دلار: 206,010 تومان
یورو: 238,790 تومان
پوند انگلیس: 278,620 تومان
درهم امارات: 56,090 تومان
یوان چین: 30,630 تومان
دینار بحرین: 547,030 تومان
دینار کویت: 668,580 تومان
ریال عربستان: 54,874 تومان
دینار عراق: 146.7 تومان
لیر ترکیه: 4,310 تومان
ین ژاپن: 127,100 تومان
طلا 18 عیار: 21,780,800 تومان
انس طلا: 917,585,020.8 تومان
مثقال طلا: 94,595,000 تومان
طلا 24 عیار: 29,119,200 تومان
طلا دست دوم: 21,548,446 تومان
نقره 925: 427,975 تومان
سکه گرمی: 29,000,000 تومان
نیم سکه: 111,500,000 تومان
ربع سکه: 60,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 213,980,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 11,337,554,340 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 17,189,474.4 تومان
گازوییل: 262,745,154 تومان
نفت اپک: 17,986,733.1 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 206,010 تومان
یورو: 238,790 تومان
پوند انگلیس: 278,620 تومان
درهم امارات: 56,090 تومان
یوان چین: 30,630 تومان
دینار بحرین: 547,030 تومان
دینار کویت: 668,580 تومان
ریال عربستان: 54,874 تومان
دینار عراق: 146.7 تومان
لیر ترکیه: 4,310 تومان
ین ژاپن: 127,100 تومان
طلا 18 عیار: 21,780,800 تومان
انس طلا: 917,585,020.8 تومان
مثقال طلا: 94,595,000 تومان
طلا 24 عیار: 29,119,200 تومان
طلا دست دوم: 21,548,446 تومان
نقره 925: 427,975 تومان
سکه گرمی: 29,000,000 تومان
نیم سکه: 111,500,000 تومان
ربع سکه: 60,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 213,980,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 11,337,554,340 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 17,189,474.4 تومان
گازوییل: 262,745,154 تومان
نفت اپک: 17,986,733.1 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 080605251859
مدرسه اقتصاد

حسابداری ذهنی چیست ؟

الهه آل محمدی نویسنده و مدرس سواد مالی

حسابداری ذهنی (Mental Accounting) مفهومی بنیادین در اقتصاد رفتاری و مالی رفتاری است که نخستین‌بار توسط ریچارد تیلر (Richard Thaler)، برنده جایزه نوبل اقتصاد، مطرح شد. حسابداری ذهنی به فرآیندی شناختی اشاره دارد که طی آن افراد، منابع مالی خود را در حساب‌ها، دسته‌ها و برچسب‌های ذهنی جداگانه کدگذاری، دسته‌بندی و ارزیابی می‌کنند و بر اساس این برچسب‌ها، تصمیمات متفاوتی درباره خرج‌کردن، پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری آن‌ها می‌گیرند.

به بیان ساده‌تر: در ذهن انسان، «همه پول‌ها یکسان نیستند»؛ در حالی که در اقتصاد کلاسیک، پول دارای ویژگی جانشین‌پذیری کامل (Fungibility) است (یعنی ۱۰۰ هزار تومان، ۱۰۰ هزار تومان است، فارغ از اینکه از کجا آمده یا برای چه منظوری نگهداری می‌شود).

از نظر علم اقتصاد و ریاضی، «پول، پول است» و فرقی نمی‌کند یک اسکناس را چگونه به‌دست آورده‌اید یا قرار است کجا خرج کنید؛ ارزش آن همیشه یکسان است. اما ذهن انسان معمولاً بر اساس منطق ریاضی تصمیم نمی‌گیرد. ما در دنیای واقعی، برای پول‌هایمان در ذهن خود دسته‌بندی‌ها و برچسب‌های جداگانه می‌سازیم و با هر دسته رفتار متفاوتی داریم؛ مثلاً پول هدیه را خیلی راحت‌تر از حقوق ماهیانه‌مان خرج می‌کنیم. به این خطای فکری در روان‌شناسی مالی «حسابداری ذهنی» می‌گویند که روی ۳ پایه و ستون اصلی شکل می‌گیرد:

 ۱. برچسب‌گذاری بر اساس منبع درآمد (Source)

ستون اول حسابداری ذهنی به این نکته اشاره دارد که شیوه به‌دست آوردن پول، تعیین‌کننده نحوه خرج کردن آن است. هرچند از نظر منطقی ارزش یک اسکناس همیشه ثابت است، اما ذهن ما با هر پولی بر اساس منبع ورودش رفتار متفاوتی می‌کند. وقتی پولی را حاصل یک ماه کار سخت، خستگی و زحمت روزانه می‌دانیم (مانند حقوق ماهانه)، در ذهنمان ارزش بالایی برای آن قائل می‌شویم و آن را با احتیاط زیاد فقط صرف هزینه‌های اصلی و واجب زندگی می‌کنیم. در نقطه مقابل، وقتی پولی را ناگهانی، بدون تلاش یا به عنوان جایزه، هدیه و سود اتفاقی به‌دست می‌آوریم، ذهن ما به آن به چشم «پول بادآورده» نگاه می‌کند. به همین خاطر، این پول خیلی سریع، بدون وسواس و صرف خریدهای غیرضروری، تفریحات گران یا کارهای پرریسک می‌شود؛ درست مثل اینکه از اول متعلق به خودمان نبوده است. این اشتباه فکری باعث می‌شود کنترل دارایی‌هایمان را از دست بدهیم و به جای جمع کردن و استفاده درست از کل پول‌هایمان، بخشی از آن‌ها را بی‌دلیل هدر دهیم.

۲. برچسب‌گذاری بر اساس مقصد مصرف (Use)

ستون دوم از (کاربرد پول) می‌گوید ما در ذهن خود، پول‌ها را بر اساس هدفی که برایشان در نظر گرفته‌ایم، در دسته‌های مختلف تقسیم می‌کنیم. مغز انسان برای اینکه مدیریت زندگی را ساده‌تر کند و جلوی خرج کردن‌های ناگهانی را بگیرد، پول‌ها را در «کشوهای ذهنی» جداگانه قرار می‌دهد؛ مثلاً پولی را برای اجاره‌خانه، پولی را برای درمان، پولی را برای تفریح و پولی را برای پس‌انداز کنار می‌گذارد. مشکل اینجاست که این مرزبندی‌ها در ذهن ما بسیار سفت و سخت هستند؛ به طوری که اگر بخواهیم پولی را از یک دسته (مثلاً حساب پس‌انداز) برداریم تا هزینه دسته دیگری (مثلاً تعمیر ماشین) را بدهیم، با یک فشار روانی و احساس گناه یا اضطراب شدید روبرو می‌شویم.

یکی از بزرگ‌ترین ضررهای این رفتار این است که باعث می‌شود مدیریت مالی ما غیرمنطقی شود. برای مثال، ممکن است فردی مبلغ زیادی پول را در یک حساب بانکی با سود بسیار کم و ناچیز نگه دارد، چون در ذهن خود آن را «پولِ مسکن» نامیده و اجازه نمی‌دهد به آن دست بزند؛ اما در عین حال، به دلیل نداشتن نقدینگی، مجبور شود از بانک وام سنگین با سودهای بسیار بالا بگیرد. در واقع، این دیوارکشی‌های نامرئی در ذهن ما، مانع از آن می‌شود که از پول‌هایمان به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم و باعث می‌شود به جای مدیریت هوشمندانه، در یک تله محاسباتی گرفتار شویم.

۳. ارزیابی روانی مطلوبیت خرید (Acquisition vs. Transaction Utility)

در ارزیابی روانی خرید از (لذت خرید در برابر ارزش واقعی کالا) حواهیم گفت. بعبارت دیگر وقتی چیزی را می‌خریم، ذهن ما دو نوع لذت یا ارزش را با هم قاطی می‌کند که یکی از آن‌ها می‌تواند ما را به اشتباه بیندازد.

اولین نوع، «ارزش واقعی کالا» است. این یعنی شما ببینید آن کالا واقعاً چقدر به کارتان می‌آید، چه کیفیت و کاربردی دارد و آیا قیمتی که برای آن می‌پردازید با ارزش واقعی آن تناسب دارد یا خیر. این همان روش منطقی و درست خرید کردن است.

اما نوع دوم، «لذتِ معامله کردن» است. این لذت ربطی به خودِ کالا ندارد، بلکه مربوط به حسِ «زرنگ بودن» و «برنده شدن» در معامله است. مثلاً وقتی می‌بینید روی یک کالا برچسب «۵۰ درصد تخفیف» خورده است، مغز شما به جای اینکه فکر کند «آیا واقعاً به این کالا نیاز دارم؟»، ناخودآگاه با خود می‌گوید: «وای چه فرصت خوبی! من خیلی زرنگ هستم که این را با این قیمت پایین خریدم!».

در واقع، فروشگاه‌ها و حراج‌ها دقیقاً با همین نقطه ضعف ما بازی می‌کنند. آن‌ها با استفاده از تخفیف‌های بزرگ، حسِ «لذتِ برنده شدن در معامله» را در ما زنده می‌کنند تا ما را وسوسه کنند چیزهایی را بخریم که اصلاً به آن‌ها نیاز نداریم. در این حالت، ما دیگر به دنبال خریدِ کالای مفید نیستیم، بلکه فقط می‌خواهیم آن حس خوب و لذتِ ناشی از یک خرید ارزان و «بُر» را تجربه کنیم.

در نهایت، باید دانست که «حسابداری ذهنی» نشان می‌دهد ذهن ما برخلاف ماشین‌های محاسبه‌گر، پول را به صورت یکپارچه نمی‌بیند، بلکه آن را در دسته‌های مختلفی با برچسب‌های «زحمت‌کشیده»، «بادآورده»، «پس‌انداز» یا «تخفیف‌دار» تقسیم می‌کند. این دسته‌بندی‌های ذهنی اگرچه به ما حس کنترل و نظم کاذب می‌دهند، اما در واقعیت می‌توانند باعث اتلاف سرمایه، گرفتن وام‌های بی‌دلیل و خریدهای هیجانی شوند. برای داشتن مدیریت مالی هوشمندانه، ضروری است که این مرزبندی‌های ذهنی را بشناسیم و یاد بگیریم که به جای پیروی از احساسات و لذت‌های لحظه‌ایِ معامله، با نگاهی یکپارچه و منطقی به کل دارایی خود نگاه کنیم؛ چرا که در دنیای واقعی، ارزش پول‌ها با هم برابر است، حتی اگر ذهن ما خلاف این را بگوید.

پایان سخن  و نتیجه گیری مطلب بدین قرار است که مفهوم حسابداری ذهنی به ما یادآوری می‌کند که تصمیمات مالی ما، کمتر از آن چیزی که فکر می‌کنیم منطقی و بیشتر از آن چیزی که تصور می‌کنیم، تحت تأثیر الگوهای روانی هستند. ما در سه جبهه مختلف با این خطای شناختی روبرو هستیم:
۱. در منبع درآمد، با پولی که راحت‌تر به‌دست آمده، بی‌پروا‌تر رفتار می‌کنیم.
۲. در مقصد مصرف، با ایجاد دیوارهای ذهنی، مانع از جابه‌جایی بهینه پول بین حساب‌های مختلف می‌شویم.
۳. و در زمان خرید، گاهی لذتِ «احساسِ برنده شدن در یک تخفیف» را به «ارزش واقعی کالا» ترجیح می‌دهیم.

به بیان الهه آل محمدی نویسنده و مدرس سواد مالی درک این سه ستون، اولین قدم برای رسیدن به «سواد مالی» است. با شناخت این تله‌های ذهنی، می‌توانیم از وسوسه‌های بازاریابی در امان بمانیم، از هزینه‌های غیرضروری ناشی از وام‌های بی‌دلیل جلوگیری کنیم و در نهایت، به جای اینکه اجازه دهیم ذهنمان برای ما تصمیم بگیرد، کنترل جریان پول خود را به دست بگیریم و از دارایی‌مان به شکلی عقلانی‌تر استفاده کنیم.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا