جیب مردم خالی، مطالبات شهرداری پابرجا
مریم غدیرپور
این روزها شهرداری پشت سر هم برای مردم پیامک میفرستد؛ پیامکهایی که بیشتر شبیه اخطار و تهدیدند تا اطلاعرسانی. مضمون همهشان هم روشن است: اگر عوارض را همین حالا پرداخت نکنید، جریمه میشوید. سوال اینجاست؛ شهرداری دقیقا کدام واقعیت زندگی مردم را میبیند؟
در شرایطی که بسیاری از خانوادهها زیر فشار گرانی، اجاره، قسط و هزینههای سنگین زندگی خم شدهاند، عوارض خودرو هم با جهشی عجیب و غیرقابل توجیه بالا رفته است. مگر درآمد مردم چند برابر شده که عوارض هم نجومی افزایش پیدا کرده؟ چرا هیچ تناسبی میان دخل مردم و مبلغی که شهرداری مطالبه میکند وجود ندارد؟
بدتر از همه این است که به جای درک شرایط معیشتی جامعه، نه خبری از تخفیف هست، نه مهلت منطقی، نه همراهی با مردم؛ فقط مطالبه، افزایش و تهدید به جریمه. انگار سادهترین راه برای جبران کمبودها، فشار آوردن به مردمی است که همین حالا هم توان نفس کشیدن ندارند.
شهرداری اگر واقعا خود را خدمتگزار مردم میداند، باید قبل از ارسال پیامکهای تهدیدآمیز، کمی هم به سفرههای کوچکشده شهروندان نگاه کند. اداره شهر با فشار بر مردم هنر نیست؛ هنر، درک مردم است.
پول از مردم، بحران برای شهر
جنگ رمضان، آلودگی نفسگیر هوای شهر و پشت سر هم آمدن بحرانهای مختلف، یک واقعیت تلخ را جلوی چشم همه گذاشت: عوارضی که مردم با سختی پرداخت میکنند، ظاهرا آنطور که باید در جای درست هزینه نمیشود.
سالهاست از شهروندان پول گرفته میشود؛ از عوارض خودرو گرفته تا انواع عوارض شهری، اما وقتی پای بحران و شرایط اضطراری به میان میآید، تازه معلوم میشود زیرساختهای اصلی شهر آنقدرها هم که باید آماده نیست.
طبیعی است که مردم احساس کنند عوارضشان نه برای رفاه عمومی، بلکه فقط برای پر کردن دخل مدیریت شهری گرفته میشود
نمونه روشنش تهران است؛ شهری که همیشه از آن به عنوان پایتخت و مهمترین شهر کشور یاد میشود، اما هنوز در شرایط اضطراری، پناهگاه امن و قابل اتکایی برای مردم ندارد. این یعنی در روزهایی که خطر، جنگ یا هر بحران دیگری زندگی مردم را تهدید میکند، شهروندان نمیدانند باید به کجا پناه ببرند و چطور از جان خود و خانوادهشان محافظت کنند.
این همه پولی که از مردم گرفته شده، دقیقا کجا خرج شده است؟
سوال جدی اینجاست که پس این همه پولی که از مردم گرفته شده، دقیقا کجا خرج شده است؟ از سوی دیگر، با وجود جهش مداوم عوارض، آلودگی هوا نه تنها کمتر نشده بلکه بیشتر هم شده است. مردم حق دارند بپرسند وقتی عوارض خودرو، تردد و خدمات شهری هر سال بیشتر میشود، چرا نتیجهاش در خیابانها، حملونقل عمومی، کاهش ترافیک و بهبود کیفیت هوا دیده نمیشود؟ اگر قرار است فشار مالی بیشتری به شهروندان وارد شود، حداقل باید اثرش در زندگی روزمره مردم مشخص باشد.
واقعیت این است که شهروندان امروز فقط با قبضها و پیامکهای تهدیدآمیز روبهرو هستند، نه با خدمات بهتر. وقتی با این همه پرداخت، شهر هنوز در برابر بحرانها بیدفاع است و هوایش هر روز آلودهتر میشود، طبیعی است که مردم احساس کنند عوارضشان نه برای رفاه عمومی، بلکه فقط برای پر کردن دخل مدیریت شهری گرفته میشود.
عوارض مبهم، تبعیض آشکار
شوک این روزهای تهرانیها از عوارض خودروی امسال، بیشتر از هر چیز به رقم عجیب «عوارض آلایندگی» برمیگردد؛ رقمی که در بسیاری موارد بین دو تا چهار برابر عوارض سالانه خودرو شده و برای مردم سوالبرانگیز است. اصل ماجرا از نظر منطقی قابل فهم است؛ هر خودرویی که آلودگی بیشتری تولید میکند، مخصوصا اگر سن بالاتری داشته باشد، باید عوارض بیشتری بپردازد تا هم عدالت رعایت شود و هم این روند، اثر بازدارندهای برای استفاده از خودروهای فرسوده داشته باشد.
اما مشکل از جایی شروع میشود که شهرداری تهران هیچ توضیح روشنی درباره فرمول محاسبه این عوارض ارائه نکرده است. وقتی معلوم نیست سن خودرو، نوع سوخت، مدل وسیله نقلیه یا میزان آلایندگی دقیقا چه اثری در رقم نهایی دارد، طبیعی است که شهروندان این افزایش را شفاف، عادلانه و قابل دفاع ندانند.
ایراد بزرگتر اما تبعیض آشکاری است که در این نوع عوارضگیری دیده میشود. موتورسیکلتها و حتی برخی وسایل نقلیه دیزلی، آنطور که باید در این نظام عوارضی سهم ندارند. این در حالی است که موتورسیکلتها امروز بخش بزرگی از ترددهای شهری را به خود اختصاص دادهاند و تعدادشان حتی از خودروهای شخصی هم بیشتر شده است. با این حساب، چرا فشار اصلی فقط بر دوش صاحبان خودروهای شخصی است؟ اگر هدف واقعا کاهش آلودگی هواست، عوارض باید عادلانه، شفاف و بدون تبعیض از همه منابع آلاینده دریافت شود.
تغییر ریل درآمدی باید به نفع حملونقل عمومی باشد
یک کارشناس حملونقل در گفتوگو با عصر اقتصاد با اشاره به افزایش قابل توجه درآمدهای پیشبینیشده از محل عوارض خودرو در بودجه شهری گفت: این رشد ناگهانی را نمیتوان جدا از کاهش درآمدهای ناشی از ساختوساز دید. به گفته او، وقتی مسیر سنتی درآمدزایی شهرداریها با افت روبهرو میشود، طبیعی است که مدیریت شهری به سمت منابع جایگزین از جمله عوارض خودرو حرکت کند، اما سوال اصلی اینجاست که این تغییر ریل درآمدی قرار است به نفع چه بخشی تمام شود.
تنباکویی تاکید کرد اگر قرار است فشار بیشتری از محل عوارض به شهروندان وارد شود، این منابع باید بهطور مشخص و شفاف صرف تقویت زیرساختهای حملونقل عمومی، بهویژه توسعه و تجهیز شبکه مترو شود؛ بخشی که میتواند هم بار ترافیک را کاهش دهد و هم در کنترل آلودگی هوا اثر واقعی داشته باشد.
او در ادامه با انتقاد از ضعف در اجرای قوانین گفت: یکی از مشکلات مزمن در اقتصاد شهری، نبود نظارت کافی بر حسن اجرای قانون است. به گفته این کارشناس، در سالهای گذشته هم بارها دیده شده که منابعی با هدف مشخص تعریف شدهاند، اما در عمل به همان مسیر قانونی نرفتهاند.
نمونه روشن آن، سهم شهرداریها و پلیس از جرایم رانندگی است که طبق قانون باید پرداخت میشد، اما عملا همیشه با اما و اگر همراه بوده است.
تنباکویی افزود: درباره عوارض سالانه خودرو هم تا زمانی که سازوکار شفاف و الزامآوری برای هزینهکرد آن در حوزه حملونقل عمومی وجود نداشته باشد، نمیتوان به اثربخشی این درآمدها امیدوار بود.
سخن پایانی
واقعیت این است که مردم زمانی با پرداخت عوارض همراهی میکنند که اثر آن را در زندگی روزمره خود ببینند. وقتی شهروند احساس کند با پولی که میپردازد، کیفیت زندگیاش بهتر شده، حملونقل روانتر شده، امنیت شهری بالا رفته و در روزهای بحران هم شهر پشتیبان اوست، طبیعتا انگیزه بیشتری برای پرداخت خواهد داشت.
شهروندان در شرایط فشار معیشتی میپرسند؛ منابع فزاینده شهرداری چرا در کیفیت خدمات شهری منعکس نشده است
اما وقتی این بهبود دیده نمیشود، عوارض در ذهن مردم بیشتر به یک فشار مالی شبیه میشود تا مشارکت در اداره شهر.
این مسئله در جنگ اخیر عریانتر از همیشه خود را نشان داد. در روزهایی که شهر باید آمادگی، پشتیبانی و حداقلهایی از تابآوری را به شهروندان نشان میداد، بسیاری از مردم بیش از هر زمان دیگری با این پرسش روبهرو شدند که سهم این همه پرداخت در ارتقای کیفیت زندگی و مدیریت بحران کجاست؟
در چنین شرایطی طبیعی است که میل به پرداخت عوارض کاهش پیدا کند. چه خوب میشد شهرداریها به جای افزودن بر بار گرانی و فشار معیشتی مردم، با درک شرایط سخت خانوارها، مسیر همراهی، تخفیف و حمایت را انتخاب میکردند.








