دلار: 163,640 تومان
یورو: 192,490 تومان
پوند انگلیس: 220,270 تومان
درهم امارات: 44,585 تومان
یوان چین: 23,700 تومان
دینار بحرین: 434,170 تومان
دینار کویت: 535,930.6 تومان
ریال عربستان: 43,686 تومان
دینار عراق: 127.3 تومان
لیر ترکیه: 3,730 تومان
ین ژاپن: 105,682 تومان
طلا 18 عیار: 19,560,000 تومان
انس طلا: 835,928,757.6 تومان
مثقال طلا: 86,142,000 تومان
طلا 24 عیار: 26,512,500 تومان
طلا دست دوم: 19,619,438 تومان
نقره 925: 438,100 تومان
سکه گرمی: 28,000,000 تومان
نیم سکه: 102,420,000 تومان
ربع سکه: 56,490,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 195,040,000 تومان
آلومینیوم: 507,594,916 تومان
مس: 2,114,708,265.2 تومان
سرب: 322,244,797.2 تومان
نیکل: 2,838,029,793.2 تومان
قلع: 7,621,696,640 تومان
روی: 552,767,738 تومان
گاز طبیعی: 498,611 تومان
بنزین: 326,281.7 تومان
نفت خام: 10,839,513.5 تومان
گازوییل: 118,761,730 تومان
نفت اپک: 11,420,435.6 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 163,640 تومان
یورو: 192,490 تومان
پوند انگلیس: 220,270 تومان
درهم امارات: 44,585 تومان
یوان چین: 23,700 تومان
دینار بحرین: 434,170 تومان
دینار کویت: 535,930.6 تومان
ریال عربستان: 43,686 تومان
دینار عراق: 127.3 تومان
لیر ترکیه: 3,730 تومان
ین ژاپن: 105,682 تومان
طلا 18 عیار: 19,560,000 تومان
انس طلا: 835,928,757.6 تومان
مثقال طلا: 86,142,000 تومان
طلا 24 عیار: 26,512,500 تومان
طلا دست دوم: 19,619,438 تومان
نقره 925: 438,100 تومان
سکه گرمی: 28,000,000 تومان
نیم سکه: 102,420,000 تومان
ربع سکه: 56,490,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 195,040,000 تومان
آلومینیوم: 507,594,916 تومان
مس: 2,114,708,265.2 تومان
سرب: 322,244,797.2 تومان
نیکل: 2,838,029,793.2 تومان
قلع: 7,621,696,640 تومان
روی: 552,767,738 تومان
گاز طبیعی: 498,611 تومان
بنزین: 326,281.7 تومان
نفت خام: 10,839,513.5 تومان
گازوییل: 118,761,730 تومان
نفت اپک: 11,420,435.6 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 011204238517
اقتصاداقتصاد کلانروزنامه

تصویر عریان اقتصاد ایران

مریم غدیرپور

آماری که توسط یکی از مقامات ارشد کشور اعلام شد، به‌نظر عریان‌ترین و واقعی‌ترین تصویری است که می‌توان از وضعیت امروز جامعه و اقتصاد ایران ارائه داد.

بر اساس شاخصی جدید با عنوان «خوشه‌های درآمدی»، بیش از ۳۵ درصد جامعه ایران در خوشه یک قرار دارند؛ خوشه‌ای که به‌صراحت می‌توان آن را خوشه فقر مطلق و فقر نامید.

در مقابل، فقط حدود ۴۰۰ هزار نفر در کل کشور در خوشه مرفهین و ثروتمندان دسته‌بندی شده‌اند. این شکاف، نه یک آمار انتزاعی، بلکه روایت روزمره زندگی میلیون‌ها ایرانی است.

این داده، اگرچه تلخ است، اما دقیقاً همان تصویری را نشان می‌دهد که سال‌هاست در کف جامعه دیده می‌شود. اقتصادی که در آن بیش از یک‌سوم جمعیت درگیر فقر مطلق هستند و در مقابل، طبقه ثروتمند آن به‌شدت کوچک و محدود است.

این وضعیت، محصول یک یا دو سال سیاست‌گذاری اشتباه نیست؛ نتیجه انباشته سال‌ها ناکارآمدی، فساد ساختاری، تحریم‌های گسترده، رکودهای مزمن و تورم‌های بالاست. به بیان ساده‌تر، این آمار خروجی طبیعی مسیری است که
اقتصاد ایران در دهه‌های اخیر طی کرده است.

نکته مهم اول اینجاست که فارغ از هر نوع خوش‌بینی یا بدبینی سیاسی، فارغ از اینکه چه کسی مقصر اصلی دانسته شود یا چه دولتی بر سر کار بوده، این اعداد حاصل یک فرآیند بلندمدت فرساینده‌اند. حتی اگر فرض کنیم از فردا اقتصاد ایران به روی جهان باز شود، تحریم‌ها برداشته شود و روابط خارجی به حالت عادی بازگردد، باز هم تغییر این ساختار درآمدی به‌سادگی و در کوتاه‌مدت ممکن نیست.

به‌نظر ترمیم چنین زخمی حداقل به ۱۰ سال کار مستمر ملی، هماهنگی نهادی، ثبات سیاستی و بازسازی اعتماد عمومی
نیاز دارد. ساختار فقر وقتی این‌قدر گسترده می‌شود، با یک شوک مثبت یا چند تصمیم مقطعی اصلاح نمی‌شود.

نکته مهم دوم، پیامدهای مستقیم این آمار برای تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری است. هر تصمیم سرمایه‌گذاری، هر بیزنس‌پلن و هر تحلیل بازار در ایران، باید این واقعیت را به‌عنوان یک متغیر کلیدی در نظر بگیرد.

نمی‌شود از اقتصاد حرف زد، بدون توجه به اینکه بیش از ۳۵ درصد جامعه اساساً قدرت خرید حداقلی دارند. رکود تورمی بازار مسکن، نتیجه مستقیم همین فشردگی فقر است. اینکه در بازار مسکن عمدتاً واحدهای کوچک، ارزان‌قیمت و متراژ پایین قابلیت معامله دارند، تصادفی نیست؛ بازتاب مستقیم محدود شدن توان مالی بخش بزرگی از جامعه است.

همین منطق را می‌توان در سایر بازارها هم دید. رکود بسیاری از کسب‌وکارها، کاهش فروش کالاها و خدمات غیرضروری، و تمرکز مصرف روی اقلام اساسی و اضطراری، همه از دل همین آمار بیرون می‌آید.

وقتی ساختار درآمدی جامعه این‌چنین تضعیف شده، طبیعی است که تقاضای مؤثر در اقتصاد فروبپاشد. اینجا دیگر مسئله صرفاً قیمت نیست؛ مسئله «نبود توان خرید» است.

در جمع‌بندی، این آمار بیش از آنکه یک هشدار باشد، یک واقعیت تثبیت‌شده را فریاد می‌زند: اقتصاد ایران وارد مرحله‌ای شده که فقر، به یک متغیر ساختاری تبدیل شده است.

آینده‌نگری اقتصادی بدون پذیرش این واقعیت، عملاً بی‌معناست. اگر قرار است تغییری رخ دهد، باید از اصلاحات عمیق، بلندمدت و مبتنی بر واقعیت‌های اجتماعی آغاز شود، نه از امید بستن به شوک‌های کوتاه‌مدت سیاسی یا درآمدهای مقطعی. تا زمانی که این تصویر دیده و پذیرفته نشود، تصمیم‌های اقتصادی همچنان از واقعیت جامعه عقب خواهند ماند.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا