلاری و آهنی که 20 تا25 درصد از آهن ما گرانتر است نشان میدهد که اثر قیمت سيمان در مقام مقايسه با بهاي تمام شده يك متر ساختمان با شرايط مشابه در كشور ما تا چه اندازه است. پس با توجه به اینکه فقط 1تا 2درصد بهای تمامشده ساختمان تحت تأثیر سیمان است به نظر من آزادسازی این قیمت باعث نمیشود به طور ناگهانی قیمت دچار جهش شود، بلکه به صورت پلكاني با توجه به وجود مازاد عرضه به توازن خواهد رسيد.
طباطبایی درباره مسائل و مشکلات صنعت سیمان در سال جاری به چهار مورد اشاره کرد: اولین مورد نرخ سیمان و قیمتگذاری دستوری در این صنعت است که طبق صحبتهای قبلی مشخص است که بسیار به صنعت سیمان آسیب میزند. دومین مورد توزیع سوخت است و اینکه بخش عمدهای از کارخانههای سیمان کشور اکنون گاز ندارند و باید مازوت تهیه کنند. بهای تمامشده تولید سیمان با خرید مازوت بسته به نحوه حمل بين 20 تا 40 هزار تومان در هر تن افزایش پیدا میکند.
معاون بازاريابي و فروش هلدینگ سیمانشرق ادامه داد: سومین مشکل صنعت ما محیط زیست است. مصرف مازوت باعث آلودگی محیط زیست و در نتیجه ورود سازمانهای مربوطه میشود که چرا با مازوت کار میکنید؟
طباطبایی ادامه داد: يكي ديگر از مشكلات مسائل ارزی است. اين معضل از دو جنبه قابل بررسی است: اول اين كه در ارسال پول و حواله خرید قطعات و تجهیزات وارداتی دچار مشکل هستیم که البته مشکلی عمومی است. دوم، قيمتهاي صادرات صنعت سيمان با قیمتهای تقریبا برابر قيمت داخلي صورت میگیرد؛ در حالي كه باید تعهدات ارزی خود را بر مبنای نرخهای مورد تایید گمرک اظهار و در سامانه نیما عرضه کنیم اما فروشی که تحت عنوان صادرات انجام میشود با آن نرخها تفاوت دارد. تأمین ارز این مابهالتفاوت هزینهای بر دوش كارخانجات توليدكننده سيمان است.
او درباره نرخ سیمان صادراتی توضیح داد: در اظهارنامه گمرکی قیمت سیمان حدود 28دلار ثبت شده است یعنی دولت انتظار دارد 28 دلار بابت صادرات هر تن سیمان به کشور برگردد اما آنچه عملی میشود حدود 13تا 15 دلار است.
طباطبایی در توضیح ابهام اختلاف 67دلاری قیمت سیمان در داخل و خارج کشور توضیح داد: با یک مثال این مورد را توضیح میدهم: در کابل (افغانستان) قیمت سیمان حدود 80 دلار است. این سیمان در کارخانه داخلی در كارخانه حدود 13 تا 15دلار فروخته میشود. حال سوال این است که این 67دلار مابهالتفاوت بابت چيست؟ در اصل بابت هزینههای گمرکی و حمل است. با این توضیحات میتوان گفت که نمیتوانیم ادعا کنیم هدف صادرات صنعت فقط سودآوری است بلکه هدف اصلی از صادرات فروش مازاد تولیدی است که کارخانهها با قیمتهایی تقریبا برابر داخل به فروش ميرسانند.
این فعال بخش خصوصی در مورد راهکارهای حمایتی دولت برای برگشت این 67دلار به جیب تولیدکننده داخل گفت: حقیقتی را باید پذیرفت و آن این است که خیلی از تصمیمیات آن طرف مرزها گرفته میشود. ما مشکلاتی در مرزها به طور خاص مرزهای شرقی داریم که مانع سهولت خروج بار و صادرات میشود. انتظاری که به طور ویژه از استانداریها که متوليان اصلي مرزهای استان خود هستند، میرود این است که کاملا اوضاع را برای صادرات کالاها، ورود کامیونهای کشور همسایه به داخل کشور در بازارچههای مرزی یا مناطق ویژه اقتصادی تسهیل کنند. ما مشکلاتی از این دست داریم که مثلا در مرز دوغارون یک روز ماشین از افغانستان وارد نمیشود، یک روز ماشین ایرانی؛ یک روز مشکلاتی بین شرکتهای حملونقل وجود دارد و این مشکلات متاسفانه عليرغم وجود تقاضاي بالاي كالاهاي صادراتي از ايران در بسياري از روزهاي سال حاكم است.
او افزود: از نظر تعداد ماشین، افغانستان با ما برابر است پس مشکلی از نظر تعداد ماشین برای حمل نداریم. منطقه ویژه اقتصادی یا بازارچه یا منطقه گمرکی باید تسهیلگر باشند و به آسانی ماشین خارجی و داخلی وارد و خارج شوند. اگر بستر امنیتی مناسب لازم است وضع امنیتی را گسترش دهید. در حقيقت با رونق صادرات است كه بستر امنيت بيشتر هم متعاقبا فراهم خواهد شد. سیاستهای حملونقل ریلی، زمینی و دریایی ما در حوزه صنعت سیمان نیازمند توجه ویژه است.
طباطبایی با تاکید بر توان رقابتی کشور در منطقه گفت: بهای تمامشده رقابتی در کشور وجود دارد و در نتیجه ظرفیت صادراتی خوبی در صنعت سیمان داریم. نکته بعدی اینکه سیمان کالایی حجیم ولی ارزان است. پس اگر دولت در پی حمایت صادراتی است باید حملونقل را حداقل در داخل مرزهای کشور مدیریت کند. مثلا تخفیفاتی برای عوارض ورود به کشور برای ماشینهای ترانزیت در صنعت سیمان در نظر گرفته شود.
به گفته او، در راهآهن روالی وجود دارد که اگر از صفر تا 150کیلومتر واگن وارد شود همان هزینه 150کیلومتر را از آن گرفته میشود؛ چه 10کیلومتر آمده باشد چه پنجاه کیلومتر. این رویه را برای سیمان که کالایی رقابتی است، میشود اینگونه اصلاح کرد که اگر 10کیلومتر وارد شود فقط همان هزینه ده کیلومتر را دریافت کنید.
معاونت بازاریابی و فروش هلدینگ سیمانشرق در مورد نگاه سیاستگذاران به صنعت سیمان گفت گفت: نگاه کسانی که در مورد حملونقل سیمان سیاستگذاری میکنند باید متفاوت باشد. اگر صحبت از آهن باشد از پانصد دلار در هر تن صحبت میکنیم ولی سیمان قیمتی 12تا 15 دلاری دارد. آيا بايد وضع حمل و نقل هر دو كالا يكسان باشد؟
او در ضرورت توجه به بازارهای منطقهای و ارزآوری عنوان کرد: کشورهای همسایه، عمدتا به سیمان ایران نیاز دارند. حتی برخی از کشورها به دلیل همین تأمین شدن از سوی ایران، احداث کارخانه سیمان برایشان توجیهی ندارد. ظرفیت تولید سیمان در کشور حدود 80 میلیون تن است که حدود 50 تا 55تن آن در داخل مصرف میشود یعنی 25 میلیون تن مازاد ظرفيت داریم و باید برای آن برنامهریزی شود.
طباطبایی درباره نگاه حمایتی مسئولان به این صنعت گفت: باید به کشورهای دیگری که در حوزه حملونقل صادرات خود را پشتیبانی میکنند، نگاهی بیندازیم. کشوری مانند چین بخش عظیمی از کشتیهای نیروی دریاییاش را در اختیار صنعت کشور قرار داده است و کالاها را با نرخ پایینی از چین به سایر نقاط جهان از جمله خلیجفارس صادر میکند. پس اگر ما بتوانیم با توجه به مطالبهای که همسایهها از ما دارند روی حملونقل خصوصا ریلی و زمینی در نوار شرقی کشور و دریایی در نوار جنوبی و شمالی کشور کار کنیم اتفاقات خوبی خواهد افتاد و قطعا شاهد رونق بيش از پيش صادرات خواهيم بود.








