دلار: 260,800 تومان
یورو: 293,370 تومان
پوند انگلیس: 347,910 تومان
درهم امارات: 71,392 تومان
یوان چین: 39,140 تومان
دینار بحرین: 692,570 تومان
دینار کویت: 840,890 تومان
ریال عربستان: 69,551 تومان
دینار عراق: 171.6 تومان
لیر ترکیه: 5,270 تومان
ین ژاپن: 165,645 تومان
طلا 18 عیار: 25,753,800 تومان
انس طلا: 1,086,594,512 تومان
مثقال طلا: 111,799,000 تومان
طلا 24 عیار: 34,412,400 تومان
طلا دست دوم: 25,464,771 تومان
نقره 925: 463,522 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 138,990,000 تومان
ربع سکه: 73,980,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 253,600,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,122,975,625 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 26,447,728 تومان
گازوییل: 381,837,280 تومان
نفت اپک: 29,105,280 تومان
دلار: 260,800 تومان
یورو: 293,370 تومان
پوند انگلیس: 347,910 تومان
درهم امارات: 71,392 تومان
یوان چین: 39,140 تومان
دینار بحرین: 692,570 تومان
دینار کویت: 840,890 تومان
ریال عربستان: 69,551 تومان
دینار عراق: 171.6 تومان
لیر ترکیه: 5,270 تومان
ین ژاپن: 165,645 تومان
طلا 18 عیار: 25,753,800 تومان
انس طلا: 1,086,594,512 تومان
مثقال طلا: 111,799,000 تومان
طلا 24 عیار: 34,412,400 تومان
طلا دست دوم: 25,464,771 تومان
نقره 925: 463,522 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 138,990,000 تومان
ربع سکه: 73,980,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 253,600,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,122,975,625 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 26,447,728 تومان
گازوییل: 381,837,280 تومان
نفت اپک: 29,105,280 تومان
  کد خبر: 21080054561
روزنامهطنز

از کرامات شیخ ما این است(طنز)

راضیه حسینی

روزی شیخی بلندمرتبه و رفیع‌درجه، از آن مدل‌ها که وقتی در مجلسی وارد می‌گشت او را بر صدر می‌نشاندند و هر چه می‌گفت به گوش جان نیوش می‌کردند، حکایتی گفت که حاضران جملگی گریبان بدریدند و جامه چاک‌چاک کرده و به بیابان همی دویدند.

شیخ بر بالای مجلس رفت و به جماعت گفت: «هان ای بزرگان بلاد. آیا خبر دارید که ما، در قلب مردم چه جایگاهی داریم؟»

یکی از شیوخ پایین‌رده، دست خویش بالا برد و گفت: «بلی بزرگوار. همین دیروز که صفحه اینستاگرام خود را گشودیم دیدیم تعداد کثیری درخواست در دایرکت‌مان آمده. کنجکاوی بر ما مستولی شد و چندتایی را باز نمودیم. در همان لحظات اولیه امر بر ما مشتبه شد که نه‌تنها در قلب، بلکه در لوز‌المعده مردم هم جایی نداریم.»

شیخی دیگر بلند شد و گفت: «ای باقلوا، ای قطاب، ای شیرین‌سخن که جایت جز بر صدر مجلس نیست. ای فخر بهارستان، لطفاً خاطرتان را مکدر نکنید. ما نیز از این دست خزعبلات در توئیترمان هر روزه نیوش می‌کنیم. اصلاً قلب این رعیت چه اهمیتی دارد؟ آنها صلاح خویش ندانند و به همین خاطر جایی برای‌مان حتی در جزایر لانگرهانس هم قائل نیستند.»

شیخ لبخندی ملیح بر لب نشاند و گفت: «خموش باشید تا ماجرایی برای‌تان روایت کنم. شب گذشته چهره خود پوشاندیم و به یکی از تماشاخانه‌های شهر روانه گشتیم. جمعیتی فراوان گرد هم آمده و در حال دیدن نمایشی بودند که داشت ما را نشان می‌داد. جملگی دست‌‌زنان و هوراکشان مشغول دیدن بودند و حتی یکی چندتا سوت‌بلبلی هم برای‌مان زد. به واقع خود نیز نمی‌دانستیم با چنین اقتداری در قلب مردم نشسته‌ایم و این‌قدر هواخواه ما هستند.»

یکی از امیرزادگان که از قضای روزگار در مجلس هم جایگاهی داشت بلند شد و گفت: «ای شیخ، نمایش در چه ژانری بود؟»

شیخ گفت: «نمی‌دانیم. ما فقط لختی در آنجا ایستادیم و از بیم شناسایی، سریع محل را ترک کردیم. ولی هر چه بود مردم بسی شادمان و مسرور بودند و حتی تعدادی شکم‌های خود را گرفته و از فرط خنده بر زمین افتاه بودند. ای بزرگان ببینید که ما چقدر بین مردم محبوبیم که این‌قدر مایه شادی و سرورشان هستیم و تنها با شنیدن نام‌مان گل از گل‌شان می‌شکفد.»

بعد از شنیدن این روایت، جملگی حاضران در مجلس در حال دریدن گریبان و سرگذاشتن به بیابان بودند که عالمی از میان‌شان گذشت و زمزمه‌کنان گفت: «از کرامات شیخ ما این است/ غوره را دید و گفت انگور است»

حکایت به زبان ساده و مختصر از زبان یکی از متولیان امر: «عمق اقتدار ما در قلب مردم است.»

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا