ایران؛ از «جزیره ترانزیتی» تا «چهار راه استراتژیک»؛ ضرورت راهبرد زمینمحور
فرضعلی سالاری
در حالی که تنشهای ژئوپلیتیک، امنیت آبراههای بینالمللی را به کالایی کمیاب تبدیل کرده و زنجیرههای تأمین جهانی را با نااطمینانیهای مکرر روبرو ساخته است، موقعیت جغرافیایی ایران بیش از هر زمان دیگری از یک «مزیت بالقوه» به یک «ضرورت راهبردی» تبدیل شده است.
نادیده گرفتن این ظرفیت در دهههای گذشته، ایران را از کانون مبادلات منطقهای دور نگاه داشت؛ اما امروز، اتخاذ یک «راهبرد جامع ترانزیتی» نه یک انتخاب، که یک فوریت ملی برای تضمین منافع ملی و توسعه پایدار است.
آنچه در تحلیلهای استراتژیک از کریدورهای زمینی مغفول میماند، پیوند ناگسستنی میان «جغرافیا» و «امنیت ملی» است.
توسعه کریدورهای ریلی و جادهای، فراتر از ترانزیت کالا، در واقع ایجاد لایههای دفاعی نوین است. تبدیل شدن ایران به حلقه اصلی اتصال شرق به غرب و شمال به جنوب، امنیت ملی ما را از طریق گره خوردن با منافع اقتصادی قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، تضمین میکند.
این همان «بازدارندگیِ مبتنی بر وابستگی متقابل» است که در دنیای سیاستزده امروز، امنیتی پایدارتر از دهها رزمایش نظامی به ارمغان میآورد.
از منظر اقتصادی، کریدورهای زمینی پاسخی به آسیبپذیری در برابر اختلال در مسیرهای دریایی هستند. اتکای صرف به آبراهها، کشور را در برابر بازیهای سیاسی در تنگهها و چالشهای امنیتی احتمالی، بیش از حد آسیبپذیر میکند.
ایجاد «بنادر خشک» و اتصال ریلی کریدور شمال-جنوب، یعنی تنوعبخشی به شریانهای حیاتی اقتصادی. این یعنی ایران میتواند در میانه بحرانهای جهانی، نقش خود را در تجارت بینالملل حفظ کرده و از آن منتفع شود.
اما این راهبرد، پاشنه آشیلی دارد: «عدم یکپارچگی» ما همچنان با جزیرهای عمل کردن دستگاههای ذیربط، بروکراسیهای گمرکی کلافهکننده و عقبماندگی در فناوریهای هوشمندِ لجستیک روبرو هستیم.
سرمقاله امروز هشداری است به متولیان امر: توسعه ترانزیت، «پروژه عمرانی» نیست که با افتتاح چند کیلومتر ریل به پایان برسد؛ این یک «پروژه تمدنی» است.
برای تبدیل شدن به هاب ترانزیتی منطقه، نیازمند سه گام فوری هستیم:
۱. تدوین «نقشه راه یکپارچه ترانزیت»: پایان دادن به موازیکاریهای دستگاهی.
۲. دیپلماسی کریدورها: تبدیل شدن به بازیگرِ کنشگر در موافقتنامههای ترانزیتی با همسایگان.
۳. سرمایهگذاری در لجستیک هوشمند:جایی که فناوری، کاهش هزینهها و افزایش سرعت را تضمین میکند.
ایرانِ فردا نباید تنها به ذخایر زیرزمینی خود متکی باشد. قدرتِ آینده ایران، در «زمین» است؛ در خطوط ریلی که آسیای مرکزی را به آبهای گرم متصل میکند و در آزادراههایی که ایران را به ستون فقرات تجارت اوراسیا بدل میسازد.
پنجره فرصتها همیشه باز نمیماند؛ وقت آن است که «راهبرد زمینمحور» از روی کاغذ به متنِ میدانِ عمل بیاید.








