خصوصیسازی اپراتورهای هوش مصنوعی؛ تعادل میان رقابت و تنظیمگری
در حالی که هوش مصنوعی به سرعت به یکی از ارکان اصلی اقتصاد دیجیتال جهانی تبدیل شده، تصمیم وزارت ارتباطات ایران برای واگذاری مجوز اپراتورهای تخصصی هوش مصنوعی به بخش خصوصی، میتواند نقطه عطفی در شکلگیری بازار داخلی این حوزه باشد.
این رویکرد که الهامگرفته از مدل موفق اپراتورهای مخابراتی در دهههای گذشته است، فرصتی برای تزریق پویایی به زیستبوم فناوری کشور فراهم میکند، اما موفقیت آن مستلزم مدیریت دقیق ریسکهای زیرساختی، امنیتی و رقابتی است که در شرایط تحریمهای شدید، پیچیدگی بیشتری پیدا کردهاند.
تجربه خصوصیسازی در حوزه مخابرات ثابت کرد که ورود بازیگران غیردولتی تحت نظارت رگولاتوری قوی، میتواند انحصار را بشکند، سرمایهگذاری را افزایش دهد و خدمات را برای مصرفکننده نهایی بهبود بخشد. اپراتورهایی مانند ایرانسل و رایتل نه تنها پوشش شبکه را گسترش دادند، بلکه با رقابت در تعرفهها و نوآوریهای خدماتی، استانداردهای بازار را بالا بردند.
حالا همین الگو قرار است در حوزهای استراتژیکتر یعنی ارائه زیرساختهای پردازش ابری هوش مصنوعی، مدلهای زبانی بزرگ و خدمات GPUمحور اعمال شود؛ حوزهای که نیاز به سرمایهگذاری سنگین، دسترسی به فناوریهای روز و سرعت عمل بالا دارد.
یکی از بزرگترین مزیتهای این واگذاری، توانایی بخش خصوصی در دور زدن موانع تحریم است. شرکتهای دولتی به دلیل محدودیتهای قانونی و بینالمللی، اغلب در تأمین سختافزارهای پیشرفته مانند پردازندههای گرافیکی NVIDIA با مشکلات جدی روبرو هستند. در مقابل، بخش خصوصی میتواند از مسیرهای غیررسمی، همکاری با کشورهای غیرمتحد غرب یا حتی سرمایهگذاری در تولید داخلی چیپهای جایگزین استفاده کند.
این انعطافپذیری نه تنها توسعه فارمهای پردازشی داخلی را تسریع میکند، بلکه رقابت میان اپراتورها میتواند قیمت خدمات ابری را برای استارتآپها، پژوهشگران و شرکتهای دانشبنیان کاهش دهد و نوآوری بومی را تقویت نماید.
با این وجود، چالشهای این مدل فراتر از مسائل فنی است. هوش مصنوعی برخلاف ارتباطات سنتی، با دادههای حساس کاربران سروکار دارد و تمرکز قدرت پردازشی در دست چند شرکت خصوصی میتواند ریسکهای امنیتی و حریم خصوصی ایجاد کند. اگر تنظیمگری ضعیف باشد، بازار به سمت oligopoly (انحصار چندجانبه) حرکت میکند که در آن چند بازیگر بزرگ، قیمتها را کنترل کرده و ورود بازیگران جدید را دشوار میسازند. تجربه کشورهای در حال توسعه نشان میدهد که خصوصیسازی بدون مکانیسمهای ضد انحصار، اغلب به تمرکز ثروت و قدرت منجر شده و مصرفکننده نهایی را متضرر کرده است.
مسئله نیروی انسانی نیز حیاتی است. ایران در سالهای اخیر شاهد مهاجرت گسترده متخصصان هوش مصنوعی بوده و محدودیتهای زیرساختی یکی از دلایل اصلی آن است. اپراتورهای خصوصی برای جذب و نگهداری استعدادها باید حقوق رقابتی، دسترسی به ابزارهای روز و محیط کاری جذاب فراهم کنند؛ در غیر این صورت، مغزها همچنان به خارج از کشور جریان خواهند یافت.
همچنین، مصرف انرژی بالای دیتاسنترهای هوش مصنوعی در شرایط بحران برق ایران، میتواند به افزایش هزینهها و حتی تخصیص ناعادلانه منابع منجر شود که رقابت را مختل کند.
از منظر امنیت ملی، واگذاری زیرساختهای هوش مصنوعی نیازمند پروتکلهای سختگیرانه است. این فناوری در کاربردهای دفاعی، مالی و سلامت نقش کلیدی دارد و دولت باید اطمینان حاصل کند که دادههای استراتژیک در خاک کشور باقی میمانند و اپراتورها به استانداردهای سایبری ملی پایبند هستند. عدم نظارت کافی میتواند درهای پشتی برای نفوذ خارجی باز کند یا دادههای شهروندان را در معرض سوءاستفاده قرار دهد.
در نهایت، آینده بازار اپراتورهای هوش مصنوعی ایران به کیفیت تنظیمگری بستگی دارد. رگولاتوری باید هوشمندانه عمل کند؛ رقابت را تشویق نماید، شفافیت مالی و فنی را الزامی کند، مکانیسمهای ضد انحصار قوی وضع نماید و همزمان از بخش خصوصی در برابر تحریمها حمایت کند. اگر این تعادل برقرار شود، ایران میتواند در مدت کوتاهی به قطبی منطقهای در خدمات هوش مصنوعی تبدیل شود و وابستگی به پلتفرمهای خارجی را به حداقل برساند.
در غیر این صورت، این واگذاری ممکن است به فرصتی از دست رفته تبدیل شود که به جای توسعه پایدار، به نابرابری بیشتر و عقبماندگی منجر گردد. سیاستگذاران و فعالان خصوصی اکنون در موقعیتی تاریخی قرار دارند تا با تصمیمگیریهای درست، جهشی واقعی در اقتصاد دیجیتال کشور ایجاد کنند.








