دلار: 253,700 تومان
یورو: 287,500 تومان
پوند انگلیس: 335,090 تومان
درهم امارات: 69,109 تومان
یوان چین: 37,850 تومان
دینار بحرین: 672,960 تومان
دینار کویت: 822,090 تومان
ریال عربستان: 67,562 تومان
دینار عراق: 165.6 تومان
لیر ترکیه: 5,266.5 تومان
ین ژاپن: 160,062 تومان
طلا 18 عیار: 25,396,000 تومان
انس طلا: 1,058,598,768 تومان
مثقال طلا: 109,448,000 تومان
طلا 24 عیار: 33,687,000 تومان
طلا دست دوم: 24,928,594 تومان
نقره 925: 491,158 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 132,000,000 تومان
ربع سکه: 71,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 247,110,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,645,508,200 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 22,549,617.1 تومان
گازوییل: 374,232,870 تومان
نفت اپک: 28,612,286 تومان
دلار: 253,700 تومان
یورو: 287,500 تومان
پوند انگلیس: 335,090 تومان
درهم امارات: 69,109 تومان
یوان چین: 37,850 تومان
دینار بحرین: 672,960 تومان
دینار کویت: 822,090 تومان
ریال عربستان: 67,562 تومان
دینار عراق: 165.6 تومان
لیر ترکیه: 5,266.5 تومان
ین ژاپن: 160,062 تومان
طلا 18 عیار: 25,396,000 تومان
انس طلا: 1,058,598,768 تومان
مثقال طلا: 109,448,000 تومان
طلا 24 عیار: 33,687,000 تومان
طلا دست دوم: 24,928,594 تومان
نقره 925: 491,158 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 132,000,000 تومان
ربع سکه: 71,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 247,110,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,645,508,200 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 22,549,617.1 تومان
گازوییل: 374,232,870 تومان
نفت اپک: 28,612,286 تومان
  کد خبر: 100705255478
آموزشتاب آوریجامعه و فرهنگ

ارتباطات بحران چیست؟ راهنمای جامع اصول و مراحل مدیریت

دکتر محمدرضا مقدسی

 ارتباطات بحران؛ تعریف، مبانی و کارکردها

ارتباطات بحران شاخه‌ای تخصصی و راهبردی از دانش ارتباطات، روابط عمومی و مدیریت ریسک است که به فرآیند جمع‌آوری، پردازش، تحلیل و انتشار نظام‌مند و به‌موقع اطلاعات، داده‌ها و پیام‌ها در شرایط عدم قطعیت بالا و رخدادهای ناگهانی می‌پردازد. این سازوکار مدیریتی تنها در انتشار چند بیانیه مطبوعاتی یا پاسخ‌گویی مقطعی به خبرنگاران خلاصه نمی‌شود، بلکه سامانه‌ای زنده، منسجم و پویا است که از پیش از بروز اختلالات اساسی در سازمان یا جامعه آغاز شده، در میانه اوج تهدیدها تداوم یافته و تا تثبیت کامل اوضاع، درس‌آموزی و بازیابی کامل هویت و اعتبار امتداد پیدا می‌کند.

به بیان دکتر محمدرضا مقدسی مشاور عالی ماموریت ملی تاب آوری فرهنگی هنگامی که رخدادی نامنتظره جریان معمول امور را مختل می‌سازد، حیات، دارایی، اعتماد عمومی، محیط‌زیست، سلامت یا پایداری یک نهاد را هدف قرار می‌دهد، ارتباطات بحران به مثابه ابزار تنظیمی عمل می‌کند تا شکاف اطلاعاتی میان تصمیم‌گیران، کارشناسان، جامعه و رسانه‌ها پر شود و از غلبه اضطراب، تفسیرهای نادرست و انتشار شایعات ممانعت به عمل آید. در غیاب یک نظام ساختاریافته ارتباطی، ابعاد تخریبی یک حادثه به سرعت از مرزهای مادی آن فراتر رفته و به اضمحلال سرمایه اجتماعی، بی‌اعتمادی گسترده و از دست رفتن مشروعیت سازمان یا سیستم منجر خواهد شد. ارتباطات بحران نقشه راهی برای هدایت افکار عمومی در میان طوفان داده‌های ناقص و واکنش‌های شتاب‌زده است.

رسالت بنیادین این رویکرد، کاهش پیامدهای مخرب مادی، اجتماعی و روان‌شناختی، نجات جان انسان‌ها، مراقبت از آسیب‌پذیرترین اقشار، صیانت از اعتبار سازمانی و تقویت پایه‌های تاب‌آوری جامعه در رویارویی با بی‌ثباتی است. این مفهوم ترکیبی از علم سنجش داده‌ها، هنر هم‌دلی کلامی و مهارت فرماندهی روانی است که سازمان‌ها را قادر می‌سازد حتی در تاریک‌ترین لحظات اختلال، رشته گفت‌وگو با ذی‌نفعان خود را حفظ کنند و به جای واکنشی منفعلانه، راهبری شرایط را در دست بگیرند. در دنیای به هم پیوسته امروز، این ساختار ارتباطی از یک ضرورت اداری فراتر رفته و به یکی از شاخص‌های اصلی پایداری و بقای نهادی بدل شده است.

 ویژگی‌های یک موقعیت بحرانی

یک بحران بر اساس الگوهای ثابت و پیش‌بینی‌شده عمل نمی‌کند و به همین سبب، ماهیت آن ایستا و صلب نیست. تمایز میان شرایط اضطراری عادی و یک بحران واقعی در هم‌افزایی چندین ویژگی کلیدی نهفته است که کارکرد طبیعی ساختارها را فلج ساخته و متولیان را با اضطرار مواجه می‌کند. نخستین ویژگی بنیادین، غافل‌گیری و غلبه عنصر ناگهانی بودن است. هرچند بسیاری از بحران‌ها ریشه در غفلت‌های بلندمدت، نشانه‌های پیشین یا فرسودگی تدریجی دارند، اما لحظه تبدیل آن‌ها به یک فوران بیرونی معمولاً ناگهانی، فاقد هشدار قطعی قبلی و خارج از برنامه‌های جاری رخ می‌دهد؛ این شوک آغازین سازمان را در وضعیت تدافعی قرار داده و برنامه‌ریزی‌های روتین را از کار می‌اندازد.

دومین ویژگی بارز، وجود تهدید جدی، ملموس و چندوجهی علیه بقا، ایمنی، ارزش‌ها یا سرمایه‌های اساسی سازمان و جامعه است. این تهدید می‌تواند ماهیتی زیست‌محیطی، جانی، مالی، زیرساختی یا اعتباری داشته باشد و در صورت عدم مدیریت فوری، پتانسیل تخریب کل اکوسیستم سازمانی یا اجتماعی را داراست. سومین مؤلفه غیرقابل تفکیک بحران، محدودیت شدید زمان برای اخذ تصمیم و واکنش است؛ مدیران در موقعیتی قرار می‌گیرند که هر دقیقه تأخیر در اتخاذ موضع یا تصمیم‌گیری، هزینه‌های انسانی یا مادی را به صورت تصاعدی بالا می‌برد، بدون آنکه فرصت کافی برای بررسی‌های طولانی‌مدت وجود داشته باشد.

چهارمین شاخصه تعیین‌کننده، غلبه شدید عدم قطعیت و ابهام در داده‌ها است. در ساعات آغازین بحران، اطلاعات موجود اغلب ناقص، متناقض، اغراق‌آمیز یا کاملاً نادرست هستند؛ تقاضای سنگین افکار عمومی و رسانه‌ها برای کسب پاسخ، دقیقاً در نقطه‌ای شکل می‌گیرد که مراجع تصمیم‌گیرنده هنوز احاطه کامل بر علل و ابعاد حادثه ندارند. پنجمین ویژگی، قرار گرفتن ناگهانی زیر ذره‌بین نگاه عمومی، رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی است. تشدید نظارت و توجه بیرونی، فضای خطای تصمیم‌گیران را به حداقل ممکن می‌رساند و هر پیام ناقص، مکث طولانی یا لغزش کلامی را به موجی از قضاوت‌های ویرانگر و واکنش‌های غیرقابل مهار در بسترهای اجتماعی بدل می‌سازد.

 

مراحل سه‌گانه ارتباطات بحران

فرآیند ارتباطات بحران چرخه‌ای مدام، پیوسته و پویا است که در طول سه مرحله متمایز اما درهم‌تنیده بسط می‌یابد و پرداختن به یکی بدون در نظر گرفتن دیگری، عقیم‌ماندن کل فرآیند را به دنبال دارد. این بخش‌های سه‌گانه مسیر مواجهه نهادی با بحران را سازماندهی می‌کنند:

1. مرحله نخست که فاز پیش از بحران یا مرحله آمادگی نام دارد، بر پیش‌بینی، رصد و ایجاد ظرفیت‌های پایه‌ای برای واکنش استوار است. در این مرحله، سازمان باید سامانه‌های پایش محیطی و مانیتورینگ حساسیت‌های افکار عمومی را فعال نگاه دارد تا علائم هشداردهنده ضعیف، اصطکاک‌های خاموش و خطرات پنهان را پیش از رسیدن به نقطه اشتعال شناسایی کند. تدوین یک «سند راهبردی برنامه ارتباطات بحران» با تعیین نقش‌ها، مسیرهای گردش پیام، پیش‌نویس بیانیه‌های پایه و سناریوپردازی‌های محتمل، شالوده اصلی این مقطع است. همچنین در این فاز، سخنگویان رسمی و تیم‌های ارتباطی با شبیه‌سازی‌های سخت‌گیرانه، مصاحبه‌های بحرانی و رسانه‌ای آموزش می‌بینند تا از لحن، کلمات و رفتار حرفه‌ای در فشار اطمینان حاصل شود. تعامل مستمر با رسانه‌ها، جلب اعتماد پیشینی جامعه و ایجاد شبکه‌های هماهنگ بین‌سازمانی از دیگر اقدامات محوری این گام است؛ زیرا اعتمادی که در روزهای آرامش پی‌ریزی نشده باشد، در روزهای بحرانی هرگز به دست نخواهد آمد و سخن سازمان خریدار نخواهد داشت.

2. مرحله دوم که فاز حین بحران یا مرحله پاسخ‌دهی و اقدام است، از لحظه وقوع حادثه آغاز می‌شود و حساس‌ترین و پرالتهاب‌ترین مرحله به شمار می‌رود. در این بازه، سرعت واکنش و پر کردن خلأ اطلاعاتی نخستین و فوری‌ترین اولویت تیم ارتباطی است، زیرا هرگونه سکوت اولیه یا خلاء خبری با گمانه‌زنی‌ها و اطلاعات نادرست پر خواهد شد. در این فاز، پیام‌های اولیه باید صریح، روشن و عاری از اصطلاحات غامض فنی باشند، وضعیت را با حفظ آرامش تصدیق کنند و اقدامات در دست اجرا را گزارش نمایند. ارائه دستورالعمل‌های شفاف برای حفظ ایمنی و جان مخاطبان باید بر هر نوع توجیه اداری یا دفاع از شهرت ارجحیت پیدا کند. سخنگو باید ضمن ابراز هم‌دردی انسانی و عمیق با آسیب‌دیدگان، از فرافکنی، پنهان‌کاری یا تکذیب‌های شتاب‌زده بپرهیزد و در فضایی از انضباط ارتباطی، صرفاً اطلاعات تأییدشده را با تعیین زمان دقیق گزارش‌های بعدی به سمع و نظر مردم برساند تا اضطراب محیطی مهار گردد و میدان کنشگری در اختیار مراجع رسمی بماند.

3. مرحله سوم که فاز پس از بحران یا مرحله بازیابی، تحلیل و یادگیری است، پس از فروکش کردن التهاب اولیه، توقف تهدیدات فوری و بازگشت نسبی آرامش کلید می‌خورد. در این مقطع، وظیفه ارتباطات از صدور هشدارهای اضطراری به سمت گزارش‌دهی منصفانه درباره ریشه‌های واقعه، نتایج بررسی‌های کارشناسی و روند پیشرفت بازسازی و جبران خسارات تغییر جهت می‌دهد. پیگیری مستمر وضعیت متأثرین، ارائه گزارش‌های عینی درباره تعهدات انجام‌شده و استمرار گفت‌وگو با افراد، مانع از بازتولید حس رهاشدگی در میان ذی‌نفعان می‌شود. سازمان در این فاز ملزم است با بازنگری نقادانه بر نقاط قوت و ضعف عملکرد رسانه‌ای خود، فرآیند ارزیابی پس از اقدام را اجرایی کند. بازخوردها باید از رسانه‌ها، جامعه و نهادهای ذی‌ربط گردآوری شده و در بازبینی اسناد پیشین و اصلاح دستورالعمل‌ها به کار گرفته شوند؛ از این طریق، بحران سپری‌شده به بستری غنی برای ارتقای توانایی‌های سازمانی و افزایش تاب‌آوری در برابر مخاطرات محتمل آینده تبدیل می‌شود.

اصول کلیدی اثرگذاری در ارتباطات بحران

اجرای موفقیت‌آمیز برنامه‌های طراحی‌شده در هر سه مرحله، مشروط به رعایت بی‌چون‌وچرای مجموعه‌ای از اصول اخلاقی، فنی و رفتاری است که خط‌مشی محتوایی پیام‌ها را تعیین می‌کنند:

اصل نخست، سرعت عمل هوشمندانه همراه با تعهد به صحت داده‌ها است. در گذشته استراتژیست‌های ارتباطی بر تدوین بیانیه‌های زمان‌بر پس از تثبیت تمامی حقایق پافشاری می‌کردند، اما در عصر رسانه‌های دیجیتال، دقایق اولیه موسوم به «ساعت طلایی ارتباطات» از دست رفتنی نیستند. سازمان باید ظرف اولین دقایق اعلام موضع کند، حتی اگر آن پیام فقط مشتمل بر اعلام آگاهی از واقعه، آغاز بررسی‌ها و وعده زمان‌بندی مشخص برای انتشار گزارش بعدی باشد. این سرعت‌عمل ابتکار عمل در روایت ماجرا را برای سازمان حفظ می‌کند و اجازه نمی‌دهد منابع غیرمسئول با فرضیه‌سازی، میدان ذهن جمعی را شکل دهند؛ البته نباید سرعت را فدای حدس و گمان‌های غیرموثق کرد، چرا که یک جمله اشتباه می‌تواند کل مشروعیت سازمان را ویران کند.

اصل دوم، شفافیت، صداقت و پرهیز مطلق از پنهان‌کاری است. هر کوششی برای کوچک جلوه دادن یک رویداد بزرگ، لاپوشانی آسیب‌ها یا انداختن تقصیر به گردن دیگران به سرعت توسط رسانه‌ها، مستندات مردمی و بررسی‌های بی‌طرفانه افشا خواهد شد. کتمان حقیقت نه تنها مانع بحران نمی‌شود، بلکه خود به بحران ثانویه‌ای تحت عنوان «بحران پنهان‌کاری» دامن می‌زند که ترمیم آن به مراتب ناممکن‌تر از مهار حادثه نخستین خواهد بود. سازمان متعهد، صادقانه آن‌چه را که در جریان است، آن‌چه را که هنوز از آن بی‌خبر است و قدم‌هایی را که برای کشف ابعاد ناشناخته برمی‌دارد با مخاطب در میان می‌گذارد؛ صداقت حتی در هنگام ناآگاهی، قابل احترام‌تر از دروغگویی از موضع دانای کل است.

اصل سوم، تقدم ابراز همدلی انسانی و التیام روانی بر مباحث فنی، حقوقی و مالی است. مخاطبان در بطن یک حادثه تلخ، نیازی به شنیدن دفاعیه‌های حقوقی، اصطلاحات مکانیکی، سلب مسئولیت‌های قراردادی یا آمارهای خشک ندارند؛ آنان نیازمند درک شدن هستند. هر پیام رسمی باید در طلیعه خود احساس هم‌دردی عمیق، شریک بودن در رنج آسیب‌دیدگان و تعهد اخلاقی نسبت به التیام دردهای ایجادشده را منعکس کند. چنانچه لحن ارتباطی سازمان سرد، بی‌روح، متکبرانه یا توجیه‌گرانه باشد، نه تنها پیام‌های ایمنی اثرگذاری نخواهند داشت، بلکه خشم جمعی را برانگیخته و واکنش عمومی را از فاز انطباقی به فاز تهاجمی سوق خواهد داد.

اصل چهارم، وحدت فرماندهی و رعایت اصل یک‌صدایی در تمام خروجی‌های اطلاعاتی است. یکی از خطرناک‌ترین عوارض مدیریتی در شرایط اضطراری، تعدد اظهارنظرها، تناقض‌گویی مدیران و انتشار اطلاعات ناسازگار از بخش‌های گوناگون یک مجموعه است که نتیجه مستقیم آن گیجی، بی‌اعتمادی و فروپاشی قطعیت در اذهان عمومی است. در سراسر فرآیند مدیریت، باید ساختار سخنگویی واحد و مشخصی تعریف شود و همه اعضای سازمان ملزم به هدایت استعلام‌ها به آن کانال مرکزی باشند. پیام‌های صوتی، تصویری، متنی و شبکه‌های اجتماعی باید با یکدیگر هم‌گرایی کامل داشته باشند تا تصویری یک‌پارچه و تحت کنترل از مجموعه منعکس شود و اعتبار کلام متولیان صیانت گردد.

اصل پنجم، مخاطب‌شناسی دقیق، تطبیق پیام با کانال‌های توزیع و بهره‌گیری از ادبیات قابل فهم است. یک بحران ذی‌نفعان گوناگونی دارد که از نظر روانی، دسترسی فنی و سطح نگرانی در یک رده قرار نمی‌گیرند؛ خانواده‌های قربانیان، امدادگران، ناظران قانونی، رسانه‌های بین‌المللی و کارمندان هریک نیازهای شناختی خاص خود را دارند. زبان پیام باید ساده، روان، قابل فهم، قاطع و عاری از هرگونه پیچیدگی اداری یا پرگویی باشد. توزیع این محتوا نیز نباید صرفاً به اطلاعیه‌های سنتی وابسته بماند، بلکه باید ترکیبی هماهنگ از پلتفرم‌های دیجیتال، پیام‌رسان‌های موبایلی، شبکه‌های رادیویی و کنفرانس‌های خبری حضوری را در بر بگیرد تا جریان داده بدون هیچ سدی به گوش تمام مخاطبان هدف برسد.

اصل ششم، انعطاف‌پذیری و بازخوردگیری بی‌درنگ است؛ در جریان یک رخداد، شرایط لحظه به لحظه تغییر می‌کند و شایعات جدیدی پدیدار می‌گردند. ارتباطات بحران نمی‌تواند بر پایه الگوهای ایستا به کار خود ادامه دهد، بلکه تیم ارتباطی باید به موازات ارسال پیام‌ها، بازخوردها و پرسش‌های افکار عمومی را به شیوه مداوم رصد کرده، اطلاعات نادرست شکل‌گرفته را بلافاصله شناسایی نموده و با شفاف‌سازی سریع و صریح، ابهام را پیش از گسترش بخشکاند. بازبینی راهبردها و تنظیم مجدد لحن بر اساس واقعیت‌های میدانی، پویایی و هوشمندی فرآیند را تضمین می‌کند و از فرسایش کارآمدی آن در گذر زمان جلوگیری می‌نماید.

پیوند تاب‌آوری و چشم‌انداز تکاملی

در نهایت، غایت ارتباطات بحران تنها مهار یک طوفان در کوتاه‌مدت نیست، بلکه ایجاد و تعمیق پدیده‌ای بنیادین به نام تاب‌آوری ارتباطی است. سازمانی که بتواند بحرانی ژرف را با شجاعت در گفتار، شفافیت در ارائه حقایق، پرهیز از تفرعن و هم‌پایی با دردهای جامعه مدیریت کند، نه تنها پس از پایان غائله نابود نخواهد شد، بلکه سطحی نوین از سرمایه اجتماعی، اقتدار اخلاقی و وفاداری ذی‌نفعان را به دست می‌آورد.

معاونت علمی و پژوهشی جمعیت همیاران سلامت روان ایران در خاتمه تاکید میکند جهان معاصر، جهان انباشته از عدم قطعیت‌های درهم‌تنیده است که در آن، خطرات زیست‌محیطی، تغییرات اقلیمی، حوادث فناورانه و تنش‌های اجتماعی با سرعتی بی‌سابقه تکثیر می‌شوند؛ در چنین بستری، ناتوانی در برقراری ارتباط با مخاطب به مثابه تسلیم در برابر خود بحران است. سازمان‌ها و جوامعی که ارتباطات بحران را به عنوان جریانی مداوم از آمادگی، حضور مقتدرانه و بازنگری‌های نقادانه درک کرده‌اند، در مواجهه با چالش‌های گریزناپذیر آینده شکننده‌تر نخواهند شد، بلکه قادر خواهند بود از دل خاکستر هر بحران، نظمی استوارتر، شفاف‌تر و انسانی‌تر خلق کنند و با تکیه بر اعتماد متقابل، تداوم زیست اجتماعی خود را تضمین نمایند.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا