تنگه هرمز؛ اهرم فشار آمریکا یا تهدید متقابل علیه اقتصاد جهانی؟
سیما گودرزی
محاصره دریایی اعلامی آمریکا در تنگه هرمز، با هدف فشار بر ایران، اکنون به کانون نگرانیهای جهانی بدل شده است.
تحلیلگران معتقدند این اقدام نه تنها مؤثر بودن خود را از دست داده، بلکه به یک بمب ساعتی اقتصادی برای جهان تبدیل شده و میتواند پیامدهای تورمی و رکودی شدیدی را برای اقتصادهای بزرگ به همراه داشته باشد.
تحلیل محاصره دریایی ایران در تنگه هرمز
اقدام آمریکا مبنی بر اعمال محاصره دریایی در تنگه هرمز، به جای آنکه اهرم فشاری مؤثر بر ایران باشد، تحلیلگران را نگران پیامدهای ناگوار آن برای اقتصاد جهانی کرده است. بسیاری این اقدام را بازی با آتش توصیف میکنند که پتانسیل ایجاد شوکهای شدید در بازار انرژی را دارد.
افزایش قیمت نفت و تشدید بحران لجستیک
مسدود شدن احتمالی تنگه هرمز یا تنگه بابالمندب میتواند عرضه جهانی نفت را به شدت کاهش داده و قیمت هر بشکه نفت را به بیش از ۱۵۰ دلار برساند. افزایش ۵۰۰ درصدی حق بیمه کشتیها و اجبار به استفاده از مسیرهای طولانیتر، هزینههای حمل کالاهای اساسی مانند گندم و دارو را به طور چشمگیری افزایش داده است. این وضعیت، محاصره را به یک بمب ساعتی اقتصادی برای کل جهان بدل ساخته است.
چین؛ در کانون بحران انرژی
چین، به عنوان بزرگترین واردکننده نفت از تنگه هرمز، بیشترین آسیب را از این محاصره خواهد دید. افزایش قیمت نفت، هزینههای تولید در صنایع پتروشیمی و تولیدات انبوه چین را بالا برده و قدرت رقابت صادراتی این کشور را کاهش میدهد. به طور پارادوکسیکالی، چین برای جبران کمبود نفت ایران، مجبور به افزایش خرید از آمریکاست که وابستگی انرژی آن را به آمریکا بیشتر میکند.
تهدید درگیری مستقیم آمریکا و چین
این محاصره، فراتر از اهداف اقتصادی، پیامی مستقیم از سوی آمریکا به چین تلقی میشود مبنی بر توانایی تهدید مسیرهای حیاتی انرژی پکن. نگرانی اصلی، احتمال رویارویی مستقیم آمریکا با نفتکشهای چینی در آبهای بینالمللی و تشدید تنشها میان این دو قدرت بزرگ است؛ سناریویی که پیامدهای پیشبینیناپذیری خواهد داشت.
رکود اقتصادی در غرب؛ خودزنی استراتژیک
مؤسسات معتبر اقتصادی هشدار میدهند که بسته شدن تنگه هرمز، تورم را به حدی افزایش خواهد داد که بانکهای مرکزی مجبور به افزایش شدید نرخ بهره میشوند. این سیاست در نهایت به رکود عمیق اقتصادی در آمریکا و اروپا منجر خواهد شد. این وضعیت، اقدامی خودزنی استراتژیک برای اقتصاد غرب توصیف شده است، زیرا داروی فشار بر ایران، برای خود غرب کشندهتر است.








