دلار: 188,000 تومان
یورو: 215,500 تومان
پوند انگلیس: 254,260 تومان
درهم امارات: 51,907 تومان
یوان چین: 27,840 تومان
دینار بحرین: 499,730 تومان
دینار کویت: 607,700 تومان
ریال عربستان: 50,068 تومان
دینار عراق: 142.1 تومان
لیر ترکیه: 4,025 تومان
ین ژاپن: 116,076 تومان
طلا 18 عیار: 18,313,500 تومان
انس طلا: 758,132,560 تومان
مثقال طلا: 79,245,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,391,500 تومان
طلا دست دوم: 18,040,745 تومان
نقره 925: 334,863 تومان
سکه گرمی: 28,000,000 تومان
نیم سکه: 95,300,000 تومان
ربع سکه: 54,810,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 180,680,000 تومان
آلومینیوم: 597,464,000 تومان
مس: 2,560,748,000 تومان
سرب: 352,806,440 تومان
نیکل: 3,225,023,440 تومان
قلع: 10,078,680,000 تومان
روی: 673,566,400 تومان
گاز طبیعی: 545,764 تومان
بنزین: 622,505.6 تومان
نفت خام: 14,949,760 تومان
گازوییل: 217,608,120 تومان
نفت اپک: 16,198,080 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 188,000 تومان
یورو: 215,500 تومان
پوند انگلیس: 254,260 تومان
درهم امارات: 51,907 تومان
یوان چین: 27,840 تومان
دینار بحرین: 499,730 تومان
دینار کویت: 607,700 تومان
ریال عربستان: 50,068 تومان
دینار عراق: 142.1 تومان
لیر ترکیه: 4,025 تومان
ین ژاپن: 116,076 تومان
طلا 18 عیار: 18,313,500 تومان
انس طلا: 758,132,560 تومان
مثقال طلا: 79,245,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,391,500 تومان
طلا دست دوم: 18,040,745 تومان
نقره 925: 334,863 تومان
سکه گرمی: 28,000,000 تومان
نیم سکه: 95,300,000 تومان
ربع سکه: 54,810,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 180,680,000 تومان
آلومینیوم: 597,464,000 تومان
مس: 2,560,748,000 تومان
سرب: 352,806,440 تومان
نیکل: 3,225,023,440 تومان
قلع: 10,078,680,000 تومان
روی: 673,566,400 تومان
گاز طبیعی: 545,764 تومان
بنزین: 622,505.6 تومان
نفت خام: 14,949,760 تومان
گازوییل: 217,608,120 تومان
نفت اپک: 16,198,080 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 260305246624
روزنامه

اصل دیلبرت: پیامدها و راه های غلبه بر آن

مرتضی ایراندوست؛ کارشناس ارشد مدیریت صنعتی

مهندس امیر قدسی

اصل دیلبرت (The Dilbert Principle) یک مفهوم طنزآمیز است که توسط اسکات آدامز، خالق کمیک استریپ «دیلبرت»، ابداع شده است. نام این اصل از شخصیت اصلی این کمیک استریپ یعنی «دیلبرت» گرفته شده است؛ کارمندی باهوش اما همواره سرخورده که برای یک رئیس بی‌کفایت کار می‌کند این ایده ابتدا توسط آدامز در مقاله‌ای در وال استریت ژورنال در سال ۱۹۹۵ ارائه شد و بعداً در کتابش با عنوان «اصل دیلبرت» در سال ۱۹۹۶ گسترش یافت. این اصل بیان می‌کند که شرکت‌ها اغلب کم‌صلاحیت‌ترین کارمندان خود را به سمت‌های مدیریتی ارتقا می‌دهند تا پتانسیل آسیب رساندن آن‌ها به بهره‌وری را به حداقل برسانند.

این اصل نسخه‌ای دگرگون‌شده از اصل پیتر است،که نشان می‌دهد کارمندان به جای اینکه بر اساس موفقیت‌هایشان آن‌قدر ارتقا یابند تا به سطح بی‌کفایتی خود برسند، از همان ابتدا بدون داشتن شایستگی به جایگاه‌های مدیریتی ارتقا می‌یابند.

آثار و پیامدهای اصل دیلبرت می‌تواند بسیار گسترده باشد و جنبه‌های مختلفی از فعالیت‌های یک سازمان و موفقیت کلی آن را تحت تأثیر قرار دهد:

-کاهش بهره‌وری و عملکرد: ارتقا کارمندانی که فاقد مهارت‌ها یا تجربه لازم برای درخشش در پست‌های مدیریتی هستند، می‌تواند منجر به کاهش بهره‌وری و عملکرد در تیم‌های آن‌ها شود. مدیران ناکارآمد ممکن است در تفویض وظایف، تصمیم‌گیری‌های آگاهانه و حمایت از اعضای تیم خود با مشکل مواجه شوند که این امر در نهایت به افت عملکرد کلی تیم می‌انجامد.

-کاهش روحیه و رضایت شغلی کارمندان: مدیران بی‌کفایت می‌توانند عامل اصلی افت روحیه و کاهش رضایت شغلی کارکنان باشند. اعضای تیم ممکن است تحت رهبری یک مدیر ناکارآمد احساس سرخوردگی، بی‌ارزش بودن و بی‌پناهی کنند؛ موضوعی که می‌تواند منجر به افزایش نرخ (ترک خدمت) و کاهش وابستگی و تعهد کارمندان به سازمان شود.

– سرکوب نوآوری و خلاقیت: اصل دیلبرت می‌تواند پویایی، نوآوری و خلاقیت را در یک سازمان خفه کند. اگر کارمندان احساس کنند که ارتقاهای شغلی بر پایه‌ای غیراز شایستگی انجام می‌شود، تمایل کمتر به ریسک‌پذیری یا ارائه ایده‌های جدید خواهند داشت، چرا که واهمه دارند تلاش‌های شان بی‌پاداش بماند.

– تصمیم‌گیری‌های ضعیف: مدیران بی‌کفایت معمولاً مهارت یا تجربه لازم برای اتخاذ تصمیمات استراتژیک و آگاهانه را ندارند. این مسئله منجر به تصمیم‌گیری‌های ضعیفی می‌شود که اثرات دومینوی و زنجیره‌ای آن در سراسر سازمان پخش شده و عملکرد و رشد کلی مجموعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

– افزایش بوروکراسی و ناکارآمدی: اصل دیلبرت می‌تواند به افزایش بوروکراسی و ناکارآمدی در سازمان، به‌ویژه در سازمان‌های بزرگ با سلسله‌ مراتب پیچیده، دامن بزند. ارتقای کارمندان فاقد صلاحیت به پست‌های مدیریتی ممکن است لایه‌های مدیریتیِ اضافه و غیرضروری ایجاد کند که نتیجه آن کندی در تصمیم‌گیری و اختلال در ارتباطات خواهد بود.

– از بین رفتن اعتماد: اصل دیلبرت می‌تواند اعتماد متقابل را در یک سازمان از بین ببرد؛ چرا که کارمندان عدالتِ شیوه‌های ارتقای شغلی و شایستگی رهبران خود را زیر سؤال می‌برند. این کمبود اعتماد می‌تواند مانع از همکاری، ارتباط مؤثر و در نهایت موفقیت کل سازمان شود.

چگونه مدیران منابع انسانی (HR) می‌توانند بر «اصل دیلبرت» غلبه کنند؟

مدیران منابع انسانی می‌توانند اقدامات متعدد را برای غلبه بر اصل دیلبرت انجام دهند تا مطمئن شوند کارمندان بر اساس استعداد و شایستگی‌شان در نقش‌های مدیریتی و رهبری ارتقا می‌یابند، نه اینکه صرفاً کارمندان کم‌صلاحیت از موقعیت‌های فعلی‌شان کنار گذاشته (و به بخش مدیریت منتقل) شوند:

– ارزیابی‌های شایستگی‌محور: پیاده‌سازی یک فرآیند جامع ارزیابی مبتنی بر شایستگی برای سنجش مهارت‌ها، توانمندی‌ها و پتانسیل کارمندان در نقش‌های رهبری. این فرآیند نباید فقط عملکرد فرد در جایگاه فعلی‌ را ملاک قرار دهد، بلکه باید میزان تناسب او با نقش‌های سطح بالاتر (از جمله توانایی‌های ارتباطی، تصمیم‌گیری و رهبری) را نیز بسنجد.

– برنامه‌های توسعه رهبری: سرمایه‌گذاری روی برنامه‌های توسعه رهبری برای کمک به کارمندان جهت ساخت مهارت‌ها و شایستگی‌های لازم برای موفقیت در پست‌های مدیریتی. این برنامه‌ها باید بر مهارت‌های ضروری مدیریت و رهبری مانند برقراری ارتباط، تفویض اختیار، حل تعارض و برنامه‌ریزی استراتژیک تمرکز کنند.

-برنامه‌ریزی جانشین‌پروری: تدوین یک برنامه مشخص برای جانشین‌پروری که کارمندان با پتانسیل بالا را شناسایی کرده و مسیر رشد حرفه‌ای آن‌ها را در سازمان ترسیم کند. این امر کمک می‌کند تا ارتقای شغلی افراد بر اساس شایستگی و پتانسیل واقعی انجام شود، نه اینکه صرفاً کارمندان ضعیف‌تر به بخش مدیریت منتقل شوند.

– تشویق به یادگیری مستمر: پرورش فرهنگ یادگیری مداوم در سازمان، به طوری که کارمندان همواره به توسعه دانش و مهارت‌های خود تشویق شوند. این کار تضمین می‌کند که کارکنان برای موفقیت در نقش‌های فعلی و ارتقاهای شغلی آینده، کاملاً مجهز و آماده هستند.

– ارتباطات باز و بازخورد: تشویق فضای ارتباطی باز و تبادل بازخورد در سازمان، تا کارمندان بتوانند دغدغه‌ها و آرزوهای شغلی خود را بیان کنند. این امر به مدیران منابع انسانی کمک می‌کند تا مشکلات احتمالی در فرآیندهای ارتقا را شناسایی کرده و اصلاحات لازم را انجام دهند.

– نظارت بر نتایج ارتقاهای شغلی: ارزیابی منظم نتایج حاصل از ارتقاها (شامل عملکرد کارمند و پویایی تیم) برای شناسایی چالش‌ها و اصلاح روش‌ های ارتقا بر همان اساس. این روند کمک می‌کند مطمئن شویم ارتقاهای شغلی به موفقیت و رشد سازمان کمک می‌کنند.

مدیران منابع انسانی با اجرای این استراتژی‌ها می‌توانند بر اصل دیلبرت غلبه کرده و کارکنان را بر اساس استعدادشان در مدیریت و رهبری ارتقا دهند که این امر در نهایت به پرورش سازمانی مولدتر و موفق‌تر منجر خواهد شد.

سخن پایانی

اصل دیلبرت دیدگاهی طنز و تأمل‌برانگیز را درباره ارتقای شغلی کارکنان و آسیب‌های بالقوه روش‌های سنتی ارتقا ارائه می‌دهد. این اصل همچنین می‌تواند دیدگاه‌های ارزشمندی را برای سازمان‌هایی فراهم کند که به دنبال توسعه استراتژی‌های ارتقای کارآمدتر هستند و می‌خواهند از پیامدهای منفی ارتقای کارمندان به جایگاه‌هایی که در آن‌ها فاقد مهارت، تجربه یا استعداد لازم هستند، پیشگیری کنند.

سازمان‌ها می‌توانند با شناخت عوامل ایجادکننده اصل دیلبرت و برداشتن گام‌هایی برای مقابله با آن‌ها، محیط کاری حمایتی‌تر و مولدتری ایجاد کنند که این امر در نهایت به موفقیت و رشد بیشتر سازمان منجر خواهد شد.

منابع
Michael, Egger (2024), The Dilbert Principle: A Satirical Look at Corporate Incompetence, https://medium.com
Emmanuel (2023), Dilbert Principle: Definition, Implication & Mitigation, https://www.formpl.us

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا