دلار: 187,800 تومان
یورو: 215,060 تومان
پوند انگلیس: 252,810 تومان
درهم امارات: 51,256 تومان
یوان چین: 27,800 تومان
دینار بحرین: 497,330 تومان
دینار کویت: 607,030 تومان
ریال عربستان: 49,921 تومان
دینار عراق: 136.3 تومان
لیر ترکیه: 4,025 تومان
ین ژاپن: 115,829 تومان
طلا 18 عیار: 18,375,800 تومان
انس طلا: 759,810,630 تومان
مثقال طلا: 79,499,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,484,700 تومان
طلا دست دوم: 18,108,621 تومان
نقره 925: 337,569 تومان
سکه گرمی: 28,000,000 تومان
نیم سکه: 95,940,000 تومان
ربع سکه: 54,560,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 180,660,000 تومان
آلومینیوم: 591,579,390 تومان
مس: 2,549,597,214 تومان
سرب: 348,318,294 تومان
نیکل: 3,161,825,214 تومان
قلع: 9,844,100,400 تومان
روی: 666,239,280 تومان
گاز طبیعی: 546,685.8 تومان
بنزین: 617,016.9 تومان
نفت خام: 14,871,882 تومان
گازوییل: 211,320,072 تومان
نفت اپک: 16,180,848 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 187,800 تومان
یورو: 215,060 تومان
پوند انگلیس: 252,810 تومان
درهم امارات: 51,256 تومان
یوان چین: 27,800 تومان
دینار بحرین: 497,330 تومان
دینار کویت: 607,030 تومان
ریال عربستان: 49,921 تومان
دینار عراق: 136.3 تومان
لیر ترکیه: 4,025 تومان
ین ژاپن: 115,829 تومان
طلا 18 عیار: 18,375,800 تومان
انس طلا: 759,810,630 تومان
مثقال طلا: 79,499,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,484,700 تومان
طلا دست دوم: 18,108,621 تومان
نقره 925: 337,569 تومان
سکه گرمی: 28,000,000 تومان
نیم سکه: 95,940,000 تومان
ربع سکه: 54,560,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 180,660,000 تومان
آلومینیوم: 591,579,390 تومان
مس: 2,549,597,214 تومان
سرب: 348,318,294 تومان
نیکل: 3,161,825,214 تومان
قلع: 9,844,100,400 تومان
روی: 666,239,280 تومان
گاز طبیعی: 546,685.8 تومان
بنزین: 617,016.9 تومان
نفت خام: 14,871,882 تومان
گازوییل: 211,320,072 تومان
نفت اپک: 16,180,848 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 150205242021
اقتصادبازاربازارها و خدمات مالیتولید و بازرگانیروزنامه

اقتصاد ایران در آستانه فرسایش عمیق

ساسان باقرپناه؛ کارشناس ارشد مالی و اقتصاد

اگر بخواهیم وضعیت فعلی اقتصاد ایران را دقیق و بدون اغراق توصیف کنیم، با شرایطی مواجهیم که بیش از هر چیز به یک فرسایش تدریجی شباهت دارد؛ نه یک بحران ناگهانی، بلکه روندی پیوسته که در آن، مجموعه‌ای از فشارها به‌مرور توان حرکت اقتصاد را کاهش می‌دهند.

در این وضعیت، دیگر نمی‌توان تنها یک عامل را مقصر دانست. آنچه امروز دیده می‌شود، حاصل هم‌زمانی چند متغیر است؛ از محدودیت‌های بیرونی در حوزه تجارت و تأمین مالی گرفته تا چالش‌های داخلی مانند بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری، تغییرات مکرر قواعد و افزایش هزینه‌های تولید.

این هم‌پوشانی فشارها، فضایی ایجاد کرده که در آن، اقتصاد فرصت تعدیل و بازسازی طبیعی خود را از دست می‌دهد.

مطالب پیشنهادی

یکی از نخستین نشانه‌های این شرایط، افزایش مستمر هزینه‌های تولید است. بالا رفتن قیمت مواد اولیه، انرژی و هزینه‌های عملیاتی، حاشیه سود بنگاه‌ها را کاهش داده و آن‌ها را به سمت تصمیم‌های محتاطانه سوق داده است. در چنین فضایی، بنگاه‌ها بیش از آنکه به توسعه فکر کنند، درگیر حفظ وضعیت موجود هستند.

این تغییر رفتار، اگرچه در سطح بنگاه منطقی است، اما در مقیاس کلان پیامدهای قابل توجهی دارد. کاهش تمایل به سرمایه‌گذاری، تعویق پروژه‌های توسعه‌ای و محدود شدن فعالیت‌ها، در نهایت به کاهش تحرک اقتصادی منجر می‌شود. به بیان دیگر، اقتصاد به‌جای حرکت در مسیر رشد، وارد مرحله‌ای می‌شود که در آن، توان رشد خود را به‌تدریج از دست می‌دهد.

در کنار این روند، رفتار سرمایه‌ها نیز تغییر کرده است. در شرایط افزایش نااطمینانی، سرمایه‌ها به سمت دارایی‌هایی حرکت می‌کنند که نقش حفظ ارزش دارند. افزایش قیمت در بازارهایی مانند مسکن و خودرو را باید در همین چارچوب تحلیل کرد. این افزایش‌ها، بیش از آنکه نشانه رونق واقعی باشند، بازتابی از تلاش برای حفظ ارزش دارایی‌ها هستند.

به همین دلیل، در بسیاری از این بازارها، پدیده‌ای قابل مشاهده است: افزایش قیمت در کنار کاهش عمق معاملات. یعنی بازار از بیرون فعال به نظر می‌رسد، اما در عمل، تعداد معاملات کاهش یافته و تحرک واقعی محدود شده است. این وضعیت نشان می‌دهد که رشد قیمتی لزوماً به معنای بهبود شرایط اقتصادی نیست.

در ادامه این روند، بخش تولید نیز تحت فشار قرار می‌گیرد. برخی بنگاه‌ها با کاهش ظرفیت فعالیت مواجه می‌شوند و در مواردی، حتی ادامه فعالیت برای آن‌ها دشوار می‌شود. این شرایط، به‌طور مستقیم بر اشتغال و سطح تولید اثر می‌گذارد و به‌تدریج، دامنه آن به سایر بخش‌های اقتصاد نیز گسترش می‌یابد.

در چنین فضایی، مسئله اصلی دیگر رشد نیست، بلکه حفظ ظرفیت‌های موجود است. اقتصادی که وارد مسیر فرسایشی می‌شود، بیش از هر چیز در معرض از دست دادن تدریجی توان خود قرار دارد؛ توانی که بازسازی آن، در صورت تخریب، به‌مراتب دشوارتر از حفظ آن است.

با این حال، باید توجه داشت که این وضعیت الزاماً به معنای یک بحران ناگهانی نیست. اقتصاد همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد، اما با سرعت و کیفیتی پایین‌تر از ظرفیت واقعی. این همان وضعیتی است که می‌توان آن را یک تعادل ضعیف دانست.

مسیر پیش‌رو، تا حد زیادی به نحوه مدیریت همین شرایط وابسته است. اگر بتوان بخشی از نااطمینانی‌ها را کاهش داد و حداقلی از ثبات در تصمیم‌گیری ایجاد کرد، حتی بدون تغییرات بزرگ، امکان بازگشت تدریجی تحرک اقتصادی وجود خواهد داشت. در غیر این صورت، تداوم این روند می‌تواند به کاهش بیشتر سرمایه‌گذاری، افت تولید و محدود شدن فعالیت‌های اقتصادی منجر شود.

در نهایت، آنچه امروز اهمیت دارد، درک درست از ماهیت این وضعیت است. خطر اصلی نه یک فروپاشی ناگهانی، بلکه همین فرسایش آرام و پیوسته است؛ روندی که اگر به‌موقع مدیریت نشود، می‌تواند به کاهش عمیق‌تر ظرفیت‌های اقتصادی منجر شود.

اقتصاد زمانی از این مسیر خارج می‌شود که دوباره امکان تصمیم‌گیری با حداقلی از اطمینان برای فعالان آن فراهم شود؛ جایی که بنگاه به‌جای بقا، دوباره به حرکت و رشد فکر کند.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا